️ Don't let her comments get under your skin. ️نذار حرفاش اذیتت کنه / بره تو اعصابت............................................... ️ She got under his skin in a way no one else had. ️اون دختره جوری تو دل و جونش رخنه کرد(عاشقش کرد)، که هیچکس دیگهای نتونسته بود.
️Get under (someone's) skin️بسته به معنی مثبت یا منفی، دو تا تعبیر متفاوت میتونه داشته باشه! @Filmidioms
۶
۹۷
۷:۰۰
He stepped on the cocaine with baking soda. ️ کوکائین رو با جوش شیرین قاطی کرد و خلوصش رو کم کرد. Step onکم کردن خلوص مواد (مثلاً مواد مخدر) با قاطی کردن چیز دیگه توش! @Filmidioms
۱۰
۱۰۵
۵:۳۰
I only went to buy jeans, but the salesperson upsold me a belt, two shirts, and a jacket. ️ فقط رفتم شلوار جین بخرم، ولی فروشنده یه کمربند و دو تا پیرهن و یه کت هم بهم فروخت.*قالبم کرد* upsellقالب کردن، گرون تر فروختن @Filmidioms
۷
۲
۱۰۱
۵:۳۰
️ I think you're selling yourself short. You're much better than you think. ️فکر میکنم داری خودت رو دست کم میگیری. خیلی بهتر از اینی که فکر میکنی هستی! sell yourself shortخودت رو دست کم گرفتن @filmidioms
۷
۹۳
۵:۳۰
️ He rolled the dice and quit his job without another offer. ️ ریسک کرد و بدون پیشنهاد کاری دیگه از کارش استعفا داد. roll the diceریسک کردن @Filmidioms
۷
۹۴
۵:۳۰
️ Back off! It's none of your business.️ دخالت نکن! به تو ربطی نداره. Back offفیزیکی(عقب رفتن)دخالت نکردن / کوتاه اومدندر روابط به معنی کم کردن فشاراگر به تنهایی استفاده بشه، مثل یک هشداره، ینی تمومش کن! @Filmidioms
۸
۹۷
۷:۳۳
️ He fought tooth and nail to get that promotion. ️با جون و دل جنگید تا اون ترفیع رو بگیره. Fight tooth and nailبا جون و دل جنگیدن @filmidioms
۵
۸۹
۶:۴۹
️ We have a lot to do today, so let's get the ball rolling. ️امروز کلی کار داریم، پس بیایید شروع کنیم. Let's get the ball rollingبیایید کار رو شروع کنیم/راه بندازیم @Filmidioms
۳
۱
۶۷
۴:۵۶
️ I went back and forth about accepting the job. ️ برای قبول کردن اون کار هی بالا و پایین کردم/دو دل بودم. go back and forthدو دل بودن/ بحث کردن بی نتیجه @Filmidioms
۶
۲۶
۸:۱۱
️ Don't try to sweet-talk me. The answer is no!️ ️ سعی نکن با شیرینزبونی منو راضی کنی، جواب نه هست! sweet-talk someoneبا چربزبانی کسی رو راضی کردن، گول زدن یا نرم کردن @Filmidioms