پارت اخردوستتون دارم مطمئنم گربم ازت خوشش میاد
'خب.. بیا بریم پیشش ولی قبلش بریم دوش بگیریم
(بعد حموم )
ی لباس بده فقط'بیا این باکسرو بپوش تا بقیشم بهت بدمچشم
'اممم میخوام ی لباس بدم که این کبودیا قشنگ خود نمایی کنه بیا اینارو بپوش
ولی این خیلی بازه(ی شلوارک که تا زیر کونشو گرغته بود و ی تیشرت که یقش تا کجا باز بود) 'عب نداره همین خوبه (خوش ی شلوار گشاد پوشید و ی تیشرت ساده) جیمین چی
'سه روز میره مرخصی
باهات تنهام؟ کمک'عهههه دلتم بخوادخطرناکی عجیب
'بپوش اینارو ببینم میخوایم بریم پیش گوربات اصلا نپوش.
واقعا؟توهم نپوش میخوام هر چقد خواستم رو ی بدن ددیم مارک بزارم' بیا فعلا بریم(با خنده) بریم فقط یادت نره نزدیکم نشو پسرم غیرتیه
'پسرت؟؟ حالا دیگه به ددیت میگی نزدیکت نشه چون اون گربه روت غیرتیه توله؟ اصلا الان گربهه رو بیرون میکنم از خونم
منم با گربه میرم پس اون بهنرین دوستمه بعدم لوس بازی در نیار بیا'یعنی تو الان گربتو به من ترجیح دادی؟ اون گربه ی رغیب عشقیه بزرگه!!!عههه حسودد بیا دیه اون فقط گربست
یونگی: تا دروباز کردیم خودشو مالید ب هوپ هی هی گربه هه از بیبیه من دور بمون رو تخت هوپ نشستم و هوپو نشوندم تو بغلم...میخواستم ببینم گربه هه چیکار میکنه تا میخواست چنگم بزنع هوپ گرفتش تقلا میکرد که از دست هوپ فرار کنه و منو تیکه پاره کنه
راستی پیشولی میتونی همه جا دیگه بری'کیی گفتههه آشپزخونه و استادیو ممنوعه بقیه جاها مجازه برهدیدی چنگنه مهلبونه اگر میتونستم میخوردمش
'نچ اینارو من اثر نداره آشپزخونه و استادیو عمرا بذارم بره... اگه بره تورو جاش تنبیه میکنم
ددی'جانم؟گوربا ی خوبیه انقد اذیتش نکن
'بابا من که کاریش ندارم فقط آشپزخونه یهو موهاش میریزه تو غذایی چیزی...و استادیو میزنه ساز هامو خراب میکنه
پس قول میدم نره' هی هوپی برو لباس بپوش دیه سرده هوا(از توی کمد ی هودی و ی شلوار در اورد و پوشید) (فردا...) هوپ: بیدار شدم عاشقش بودم ولی اون روانی بود ممکن بود بهم اسیب بزنه ی نامه براش نوشتم و لبشو بوسیدم و رفتم دونبال و با اون بیلیلتبه ی کشور دیگه رفتیم دلم براش تنگ میشد ولی من باید از خودم مراقبت مبکردمیونگی: بیدار شدم.. کل خونه رو گشتم ولی نبود ی نامه دیدم خوندمش:ببخشید ولی تو دقیقا حالات ی روانی رو داری پس نمیتونم باهات باشم خدافظ عشقم و اینکه جیمینم بردم چیییی پس.. پس دیشبش.. همش نقش بازی میکرد؟؟؟ کاغذ از دستم افتاد و خودمم روی زانو هام فرود اومدم : ا اره.. اره من روانیم.. من دیوونم.. ولی دیوونه تو.. هققق برگرد.. تنهام نذار.. من من میرم پیش روانپزشک درمان میشم.. قول میدم.. من که گفتم بهت اسیب نمیزنممممممم حداقل رونیا... اون.. اون چرا تنهام گذاشت؟ اون درسته برام کار میکرد ولی دوستمم بود..(نکته: جیمین دوست بچگی های یونگیع مامانش برای خانواده یونگی کار میکرد و این دوتا باهم دوست بودن) برگه استخدام.. شمارشش اونجا هستتتت اشک. هامو پاک کردم و به شماره روی برگ زنگ زدم جوابی نگرفتم
'خب.. بیا بریم پیشش ولی قبلش بریم دوش بگیریم
(بعد حموم )
ی لباس بده فقط'بیا این باکسرو بپوش تا بقیشم بهت بدمچشم
'اممم میخوام ی لباس بدم که این کبودیا قشنگ خود نمایی کنه بیا اینارو بپوش
ولی این خیلی بازه(ی شلوارک که تا زیر کونشو گرغته بود و ی تیشرت که یقش تا کجا باز بود) 'عب نداره همین خوبه (خوش ی شلوار گشاد پوشید و ی تیشرت ساده) جیمین چی
'سه روز میره مرخصی
باهات تنهام؟ کمک'عهههه دلتم بخوادخطرناکی عجیب
'بپوش اینارو ببینم میخوایم بریم پیش گوربات اصلا نپوش.
واقعا؟توهم نپوش میخوام هر چقد خواستم رو ی بدن ددیم مارک بزارم' بیا فعلا بریم(با خنده) بریم فقط یادت نره نزدیکم نشو پسرم غیرتیه
'پسرت؟؟ حالا دیگه به ددیت میگی نزدیکت نشه چون اون گربه روت غیرتیه توله؟ اصلا الان گربهه رو بیرون میکنم از خونم
منم با گربه میرم پس اون بهنرین دوستمه بعدم لوس بازی در نیار بیا'یعنی تو الان گربتو به من ترجیح دادی؟ اون گربه ی رغیب عشقیه بزرگه!!!عههه حسودد بیا دیه اون فقط گربست
یونگی: تا دروباز کردیم خودشو مالید ب هوپ هی هی گربه هه از بیبیه من دور بمون رو تخت هوپ نشستم و هوپو نشوندم تو بغلم...میخواستم ببینم گربه هه چیکار میکنه تا میخواست چنگم بزنع هوپ گرفتش تقلا میکرد که از دست هوپ فرار کنه و منو تیکه پاره کنه
راستی پیشولی میتونی همه جا دیگه بری'کیی گفتههه آشپزخونه و استادیو ممنوعه بقیه جاها مجازه برهدیدی چنگنه مهلبونه اگر میتونستم میخوردمش
'نچ اینارو من اثر نداره آشپزخونه و استادیو عمرا بذارم بره... اگه بره تورو جاش تنبیه میکنم
ددی'جانم؟گوربا ی خوبیه انقد اذیتش نکن
'بابا من که کاریش ندارم فقط آشپزخونه یهو موهاش میریزه تو غذایی چیزی...و استادیو میزنه ساز هامو خراب میکنه
پس قول میدم نره' هی هوپی برو لباس بپوش دیه سرده هوا(از توی کمد ی هودی و ی شلوار در اورد و پوشید) (فردا...) هوپ: بیدار شدم عاشقش بودم ولی اون روانی بود ممکن بود بهم اسیب بزنه ی نامه براش نوشتم و لبشو بوسیدم و رفتم دونبال و با اون بیلیلتبه ی کشور دیگه رفتیم دلم براش تنگ میشد ولی من باید از خودم مراقبت مبکردمیونگی: بیدار شدم.. کل خونه رو گشتم ولی نبود ی نامه دیدم خوندمش:ببخشید ولی تو دقیقا حالات ی روانی رو داری پس نمیتونم باهات باشم خدافظ عشقم و اینکه جیمینم بردم چیییی پس.. پس دیشبش.. همش نقش بازی میکرد؟؟؟ کاغذ از دستم افتاد و خودمم روی زانو هام فرود اومدم : ا اره.. اره من روانیم.. من دیوونم.. ولی دیوونه تو.. هققق برگرد.. تنهام نذار.. من من میرم پیش روانپزشک درمان میشم.. قول میدم.. من که گفتم بهت اسیب نمیزنممممممم حداقل رونیا... اون.. اون چرا تنهام گذاشت؟ اون درسته برام کار میکرد ولی دوستمم بود..(نکته: جیمین دوست بچگی های یونگیع مامانش برای خانواده یونگی کار میکرد و این دوتا باهم دوست بودن) برگه استخدام.. شمارشش اونجا هستتتت اشک. هامو پاک کردم و به شماره روی برگ زنگ زدم جوابی نگرفتم
۳۴۸
۸:۴۲
ادامه بدم؟
۲۶۵
۸:۴۲
بالای سه لایک باشه ادامه میدم ی پارت دیگه
۳۴۷
۸:۴۳
هوپ: ی سال گذشت واقعا دلم تنگه از وقتی اومدم هرشب گریه میکنم ولی دیده بودم که اهنگامو میدید و لایک میکرد من همیسه منتظر اهنگ اون بودم ولی فقط لایک میکرد پس برگشتم~چرا باز گریه میکنی چیشدهمن دیگه نمیتونم بدون اون نمیتونم میخوام برگردم تو بمون
~باهات میام.. اصلا نباید ولش میکردم اون دوست بچگیامم هست و البته خیلیم بی عرضس نمیدونم این یک سالو چجوری گذرونده شاید خدمتکار جدید گرفته
بیلیت برا شب داره (شب وقتی رسیدن) یونگی: شیشه الکل رو پرت کرد کنار بقیه شیشه هارفت سر گوشیش و چک کرد شاید عشقش اهنگ جدیدی گذاشته باشه ولی خب هنوز نذاشته بودرفت توی بالکن و سیگارشو در اورد و روشن کردتو این یک سال کارش همین شده بود.. الکل، سیگار، نودل (غذای دیگه ای بلد نبود درست کنه)هوپ: در زدم صدای دادش اومد ک میگفت کیه ولی من صکوت کردم تا اولین حرف بغل باشع وقتی درو باز کرد پریدم بغلش'ج ج جی ه هو پ؟ جانم
یونگی: تو... هقققق کجا رفته بودییییی
محکم بغلش کردم. متاسفممم دیگه هق ترکم نکن.. میرم پیش روانپزشک... قول میدم مثل... مثل روانیا رفتار نکنم سرمو تو گردنش فرو بردم و نفس عمیقی کشیدم و باز اشک هام شونه هوپیو خیس کرد
من تورو روانی میخوام بدون هیچ درمانی همین روانیو میخوام'ولی تو.. بخاطر این.. یک سال تموممم ولم کردی... هق تنها چیزی ک زنده نگهم داشت اهنگ هات بود... با صدای تو خیلی قشنگ ترن ترسیده بودم خیلی زیاد ببخشم
'نه تقصیر من بود از همون روز اول آشناییمون با رفتارام میترسوندمت ولی قول میدم تکرارشون نکنم فقط دیگه ترکم نکن
میدونم گشنه ای پیتزا گرفتم تو راه بیا بریم بخوریم فک کنم جیمینم بخواد بغلت کنه پس من میرم میزو بچینم'پیتزااا... امم هه ولی وقتی ی بیبی بوی خوشمزه... اینجا دارم هههه چرا باید پیتزا بخورم جیمین برگشته خیلی خوب شدهاره بهتره اون خدمتکار جایگزینو بگی بره
'ولی من کسیو جایگزین نکردم
چی پس این مدت چی خوردی چیکار کردی'رامن خوردم فقطهوپ: جیمینی ببخشید ولی بعدا بغلش کن و کشیدمش و نشستیم رو مبل پیتزا رو سریع باز کردم و دادم بهش جیمین گف بی عرضه ای باور نکرد' هیچ وقت (جویدن) الکی (جویدن) حرف نمیزنهبدو بخور دیگه دلم برات تنگ شده
(پنج دیقه بع)
'اهه حالم از نودل به هم میخوره.. یک سال فقط نودل خوردم
دیوونه چرا به دارایی من آسیب میزنی هومم؟؟'ک کدوم دارایی تو که همه چیزتو برداشتی رفتیمیترسیدم چرا درکم نمیکنی نمیدونستم اگر بگم بری پیش روانپزشک چه حالی میشی پس فرار کردم
یونگی: به هر حال بابت پیتزا ممنون و رفتم سمت طبقه ها ی شیشه ویسکی برداشتم درشو باز کردم: درک میکنم ی قلوپ خوردم ولی هضمش برام سخت بود و ی قلوپ دیگه خوردم
هوپ: بقیه شیشه رو از دستش کشیدم و انداختم زمین نبودم روزی چند تا خوردی
'هیییی چیکار میکنییی (رفت که یکی دیگه برداره) شاید 5 تا؟اونقدری خوردم که بدنم عادت کرده و دیگه مستم نمیکنه
دیگه نخور حق نداری بخوری'اونوقت........ کی میخواد این حقو ازم بگیره؟بیخیال بیبی بوی.. ی ویسکیه دیگهیا نمیخوری یا دیگه نمیتونی بهم دست بزنی
'نمیخورم غلط کردم شیشه رو کنار گذاشت (اومد پیششو دوباره بغلت کرد) هنوزم میترسی؟ از من.. از الکس وحشی درونم؟
نه امکان نداره بترسم راستی چرا اهنگی منتشر نکردی همه طرفدارات همش بهم شکایت میکردن'چون حوصله هیچیو نداشتم فقط میخواستم دوباره ببینمت بعدم من که اهنگ ساز نیسم.. من فقط خوانندمیعنی هنوز کسی جایگزین من نیست منو باش استرس داشتم بببنم ی بیبی بوی دیگه داری
'هههه نه پس میخوای برم یکی دیگه هم بیارم؟ خوبه دیگه دوتا باشید تنها هم تو خونه حوصلتون سر نمیره منم بیشتر حال میکنم
ینی انقد بدم برات'من همچین چیزی گفتم ؟نه من میرم تو اتاق ببخشید سعی میکنم وقتی نیازم داشتی فقط بیام
'اگه بد بودی.. من این یک سالو افسردگی نمیگرفتم بعدممم فقط ی شوخی بودد لعنتی قهر نکن
هوپ: دیگه تحمل این ددی رو نداشتم همش از اینکه چقد دوسم داره تعریف میکرد و منم میخواستم جلو جیمینا خودمو کنترل کنم وای نشد سفت لبامو رو لبش گذاشتم و بوسیدم بس کن ددی تمومش کن تحریکم میکنی ی نگا ب جیمینی که دهنش باز بود انداختم و خجالت کشیدم خودمو تو بغل یونگی پنهان کردم دستشو رو پهلوم حس کردم و یذستم رو دیکم تحریک بودم بد ولی جیمینا اینجا بود با خنده گفت خب برید تو اتاق و رفت
'ولی بیبی بوی تو از الانم تحریک شدی
یونگی: انداختمش روی شونه هام و به اتاقم بردمش
ددی اروم تر 'تو فقط اجازه داری برای خشن تر و محکم تر التماس کنی نه اینکه ازم بخوای اروم تر بلندت کنمپس یماری کن تا ی ماه راه نرم
'نظرت با 6 راند چطور؟
ددی نمیتونم تحمل کنم زیاده'تا هر چقدر تونستهوپ: میخواستم خشن تر شه پس گفتم ددی یچی بگم عصبی نمیشی؟ لباسامو ی گوش انداخت'بگومن تو این مدت ی ددی دیگه هم پیدا کردم
'چییییی ت توو چ غلطی کردی؟(با داد)
میخواستم تور
~باهات میام.. اصلا نباید ولش میکردم اون دوست بچگیامم هست و البته خیلیم بی عرضس نمیدونم این یک سالو چجوری گذرونده شاید خدمتکار جدید گرفته
بیلیت برا شب داره (شب وقتی رسیدن) یونگی: شیشه الکل رو پرت کرد کنار بقیه شیشه هارفت سر گوشیش و چک کرد شاید عشقش اهنگ جدیدی گذاشته باشه ولی خب هنوز نذاشته بودرفت توی بالکن و سیگارشو در اورد و روشن کردتو این یک سال کارش همین شده بود.. الکل، سیگار، نودل (غذای دیگه ای بلد نبود درست کنه)هوپ: در زدم صدای دادش اومد ک میگفت کیه ولی من صکوت کردم تا اولین حرف بغل باشع وقتی درو باز کرد پریدم بغلش'ج ج جی ه هو پ؟ جانم
یونگی: تو... هقققق کجا رفته بودییییی
محکم بغلش کردم. متاسفممم دیگه هق ترکم نکن.. میرم پیش روانپزشک... قول میدم مثل... مثل روانیا رفتار نکنم سرمو تو گردنش فرو بردم و نفس عمیقی کشیدم و باز اشک هام شونه هوپیو خیس کرد
من تورو روانی میخوام بدون هیچ درمانی همین روانیو میخوام'ولی تو.. بخاطر این.. یک سال تموممم ولم کردی... هق تنها چیزی ک زنده نگهم داشت اهنگ هات بود... با صدای تو خیلی قشنگ ترن ترسیده بودم خیلی زیاد ببخشم
'نه تقصیر من بود از همون روز اول آشناییمون با رفتارام میترسوندمت ولی قول میدم تکرارشون نکنم فقط دیگه ترکم نکن
میدونم گشنه ای پیتزا گرفتم تو راه بیا بریم بخوریم فک کنم جیمینم بخواد بغلت کنه پس من میرم میزو بچینم'پیتزااا... امم هه ولی وقتی ی بیبی بوی خوشمزه... اینجا دارم هههه چرا باید پیتزا بخورم جیمین برگشته خیلی خوب شدهاره بهتره اون خدمتکار جایگزینو بگی بره
'ولی من کسیو جایگزین نکردم
چی پس این مدت چی خوردی چیکار کردی'رامن خوردم فقطهوپ: جیمینی ببخشید ولی بعدا بغلش کن و کشیدمش و نشستیم رو مبل پیتزا رو سریع باز کردم و دادم بهش جیمین گف بی عرضه ای باور نکرد' هیچ وقت (جویدن) الکی (جویدن) حرف نمیزنهبدو بخور دیگه دلم برات تنگ شده
(پنج دیقه بع)
'اهه حالم از نودل به هم میخوره.. یک سال فقط نودل خوردم
دیوونه چرا به دارایی من آسیب میزنی هومم؟؟'ک کدوم دارایی تو که همه چیزتو برداشتی رفتیمیترسیدم چرا درکم نمیکنی نمیدونستم اگر بگم بری پیش روانپزشک چه حالی میشی پس فرار کردم
یونگی: به هر حال بابت پیتزا ممنون و رفتم سمت طبقه ها ی شیشه ویسکی برداشتم درشو باز کردم: درک میکنم ی قلوپ خوردم ولی هضمش برام سخت بود و ی قلوپ دیگه خوردم
هوپ: بقیه شیشه رو از دستش کشیدم و انداختم زمین نبودم روزی چند تا خوردی
'هیییی چیکار میکنییی (رفت که یکی دیگه برداره) شاید 5 تا؟اونقدری خوردم که بدنم عادت کرده و دیگه مستم نمیکنه
دیگه نخور حق نداری بخوری'اونوقت........ کی میخواد این حقو ازم بگیره؟بیخیال بیبی بوی.. ی ویسکیه دیگهیا نمیخوری یا دیگه نمیتونی بهم دست بزنی
'نمیخورم غلط کردم شیشه رو کنار گذاشت (اومد پیششو دوباره بغلت کرد) هنوزم میترسی؟ از من.. از الکس وحشی درونم؟
نه امکان نداره بترسم راستی چرا اهنگی منتشر نکردی همه طرفدارات همش بهم شکایت میکردن'چون حوصله هیچیو نداشتم فقط میخواستم دوباره ببینمت بعدم من که اهنگ ساز نیسم.. من فقط خوانندمیعنی هنوز کسی جایگزین من نیست منو باش استرس داشتم بببنم ی بیبی بوی دیگه داری
'هههه نه پس میخوای برم یکی دیگه هم بیارم؟ خوبه دیگه دوتا باشید تنها هم تو خونه حوصلتون سر نمیره منم بیشتر حال میکنم
ینی انقد بدم برات'من همچین چیزی گفتم ؟نه من میرم تو اتاق ببخشید سعی میکنم وقتی نیازم داشتی فقط بیام
'اگه بد بودی.. من این یک سالو افسردگی نمیگرفتم بعدممم فقط ی شوخی بودد لعنتی قهر نکن
هوپ: دیگه تحمل این ددی رو نداشتم همش از اینکه چقد دوسم داره تعریف میکرد و منم میخواستم جلو جیمینا خودمو کنترل کنم وای نشد سفت لبامو رو لبش گذاشتم و بوسیدم بس کن ددی تمومش کن تحریکم میکنی ی نگا ب جیمینی که دهنش باز بود انداختم و خجالت کشیدم خودمو تو بغل یونگی پنهان کردم دستشو رو پهلوم حس کردم و یذستم رو دیکم تحریک بودم بد ولی جیمینا اینجا بود با خنده گفت خب برید تو اتاق و رفت
'ولی بیبی بوی تو از الانم تحریک شدی
یونگی: انداختمش روی شونه هام و به اتاقم بردمش
ددی اروم تر 'تو فقط اجازه داری برای خشن تر و محکم تر التماس کنی نه اینکه ازم بخوای اروم تر بلندت کنمپس یماری کن تا ی ماه راه نرم
'نظرت با 6 راند چطور؟
ددی نمیتونم تحمل کنم زیاده'تا هر چقدر تونستهوپ: میخواستم خشن تر شه پس گفتم ددی یچی بگم عصبی نمیشی؟ لباسامو ی گوش انداخت'بگومن تو این مدت ی ددی دیگه هم پیدا کردم
'چییییی ت توو چ غلطی کردی؟(با داد)
میخواستم تور
۲۷۹
۲۲:۴۴
و فراموش کنم خو'پس چرا برگشتی؟؟؟؟ (داد بلند تر)میخوام دو تا ددی داشته باشم یکی بس نیس
'من نخوام تورو با کسی شریک باید کیو ببینم؟؟ اصلا اون یکی ددیه عوضیت کیه
ی پسر خوشکل و خوشتیپ و خوش صدا خوشتیپ ترین مرد روی زمینه از نظر من ولی ددیه خشنیه(دندوناشو به هم فشار میداد از پشت دندوناش غرید) نگفتم ازش تعریف کننن گفتم اسمشو بگوشوگا اسمش شوگاست
'ولی.. اون که منم پس اون یکی کیهه
تو توی آینه'شوخیه قشنگی بود.. ولی عصبانی کردن ددی عواقب خوبی نداره فکر کنم خوب بدونی تولههمون عواقب بدشو میخوام
'هوممم بیبی دلش تنبیه های ددیشو میخواسته؟
هوپ: با ناز گفتم شاید و اروم کنار گوشش ناله کردم
'ولی این بار شاید یکم متفاوت باشه روی تخت نشستم و به شکم روی پام خوابوندمت
چیکار میخوای کنی ددی'20 تا ضربه ... همه رو میشماری اگه هرکدومو نشمردی از اول شروع میکنم.. اجازه کام شدنم نداری تا وقتی من بگمچ چی با لکنت گفتم ددی من چشکلی کام نکنم دست خودم نیس که
'حرفمو دوبار تکرار نمیکنم
اگر کام کنم چی'و دستشو بالا برد و ی ضربه به باسنه هوپ زد : اونو بعدا تصميم میگیرمایی ی....... ک
تاااااا شد 20 تا
یونگی: وقدی خواستم اخرین ضربرو بزنم کام شد اوه بیبی تو از حرفم سر پیچی کردی دستمو دور دیکت حلقه کردم و با یکم لمس سعی کردم دوباره تحریکت کنم از اول..
ددی ببخشم فقط یکی مونده بود لطفا'بشماریونگ: دومین ضربه تا دهمین ضربه به قدری تحریک شده بود رینگو دور عضوش که معلوم بود درد داره بستم که اینبار دیگه کام نشه یازدهمین ضربه تااا بالاخره شد 20 تا ددی رینگو بردار دارم میمیرم
'ولی این که اولشه تازه (لبخند خبیثانه )
ددی دیگه چیکار میخوای کنی'هیچی مثل دفعه قبل برو از توی کمد لوب و ویبراتور و گیره هارو بیار سریعععهوپ: چشم چون کام نشده بودم نمیتونستم درست راه برم لنگ میزدم ولی اوردم مثل دفعه قبل امادم کرد با این تفاوت که ی ویبراتور کوچیک تر هم به سر عضوم بست الان که دیگه نمیخوای بریم شام بخوریم میخوای؟ 'نههه همی الان پیتزا خوردن بعدم الان ظهره دیوونه ای خو دیه
'اینبار میخوام ولت کنم برم
دروغ میگی دروغ میگی میخوای من بمیرم از درد'نوچ تا وقتی برمیگردم تحمل کن بعدش هرچی بخوای قبولهددی نه لطفا بری بازش میکنم
یونگی: با دسبند دستشو به تاج تخت بستم.. دیگه نمیتونی بازشون کنی
جیغ میزنم جیمین بیاد کمک'هیشششش جیغ نزننن باشه نمیرمددی میشه هر وقت نتونستم دیگه بازش کنی؟
'فقط کلمه امنو بگو (وانیل) من همون موقع همه چیو تموم میکنم
'ولی خب فکر کنم بتونی از دهنت استفاده های بهتر از جیغ زدن هن بکنی
با وجود اینا نمیتونم ساک بزنم لطفا'چرا نتونی؟دستامو بازکن
'اومدم روی تخت پاهامو طرفت گذاشتم : دفعه های قبل از دستت استفاده میکردی حالا استفاده نکن
اروم لیسش زدم بعدم محکم کردم تو دهنم دلم خواست اذبت کنم پس دردناک نوک عضوش میک زدم و چند بارم گاز زدم 'اخخخخ دندون نگیر تولهخوشمزس ددی خیلی خوشمزه من درد داشتم پس ددی هم باید درد بکشه چند بار هی گاز زدم
'ولی اخخخخ قرار نیس از جا بکنیش کههه
با حرفش لج کردم کلی مک زدم و گاز گرفتم'اخخخخخ نخواستم اصلاااا ول کن دیک بدبخت منوو اخخخ اییییتا احساس منفجر شدن تو قسمت پایینم کردم داد زدم وانیل
'سریع ویبراتور رو خاموش کردم و دستا و رینگو باز کردم با دستم هند جاب دادم که راحت تر کام شه خوبی؟؟؟
کام شدم تاحالا انقد زیاد نبود خیلی درد دارم نمیدونم یهو چی شد'کامشو که روی دستم ریخته بود لیس زدم : اوممم بیبی بوی هم خیلی خوشمزسچشامو از درد بسته بودم
'لبمو رو لبت گذاشتم و بوسیدم و بدنتو نوازش میکردم تا حواست درد عضوت پرت بشه
ددی حتی نمیوتنم تکون بخورم با ناله میگفتم' روی جفت پلک هات رو بوسیدم: بیبی بوی نیاز نیس اینقد تحمل کنی که اینجوری بشه هروقت احساس دردت بیشتر شد بگو همین*ممنون ددی و تو بقلش خوابم بردیونگی: به صورت غرق در خوابش خیره بودم.. : یعنی زیاده روی کردم؟نفهمیدم چیشد خودمم خوابم برد
'من نخوام تورو با کسی شریک باید کیو ببینم؟؟ اصلا اون یکی ددیه عوضیت کیه
ی پسر خوشکل و خوشتیپ و خوش صدا خوشتیپ ترین مرد روی زمینه از نظر من ولی ددیه خشنیه(دندوناشو به هم فشار میداد از پشت دندوناش غرید) نگفتم ازش تعریف کننن گفتم اسمشو بگوشوگا اسمش شوگاست
'ولی.. اون که منم پس اون یکی کیهه
تو توی آینه'شوخیه قشنگی بود.. ولی عصبانی کردن ددی عواقب خوبی نداره فکر کنم خوب بدونی تولههمون عواقب بدشو میخوام
'هوممم بیبی دلش تنبیه های ددیشو میخواسته؟
هوپ: با ناز گفتم شاید و اروم کنار گوشش ناله کردم
'ولی این بار شاید یکم متفاوت باشه روی تخت نشستم و به شکم روی پام خوابوندمت
چیکار میخوای کنی ددی'20 تا ضربه ... همه رو میشماری اگه هرکدومو نشمردی از اول شروع میکنم.. اجازه کام شدنم نداری تا وقتی من بگمچ چی با لکنت گفتم ددی من چشکلی کام نکنم دست خودم نیس که
'حرفمو دوبار تکرار نمیکنم
اگر کام کنم چی'و دستشو بالا برد و ی ضربه به باسنه هوپ زد : اونو بعدا تصميم میگیرمایی ی....... ک
تاااااا شد 20 تا
یونگی: وقدی خواستم اخرین ضربرو بزنم کام شد اوه بیبی تو از حرفم سر پیچی کردی دستمو دور دیکت حلقه کردم و با یکم لمس سعی کردم دوباره تحریکت کنم از اول..
ددی ببخشم فقط یکی مونده بود لطفا'بشماریونگ: دومین ضربه تا دهمین ضربه به قدری تحریک شده بود رینگو دور عضوش که معلوم بود درد داره بستم که اینبار دیگه کام نشه یازدهمین ضربه تااا بالاخره شد 20 تا ددی رینگو بردار دارم میمیرم
'ولی این که اولشه تازه (لبخند خبیثانه )
ددی دیگه چیکار میخوای کنی'هیچی مثل دفعه قبل برو از توی کمد لوب و ویبراتور و گیره هارو بیار سریعععهوپ: چشم چون کام نشده بودم نمیتونستم درست راه برم لنگ میزدم ولی اوردم مثل دفعه قبل امادم کرد با این تفاوت که ی ویبراتور کوچیک تر هم به سر عضوم بست الان که دیگه نمیخوای بریم شام بخوریم میخوای؟ 'نههه همی الان پیتزا خوردن بعدم الان ظهره دیوونه ای خو دیه
'اینبار میخوام ولت کنم برم
دروغ میگی دروغ میگی میخوای من بمیرم از درد'نوچ تا وقتی برمیگردم تحمل کن بعدش هرچی بخوای قبولهددی نه لطفا بری بازش میکنم
یونگی: با دسبند دستشو به تاج تخت بستم.. دیگه نمیتونی بازشون کنی
جیغ میزنم جیمین بیاد کمک'هیشششش جیغ نزننن باشه نمیرمددی میشه هر وقت نتونستم دیگه بازش کنی؟
'فقط کلمه امنو بگو (وانیل) من همون موقع همه چیو تموم میکنم
'ولی خب فکر کنم بتونی از دهنت استفاده های بهتر از جیغ زدن هن بکنی
با وجود اینا نمیتونم ساک بزنم لطفا'چرا نتونی؟دستامو بازکن
'اومدم روی تخت پاهامو طرفت گذاشتم : دفعه های قبل از دستت استفاده میکردی حالا استفاده نکن
اروم لیسش زدم بعدم محکم کردم تو دهنم دلم خواست اذبت کنم پس دردناک نوک عضوش میک زدم و چند بارم گاز زدم 'اخخخخ دندون نگیر تولهخوشمزس ددی خیلی خوشمزه من درد داشتم پس ددی هم باید درد بکشه چند بار هی گاز زدم
'ولی اخخخخ قرار نیس از جا بکنیش کههه
با حرفش لج کردم کلی مک زدم و گاز گرفتم'اخخخخخ نخواستم اصلاااا ول کن دیک بدبخت منوو اخخخ اییییتا احساس منفجر شدن تو قسمت پایینم کردم داد زدم وانیل
'سریع ویبراتور رو خاموش کردم و دستا و رینگو باز کردم با دستم هند جاب دادم که راحت تر کام شه خوبی؟؟؟
کام شدم تاحالا انقد زیاد نبود خیلی درد دارم نمیدونم یهو چی شد'کامشو که روی دستم ریخته بود لیس زدم : اوممم بیبی بوی هم خیلی خوشمزسچشامو از درد بسته بودم
'لبمو رو لبت گذاشتم و بوسیدم و بدنتو نوازش میکردم تا حواست درد عضوت پرت بشه
ددی حتی نمیوتنم تکون بخورم با ناله میگفتم' روی جفت پلک هات رو بوسیدم: بیبی بوی نیاز نیس اینقد تحمل کنی که اینجوری بشه هروقت احساس دردت بیشتر شد بگو همین*ممنون ددی و تو بقلش خوابم بردیونگی: به صورت غرق در خوابش خیره بودم.. : یعنی زیاده روی کردم؟نفهمیدم چیشد خودمم خوابم برد
۳۶۶
۲۲:۴۴
دوستون دارم
۳۶۶
۲۲:۴۵
ممنون که این مدت فیکامو خوندید
۲۸۸
۲۲:۴۵
جمعه پرواز دارم شاید تونستم یچیزایی بنویسم
۳۶۶
۲۲:۴۵
یا به اونی های گلم میدم بزارن
۳۶۴
۲۲:۴۶
https://ble.ir/fic_land2 دوزتان بیاید این تو دیع این تو نیسیم اون توییم خدافظ از این تو سلام بر اون تو
۲۵۷
۰:۴۵