۶۲۰
۱۵:۲۶
۶۲۱
۱۵:۲۶
۶۴۶
۱۰:۳۹
1_18284454285.pdf
۳۸.۲۵ مگابایت
۲۸۲
۱۲:۲۲
کتاب کمک آموزشی فارسی نهم خیلی سبز
۲۷۷
۱۲:۲۳
1_7849255838.pdf
۴۲.۳۶ مگابایت
۲۹۰
۱۲:۲۸
کتاب کمک آموزشی فارسی نهم گاج
۲۸۹
۱۲:۲۸
#معطوف
کلمه یا گروهی که پس از واو عطف می آید و همان نقش را می گیرد که کلمه یا گروه قبل از واو عطف می گیرد.کلمه + و + کلمه معطوف علیه + و + معطوفمعطوف همان نقشی را می گیرد که معطوف علیه می گیرد .
#چند_نکته
۱_تفاوت واو عطف با ربطواوربط بین جمله ها می آید اما واو عطف بین کلمات و گروهها
واو ربط : او رفت و آمد
واو عطف : دختران و پسران
۲_ واوی که بین دو فعل می آید از نوع عطف نیست
عقلم شد و آمد : واو ربط
آمدن و رفتن کار اوست ؛ واو عطف ( مصادر اسم هستند)
۳_گاهی 《و》 میانوند است و نباید با 《 و 》 عطف اشتباه شود مثلا در واژه های زیر :
دید و بازید ، آمدو شد ، آمد و رفت ، گفت و گو ( اگر مکث پایانی داشته باشند)
۴_ گاهی 《و 》 حرف اضافه است اگر معادل در " مقابل " و " همراه " باشد
نمونه اش را در بحث " متمم " آوردیم .۳
۵_《 و 》 بین شبه جمله ها از نوع ربط است نه عطف
دردا و حسرتا «و »
ربط
۶_گاهی به جای واو عطف ویرگول می آید:عشق ، معشوق وعاشقهم معشوق ، معطوف است هم عاشق
۸_ گاهی به جای واو عطف 《 یا 》 می آید
لعل یا عقیق(عقیق معطوف به لعل است .)
#چند_نمونه
🟡تو و زهد و پارسایی،من و عاشقی و مستی
تو همراه زهد و پارساییمن همراه عاشقی و مستی_تو ( همراه / حرف اضافه ) زهد و ( عطف ) پارساییمن و(همراه/ حرف اضافه )عاشقی و ( عطف ) مستی
عشق آمد و ( ربط) شد چونم اندر رگ و ( عطف ) پوست
پای نهادم به تماشا و ( عطف ) گشت گشت معطوف به تماشا است و چون تماشا متمم است گشت نیز متمم است .
🟤که باید رفتن و واهشتن این دشت :《و 》 ربط است ، زیرا بین دو جمله ( فعل ) قرار گرفته است :باید رفت و باید این دشت را واهشت.
کلمه یا گروهی که پس از واو عطف می آید و همان نقش را می گیرد که کلمه یا گروه قبل از واو عطف می گیرد.کلمه + و + کلمه معطوف علیه + و + معطوفمعطوف همان نقشی را می گیرد که معطوف علیه می گیرد .
#چند_نکته
۱_تفاوت واو عطف با ربطواوربط بین جمله ها می آید اما واو عطف بین کلمات و گروهها
۲_ واوی که بین دو فعل می آید از نوع عطف نیست
۳_گاهی 《و》 میانوند است و نباید با 《 و 》 عطف اشتباه شود مثلا در واژه های زیر :
۴_ گاهی 《و 》 حرف اضافه است اگر معادل در " مقابل " و " همراه " باشد
۵_《 و 》 بین شبه جمله ها از نوع ربط است نه عطف
۶_گاهی به جای واو عطف ویرگول می آید:عشق ، معشوق وعاشقهم معشوق ، معطوف است هم عاشق
۸_ گاهی به جای واو عطف 《 یا 》 می آید
#چند_نمونه
🟡تو و زهد و پارسایی،من و عاشقی و مستی
عشق آمد و ( ربط) شد چونم اندر رگ و ( عطف ) پوست
پای نهادم به تماشا و ( عطف ) گشت گشت معطوف به تماشا است و چون تماشا متمم است گشت نیز متمم است .
🟤که باید رفتن و واهشتن این دشت :《و 》 ربط است ، زیرا بین دو جمله ( فعل ) قرار گرفته است :باید رفت و باید این دشت را واهشت.
۴۰۶
۱۶:۰۲
قیدها
اجزای غیر اصلی جمله :
غیر از قسمتهای اصلی که در جمله بکار می روند کلمات (واژه های ) دیگری نیز نویسنده یا شاعر در جمله استفاده می کند که به آن اجزاع غیر اصلی می گوییم که باعث گسترده شدن وزیباتر شدن جمله و قابل درک بهتر برای شنونده می شود .
ازجمله این اجزا می توان به انواع قید، ضمیرها، صفت، تشبیهات، استعارات، کنایه ها، ایهام جناس ها و غیره اشاره کرد .
قید:
قید کلمه یا گروهی است که مفهومی به مفهوم فعل و نیز به مفهوم صفت یا مسند یا قید دیگر و یا مصدر می افزاید و تو ضیحی درباره آنها می دهد و آنها را با آن مفهوم جدید مقید می کند . قیدی که فعل را مقید می کند قید فعل نامیده می شود . قید فعل چگونگی وقوع فعل را بیان می کند یا آن را به چیزی از قبیل مقدار، زمان، ترتیب، تکرار ومانند آنها وابسته می سازد .
بهترین راه شناخت قید در جمله این است که آن را از جمله حذف کنیم اگر در مفهوم جمله خللی ایجاد نشود آن کلمه قید می باشد .
اقسام قید( از نظر مفهوم ) :
قید از نظر مفهوم ،یعنی زمان، مکان، مقدار، چکونگی، یا مفهومی جز آن را برساند . معروفترین اقسام قید:
1- قید زمان: مانند روز، شب، صبح، امروز، امشب و ...
2- قید مکان: اینجا، آنجا، هر روز، همه جا، عقب، پایین و...
3- قید مقدار(کمیت): کم بیش، بسیار، خیلی، بس، کمی و...
4- قید کیفیت(چگونگی ): مانند، خوب، بد، زشت، زیبا، چگونه، آهسته ...
5- قید حالت: قید حالت، که حالت و چگونگی فاعل یا مفعول را در حین انجام دادن یا انجام گرفتن کار می رساند.
مانند: احمد خندان آمد. خندان حالت خندیدن را نشان می دهد .
6- قید تمنا: کاش، کاشکی، ان شالله، لطفاً، ای افسوس ،
7- قید تاسف: متاسفانه، افسوس، وای، دریغ، دریغا و...
8- قید تعجب: عجب، شگفتا، وه ، به به و...
9- قید قصد: ترحما، از روی تفنن، تبرکا و...
10- قید تدریج: دقیقه به دقیقه، هفته به هفته، اندک به اندک و...
11- قید تکرار: باز، دیگر، دوباره، دو مرتبه، مجدداً و...
12- قید تفسیر: یعنی، بدین معنی که، به عبارت دیگر و...
13- قید ترتیب: یک یک، دو دو، پی در پی و...
14- قید پرسش: آیا، چرا، چه، کجا و...
15- قید استثنا: بجزکه، مگر که، استثنائاًو...
16- قید نفی: هرگز، به هیچ وجه، ابداً و...
17- قید تصدیق و تاکید: بلی، حتماً، قطعاً و...
18- قید تشبیه: گویی، گفتی، به سان و...
19- قید علت: از این رو، بدین جهت، به این دلیل و...
20- قید انحصار: فقط، بس، تنها، منحصراً.
21- قید تبری و ادب: دور از مجلس، خدا نکرده، دور از رو.
22- قید اختصار: فی الجمله، باری، الغرض.
اقسام قید (از جهت ساخت ):
قید را از جهت ساختمان آن می توان به چهار دسته تقسیم کرد: قید ساده، قید مرکب، عبارت قیدی، قید موول .
قیدساده:که آن را قید مفرد نیز می گویند قیدی است که یک واژه بیشتر نیست یعنی قابل تجزیه به اجزای زبانی نیست .
مانند: هنوز، هرگز، شب، روز، خوب.
قید مرکب: قیدی است که از دو یا چند واژک یا واژه ساخته شده باشد. ترکیب ونسبت آنها با یکدیگر انحای مختلف پیدا می کند .
مانند: امشب می آیم. امشب = (ام =این صفت اشاره) + شب( اسم ،موصوف ام، قید مشترک).
گروه یا عبارت قیدی: اغلب گروه متممی است که در جمله قید واقع می شود به عبارت دیگر حرف اضافه و متممی که بعد از آن می آید و وابسته ها (صفت، مضاف الیه، بدل) و معطوفهای آن، مجموعا در جمله قید واقع می شود .
در اواسط این دوره طلا و جواهر و این طور چیزها دیده می شود .
در اواسط این دوره ،عبارت قیدی و قید زمان است و مرکب است از:
در (حرف اضافه) + (اواسط)متمم + این (صفت اشاره برای دور)+ دوره(مضاف الیه ).
قید موول: جمله ای است که قابل تاویل به غیر جمله می باشد و به همین جهت آن را قید موول می نامیم یعنی قیدی که تاویل می شود . اغلب به جای قید موول می توان قید ساده یا قید مرکب یا عبارت قیدی گذاشت .
کودک در حالی که گریه می کرد به طرف مادرش رفت.
((در حالی که گریه می کرد ،جمله ناقصی است که حالت فاعل فعل "رفت " را بیان می کند . به جای آن می توان قید حالت مرکب"گریه کنان" را گذاشت: کودک گریه کنان به طرف مادرش رفت. قیدها از نظر ظاهر:
الف : قیدهای نشانه دار :
در ساختمان این نوع قیدها علامتی است که بدان شناخته می شوند.
1- کلمات تنوین دار: هر واژه ای که در آخر آن تنوین بیاید، به گروه قیدی (قید مختص نشانه دار) تبدیل می شود .شمار زیادی از این واژه ها را می توان به شکل (پیشوند +گروه اسمی )درآورد.
اصلاً ( = در اصل) احتراماً( = با احترام ) تدریجاً(= به تدریج )و...
واژه های تنوین دار عربی از این جمله اند. مانند : واقعاً
اجزای غیر اصلی جمله :
غیر از قسمتهای اصلی که در جمله بکار می روند کلمات (واژه های ) دیگری نیز نویسنده یا شاعر در جمله استفاده می کند که به آن اجزاع غیر اصلی می گوییم که باعث گسترده شدن وزیباتر شدن جمله و قابل درک بهتر برای شنونده می شود .
ازجمله این اجزا می توان به انواع قید، ضمیرها، صفت، تشبیهات، استعارات، کنایه ها، ایهام جناس ها و غیره اشاره کرد .
قید:
قید کلمه یا گروهی است که مفهومی به مفهوم فعل و نیز به مفهوم صفت یا مسند یا قید دیگر و یا مصدر می افزاید و تو ضیحی درباره آنها می دهد و آنها را با آن مفهوم جدید مقید می کند . قیدی که فعل را مقید می کند قید فعل نامیده می شود . قید فعل چگونگی وقوع فعل را بیان می کند یا آن را به چیزی از قبیل مقدار، زمان، ترتیب، تکرار ومانند آنها وابسته می سازد .
بهترین راه شناخت قید در جمله این است که آن را از جمله حذف کنیم اگر در مفهوم جمله خللی ایجاد نشود آن کلمه قید می باشد .
اقسام قید( از نظر مفهوم ) :
قید از نظر مفهوم ،یعنی زمان، مکان، مقدار، چکونگی، یا مفهومی جز آن را برساند . معروفترین اقسام قید:
1- قید زمان: مانند روز، شب، صبح، امروز، امشب و ...
2- قید مکان: اینجا، آنجا، هر روز، همه جا، عقب، پایین و...
3- قید مقدار(کمیت): کم بیش، بسیار، خیلی، بس، کمی و...
4- قید کیفیت(چگونگی ): مانند، خوب، بد، زشت، زیبا، چگونه، آهسته ...
5- قید حالت: قید حالت، که حالت و چگونگی فاعل یا مفعول را در حین انجام دادن یا انجام گرفتن کار می رساند.
مانند: احمد خندان آمد. خندان حالت خندیدن را نشان می دهد .
6- قید تمنا: کاش، کاشکی، ان شالله، لطفاً، ای افسوس ،
7- قید تاسف: متاسفانه، افسوس، وای، دریغ، دریغا و...
8- قید تعجب: عجب، شگفتا، وه ، به به و...
9- قید قصد: ترحما، از روی تفنن، تبرکا و...
10- قید تدریج: دقیقه به دقیقه، هفته به هفته، اندک به اندک و...
11- قید تکرار: باز، دیگر، دوباره، دو مرتبه، مجدداً و...
12- قید تفسیر: یعنی، بدین معنی که، به عبارت دیگر و...
13- قید ترتیب: یک یک، دو دو، پی در پی و...
14- قید پرسش: آیا، چرا، چه، کجا و...
15- قید استثنا: بجزکه، مگر که، استثنائاًو...
16- قید نفی: هرگز، به هیچ وجه، ابداً و...
17- قید تصدیق و تاکید: بلی، حتماً، قطعاً و...
18- قید تشبیه: گویی، گفتی، به سان و...
19- قید علت: از این رو، بدین جهت، به این دلیل و...
20- قید انحصار: فقط، بس، تنها، منحصراً.
21- قید تبری و ادب: دور از مجلس، خدا نکرده، دور از رو.
22- قید اختصار: فی الجمله، باری، الغرض.
اقسام قید (از جهت ساخت ):
قید را از جهت ساختمان آن می توان به چهار دسته تقسیم کرد: قید ساده، قید مرکب، عبارت قیدی، قید موول .
قیدساده:که آن را قید مفرد نیز می گویند قیدی است که یک واژه بیشتر نیست یعنی قابل تجزیه به اجزای زبانی نیست .
مانند: هنوز، هرگز، شب، روز، خوب.
قید مرکب: قیدی است که از دو یا چند واژک یا واژه ساخته شده باشد. ترکیب ونسبت آنها با یکدیگر انحای مختلف پیدا می کند .
مانند: امشب می آیم. امشب = (ام =این صفت اشاره) + شب( اسم ،موصوف ام، قید مشترک).
گروه یا عبارت قیدی: اغلب گروه متممی است که در جمله قید واقع می شود به عبارت دیگر حرف اضافه و متممی که بعد از آن می آید و وابسته ها (صفت، مضاف الیه، بدل) و معطوفهای آن، مجموعا در جمله قید واقع می شود .
در اواسط این دوره طلا و جواهر و این طور چیزها دیده می شود .
در اواسط این دوره ،عبارت قیدی و قید زمان است و مرکب است از:
در (حرف اضافه) + (اواسط)متمم + این (صفت اشاره برای دور)+ دوره(مضاف الیه ).
قید موول: جمله ای است که قابل تاویل به غیر جمله می باشد و به همین جهت آن را قید موول می نامیم یعنی قیدی که تاویل می شود . اغلب به جای قید موول می توان قید ساده یا قید مرکب یا عبارت قیدی گذاشت .
کودک در حالی که گریه می کرد به طرف مادرش رفت.
((در حالی که گریه می کرد ،جمله ناقصی است که حالت فاعل فعل "رفت " را بیان می کند . به جای آن می توان قید حالت مرکب"گریه کنان" را گذاشت: کودک گریه کنان به طرف مادرش رفت. قیدها از نظر ظاهر:
الف : قیدهای نشانه دار :
در ساختمان این نوع قیدها علامتی است که بدان شناخته می شوند.
1- کلمات تنوین دار: هر واژه ای که در آخر آن تنوین بیاید، به گروه قیدی (قید مختص نشانه دار) تبدیل می شود .شمار زیادی از این واژه ها را می توان به شکل (پیشوند +گروه اسمی )درآورد.
اصلاً ( = در اصل) احتراماً( = با احترام ) تدریجاً(= به تدریج )و...
واژه های تنوین دار عربی از این جمله اند. مانند : واقعاً
۲۸۲
۶:۳۵