لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل خیال معقولخ
۲۷۳ عضو

خیال معقول

فماذا بعد الحق الا الضلال نگاشته های فاطمه فلاح نژاد دانش آموخته ی دکتری علوم اجتماعی دانشگاه تهران. پژوهشگر فلسفه و جامعه شناسیدر جستجوی حقیقت...
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۷ تیر
بازارسال شده از حماة الحق
thumbnail
چرا اسرائیل در فهم فرهنگ مردم ایران دچار خطا شد؟
این روزها همه تحلیل گران سیاسی داخلی و خارجی از یک اشتباه محاسباتی سخن میگویند، اسراییل و آمریکا مردم ایران را درست نشناختند و فکر کردند میتوانند بر شکافهای اجتماعی یا برخی دلخوری ها و اعتراضات مدنی سوار شوند و نهایتا به ادعای خودشان 13 روزه کار نظام را تمام کنند. خیلی ها هم خارج از ایران دندان تیز کرده بودند برای تغییر رژیم و برخی اغتشاشات. اما چرا در همان روزهای آغازین، شاهد معجزه ای تاریخی بودیم؟ معجزه ای که شاید حتی خودمان باورمان نمیشد، همه کسانی که شاید پارسال همین موقع در بحث های داغ انتخاباتی مقابل هم ایستاده بودیم، حالا دلمان برای هم می تپید؟ حالا همه مان شده بودیم فرزند یک مادر... و برای ریشه مان نگران.این را کسانی می فهمند که تاریخ داشته باشند، جهان پس از کانت در همه ساحت ها، دچار برساخت است، حتی در بسیاری از مواقع هویت را نیز به امری برساختی تقلیل می دهد و گمان میبرد می تواند به مرور هویت ملتی را تغییر بدهد، این مساله شاید برای بی وطن هایی مانند اسرائیل ممکن باشد، جایی که وطن نیست، بلکه همه چیز بر محور غصب پیش رفته است و نهایتا همه تلاشش برساخت معنای ملیت و وطن است، اما برای ملتی که پیشینه ای چند هزار ساله دارد، وطن امری حقیقی است، امری که رد پای آن را تا ژن های مشترک می توان جستجو کرد، امری که آنقدر در همه ما رسوب کرده است که تبدیل به ناخودآگاه جمعی ما شده است، و جنگ، دقیقا همان نقطه ای است که تو را نسبت به آنچه در تو نهادینه شده است خودآگاه می کند. مانند فرزندی که شاید با مادرش قهر باشد، اما کافی است تلفن را برداری، به او بگویی کسی به مادرت تعرض کرده، آن وقت است که تمام وجودش را خشم فرا میگیرد و دقیقا در همان زمان است که نسبت به حقیقت حب وجودی خود به مادرش خودآگاه می شود و همه اختلافات رنگ می بازد. این مساله را قومی که همواره در طول تاریخ بی وطنی را تجربه کرده است نمی فهمد، لذاست که در محاسبات خود نسبت به فرهنگ ملی ایرانی دچار اشتباه می شود.
undefined فاطمه فلاح نژادپژوهشگر حوزه فرهنگ
#یک_تحلیل_خوب
به حماة الحق بپیوندید:بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام | واتساپ

۹

۱۵:۱۴

جنگ عرصه ظهور حقیقت است
undefinedفاطمه فلاح نژاد
دکتری علوم اجتماعی

حقیقت همواره در زیست روزمره دچار خاک گرفتگی می شود، زندگی روزمره سرشار از تغافل هایی است که مدام انسان را درگیز ساحات مادی و بدنمند میکند، درگیر کثرات که منشا کسوف حقیقت اند. و ما را از آنچه حقیقت است دور نگه می دارد.خواه حقیقتی که برامده از ذات اقدس اله و ساحات فرامادی خود است، خواه حقیقتی که در وجود او و مرتبط با ساحات مطلقا مادی و بدنمند او امیخته است. زندگی روزمره، عرصه ساختها و برساختهای اجتماعی اما جنگ وضعیتی آستانه ای است که انسان را از تعلقات بدنمند در لحظه ای از زمان جدا میکند، و در عین حال توجهات او را به ساحات مخیل وجودش بیشتر میکند. و در اینجاست که معمولا در جنگ ها حافظه تاریخی ملت ها به کمک انها میایند. طرحواره های تاریخی آنها در لحظه حاضر می شوند، و همین امر به شکل متناقضی او را معلق میان گذشته و اینده نگه میدارد، میان مرگ و زندگی، بدن و روح، شرف و ذلت و همه ان دوگانه هایی که سویه ای مادی و سویه ای غیرمادی دارد، آنچه باید توجه کنیم همین ماهیت آستانگی جنگ است که موجب تبلور و احیای حقیقت های وجودی انسانی و اجتماعی می شود. در جنگ وضعیتی ایجاد می شود که حرکت انسان ها بواسطه شاکله های نفس انهاست نه بواسطه باورهای زودگذر یا هیجانات کاذب... و دقیقا به همین دلیل است که معمولا رفتارهای انسان ها در وضعیت جنگی غیرقابل پیش بینی می نمایاند... جنگ عرصه تجلی باطن انسانها و شاید باطن تمدن هاست و نه ظاهر.در جنگعوارض از انسان رخت میبندد، همه امور برساختی رنگ می بازد و ان چیزی نمود می یابد که در انسان یا جامعه یا تمدنی درونی شده باشد. اما... آغاز این جنگ تحمیلی برای جامعه ایرانی و انسان ایرانی که از منظر بسیاری از جامعه شناسان و تحلیلگران، انسانی مدرن، و پست مدرن شده بود که دیگر نه درکی از ایرانی بودن دارد نه درکی از غیرت دینی و غیرت ملی، لحظه اشکارگی حقیقت وطن دوستی بود، حقیقتی که در سایه پروپاگانداهای بسیار، پوشانده شده بود آنقدر که خودمان هم باورمان شده بود دیگر روی این نسل ها ضد و آلفا و بتا نمی شود حساب کرد، انگار اینها از نسل آرش کمانگیر و میرزا کوچک خان جنگلی نیستند یا حداقل امیدی به بخشی از انهایی که ظاهر متشرعی ندارند نیست غافل از انکه همه تحلیل های اجتماعی ما مبتنی بر ظواهری بود که از این نسل و از وضعیت اجتماعی ایران مشاهده می کردیم . اعتراضات اجتماعی و فرهنگی ما را بر آن داشت تا از گسست های پر نشدنی اجتماعی و گاهی نابودی اعتماد اجتماعی حرف بزنیم. اما ...آغاز این جنگ برای ما آشکارگی حقیقتی بود که شاید خودمان فراموش کرده بودیم . حقیقت آمیختگی جانمان با ایران و آینده ی او که نمیخواهیم بدست کسی بجز خودمان رقم بخورد..
#جنگ #زندگی#وطن#جنگ_۱۲روزه
@ffallahnejad

۲۸۸

۱۵:۱۶

۸ تیر
تاب‌آوری یا استقامت؟ مسئله فقط یک واژه نیست...
undefinedفاطمه فلاح نژاد
دکتری علوم اجتماعی

مفاهیم صرفاً ابزار توصیف واقعیت نیستند؛ گاه خود در ساختن واقعیت اجتماعی نقش دارند. در بزنگاه‌های تاریخی، انتخاب واژه‌ها تعیین می‌کند که جامعه چگونه خود را بفهمد: به‌مثابه «سیستمی در معرض خطر» یا «امتی در حال پیمودن راهی تاریخی». یکی از مفاهیمی که این روزها در ادبیات رسمی و دانشگاهی بسیار تکرار می‌شود، «تاب‌آوری» است. اما آیا این واژه دقیقاً آنچه را در تجربه اجتماعی ما رخ می‌دهد توضیح می‌دهد؟در ادبیات بین‌المللی، تاب‌آوری (Resilience) عموماً به توانایی یک سیستم برای مقاومت، جذب، انطباق و بازیابی پس از شوک تعریف می‌شود .در این معنا، جامعه همچون سیستمی است که باید حداقل آشفتگی را تجربه کند و پس از ضربه، خود را بازسازی نماید. تاب‌آوری الزاماً به معنای نبود آسیب نیست؛ حتی می‌تواند هم‌زمان با صدمه وجود داشته باشد. همچنین ویژگی صرف افراد نیست، بلکه خاصیت یک شبکه یا نظام اجتماعی است.اما در سنت قرآنی، واژه‌ای که برای مواجهه با دشواری‌ها به کار می‌رود، «استقامت» است؛ مفهومی که بار معنایی متفاوتی دارد. در قرآن، استقامت به معنای ایستادگی، ادامه دادن و منحرف نشدن از مسیر است: «فاستقم کما أُمِرت» (هود: ۱۱۲). مقابل آن «طغیان» است؛ یعنی خروج از حد و انحراف از مسیر. در این منطق، مسئله صرفاً تحمل بحران یا بازیابی تعادل نیست، بلکه پیمودن خط مستقیم و متوقف نشدن در میانه راه است. چنان‌که تأکید می‌شود: رسیدن به نتایج، محتاج تداوم و استقامت است، و «تداوم» عنصری فراتر از آغاز یک حرکت است.استقامت در اهداف است، نه لزوماً در روش‌ها؛ روش‌ها می‌توانند دستخوش آزمون و خطا شوند، اما هدف نباید دچار زاویه و انحراف گردد. در این چارچوب، دو عامل انحراف مطرح می‌شود: عامل درونی (هواهای نفسانی و منافع کوتاه‌مدت) و عامل بیرونی (فشارها و تهدیدهای بیرونی). بنابراین استقامت صرف پایداری منفعلانه نیست؛ بلکه نوعی پافشاری آگاهانه بر مسیر معنا است.
تفاوت اصلی اینجاست: تاب‌آوری عمدتاً در چارچوب مدیریت بحران و کاهش خطر تعریف می‌شود؛ استقامت در افق غایت‌مندی و حرکت تاریخی. اولی به حفظ سیستم می‌اندیشد، دومی به وفاداری به مسیر. اولی می‌پرسد «چگونه کمترین آسیب را ببینیم؟»؛ دومی می‌پرسد «چگونه راه را گم نکنیم؟».
این تمایز صرفاً واژگانی نیست. اگر جامعه‌ای را فقط از دریچه تاب‌آوری ببینیم، افق تحلیل ما به سطح سازگاری تقلیل می‌یابد. اما اگر از استقامت سخن بگوییم، مسئله به سطح هویت، جهت‌گیری و تداوم تاریخی ارتقا می‌یابد. پرسش اساسی شاید این باشد: ما خود را چگونه می‌فهمیم؟ سیستمی در معرض مخاطره، یا جمعی در حال پیمودن راهی که برای آن معنا قائل است؟
انتخاب میان این دو، انتخاب میان دو افق فهم و دو مبنای سیاستگذاری است...
#تاب_آوری#استقامت#جنگنوشت@ffallahnejad
undefined۱۸
undefined۶
undefined۱

۱.۹K

۲۱:۱۰

چرا خیال برای من مهم است؟
خیال ابزار شکل دهی هویت های جمعی است- ساحتی که می تواند احساس تعلق و هویت مذهبی-اجتماعی را تقویت کند و تجربه زمان و تاریخ را به فرد پیوند بدهد.
@ffallahnejad

۲۹۶

۲۲:۰۲

۱۰ تیر
بعثت اجتماعی؛ لحظه‌ای که جامعه خود را کشف می‌کند

undefinedفاطمه فلاح نژاد
دکتری علوم اجتماعی

در تاریخ جوامع گاه لحظاتی پدید می‌آید که با معیارهای معمول جامعه‌شناسی به‌سادگی قابل توضیح نیست. جامعه‌ای که پیش‌تر در معرض پراکندگی منافع، اختلاف سلیقه‌ها و فشارهای بیرونی قرار داشته است، ناگهان به سطحی از انسجام و کنشگری می‌رسد که بیشتر به یک «جهش» شباهت دارد تا یک تغییر تدریجی. این جهش صرفاً نتیجه هیجان جمعی یا بسیج مقطعی نیست، بلکه نشانه نوعی دگرگونی در عمق حیات اجتماعی است.برای فهم چنین لحظاتی باید از نگاه صرفاً کارکردی یا روان‌شناختی عبور کرد و به لایه‌ای عمیق‌تر از واقعیت اجتماعی وارد شد. در این سطح، جامعه تنها مجموعه‌ای از افراد منفصل نیست؛ بلکه نوعی حیات مشترک دارد که می‌تواند در طول زمان رشد کند، ضعیف شود یا به مرتبه‌ای شدیدتر از وجود برسد.وقتی جامعه به ذخیره‌ای از تجربه مشترک، حافظه تاریخی و معناهای مشترک دست می‌یابد، رخدادهای بزرگ می‌توانند به جای فروپاشی، به تمرکز و انسجام منجر شوند. در چنین شرایطی، جامعه از وضعیت واکنشی خارج می‌شود و به مرحله‌ای می‌رسد که می‌تواند درباره مسیر خود بیندیشد و آگاهانه عمل کند.این همان لحظه‌ای است که می‌توان از «بعثت اجتماعی» سخن گفت؛ لحظه‌ای که جامعه درمی‌یابد تنها مجموعه‌ای از افراد پراکنده نیست، بلکه حامل نوعی مسئولیت تاریخی است. بعثت اجتماعی زمانی رخ می‌دهد که یک جمع انسانی بتواند از سطح توده‌ای عبور کند و خود را به عنوان فاعل تاریخ درک کند.در این نقطه، عاطفه جمعی به اراده تبدیل می‌شود و احساس مشترک به کنش مسئولانه راه می‌برد. جامعه دیگر صرفاً واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه می‌تواند مسیر خود را انتخاب کند. چنین لحظه‌ای آغاز مرحله‌ای تازه در حیات جمعی است؛ مرحله‌ای که در آن جامعه از سطح پراکندگی عبور کرده و به افق وحدت آگاهانه نزدیک می‌شود.


@ffallahnejad
undefined۹

۳.۳K

۱۹:۱۹

۱۲ تیر
این یک تشییع نیست این صدای انتقام خواهی هست
این یک پیکر بی جان نیست رهبریست که سپاه خود را فراخوانده
آخرین لبیک ما به آقای شهیدمان ،تهران دوشنبه
رهبر ما همچون جد شهیدش با خانواده به میدان خیابان می آید و ما به دنبال او با سر می دویم


#باید_برخاست
undefined۲

۲۱۲

۱۱:۳۰

۱۷ تیر
thumbnail
شاعر:شهید، سیدعلی حسینی‌خامنه‌ای
از سر ره، تا غبار افشاند جان، برخاستمچون الف در وصلِ جانان از میان برخاستمغرقِ خون، هرچند جامِ روزی‌ام چون لاله بوداز کنارِ خوانِ قسمت، شادمان برخاستممقصد از سامانِ هستی، مهرِ تابانِ تو بودهمچو شبنم چهره چون دادی نشان، برخاستمدر لگدکوبِ حوادث جانِ دیگر یافتمچون غبار از زیرِ پایِ کاروان برخاستمهمچو بلبل با گران‌جانان ندارم اُلفتیطوطیان تا لب گشودند از میان برخاستمصحبت شوریده‌حالان مایه شوریدگی استبا «امین» هرگه نشستم، بی امان برخاستم

#باید_برخاست
undefined۴

۲۶۶

۳:۵۸

۲۳ تیر
thumbnail
undefinedخیال جمعی و امر قدسی: تأملی در مناسک معاصر
undefinedدکتر فاطمه فلاح‌نژادپژوهشگر علوم اجتماعی و مدرس دانشگاهundefinedجمعه ۲۶ تیرماهساعت ۱۴
undefinedپیوند جهت حضور مجازی: undefinedhttps://skyroom.online/ch/isu/candc---------------------------------------------------------------

@ffallahnejad
undefined۱۰

۴۷۱

۱۰:۱۹

۳۱ تیر
thumbnail
اینها پیکر دانش اموزان میناب نیست، هر کدام قطعاتی از وجود مادران مینابی است که در دستان مردم تشیع می شود..
اینها برگی از تاریخ این سرزمین است، که حالا باید روبروی همه سیاستمداران و انسان های آزاده باشد...
این تابوت ها را باید نوشت، نه در داستان، نه در شعر، بلکه در کتابهای نظری مرتبط با غرب... هرکس که میخواهد کتابی درباره ی خوی وحشی مدرن بنویسد، باید از کودکان غزه، از کودکان میناب، و از کودکان لبنان حرف بزند....اینها همگی سند زیاده خواهی های ذاتی و بنیادی استکباری نظام جهانی جدید است.... آن وضعیتی که از استعمار قدیم، صورتی جدید یافت و در قالبهای شکلات پیچ، ادامه پیدا کرد و حالا در حال نقاب افکندن است....

ننگ برمن اگر نسل به نسل نفرت از مستکبرین عالم را در دل ها نکارم‌.....
ننگ بر من اگر کودکانم را بدون آرمان نابودی ظلم مستکبرین تربیت کنم...
#میناب#تمدن_مدرن
@ffallahnejad

۳۰۷

۶:۵۸

۲ مرداد
بازارسال شده از بعثت خون (بازخوانی اصحاب علوم انسانی از یک اربعین حضور و حیات امام شهید در جهان اجتماعی)
thumbnail
undefined دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، دانشگاه علوم اسلامی رضوی و سازمان علمی و فرهنگی آستان قدس رضوی برگزار می‌کنند:
undefined هم‌اندیشی اصحاب علوم انسانی و اجتماعی پیرامون:شهادت امام خامنه‌ای(ره) و بازتاب آن در جهان اجتماعی
undefinedبه همراه آیین رونمایی از کتاب 🩸 «بعثت خون» 🩸
undefinedبا حضور اساتید حوزه و دانشگاه:- حجت‌الاسلام والمسلمین حمید پارسانیا- دکتر سهیلا صادقی- دکتر بیژن عبدالکریمی- دکتر فریبا علاسوند- حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر احمد واعظیو...undefined زمان: دوشنبه ۵ مرداد، ساعت ۱۵ لغایت نماز مغرب و عشاءundefined آدرس: قم، چهار راه شهدا، ابتدای خیابان صفائیه،سازمان علمی و فرهنگی آستان قدس رضوی، سالن شیخ طوسی
#بعثت_خون#آئین_رونمایی#آیت_الله_شهید_سید_علی_حسینی_خامنه‌ای
undefined لینک ورود به جلسه مجازی: http://meet.razavi.ir/ch/sco_qom
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefined https://ble.ir/besatekhoon undefined https://eitaa.com/besatekhoon

۱

۹:۱۳