لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل فوکوسف
۴.۷ هزار عضو

فوکوس

اینجا فوکوسه؛ جایی که اخبار جنگ رو پوشش می‌ده و ابعاد اجتماعی، اقتصادی و جهانی‌ش رو عمیق بررسی می‌کنه.
مشاهده در وب بله
۵ آبان
thumbnail
undefined وزیر دفاع جدید ایران یک «مرد موشکی» است، نه یک نظامی
undefined المجله | الکس وطنخواه
undefined الکس وطنخواه در گزارشی برای المجله، انتصاب مهرداد اخلاقی به وزارت دفاع ایران را نشانه تغییر اولویت‌های نظامی تهران در شرایط پس از جنگ ارزیابی می‌کند. اخلاقی برخلاف بسیاری از وزیران دفاع پیشین، سابقه خدمت به‌عنوان فرمانده نظامی یونیفرم‌پوش ندارد، اما دهه‌ها در صنایع دفاعی و برنامه موشکی ایران فعالیت کرده است. به باور نویسنده، انتخاب فردی با چنین پیشینه‌ای نشان می‌دهد که بازسازی ذخایر موشکی، احیای ظرفیت تولید تسلیحات و تقویت زیرساخت‌های صنعتی دفاعی، اکنون در مرکز محاسبات امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفته است.
undefined اخلاقی که از سال ۱۹۸۴ وارد صنایع دفاعی شده، سابقه ریاست گروه صنعتی شهید باقری و سازمان صنایع هوافضا را در کارنامه دارد. شورای امنیت سازمان ملل در سال ۲۰۰۷ به‌دلیل نقش او در برنامه موشک‌های بالستیک ایران تحریمش کرد و آمریکا، اتحادیه اروپا و بریتانیا نیز بعدها محدودیت‌هایی علیه او اعمال کردند. رسانه‌های ایرانی نقش وی را در توسعه موشک‌های سوخت جامد، از خانواده فاتح-۱۱۰ تا پروژه‌های مرتبط با سجیل و ذوالفقار، برجسته کرده‌اند. نویسنده همچنین انتصاب او به ریاست سازمان صنایع هوافضا در دولت حسن روحانی را نشانه تداوم نهادی برنامه موشکی ایران، مستقل از تغییر دولت‌ها و اختلافات سیاسی، می‌داند.
undefined انتصاب اخلاقی پس از کشته‌شدن عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع پیشین، در حملات آغازین آمریکا و اسرائیل و حدود هشت ماه اداره سرپرستی وزارتخانه صورت گرفت. مجلس در ۱۸ اکتبر با ۲۳۷ رأی موافق و ۱۵ رأی مخالف به او اعتماد کرد. پزشکیان هنگام معرفی وی، به ارتباط حرفه‌ای او با حسن تهرانی‌مقدم، محسن فخری‌زاده و امیرعلی حاجی‌زاده اشاره کرد؛ چهره‌هایی که در توسعه توان راهبردی ایران نقش داشته‌اند. به نوشته المجله، حمایت مقام‌هایی مانند احمد وحیدی و امیر حاتمی از این انتخاب، بیانگر همراهی بخش مهمی از ساختار دفاعی با انتصاب اخلاقی است؛ هرچند برخی نمایندگان درباره توان مدیریتی و فقدان سابقه رزمی او انتقادهایی مطرح کرده‌اند.
undefined برنامه‌های وزیر جدید دفاع عمدتاً بر بازسازی و افزایش تاب‌آوری صنایع نظامی متمرکز است. اخلاقی وعده داده تا سال ۲۰۲۷ سهم برون‌سپاری تولیدات دفاعی را به بیش از ۸۵ درصد برساند، مراکز تولید را پراکنده‌تر کند و حفاظت از تأسیسات حساس را افزایش دهد. استفاده گسترده‌تر از ظرفیت دانشگاه‌ها و شرکت‌های خصوصی فناوری نیز بخشی از این برنامه است. در کنار توسعه تولید موشک، تقویت پدافند هوایی از اولویت‌های اعلام‌شده اوست؛ حوزه‌ای که به نوشته گزارش، حملات آمریکا و اسرائیل در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ آسیب‌پذیری‌های آن را آشکار کرده است.
undefined جمع‌بندی المجله این است که موفقیت اخلاقی بیش از آنکه به وابستگی جناحی یا سابقه فرماندهی میدانی او بستگی داشته باشد، با توانایی‌اش در احیای ظرفیت صنعتی دفاعی ایران سنجیده خواهد شد. تهران اکنون به تولید انبوه موشک، جایگزینی ذخایر مصرف‌شده، حفاظت از خطوط تولید و کاهش آسیب‌پذیری کارخانه‌های نظامی نیاز دارد. از نگاه نویسنده، اگرچه در ساختار سیاسی ایران درباره چگونگی مدیریت تقابل با آمریکا اختلافاتی وجود دارد، ضرورت بازسازی سریع توان دفاعی از حمایت گسترده‌تری برخوردار است. در چنین شرایطی، انتخاب یک مدیر باسابقه صنایع موشکی به‌جای یک فرمانده نظامی، بازتابی از اولویت یافتن ظرفیت تولید و استمرار توان بازدارندگی در راهبرد دفاعی ایران است./فوکوس
undefined️ فوکوس را دنبال کنید:@focuss_ir
undefined۵
undefined۱

۲۵۶

۱۴:۱۸

thumbnail
undefinedاتحاد آمریکا و اسرائیل نیازمند بازتعریف است؛ چرا همکاری نظامی بی‌سابقه نتوانسته شکاف‌های راهبردی دو کشور را برطرف کند؟
undefined شورای آتلانتیک (Atlantic Council) | درور شالوم
undefined شورای آتلانتیک در گزارشی به قلم درور شالوم، رئیس پیشین دفتر سیاسی‌ـ‌نظامی وزارت دفاع اسرائیل، به بررسی تناقضی مهم در روابط آمریکا و اسرائیل پرداخته است: درحالی‌که همکاری نظامی و امنیتی دو کشور به سطحی کم‌سابقه رسیده، اختلافات سیاسی و راهبردی میان آنها نیز افزایش یافته است. دولت‌های بایدن و ترامپ، با وجود تفاوت‌های حزبی، پس از حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ از اسرائیل حمایت کردند و در جنگ با ایران، نیروهای نظامی دو کشور همکاری عملیاتی گسترده‌ای داشتند. بااین‌حال، نویسنده معتقد است این نزدیکی نظامی به معنای استحکام تمام ابعاد اتحاد نیست و روابط واشنگتن و تل‌آویو به بازتعریف نیاز دارد.
undefined به نوشته شالوم، هم‌زمان با افزایش اختلافات میان رهبران دو کشور، ساختار تصمیم‌گیری راهبردی و امنیت ملی اسرائیل نیز تضعیف شده و حمایت افکار عمومی آمریکا از اسرائیل کاهش یافته است. او همچنین از سیاست‌های دولت نتانیاهو در قبال غزه، خشونت شهرک‌نشینان در کرانه باختری و تضعیف استقلال نهادهای قضایی انتقاد می‌کند. این تحولات در آستانه انتخابات اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند؛ زیرا آینده روابط دو کشور صرفاً به همکاری دولت‌ها وابسته نیست، بلکه به میزان حمایت سیاسی و اجتماعی از این اتحاد نیز بستگی دارد.
undefined گزارش این مسئله را در چارچوب رقابت قدرت‌های بزرگ بررسی می‌کند. به باور نویسنده، آمریکا در رقابت با چین و روسیه به متحدانی نیاز دارد که علاوه بر همراهی سیاسی، توان عملیاتی، اطلاعاتی و فناورانه در اختیار واشنگتن قرار دهند. در همین چارچوب، اسرائیل به‌عنوان شریکی معرفی می‌شود که تجربه جنگی و ظرفیت‌های فناوری پیشرفته آن، به‌ویژه در حوزه هوش مصنوعی، می‌تواند برای آمریکا مزیت ایجاد کند. شالوم همچنین توافق‌نامه‌های ابراهیم را یکی از زمینه‌های مهم گسترش همکاری‌های امنیتی و منطقه‌ای میان دو کشور می‌داند.
undefined شالوم پیشنهاد می‌کند روابط آمریکا و اسرائیل براساس الگویی تازه بازسازی شود که در آن اسرائیل سهم بیشتری از مسئولیت تأمین امنیت خود را بر عهده بگیرد و در مقابل، ارزش عملیاتی، اطلاعاتی، اقتصادی و فناورانه بیشتری برای آمریکا ایجاد کند. او بر گسترش همکاری‌های صنعتی و توسعه مشترک فناوری‌هایی مانند سامانه‌های دفاع موشکی، هوش مصنوعی و فناوری‌های فضایی تأکید دارد. در این چارچوب، اسرائیل می‌تواند به یک «متحد الگو» مطابق با رویکرد «اول آمریکا» تبدیل شود؛ متحدی که صرفاً دریافت‌کننده حمایت واشنگتن نباشد، بلکه به تقویت توان رقابتی ایالات متحده نیز کمک کند.
undefined جمع‌بندی گزارش این است که همکاری نزدیک نظامی به‌تنهایی برای تضمین آینده اتحاد آمریکا و اسرائیل کافی نیست. از دیدگاه شالوم، این رابطه باید با تحولات سیاست داخلی دو کشور، رقابت جهانی بر سر فناوری و تغییر موازنه قدرت سازگار شود. بازتعریف اتحاد می‌تواند ضمن تقویت موقعیت آمریکا در خاورمیانه، جایگاه اسرائیل را در اردوگاه غرب تثبیت کند. البته این تحلیل از منظر تقویت شراکت راهبردی واشنگتن و تل‌آویو نوشته شده و بیش از آنکه اصل این اتحاد را زیر سؤال ببرد، به‌دنبال اصلاح سازوکارهای آن است./فوکوس
undefined️ فوکوس را دنبال کنید:@focuss_ir
undefined۱

۲۳۹

۱۵:۲۴

thumbnail
undefinedچگونه ترامپ می‌تواند فشار بر ایران را تشدید کند؟ از محاصره اقتصادی تا تهدید به حملات نظامی تازه
undefined مؤسسه هادسون | لودویک هود
undefined لودویک هود در تحلیلی برای مؤسسه هادسون، خواستار تشدید هم‌زمان فشار اقتصادی و تهدید نظامی آمریکا علیه ایران شده است. به نوشته او، تهران ماه گذشته پیشنهاد داده بود در صورت لغو محاصره دریایی، دریافت معافیت از تحریم‌های فروش نفت و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده، ظرف یک هفته تنگه هرمز را بازگشایی کند و مذاکرات هسته‌ای را از سر بگیرد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرده که این پیشنهاد همچنان روی میز است. بااین‌حال، نویسنده از مخالفت ترامپ با آن حمایت می‌کند و معتقد است واشنگتن نباید برای بازگشایی آبراه، امتیازاتی را که تهران مطالبه کرده است، بپذیرد.
undefined محور اصلی استدلال هود این است که محاصره دریایی و تحریم‌های مالی، اگرچه فشار قابل‌توجهی بر اقتصاد ایران وارد می‌کنند، به‌تنهایی برای تغییر محاسبات تهران کافی نیستند. او به عملیات موسوم به «طرد اقتصادی» و پیامدهای احتمالی آن، از جمله کاهش ارزش پول ملی و افزایش تورم، اشاره می‌کند و معتقد است این فشارها باید با تهدید معتبر به استفاده مجدد از نیروی نظامی همراه شوند. از نگاه نویسنده، هدف چنین راهبردی افزایش هزینه مقاومت ایران و محدودکردن توان تهران برای جبران خسارت‌های اقتصادی و نظامی است.
undefined گزارش به احتمال ازسرگیری حملات آمریکا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر نیز می‌پردازد. به نوشته هود، گزارش‌هایی وجود دارد که ترامپ در گفت‌وگو با مشاورانش از احتمال آغاز دور تازه‌ای از بمباران ایران پس از انتخابات سخن گفته است. نویسنده توصیه می‌کند واشنگتن این گزینه را حفظ کند و حملات احتمالی را با فشار اقتصادی هماهنگ سازد. استدلال او این است که عملیات نظامی هدفمند می‌تواند ظرفیت‌هایی را از بین ببرد که جایگزینی آنها برای ایران دشوار است، درحالی‌که تحریم و محاصره، منابع لازم برای بازسازی آن ظرفیت‌ها را محدود می‌کنند.
undefined هود برای توضیح این راهبرد به نظریات توماس شلینگ، نظریه‌پرداز بازدارندگی و چانه‌زنی راهبردی، استناد می‌کند. به باور او، توانایی واردکردن خسارت زمانی به اهرم مؤثر مذاکره تبدیل می‌شود که طرف مقابل احتمال واردشدن خسارت بیشتر را جدی بداند. در این چارچوب، محاصره دریایی فشار جاری آمریکا علیه ایران است و احتمال حملات نظامی جدید، تهدیدی محسوب می‌شود که هنوز تحقق نیافته است. نویسنده معتقد است تهران با پیشنهاد بازگشایی هرمز در برابر دریافت امتیازات اقتصادی، در پی کاهش فشار پیش از ورود تقابل به مرحله نظامی تازه بوده است.
undefined جمع‌بندی تحلیل مؤسسه هادسون این است که فشار اقتصادی نباید جایگزین گزینه نظامی شود، بلکه از نگاه نویسنده باید بخشی از راهبردی هماهنگ برای افزایش قدرت چانه‌زنی واشنگتن باشد. او حفظ محاصره، ادامه محدودیت‌های مالی و آماده‌ماندن برای حملات تازه را ابزارهایی مکمل برای وادارکردن ایران به پذیرش خواسته‌های آمریکا معرفی می‌کند. بااین‌حال، این مقاله آشکارا رویکردی تجویزی و طرفدار تشدید فشار دارد و پیامدهای احتمالی چنین سیاستی، از جمله گسترش جنگ، حملات تلافی‌جویانه ایران و افزایش هزینه‌های اقتصادی و انسانی در منطقه را به‌طور مفصل بررسی نمی‌کند./فوکوس
undefined️ فوکوس را دنبال کنید:@focuss_ir
undefined۱

۲۸۴

۱۶:۱۸

۶ آبان
thumbnail
undefinedآمریکا کشورهای خلیج فارس را از احتمال دور تازه جنگ با ایران مطلع کرد؛ آماده‌باش نظامی واشنگتن و اسرائیل برای پس از انتخابات
undefined وال‌استریت ژورنال | سامر سعید، شلبی هالیدی، بنوا فوکن و آنات پلد
undefined وال‌استریت ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش داده است که آمریکا از طریق کانال‌های نظامی و دیپلماتیک به چند کشور عرب خلیج فارس اطلاع داده تا خود را برای یک عملیات نظامی «کوتاه و شدید» علیه ایران پس از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر آماده کنند. هدف احتمالی واشنگتن، واردکردن ضربه‌ای تازه به توان نظامی ایران و وادارکردن تهران به بازگشت به مذاکرات عنوان شده است. بااین‌حال، دونالد ترامپ هنوز فرمان حمله را صادر نکرده و میان دو گزینه دستیابی به توافق یا ازسرگیری عملیات نظامی در حال تصمیم‌گیری است. منابع مطلع می‌گویند رئیس‌جمهور آمریکا به انجام حمله‌ای بزرگ پس از انتخابات تمایل دارد، اما خطر گسترش درگیری به یک جنگ منطقه‌ای همچنان از موانع مهم این تصمیم است.
undefined نشانه‌های آمادگی نظامی آمریکا در منطقه افزایش یافته است. واشنگتن در حال انتقال یک سامانه پاتریوت اضافی از تگزاس به اسرائیل است و هم‌زمان، بخشی از نیروهای مستقر در پایگاه‌های آسیب‌پذیر را به نقاط امن‌تر منتقل کرده است. تکمیل ذخایر مهمات، آماده‌سازی جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌ها و برنامه‌ریزی برای اعزام یک گروه رزمی ناو هواپیمابر و یک یگان تفنگداران دریایی از دیگر اقدامات گزارش‌شده است. در حال حاضر حدود ۲۰ ناو جنگی آمریکا در خاورمیانه فعالیت می‌کنند. اسرائیل نیز طرح‌های عملیاتی و فهرست اهداف احتمالی خود را آماده کرده است. بااین‌حال، به تأکید منابع گزارش، این جابه‌جایی‌ها لزوماً به معنای قطعی‌شدن حمله نیست و پنتاگون در پی فراهم‌کردن گزینه‌های اجرایی برای تصمیم احتمالی ترامپ است.
undefined گزارش به تفاوت اهداف واشنگتن و تل‌آویو نیز اشاره می‌کند. آمریکا ممکن است حمله‌ای محدود را ابزاری برای افزایش فشار بر ایران، دستیابی به توافق و سپس اعلام پیروزی بداند؛ اما به نوشته وال‌استریت ژورنال، بنیامین نتانیاهو از عملیات گسترده‌تری حمایت می‌کند که علاوه بر تضعیف توان نظامی ایران، در نهایت به سقوط جمهوری اسلامی منجر شود. ازسرگیری بمباران همچنین به معنای تغییر جهت از راهبرد فشار اقتصادی ماه‌های اخیر خواهد بود؛ راهبردی که بر تحریم‌های شدید، محاصره دریایی و محدودسازی صادرات نفت ایران متکی بوده است. بهنام بن‌طالب‌لو، تحلیلگر بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، معتقد است واشنگتن در شرایط فعلی با حفظ فشار اقتصادی از اهرم‌های مهمی برخوردار است و ضرورت حمله نظامی تازه باید به‌روشنی برای افکار عمومی توضیح داده شود.
undefined یکی از پرسش‌های اصلی گزارش این است که آیا بمباران بیشتر می‌تواند ایران را به پذیرش شروط آمریکا وادار کند؟ وال‌استریت ژورنال یادآوری می‌کند که تهران با وجود تحمل بیش از ۲۰ هزار حمله آمریکا و اسرائیل در فعال‌ترین مرحله جنگ، همچنان از پذیرش مطالبات واشنگتن خودداری کرده است. دنی سیترینوویچ، مقام پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل، هشدار می‌دهد که تصور سرنگونی حکومت ایران با یک دور دیگر حمله ممکن است اشتباه باشد و حتی به سخت‌ترشدن مواضع تهران منجر شود. در حوزه هسته‌ای نیز رافائل گروسی اعلام کرده آژانس نشانه‌ای از بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده مشاهده نکرده، اما به‌دلیل نبود دسترسی بازرسان، نمی‌تواند وضعیت آنها یا سرنوشت مواد هسته‌ای را تأیید کند. مجموعه زیرزمینی «کوه کلنگ» نیز از اهداف احتمالی مطرح‌شده است، هرچند عمق آن، دستیابی به نتیجه قطعی نظامی را دشوار می‌کند.
undefined مهم‌ترین نگرانی درباره دور تازه جنگ، واکنش احتمالی ایران و گسترش درگیری به کشورهای خلیج فارس است. تهران هشدار داده که در صورت حمله مجدد، اهداف اقتصادی و غیرنظامی منطقه را هدف قرار خواهد داد؛ تهدیدی که با توجه به حملات پیشین به تأسیسات انرژی، فرودگاه‌ها، پایگاه‌های آمریکایی و مسیرهای کشتیرانی، برای دولت‌های عربی اهمیت ویژه‌ای دارد. این خطر در شرایطی مطرح است که آمریکا و متحدان منطقه‌ای همچنان در حال جبران ذخایر مصرف‌شده موشک‌های رهگیر هستند. جمع‌بندی گزارش این است که اگرچه آمادگی عملیاتی آمریکا و اسرائیل برای جنگ افزایش یافته، تصمیم نهایی هنوز اتخاذ نشده است. افزون بر این، حتی عملیاتی که واشنگتن آن را کوتاه و محدود طراحی کند، ممکن است با پاسخ ایران به درگیری گسترده‌تری تبدیل شود؛ جنگی که پایان و پیامدهای آن الزاماً در اختیار آغازکنندگانش نخواهد بود./فوکوس
undefined️ فوکوس را دنبال کنید:@focuss_ir

۲۴۹

۷:۰۷

thumbnail
undefined تهدید دریایی ایران و جنگ یمن؛ از کابل‌های زیردریایی تا حمله به موتورخانه کشتی‌ها
undefined مؤسسه هادسون | جان کاساپ‌اوغلو
undefined گزارش هادسون می‌گوید تهدید دریایی ایران در حال گسترش از نفت و کشتیرانی به زیرساخت دیجیتال است. مقام‌های امنیتی ایران اخیراً تهدید کرده‌اند در صورت ازسرگیری حملات آمریکا یا اسرائیل، کابل‌های زیردریایی منطقه را هدف قرار خواهند داد. نویسنده هشدار می‌دهد قطع هم‌زمان چند کابل می‌تواند اینترنت، خدمات مالی، تجارت الکترونیک و رایانش ابری را در خاورمیانه و حتی فراتر از آن مختل کند.
undefined اهمیت اصلی این تهدید در دریای سرخ است؛ جایی که حدود ۹۰ درصد ظرفیت ارتباطی میان اروپا و آسیا از طریق کابل‌های زیردریایی عبور می‌کند. مقاله یادآوری می‌کند در سال ۲۰۲۴ اصابت موشک انصارالله به کشتی «روبیمار» و کشیده‌شدن لنگر آن روی بستر دریا، بنا بر گزارش‌ها سه کابل مخابراتی را قطع کرد. از نگاه نویسنده، این حادثه نشان داد حتی بدون توان تخصصی پیچیده برای جنگ در بستر دریا، امکان ایجاد اختلال گسترده وجود دارد.
undefined گزارش همچنین به توسعه توان زیرسطحی ایران اشاره می‌کند؛ از زیردریایی‌های بدون‌سرنشین بزرگ مانند «نذیر-۱» و نمونه‌های بعدی تا سامانه‌های کوچک‌تر و شناورهای ویژه انتقال غواص. با این حال، نویسنده تأکید می‌کند هنوز شواهد علنی و قطعی وجود ندارد که سپاه توانایی شناسایی و قطع هدفمند کابل‌های زیردریایی را در عملیات واقعی اثبات کرده باشد.
undefined در تنگه هرمز، تاکتیک ایران نیز به گفته هادسون تغییر کرده است. در دو هفته نخست اکتبر دست‌کم ۲۳ حمله ثبت‌شده علیه کشتی‌ها در داخل یا اطراف تنگه انجام شده که دست‌کم پنج مورد به موتورخانه کشتی‌ها اصابت کرده است؛ در حالی که در سپتامبر چنین الگویی ثبت نشده بود. حمله به موتورخانه می‌تواند آتش‌سوزی ایجاد کند، سیستم برق و پیشران کشتی را از کار بیندازد و آن را برای ماه‌ها از چرخه حمل‌ونقل خارج کند.
undefined نویسنده معتقد است هدف راهبردی چنین حملاتی لزوماً بستن کامل هرمز نیست. حتی اگر مسیر قابل عبور باقی بماند، خارج شدن تدریجی نفتکش‌ها و کشتی‌های بزرگ از خدمت می‌تواند ظرفیت حمل انرژی را کاهش دهد، هزینه بیمه و تعمیرات را بالا ببرد و اعتماد شرکت‌های کشتیرانی به عبور امن را تضعیف کند. به این ترتیب تهران می‌تواند بدون انسداد کامل تنگه، همچنان بر بازار جهانی انرژی فشار وارد کند.
undefined گزارش احتمال می‌دهد برخی از این حملات با پهپادهای مجهز به هدایت مادون‌قرمز انجام شده باشد؛ سامانه‌هایی که می‌توانند از امضای حرارتی موتورخانه برای هدایت نهایی استفاده کنند. «شاهد-۲۳۸» یکی از گزینه‌های مطرح‌شده است، اما مقاله تصریح می‌کند استفاده از این پهپاد علیه نفتکش‌ها یا نقش آن در حملات به موتورخانه‌ها هنوز تأیید نشده است.
undefined جبهه یمن نیز هم‌زمان در حال تشدید است. انصارالله در ۲۶ اکتبر مدعی شد ایستگاه‌های پمپاژ خط لوله شرق–غرب عربستان و فرودگاه بین‌المللی ملک خالد ریاض را هدف قرار داده است؛ ادعاهایی که در زمان انتشار گزارش از سوی عربستان تأیید نشده بود. ائتلاف تحت رهبری عربستان نیز اعلام کرده موشک‌ها و پهپادهایی را بر فراز ریاض رهگیری کرده و حملات خود علیه پرتابگرها و تأسیسات زیرزمینی انصارالله را افزایش داده است.
undefined فشار اقتصادی جنگ نیز محسوس شده است. طبق داده‌های مورد استناد گزارش، از ۸ تا ۲۵ اکتبر حدود ۸۶ درصد پروازهای برنامه‌ریزی‌شده فرودگاه اصلی ریاض لغو شده و تعداد لغو پروازها در سراسر عربستان از ۷۸۰۰ مورد گذشته است. نویسنده هشدار می‌دهد حتی بدون تخریب دائمی فرودگاه‌ها، تداوم تهدید موشکی و پهپادی می‌تواند ارتباطات غیرنظامی و فعالیت اقتصادی را مختل کند.
undefined با گسترش درگیری، کشورهای بیشتری نیز درگیر بحران می‌شوند. پارلمان مصر در ۲۶ اکتبر بسته‌ای برای حمایت دفاعی از عربستان تصویب کرد، هرچند ریاض رسماً درخواست اعزام نیروی مصری نکرده است. از نگاه هادسون، پرسش اصلی اکنون این است که آیا فشار نظامی بر انصارالله می‌تواند سرعت حملات موشکی و پهپادی را کاهش دهد، پیش از آنکه خسارت اقتصادی عربستان بیشتر شود و بازیگران منطقه‌ای بیشتری وارد جنگ شوند.
undefined جمع‌بندی گزارش این است که تهدید دریایی ایران و متحدانش در حال عبور از مدل سنتی حمله به نفتکش‌هاست: کابل‌های زیردریایی، موتورخانه کشتی‌ها، خطوط لوله، فرودگاه‌ها و زیرساخت دیجیتال اکنون همگی بخشی از میدان فشار هستند. در این چارچوب، حتی توانایی‌های اثبات‌نشده نیز اگر بتوانند نااطمینانی ایجاد کنند، ممکن است هزینه‌های اقتصادی و امنیتی قابل‌توجهی به منطقه و تجارت جهانی تحمیل کنند./فوکوس
undefined فوکوس را دنبال کنید:@focuss_ir
undefined۱

۱۹۱

۱۰:۳۰

thumbnail
undefinedجنگ ایران شکاف میان کشورهای خلیج فارس را عمیق‌تر کرد؛ چرا واشنگتن دیگر نمی‌تواند روی موضع واحد اعراب حساب کند؟
undefined شورای آتلانتیک | خوزه پلایو
undefined خوزه پلایو در تحلیلی برای شورای آتلانتیک معتقد است جنگ ایران، اختلافات راهبردی میان شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس را تشدید کرده و آنها را به اتخاذ رویکردهای متفاوتی در قبال تهران سوق داده است. اگرچه تمامی این کشورها هدف حملات ایران قرار گرفته‌اند، تجربه متفاوت آنها از جنگ به برداشت‌های یکسانی درباره امنیت منطقه منجر نشده است. به نوشته نویسنده، امارات بیشتر به‌دنبال دستیابی به نتیجه‌ای قاطع در برابر ایران است، درحالی‌که قطر و عمان همچنان بر میانجیگری و دیپلماسی تأکید دارند. پلایو هشدار می‌دهد که واشنگتن باید از انتظار برای شکل‌گیری موضعی واحد در شورای همکاری دست بردارد و سیاست خود را با منافع و اولویت‌های متفاوت اعضای آن تنظیم کند.
undefined گزارش تأکید می‌کند که شکاف‌های کنونی محصول جنگ اخیر نیستند، بلکه ریشه در اختلافات قدیمی دارند. بحران محاصره قطر در سال ۲۰۱۷، رقابت عربستان و امارات در یمن، اختلاف بر سر عادی‌سازی روابط با اسرائیل و تفاوت در سطح روابط با چین و ایران، پیش‌تر انسجام شورای همکاری را تضعیف کرده بودند. جنگ اخیر این روند را شتاب داده است. براساس آمار ارائه‌شده در گزارش، امارات در هفت هفته نخست جنگ با بیش از ۲۸۰۰ موشک و پهپاد ایرانی مواجه شد، درحالی‌که این رقم برای کویت بیش از ۱۲۰۰ و برای قطر کمتر از ۳۰۰ مورد بود. نویسنده معتقد است همین تفاوت در شدت حملات، به شکل‌گیری اولویت‌های امنیتی متفاوت در پایتخت‌های خلیج فارس منجر شده است.
undefined یکی دیگر از نشانه‌های واگرایی منطقه‌ای، شکل‌گیری ترتیبات دفاعی خارج از شورای همکاری است. پلایو به توافق امنیتی ماه اوت میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان اشاره می‌کند که به گفته او، به سمت اجرای تعهدات دفاع جمعی حرکت کرده است؛ درحالی‌که امارات در آن حضور ندارد. نویسنده این غیبت را با اختلافات اخیر ابوظبی و ریاض و تمایل امارات به پرهیز از ورود به ائتلاف‌هایی که علیه یک کشور مشخص شکل گرفته‌اند، مرتبط می‌داند. در حوزه تسلیحاتی نیز کشورهای خلیج فارس به‌دنبال کاهش وابستگی به تأمین‌کنندگان سنتی هستند. برای نمونه، امارات با توسعه صنایع دفاعی داخلی از طریق مجموعه EDGE و همکاری فناورانه با کشورهایی مانند کره جنوبی، تلاش می‌کند ظرفیت مستقل‌تری برای پاسخ‌گویی به تهدیدهای امنیتی ایجاد کند.
undefined کویت در این گزارش نمونه‌ای از تفاوت میان تهدید مشترک و پاسخ سیاسی متفاوت است. این کشور با وجود تحمل بیش از ۱۲۰۰ حمله موشکی و پهپادی در هفته‌های نخست جنگ، برخلاف برخی همسایگان خود از اقدامات یک‌جانبه پرهیز کرده و بر تصمیم‌گیری در چارچوب شورای همکاری تأکید داشته است. موقعیت جغرافیایی کویت در مجاورت ایران و عراق، فعالیت گروه‌های مسلح همسو با تهران و کاهش حضور نظامی آمریکا در برخی نقاط منطقه، نگرانی‌های امنیتی این کشور را افزایش داده است. پلایو می‌نویسد مقام‌های کویتی هم‌زمان نگران کاهش توجه واشنگتن به کشورشان هستند؛ موضوعی که با وجود سابقه طولانی میزبانی از نیروهای آمریکایی، کویت را در موقعیتی متفاوت از عربستان و امارات قرار داده است.
undefined جمع‌بندی شورای آتلانتیک این است که واگرایی کشورهای خلیج فارس الزاماً به معنای فاصله‌گرفتن آنها از آمریکا یا جایگزینی واشنگتن با چین نیست. کشورهای منطقه همچنان به تجهیزات آمریکایی و شبکه یکپارچه پدافند هوایی و موشکی تحت فرماندهی سنتکام وابسته‌اند، اما تأخیر در تحویل تسلیحات و افزایش تهدید پهپادهای ارزان‌قیمت، آنها را به تنوع‌بخشی به شرکای دفاعی سوق داده است. نویسنده پیشنهاد می‌کند آمریکا در موضوعات مشترک، از جمله تهدیدهای موشکی و پهپادی ایران، از ظرفیت شورای همکاری استفاده کند، اما در خرید تسلیحات و همکاری‌های فناورانه با هر کشور به‌صورت جداگانه تعامل داشته باشد. از نگاه پلایو، واشنگتن باید واقعیت یک «خلیج فارس چندسرعته» را بپذیرد؛ منطقه‌ای که دولت‌های آن همچنان به آمریکا نیاز دارند، اما دیگر حاضر نیستند منافع ملی خود را تابع موضع واحد یک بلوک منطقه‌ای کنند./فوکوس
undefined️ فوکوس را دنبال کنید:@focuss_ir
undefined۱

۱۵۷

۱۱:۳۵

thumbnail
undefined یک سپر، دو جبهه؛ راهبرد مشترک دیپلماسی عمومی برای اسرائیل و یهودیان جهان
undefined مؤسسه اورشلیم برای راهبرد و امنیت (JISS) | ایدان رول
undefined ایدان رول استدلال می‌کند کارزارهای ضداسرائیلی و موج‌های یهودستیزانه در غرب increasingly به یکدیگر متصل شده‌اند و اسرائیل دیگر نمی‌تواند «دفاع از روایت دولتی» و «مقابله با یهودستیزی» را دو حوزه کاملاً جدا ببیند. از نگاه او، اسرائیل و جوامع یهودی خارج از این کشور به یک راهبرد هماهنگ نیاز دارند که توان اطلاعاتی و فناورانه اسرائیل را با کنشگری مستقل و محلی در غرب ترکیب کند.
undefined نویسنده می‌گوید مشکل اصلی اسرائیل فقط ضعف در روابط عمومی نیست، بلکه ناهماهنگی میان ماهیت تهدید و ابزارهای پاسخ است. به اعتقاد او، کارزارهای نفوذ امروز با الگوریتم‌ها، شبکه‌های خودکار و هوش مصنوعی پیش می‌روند، در حالی که دستگاه دیپلماسی عمومی اسرائیل همچنان بیش از حد به رسانه‌های سنتی، نشست‌های خبری و واکنش‌های دیرهنگام متکی است.
undefined رول به تحلیلی از شرکت Cyabra اشاره می‌کند که مدعی شده بیش از ۴۰ هزار حساب جعلی شبکه‌های اجتماعی ظرف ۴۸ ساعت پس از حمله ۷ اکتبر فعال شدند و بسیاری از آنها ماه‌ها یا سال‌ها پیش ایجاد شده بودند. نویسنده از این موضوع نتیجه می‌گیرد که بخشی از عملیات نفوذ از پیش آماده شده و منتظر یک رویداد برای فعال‌شدن بوده است.
undefined به گفته او، ساختار عملیات نفوذ دشمنان نیز چندلایه است: نهادهای دولتی یا اطلاعاتی روایت اولیه را ایجاد می‌کنند، شبکه‌های خودکار آن را تقویت می‌کنند، اینفلوئنسرها به آن مشروعیت می‌دهند و سپس جنبش‌های سیاسی و خیابانی آن را گسترش می‌دهند. در مقابل، سازمان‌های حامی اسرائیل، نهادهای دولتی و گروه‌های یهودی اغلب به‌صورت موازی و بدون سامانه اطلاعاتی و راهبرد مشترک عمل می‌کنند.
undefined رول ایران را یکی از بازیگران اصلی این حوزه معرفی می‌کند و به بیانیه مدیر اطلاعات ملی آمریکا اشاره دارد که در آن گفته شده بود بازیگران مرتبط با دولت ایران با جعل هویت فعالان آنلاین، به تشویق اعتراضات مرتبط با جنگ غزه و حتی حمایت مالی از برخی معترضان پرداخته‌اند. نویسنده این اقدامات را بخشی از تلاش گسترده‌تر برای تشدید شکاف‌های سیاسی در جوامع غربی می‌داند.
undefined از نگاه نویسنده، اسرائیل تنها میدان آزمایش این «جنگ شناختی» است و هدف نهایی، جوامع باز غربی هستند. او معتقد است بازیگران دولتی می‌توانند بحث‌ها و نارضایتی‌های واقعی موجود در غرب را به‌صورت هدفمند مصادره و تشدید کنند تا قطبی‌شدن اجتماعی افزایش یابد؛ بنابراین مقابله با این تهدید نباید صرفاً مسئله‌ای مربوط به اسرائیل تلقی شود.
undefined مقاله همچنین می‌گوید پس از ۷ اکتبر، مرز میان خصومت با اسرائیل و یهودستیزی سنتی بیش از گذشته کمرنگ شده است. رول تأکید می‌کند یهودستیزی مستقل از سیاست‌های اسرائیل قدمتی طولانی دارد، اما برخی بازیگران امروز از همان کلیشه‌های تاریخی برای حمله به اسرائیل استفاده می‌کنند و در مقابل، بخشی از اعتراضات ضداسرائیلی نیز در مواردی به هدف قرار گرفتن مستقیم یهودیان در دانشگاه‌ها و خیابان‌های غرب منجر شده است.
undefined در عین حال، رول تأکید می‌کند دولت نباید کنشگران مدنی و گروه‌های یهودی خارج از اسرائیل را کنترل کند. وظیفه دولت از نگاه او باید تأمین زیرساخت باشد: پایش عمیق فضای آنلاین، شناسایی شبکه‌های نفوذ خارجی، تولید اطلاعات متن‌باز درباره تهدیدها و ارائه داده‌های بلادرنگ به گروه‌های مستقل. به تعبیر او، دولت باید مانند یک «خدمت عمومی داده» عمل کند، نه یک مرکز صدور پیام واحد.
undefined تقسیم کار پیشنهادی مقاله روشن است: بخش فناوری و اطلاعات اسرائیل باید نقش «رادار مرکزی» را برای شناسایی زودهنگام کارزارهای نفوذ ایفا کند، اما تولید روایت، ارتباط با رسانه‌های محلی، فعالیت دانشگاهی و دفاع اجتماعی باید در اختیار بازیگران مستقل یهودی در هر کشور باقی بماند؛ زیرا آنها فضای سیاسی و فرهنگی جوامع خود را بهتر از مقامات اسرائیلی می‌شناسند.
undefined جمع‌بندی رول این است که اسرائیل و یهودیان خارج از این کشور در برابر دو جبهه هم‌زمان قرار گرفته‌اند: کارزارهای سازمان‌یافته علیه اسرائیل و افزایش یهودستیزی در جوامع غربی. راه‌حل پیشنهادی او نه تمرکز کامل در دست دولت و نه فعالیت پراکنده گروه‌هاست، بلکه مدلی ترکیبی است که در آن اسرائیل زیرساخت اطلاعاتی و فناوری را فراهم کند و کنشگران محلی، مستقل و غیرحکومتی، روایت‌سازی و دفاع اجتماعی را بر عهده بگیرند./فوکوس
undefined فوکوس را دنبال کنید: @focuss_ir
undefined۱

۱۲۶

۱۲:۲۱

thumbnail
undefinedآیا توافق آتش‌بس ایران و آمریکا از ابتدا محکوم به شکست بود؟ نقش تفاهم‌نامه ژوئن در راهبرد فشار ترامپ
undefined ریسپانسیبل استیت‌کرفت (Responsible Statecraft) | رایان کاستلو
undefined رایان کاستلو در تحلیلی برای ریسپانسیبل استیت‌کرفت این فرضیه را مطرح می‌کند که دولت ترامپ احتمالاً از تفاهم‌نامه ۱۷ ژوئن با ایران، نه به‌عنوان مسیری پایدار برای پایان جنگ، بلکه به‌عنوان فرصتی برای خرید زمان و تغییر موازنه قدرت استفاده کرده است. این تفاهم‌نامه با هدف کاهش تنش‌ها و توقف درگیری‌ها اعلام شد، اما به باور نویسنده، اقدامات بعدی واشنگتن نشان می‌دهد که دولت آمریکا ممکن است از ابتدا انتظار دوام طولانی آن را نداشته باشد. کاستلو به تغییر موضع برخی سناتورهای جمهوری‌خواه، از جمله بیل کسیدی، پس از جلسه توجیهی جی‌دی ونس و استیو ویتکاف اشاره می‌کند و آن را نشانه‌ای احتمالی از اطلاع آنها درباره ماهیت موقت توافق می‌داند؛ هرچند این برداشت به‌تنهایی نیت اولیه دولت را اثبات نمی‌کند.
undefined یکی از محورهای اصلی گزارش، تلاش آمریکا برای کاهش اهرم فشار ایران در تنگه هرمز است. به نوشته کاستلو، واشنگتن پس از تفاهم‌نامه، ایجاد یک مسیر جایگزین کشتیرانی در سمت عمانی تنگه را دنبال کرد و نیروی دریایی آمریکا حفاظت از عبور کشتی‌ها در این مسیر را بر عهده گرفت. یک مقام آمریکایی در ۱۹ اوت اعلام کرد که واشنگتن حدود دو ماه است مسیر جنوبی هرمز را کنترل می‌کند. نویسنده معتقد است این اقدام با برداشت تهران از تفاهم‌نامه، که بر مسئولیت ایران در تأمین عبور ایمن کشتی‌ها تأکید داشت، در تعارض بود. او همچنین به اظهارات ونس اشاره می‌کند که گفته بود توافق به آمریکا فرصت می‌دهد جریان نفت در اقتصاد جهانی را احیا کند و گزینه‌های عملیاتی متعددی را در اختیار داشته باشد.
undefined گزارش مدعی است واشنگتن در سایر بخش‌های تفاهم‌نامه نیز به تعهدات مورد انتظار ایران پایبند نماند. کاستلو به اقدامات مارکو روبیو در قبال لبنان و اعلام توافقی با محوریت خلع سلاح حزب‌الله اشاره می‌کند که به باور او، چارچوب آتش‌بس را تضعیف کرد. در موضوع دارایی‌های مسدودشده ایران نیز مقام‌های آمریکایی اعلام کردند که این منابع در اختیار تهران قرار نخواهد گرفت. هم‌زمان، تنش‌های دریایی ادامه یافت؛ از جمله در ۲۵ ژوئن که کشتی Ever Lovely در نزدیکی عمان هدف آتش قرار گرفت و پس از هشدار ایران، سنتکام مواضعی در امتداد سواحل ایران را هدف حمله قرار داد. نویسنده این عملیات را مغایر با مفاد اولیه تفاهم‌نامه ارزیابی می‌کند.
undefined به نوشته ریسپانسیبل استیت‌کرفت، درگیری‌ها در ماه ژوئیه شدت بیشتری گرفت. آمریکا در ۷ ژوئیه ایران را به حمله به سه کشتی تجاری متهم کرد و سپس ۸۰ هدف در جنوب ایران را مورد حمله قرار داد. روز بعد نیز ۹۰ حمله دیگر انجام شد که براساس اعلام وزارت بهداشت ایران، ۱۴ کشته و ۷۸ زخمی برجای گذاشت. ایران نیز در پاسخ، پایگاه‌های آمریکا در منطقه را هدف قرار داد. ترامپ پس از این تحولات تفاهم‌نامه را پایان‌یافته اعلام کرد. فرماندهی مرکزی آمریکا نیز اعلام کرد از اوایل ماه مه بیش از ۸۰۰ کشتی تجاری و محموله‌هایی معادل ۴۰۰ میلیون بشکه نفت را از تنگه هرمز اسکورت کرده است. از نگاه نویسنده، این تحولات نشان می‌دهد که واشنگتن در دوره آتش‌بس، هم‌زمان با کاهش وابستگی کشتیرانی به ترتیبات مورد نظر ایران، ظرفیت ادامه فشار نظامی را حفظ کرده بود.
undefined جمع‌بندی کاستلو این است که تفاهم‌نامه ژوئن می‌توانست مبنایی برای پایان پایدار جنگ باشد، اما در عمل به عاملی تازه برای فرسایش اعتماد میان تهران و واشنگتن تبدیل شد. به باور او، دولت ترامپ احتمالاً تلاش داشت بدون ورود فوری به جنگی تمام‌عیار، از فرصت توقف درگیری‌ها برای تضعیف اهرم‌های اقتصادی و دریایی ایران استفاده کند و در صورت لزوم، با موقعیتی مناسب‌تر به رویارویی بازگردد. بااین‌حال، نویسنده معتقد است این راهبرد نتیجه معکوس داشته و به تشدید درگیری‌ها، افزایش بی‌اعتمادی و احتمال وقوع دور تازه جنگ منجر شده است. نکته محوری تحلیل آن است که شکست یک توافق لزوماً فقط محصول اختلاف بر سر اجرای تعهدات نیست؛ بلکه ممکن است به برداشت متفاوت طرفین از هدف اصلی توافق و استفاده ابزاری از آن برای تغییر موازنه قدرت نیز مربوط باشد./فوکوس
undefined️ فوکوس را دنبال کنید:@focuss_ir

۱۰۳

۱۳:۲۳

thumbnail
undefinedشکاف در میان حامیان سنتی اسرائیل؛ آیا دکترین تهاجمی جدید، آینده تل‌آویو و اتحاد با آمریکا را تهدید می‌کند؟
undefined ویرگول | مهدی خراتیان
undefined مهدی خراتیان در تحلیلی با بررسی مصاحبه جنجالی رونالد لاودر، رئیس کنگره جهانی یهود، با روزنامه هاآرتص و مقاله تامیر هایمن، رئیس اندیشکده امنیت ملی اسرائیل (INSS)، به تحولات عمیق در ساختار سیاسی و امنیتی اسرائیل پرداخته است. محور اصلی تحلیل این است که نگرانی از سیاست‌های تهاجمی اسرائیل دیگر به مخالفان سنتی نتانیاهو محدود نمی‌شود و حتی به میان برخی چهره‌های بانفوذ یهودی راست‌گرای آمریکا نیز رسیده است. لاودر که از متحدان نزدیک ترامپ و حامیان قدیمی نتانیاهو محسوب می‌شود، در مصاحبه‌ای کم‌سابقه از عملکرد نخست‌وزیر اسرائیل، نفوذ جریان‌های افراطی و آینده روابط تل‌آویو با واشنگتن به‌شدت انتقاد کرده است. به باور خراتیان، اهمیت این مواضع در آن است که انتقادها از درون شبکه‌ای مطرح می‌شوند که دهه‌ها در تقویت جایگاه سیاسی نتانیاهو نقش داشته است.
undefined لاودر در گفت‌وگو با هاآرتص اعلام کرده که املاک خود در اسرائیل را واگذار کرده و دیگر تمایلی به زندگی در این کشور ندارد. او نتانیاهو را به تمرکز قدرت، تضعیف دموکراسی و ترجیح منافع سیاسی شخصی بر آینده اسرائیل متهم می‌کند و نقش افرادی مانند ایتمار بن‌گویر و بتسلئل اسموتریچ را در تشدید بحران برجسته می‌سازد. لاودر همچنین با اشاره به سابقه دوستی نزدیک خود با نتانیاهو، از نقش شخصی‌اش در معرفی مشاوران انتخاباتی و تقویت ارتباطات سیاسی او پرده برمی‌دارد. به گفته وی، اختلاف بر سر دخالت نتانیاهو در پوشش خبری شبکه تلویزیونی تحت مالکیت لاودر و شکست مذاکرات صلح با سوریه در اواخر دهه ۱۹۹۰، از عوامل اصلی فروپاشی رابطه آنها بوده است. لاودر مدعی است نتانیاهو در آن مذاکرات، آینده سیاسی خود را بر دستیابی به توافق ترجیح داد.
undefined بخش مهم دیگری از مصاحبه به نگرانی لاودر درباره انزوای بین‌المللی اسرائیل اختصاص دارد. او معتقد است سیاست‌های دولت نتانیاهو نه‌تنها روابط اسرائیل با کشورهای عربی و اروپایی را تضعیف کرده، بلکه فاصله میان اسرائیل و جوامع یهودی خارج از این کشور را نیز افزایش داده است. لاودر هشدار می‌دهد که اسرائیل پس از ازدست‌دادن بخش مهمی از حمایت دموکرات‌های آمریکا، اکنون با خطر کاهش حمایت در میان جمهوری‌خواهان نیز مواجه است. او در عرصه سیاست داخلی اسرائیل از گادی آیزنکوت به‌عنوان چهره‌ای قابل‌احترام یاد می‌کند، اما هم‌زمان نارضایتی عمیق خود را از کلیت ساختار سیاسی این کشور ابراز می‌دارد. خراتیان این مواضع را نشانه‌ای از نگرانی فزاینده بخشی از حامیان سنتی اسرائیل درباره پیامدهای بلندمدت سیاست‌های امنیتی و منطقه‌ای آن می‌داند.
undefined نویسنده برای توضیح اینکه مسئله فراتر از شخص نتانیاهو است، به تحلیل تامیر هایمن درباره شکل‌گیری یک مفهوم امنیتی جدید در اسرائیل پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ استناد می‌کند. هایمن معتقد است سیاست امنیتی اسرائیل در عمل به سمت چارچوبی تازه حرکت کرده که هنوز به‌صورت رسمی تدوین و تصویب نشده است. در توصیف این چارچوب، اصولی مانند تقدم هویت یهودی بر ارزش‌های دموکراتیک، تلقی صلح به‌عنوان ابزاری موقت، پذیرش جنگ به‌مثابه وضعیتی دائمی، اولویت حملات پیش‌دستانه و ایجاد مناطق دفاعی پیشرو برجسته می‌شوند. همچنین در این نگاه، وابستگی امنیتی به آمریکا باید کاهش یابد و مسئله فلسطین به‌جای یک منازعه قابل‌حل سیاسی، بخشی از تعارضی دائمی تلقی می‌شود. این موارد، توصیف انتقادی هایمن از روندهای در حال شکل‌گیری است و نباید آنها را لزوماً دکترین رسمی و مصوب اسرائیل دانست.
undefined جمع‌بندی تحلیل خراتیان این است که تغییرات سیاست امنیتی اسرائیل را نمی‌توان صرفاً به شخصیت نتانیاهو یا رقابت‌های انتخاباتی تقلیل داد. از نگاه او، مجموعه‌ای از تحولات هویتی، سیاسی و نظامی در حال تقویت رویکردی است که در آن حمله پیش‌دستانه، گسترش دامنه عملیات نظامی و بی‌اعتمادی به سازوکارهای دیپلماتیک جایگاه بیشتری پیدا کرده‌اند. هم‌زمان، انتقادهای رونالد لاودر نشان می‌دهد چنین روندی حتی برای بخشی از شبکه‌های سنتی حامی اسرائیل در آمریکا نیز نگران‌کننده شده است. پیامد راهبردی این وضعیت آن است که تغییر نخست‌وزیر اسرائیل الزاماً به معنای بازگشت به سیاست امنیتی پیشین نخواهد بود؛ زیرا اختلاف اصلی ممکن است نه بر سر یک فرد، بلکه بر سر ماهیت و جهت‌گیری بلندمدت سیاست امنیتی اسرائیل باشد./فوکوس
undefined️ فوکوس را دنبال کنید:@focuss_ir
undefined۱

۱۲۷

۱۳:۲۷

thumbnail
undefinedشکاف در میان حامیان سنتی اسرائیل؛ آیا دکترین تهاجمی جدید، آینده تل‌آویو و اتحاد با آمریکا را تهدید می‌کند؟
undefined ویرگول | مهدی خراتیان
undefined مهدی خراتیان در تحلیلی با بررسی مصاحبه جنجالی رونالد لاودر، رئیس کنگره جهانی یهود، با روزنامه هاآرتص و مقاله تامیر هایمن، رئیس اندیشکده امنیت ملی اسرائیل (INSS)، به تحولات عمیق در ساختار سیاسی و امنیتی اسرائیل پرداخته است. محور اصلی تحلیل این است که نگرانی از سیاست‌های تهاجمی اسرائیل دیگر به مخالفان سنتی نتانیاهو محدود نمی‌شود و حتی به میان برخی چهره‌های بانفوذ یهودی راست‌گرای آمریکا نیز رسیده است. لاودر که از متحدان نزدیک ترامپ و حامیان قدیمی نتانیاهو محسوب می‌شود، در مصاحبه‌ای کم‌سابقه از عملکرد نخست‌وزیر اسرائیل، نفوذ جریان‌های افراطی و آینده روابط تل‌آویو با واشنگتن به‌شدت انتقاد کرده است. به باور خراتیان، اهمیت این مواضع در آن است که انتقادها از درون شبکه‌ای مطرح می‌شوند که دهه‌ها در تقویت جایگاه سیاسی نتانیاهو نقش داشته است.
undefined لاودر در گفت‌وگو با هاآرتص اعلام کرده که املاک خود در اسرائیل را واگذار کرده و دیگر تمایلی به زندگی در این کشور ندارد. او نتانیاهو را به تمرکز قدرت، تضعیف دموکراسی و ترجیح منافع سیاسی شخصی بر آینده اسرائیل متهم می‌کند و نقش افرادی مانند ایتمار بن‌گویر و بتسلئل اسموتریچ را در تشدید بحران برجسته می‌سازد. لاودر همچنین با اشاره به سابقه دوستی نزدیک خود با نتانیاهو، از نقش شخصی‌اش در معرفی مشاوران انتخاباتی و تقویت ارتباطات سیاسی او پرده برمی‌دارد. به گفته وی، اختلاف بر سر دخالت نتانیاهو در پوشش خبری شبکه تلویزیونی تحت مالکیت لاودر و شکست مذاکرات صلح با سوریه در اواخر دهه ۱۹۹۰، از عوامل اصلی فروپاشی رابطه آنها بوده است. لاودر مدعی است نتانیاهو در آن مذاکرات، آینده سیاسی خود را بر دستیابی به توافق ترجیح داد.
undefined بخش مهم دیگری از مصاحبه به نگرانی لاودر درباره انزوای بین‌المللی اسرائیل اختصاص دارد. او معتقد است سیاست‌های دولت نتانیاهو نه‌تنها روابط اسرائیل با کشورهای عربی و اروپایی را تضعیف کرده، بلکه فاصله میان اسرائیل و جوامع یهودی خارج از این کشور را نیز افزایش داده است. لاودر هشدار می‌دهد که اسرائیل پس از ازدست‌دادن بخش مهمی از حمایت دموکرات‌های آمریکا، اکنون با خطر کاهش حمایت در میان جمهوری‌خواهان نیز مواجه است. او در عرصه سیاست داخلی اسرائیل از گادی آیزنکوت به‌عنوان چهره‌ای قابل‌احترام یاد می‌کند، اما هم‌زمان نارضایتی عمیق خود را از کلیت ساختار سیاسی این کشور ابراز می‌دارد. خراتیان این مواضع را نشانه‌ای از نگرانی فزاینده بخشی از حامیان سنتی اسرائیل درباره پیامدهای بلندمدت سیاست‌های امنیتی و منطقه‌ای آن می‌داند.
undefined نویسنده برای توضیح اینکه مسئله فراتر از شخص نتانیاهو است، به تحلیل تامیر هایمن درباره شکل‌گیری یک مفهوم امنیتی جدید در اسرائیل پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ استناد می‌کند. هایمن معتقد است سیاست امنیتی اسرائیل در عمل به سمت چارچوبی تازه حرکت کرده که هنوز به‌صورت رسمی تدوین و تصویب نشده است. در توصیف این چارچوب، اصولی مانند تقدم هویت یهودی بر ارزش‌های دموکراتیک، تلقی صلح به‌عنوان ابزاری موقت، پذیرش جنگ به‌مثابه وضعیتی دائمی، اولویت حملات پیش‌دستانه و ایجاد مناطق دفاعی پیشرو برجسته می‌شوند. همچنین در این نگاه، وابستگی امنیتی به آمریکا باید کاهش یابد و مسئله فلسطین به‌جای یک منازعه قابل‌حل سیاسی، بخشی از تعارضی دائمی تلقی می‌شود. این موارد، توصیف انتقادی هایمن از روندهای در حال شکل‌گیری است و نباید آنها را لزوماً دکترین رسمی و مصوب اسرائیل دانست.
undefined جمع‌بندی تحلیل خراتیان این است که تغییرات سیاست امنیتی اسرائیل را نمی‌توان صرفاً به شخصیت نتانیاهو یا رقابت‌های انتخاباتی تقلیل داد. از نگاه او، مجموعه‌ای از تحولات هویتی، سیاسی و نظامی در حال تقویت رویکردی است که در آن حمله پیش‌دستانه، گسترش دامنه عملیات نظامی و بی‌اعتمادی به سازوکارهای دیپلماتیک جایگاه بیشتری پیدا کرده‌اند. هم‌زمان، انتقادهای رونالد لاودر نشان می‌دهد چنین روندی حتی برای بخشی از شبکه‌های سنتی حامی اسرائیل در آمریکا نیز نگران‌کننده شده است. پیامد راهبردی این وضعیت آن است که تغییر نخست‌وزیر اسرائیل الزاماً به معنای بازگشت به سیاست امنیتی پیشین نخواهد بود؛ زیرا اختلاف اصلی ممکن است نه بر سر یک فرد، بلکه بر سر ماهیت و جهت‌گیری بلندمدت سیاست امنیتی اسرائیل باشد./فوکوس
undefined️ فوکوس را دنبال کنید:@focuss_ir

۱۳۸

۱۴:۲۹