سعید لیلاز: جمهوری اسلامی ایران یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت به آمریکا بود.
کسانی که در نهایت ساده لوحی یا انکار حقیقت میگویند اگر ما با آمریکا کار اقتصادی میکردیم آمریکا با ما رفیق میشد یا نمیدانند یا فراموش کردند که ما در سال ۱۳۷۳ همین کار را کردیم. اما این اتفاق در نهایت به تحریم بیشتر ایران منجر شد.
ایران همچنین در ماجرای اشغال عراق و افغانستان توسط آمریکا با آمریکاییها همکاریهایی داشت اما این اتفاق نیز در نهایت منجر به محور شرارت نامیده شدن ایران توسط جورج بوش شد.
۴۷۳
۱۷:۰۲
خوانندهی مطرح در اینستاگرام
حامیان مالی و اسپانسرهای غالباُ نیمه دولتی هم خود را در این بازی برنده میدیدند. پروژههایی که هم اقبال تودههای مخالف حکومت را به همراه داشت و هم چراغ سبز حاکمیت.بدین ترتیب، در گذر زمان، آرام و بی صدا، در عرصه هنر، یک «قاعده بازی» تدوین شد.
هنرمندان به مرور فهمیدند طبق «قاعده بازی» اگر میخواهند تبدیل به اهداف گران قیمت برای آن نهادها و پلتفرمها و شرکتها شوند و بیشتر به سراغشان بیایند و همیشه روی بیلبورد باشند، باید ساز مخالفشان همیشه روی یک درجه خفیف کوک باشد و از بیان مواضع همسو با منافع ملی (به دلیل همپوشانی احتمالی با منافع حاکمیت) خودداری کنند.
در غیر این صورت، اثرگذاری و جذابیت شان برای آن مخاطب هدف کم میشود و کم کم بایکوت میشوند و از گردونه بازی خارج میشوند.این است خلاصه داستان.
حالا اگر برخی هنرمندان با وجود تجاوز به خاک، از ایران چیزی نمیگویند، از کودکان میناب نمی نویسند یا حمله متجاوز را محکوم نمی کنند، چندان مقصر و سزاوار سرزنش نیستند.آنها طبق قاعدهای که حاکمیت و بازوان اجرای اش در عرصه اینترتینمنت خواسته یا ناخواسته طراحی کرده اند بازی میکنند. اما این «قاعده بازی» شرافتمندانه نیست!
حداقل الان دیگر مثل قبل کار نمیکند و برای بسیاری یک تاکتیک لو رفته به حساب میآید.خوب است مردم بدانند که برخلاف باور عمومی، بیان مواضع میهنی برای یک هنرمند، نه تنها منفعت مالی و فرصتهای شغلی بیشتر در پی ندارد، بلکه موجب انزوا و بایکوت، نه از سوی مردم بلکه از سوی سازوکارهای حاکمیتی می شود.
امیدوارم مردم، مواضع صادقانه هنرمندان را حتی اگر خلاف سلیقهشان باشد، بر ظاهر سازی های نه چندان واقعی ترجیح دهند.حداقل، ما مردم، صداقت داشتن را برای هنرمندان، سخت و غیرممکن نکنیم.
#محمد_معتمدی
۵۵۳
۱۷:۴۳
کلرادو با رأی ۳۷ در برابر ۲۷، لایحهای را تصویب کرد که «افشای نامتعارف» را ــ یعنی آشکار کردن اندام جنسی با هدف تحریک جنسی ــ در صورتی که یک بزرگسال آگاهانه و در برابر دیدِ کودکی زیر ۱۵ سال آن را انجام دهد، به یک جرم سنگین تبدیل میکند.
تمام ۲۷ رأی «نه» از سوی دموکراتها بود.
آنها ابراز نگرانی کردند که این لایحه میتواند علیه نمایشهای درگ، اجراکنندگان ترنسجندر، یا افرادی در سرویسهای بهداشتی که با هویت جنسیتی خود همخوانی دارند، مورد استفاده قرار گیرد.
دموکراتها حزبِ بیمار و منحرفاند! نقطه!!
۳۰۹
۱۹:۴۳
زندانـیِ حامی فلسطین، «عمر خالد»، ۲۲ ساله و مبتلا به دیستروفی عضلانی، چون ویلچر به او ندادهاند، مجبور شده خودش را روی کفِ سلول زندان بکشد.
او بیش از ۲۰ هفته است به حمام دسترسی نداشته.
او بیش از ۱۲ هفته است در حالی که درد قفسه سینه و تنگی نفس دارد، منتظر وقت ویزیت نورولوژی بوده است.
این همین حالا در یک زندان بریتانیا در حال رخ دادن است.
من به دیوید لَمی نامه نوشتهام تا خواستار پاسخ شوم:
۲۸۸
۱۹:۴۹
اسرائیل نتوانسته هم ایران و هم حزبالله را از نظر نظامی شکست بدهد. همانطور که اینجا در لبنان میبینیم، به تاکتیک سنتی خودش رو آورده: هدف گرفتنِ غیرنظامیهایی که در میان کسانی زندگی میکنند که در برابر تجاوز اسرائیل مقاومت میکنند.
۲۳۹
۱۹:۵۷
یادتان هست وقتی رسانهها و سیاستمداران غربی آنقدر مطمئن بودند که روی قبر مادرشان قسم میخوردند اسرائیل هرگز یک بیمارستان یا مدرسه را بمباران نمیکند؟
جالب است که حالا همهشان ساکتاند.
نقلقول:«اسرائیل همین الان یک دبیرستان دولتی را در مَروَحین، جنوب لبنان، منفجر کرد.
پایگاه نظامی نبود.»
۲۴۳
۱۹:۵۷
صهیونیستها در سلاخیِ خانوادههای کامل متخصصاند. این بخش کلیدیِ روند «ریشهکنیِ عمالِق» آنهاست.
نقلقول:اسرائیل مرتکب یک کشتار دیگر در لبنان شد. حدود یک ساعت پیش، حمله پهپادی یک خودرو را در بزرگراهِ منطقه عدلون در صیدا (Sidon) هدف قرار داد و همه سرنشینانش را کشت: پدر، مادر و دو فرزندشان.
@didgahfaramarzi
نکته: طبق آموزههای یهودی، عمالیق (دشمنان یهود) را باید از طریق کشتار وسیع خانوادهها و حتی حیوانات و نابودی مزارع ریشهکن کرد. به چنین چیزی به عنوان آئین دینی و سنتی خود اعتقاد دارند (کتاب اول صموئیل، فصل ۱۵)
۲۶۵
۱۹:۵۸
دموکراسی فقط به این دلیل گسترش یافت که بهترین نظام برای تولیدِ شرکای تجاریِ مطیع بود. یک دموکراسی انتخابات دارد. انتخابات به حزبها نیاز دارد. حزبها به تأمین مالی نیاز دارند. تأمین مالی به سرمایه نیاز دارد. سرمایه منافع دارد. پس از اساس، در هر دموکراسیِ جهان یک سازوکارِ درونی تعبیه شده که تضمین میکند پولدارها به شکل نامتناسبی به صاحبان قدرت دسترسی داشته باشند.
لازم نیست به یک دیکتاتور رشوه بدهی و امیدوار باشی در قدرت بماند. در یک دموکراسی، فقط کافی است هر دو نامزد را تأمین مالی کنی و در هر صورت، نتیجه را در اختیار داشته باشی. برای همین است که آمریکا دوران جنگ سرد را صرف سرنگون کردنِ دموکراسیهایی کرد که «آدمهای اشتباه» را انتخاب کرده بودند: مصدق در ایران، آلنده در شیلی، لومومبا در کنگو؛ و جای آنها را با دیکتاتورهایی پر کرد که «باثباتتر» بودند. باثبات یعنی: برای سرمایه قابلپیشبینیتر.
نبوغِ این سازوکار در زیباییشناسیِ آن است. دموکراسی شبیه خودتعیینگری به نظر میرسد. پرچم دارد، سرود دارد، و سخنرانیهای باشکوهِ مراسم تحلیف. آدمها برایش میمیرند. اما نظام اجراییِ زیرِ آن بهطرز چشمگیری با تمرکزِ ثروت سازگار است؛ شاید حتی بیش از اقتدارگراییِ آشکار، که دستکم قدرت را قابلدیدن میکند.
صادقترین دانشمندان علوم سیاسی به تو خواهند گفت: چیزی که بعد از ۱۹۸۹ واقعاً گسترش یافت، بازارها بود. دموکراسی ویترین کار بود. و این ویترین آنقدر خوب کار کرد که آدمهای داخلش واقعاً باور میکنند آزادند؛ و این آخرین و ظریفترین ویژگیِ نظام است. قفسی که نمیبینی، قویترین قفسی است که تا به حال ساخته شده.
۲۶۶
۲۰:۲۲
۳۵۱
۲۰:۲۳