عوارض(اخذ پول) در تنگه هرمز
جالب است اغلب نمایندگان، سیاستمداران و مردم از عوارضی تنگه هرمز (برای هر کشتی دو میلیون دلار) سخن میگویند. برخی سالانە از ١٠٠ میلیارد دلار سخن میگویند

حالا ببینیم قانون سازمان بینالملل چی میگوید و در جهان چقدر رایج است:
طبق کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، تنگه هرمز یک آبراهه بین المللی هست که شناور ها حق دارن بدون محدودیت و هزینه از ان عبور کنند.
مطابق این اصل اگر عوارضی اجرا بشود باعث طرح دعوا در محاکم بین المللی و حتی قطعنامه در شورای امنیت بشود.طرح این موضوع در شورای امنیت خیلی میتواند به زیان کشور تمام بشود خصوصا اینکه باید توجه داشته باشیم که هیچ کشوری (خصوصا چین) احتمالا از این موضوع استقبال نخواهند کرد چرا که هزینه های دریانوردی و بیمه ای را برای سایر کشور ها افزایش خواهد داد.
کدام کشورها عوارضی از دریا گرفتهاند؟در عرصه جهانی هیچ کشوری نداریم که از دریا یا ابراهههای طبیعی عوارضی بگیرد.
البته ابراهههای مصنوعی و دستساز قضیهای متفاوت است زیرا با توجه به هزینههای زیادی که برای آن شده در حقوق بینالمللی هم اخذ عوارضی پذیرفته شده است. مثل کانال سوئز و کانال پاناما به خاطر هزینه های مدیریت و احداث و ... از این قاعده مثتثنی ست.
اخذ هزینه در آبراهه های طبیعی دنیا به صورت غیر اجباری است ولی در قبال خدمات دریایی(مثل هزینه های راهنمایی و ایمنی و فانوس دریایی و ... ) به اختیار خود میتوانید هزینهای، آن هم حداکثر 100 هزار دلار برای هر کشتی موضوعیت دارد که این مورد همین الان هم در تنگه مالاکا و دانمارک به صورت اختیاری اجرا میشود.
موضوع تنگه بسفر در ترکیه تنها استثنا در جهان است که با توجه به عرض به شدت کم (700متر) و قرار گیری در میانه خاک ترکیه و احتمال وجود مخاطراتی برای شهر پر جمعیت استانبول توجیهاتی را داشته است که با توجه به اسناد ترکیه برای خطرات آن و هزینه پاکروبی، میتوانند عوارض بسیار کمی بگیرند.
نتیجه اینکه تنگه هرمز مهم است. اما اهمیت آن به خاطر اخذ عوارض و ... نیست بلکه به عنوان اهرم فشار است و کنترل این تنگه در جهت نه اخذ عوارض بلکه هماهنگی و بازرسی و ایمنی مسیر باشد.
#سردار_فتوحی
https://ble.ir/fotuhii98
جالب است اغلب نمایندگان، سیاستمداران و مردم از عوارضی تنگه هرمز (برای هر کشتی دو میلیون دلار) سخن میگویند. برخی سالانە از ١٠٠ میلیارد دلار سخن میگویند
حالا ببینیم قانون سازمان بینالملل چی میگوید و در جهان چقدر رایج است:
طبق کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، تنگه هرمز یک آبراهه بین المللی هست که شناور ها حق دارن بدون محدودیت و هزینه از ان عبور کنند.
مطابق این اصل اگر عوارضی اجرا بشود باعث طرح دعوا در محاکم بین المللی و حتی قطعنامه در شورای امنیت بشود.طرح این موضوع در شورای امنیت خیلی میتواند به زیان کشور تمام بشود خصوصا اینکه باید توجه داشته باشیم که هیچ کشوری (خصوصا چین) احتمالا از این موضوع استقبال نخواهند کرد چرا که هزینه های دریانوردی و بیمه ای را برای سایر کشور ها افزایش خواهد داد.
کدام کشورها عوارضی از دریا گرفتهاند؟در عرصه جهانی هیچ کشوری نداریم که از دریا یا ابراهههای طبیعی عوارضی بگیرد.
نتیجه اینکه تنگه هرمز مهم است. اما اهمیت آن به خاطر اخذ عوارض و ... نیست بلکه به عنوان اهرم فشار است و کنترل این تنگه در جهت نه اخذ عوارض بلکه هماهنگی و بازرسی و ایمنی مسیر باشد.
#سردار_فتوحی
https://ble.ir/fotuhii98
۵۳
۱۰:۱۱
چگونگی مذاکره پیشروی ایران و آمریکا
بعد از مذاکره قبلی و عدم توافق میان ایران و آمریکا، به نظر میرسد کارتهای چانهزنی ایران تغییری نکرده است، در مقابل اهرمهای فشار بیشتر توسط آمریکا و متحدین منطقهای آن (اسرائیل و عربستان)، چشمانداز مذاکرات آتی را تحت تأثیر قرار داده است. این اهرمهای فشار:١-محاصره دریایی: تشدید احتمالی کنترل و نظارت بر مسیرهای دریایی حیاتی، به عنوان ابزاری برای محدود کردن جریانهای تجاری و انتقال منابع ایران.٢-حضور نظامی منطقهای: افزایش قابل توجه نیروهای نظامی در منطقه، شامل گمانهزنیها مبنی بر استقرار ۵۵ هزار نیرو و حضور بیش از ۱۰ هزار نیروی نظامی از پاکستان در دفاع از عربستان سعودی، نشاندهنده اهرم فشار واشنگتن برای نمایش قدرت و بازدارندگی است.٣-مسئلهی حزبالله: اقدامات جنگی اسرائیل علیه حزبالله و مذاکرات با دولت مرکزی لبنان، با هدف تضعیف و منزویسازی این گروه به عنوان یک متحد کلیدی ایران در منطقه، یکی دیگر از محورهای فشار محسوب میشود.
با توجه به موارد فوق، به نظر میرسد آمریکا در مذاکره آتی، رویکردی مبتنی بر امتیازگیری و عدم نرمش نشان دهد. این استراتژی با الگوهای رفتاری پیشین واشنگتن در مواجهه با ایران همخوانی دارد.
الگوی تاریخی مذاکرات و تنش میان ایران و آمریکا:اول، پیشدستی در اعمال فشار: ایالات متحده پیش از آغاز مذاکرات، به طور معمول از اهرمهای مختلفی نظیر تهدیدات نظامی، تحریمهای اقتصادی، و نمایش قدرت نظامی در منطقه، به منظور کسب امتیازات بیشتر استفاده کرده است.دوم، چندین دوره مذاکره: در سابقه تاریخی، چندین دور مذاکره (معمولاً ۲ تا ۴ دور) میان دو طرف صورت گرفته است.سوم، گذار به درگیری: زمانی که آمریکا از مذاکرات با ایران ناامید شدند، تنشها به سمت درگیریهای مستقیم یا نیابتی سوق داده است.
در نتیجه اینکه، با در نظر گرفتن تأثیر قیمت نفت بر بازارهای جهانی (به ویژه بازار آمریکا) و هزینههای بالای عملیاتی نیروهای نظامی مستقر در منطقه، در صورتی که در مذاکرات پیشرو توافقی حاصل نشود، تمدید آتشبس (در صورت وجود) برای دورههای طولانی را با چالش جدی مواجه خواهد کرد و احتمالاً شاهد تشدید تنشها خواهیم بود.
#سردار_فتوحی
https://ble.ir/fotuhii98
بعد از مذاکره قبلی و عدم توافق میان ایران و آمریکا، به نظر میرسد کارتهای چانهزنی ایران تغییری نکرده است، در مقابل اهرمهای فشار بیشتر توسط آمریکا و متحدین منطقهای آن (اسرائیل و عربستان)، چشمانداز مذاکرات آتی را تحت تأثیر قرار داده است. این اهرمهای فشار:١-محاصره دریایی: تشدید احتمالی کنترل و نظارت بر مسیرهای دریایی حیاتی، به عنوان ابزاری برای محدود کردن جریانهای تجاری و انتقال منابع ایران.٢-حضور نظامی منطقهای: افزایش قابل توجه نیروهای نظامی در منطقه، شامل گمانهزنیها مبنی بر استقرار ۵۵ هزار نیرو و حضور بیش از ۱۰ هزار نیروی نظامی از پاکستان در دفاع از عربستان سعودی، نشاندهنده اهرم فشار واشنگتن برای نمایش قدرت و بازدارندگی است.٣-مسئلهی حزبالله: اقدامات جنگی اسرائیل علیه حزبالله و مذاکرات با دولت مرکزی لبنان، با هدف تضعیف و منزویسازی این گروه به عنوان یک متحد کلیدی ایران در منطقه، یکی دیگر از محورهای فشار محسوب میشود.
با توجه به موارد فوق، به نظر میرسد آمریکا در مذاکره آتی، رویکردی مبتنی بر امتیازگیری و عدم نرمش نشان دهد. این استراتژی با الگوهای رفتاری پیشین واشنگتن در مواجهه با ایران همخوانی دارد.
الگوی تاریخی مذاکرات و تنش میان ایران و آمریکا:اول، پیشدستی در اعمال فشار: ایالات متحده پیش از آغاز مذاکرات، به طور معمول از اهرمهای مختلفی نظیر تهدیدات نظامی، تحریمهای اقتصادی، و نمایش قدرت نظامی در منطقه، به منظور کسب امتیازات بیشتر استفاده کرده است.دوم، چندین دوره مذاکره: در سابقه تاریخی، چندین دور مذاکره (معمولاً ۲ تا ۴ دور) میان دو طرف صورت گرفته است.سوم، گذار به درگیری: زمانی که آمریکا از مذاکرات با ایران ناامید شدند، تنشها به سمت درگیریهای مستقیم یا نیابتی سوق داده است.
در نتیجه اینکه، با در نظر گرفتن تأثیر قیمت نفت بر بازارهای جهانی (به ویژه بازار آمریکا) و هزینههای بالای عملیاتی نیروهای نظامی مستقر در منطقه، در صورتی که در مذاکرات پیشرو توافقی حاصل نشود، تمدید آتشبس (در صورت وجود) برای دورههای طولانی را با چالش جدی مواجه خواهد کرد و احتمالاً شاهد تشدید تنشها خواهیم بود.
#سردار_فتوحی
https://ble.ir/fotuhii98
۶۳
۰:۰۰
جنگ تصمیم ها را معلق میکند، اگر تصمیم گرفتید سفر کنید، ماشین یا خانه بخرید، کتاب بخوانید یا هم تصمیم دیگری... گویی در جنگ، با اسلحه نه تنها به انسانها و مناطق شلیک میشود بلکه به تصمیم ها هم شلیک میشود. این تصمیمها هرکدام زخمی، هرکدام نیمهجان. بعضیها میافتند و میمیرند و بعضی نمیمیرد. در هر صورت حالتی عجیب برای این تصمیمها به وجود می اورد. این تصمیمها سرگیجه میگیرند ...#سردار_فتوحی
https://ble.ir/fotuhii98
https://ble.ir/fotuhii98
۵۹
۱۰:۲۹
وضعیت عجیبی است: جنگی که پایان نمییابد و مذاکرهای که همیشه ناتمام است. گویی هر دو در یک نقطه ایستادهاند، نقطهای که در آن زمان، نه به جلو حرکت میکند تا به نتیجه برسد و نه به عقب باز میگردد تا به فرجام برسد. ما در برزخی گیر افتادهایم که در آن، امکانِ «بودن» و «شدن» هر دو مسدود شدهاند.
گفتن از جنگ و مذاکره آنقدر در فضا تکرار میشود که به ریتم بیمعنا مبدل شدهاند. انگار مفاهیم از شدتِ مصرف، پوک شدهاند؛ «توافق» و «تکذیب» به سرعت جای هم را میگیرند، «جنگ» و «صلح» همزمان اعلام میشوند، و جهان تبدیل میشود به صحنهای که در آن هیچ کلمهای وزن ندارد.
#سردار_فتوحی
https://ble.ir/fotuhii98
گفتن از جنگ و مذاکره آنقدر در فضا تکرار میشود که به ریتم بیمعنا مبدل شدهاند. انگار مفاهیم از شدتِ مصرف، پوک شدهاند؛ «توافق» و «تکذیب» به سرعت جای هم را میگیرند، «جنگ» و «صلح» همزمان اعلام میشوند، و جهان تبدیل میشود به صحنهای که در آن هیچ کلمهای وزن ندارد.
#سردار_فتوحی
https://ble.ir/fotuhii98
۵۹
۲۲:۱۰
محاصره دریایی و آتشبس
تمدید آتشبس همراه با محاصره دریایی، شاید در نگاه اول «جنگ» نباشد ولی نوعی اسیر کردن است. در چارچوب محاصره و تحریم، میتواند برای ایران تبعات بسیار سنگینی داشته باشد.
بر اساس اخبار منتشر شده، در ادامه و تشدید همین فشارها:
️صادرات محصولات فولادی و پتروشیمی توسط دولت متوقف شده است؛
️صادرات بخش مهمی از محصولات کشاورزی، میوه و مواد غذایی متوقف شده است؛
️فروش نفت نیز به دلیل محاصره با محدودیتهای شدید مواجه است.
این مجموعه اقدامات باعث شده که کانالهای اصلی ورود ارز به کشور تضعیف یا مسدود شوند و در آینده بسیار نزدیک شاهد:
فشار بودجهای بر دولتدر ساختار بودجه ایران، بخش قابلتوجهی از منابع دولت به درآمدهای نفتی و صادراتی (مستقیم یا غیرمستقیم) وابسته است. کاهش یا توقف ارز حاصل از صادرات باعث میشود دولت در تأمین هزینههای جاری (حقوق، یارانهها، خدمات عمومی، پروژههای عمرانی و …) دچار کسری بودجه شدید شود و برای جبران کسری، دولت ناگزیر به چاپ پول میشود و تورم را افزایش میدهد.
شوک ارزی و بازار داخلیاز سوی دیگر، اقتصاد ایران در واردات طیف وسیعی از کالاها و نهادهها (مواد اولیه، قطعات، ماشینآلات، دارو، کالاهای اساسی و…) به ارز خارجی وابسته است و کمبود آن بر کارخانهها، تولیدیها و کالاها به شدت با رشد قیمت ارز و تورم زیادی مواجه میکند و حتی به تعطیلی بسیاری از تولیدیها و بیکاری و ... منجر خواهد شد.
در کنار فشارهایی که بر ایران وارد میشود، تداوم محاصره برای سایر کشورها – به ویژه آمریکا– نیز با هزینه همراه است:الف) با محاصره آمریکا، محدودیت صادرات نفت و گاز کشورهای حوزە خلیج فارس باعث افزایش قیمت سوخت و انرژی در آمریکا میشود.ب) حفظ حضور گسترده نظامی در منطقه، هزینههای زیادی برای آمریکا دارد.ج) با نزدیک شدن به انتخابات در آمریکا، استمرار تنش و محاصره در صورتی که با دستاورد ملموس به افکار عمومی ارائه نشود،این وضعیت به ضرر حزب جمهوریخواه خواهد بود. بنابراین تداوم محاصره بدون افق روشن، میتواند برای سیاستمداران آمریکایی هم ریسک انتخاباتی و اعتباری ایجاد کند.
با توجه به مجموعه عوامل فوق، میتوان گفت:از یک سو، ادامه آتشبس همراه با محاصره و فشار اقتصادی شدید بر ایران، ریسک بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی را در داخل کشور بالا میبرد؛از سوی دیگر، تداوم همین وضعیت برای آمریکا نیز هزینههای اقتصادی، نظامی و سیاسی (بهویژه در آستانه انتخابات) به همراه دارد.در چنین شرایطی، از منظر تحلیل هزینه–فایده، احتمال آن وجود دارد که محاصره و آتشبس به زودی به سمت جنگ یا توافق حرکت کند.
در نوشتهای دیگر، اینکه امکان توافق یا جنگ بیشتر است، خواهم نوشت...
#سردار_فتوحی
https://ble.ir/fotuhii98
تمدید آتشبس همراه با محاصره دریایی، شاید در نگاه اول «جنگ» نباشد ولی نوعی اسیر کردن است. در چارچوب محاصره و تحریم، میتواند برای ایران تبعات بسیار سنگینی داشته باشد.
بر اساس اخبار منتشر شده، در ادامه و تشدید همین فشارها:
این مجموعه اقدامات باعث شده که کانالهای اصلی ورود ارز به کشور تضعیف یا مسدود شوند و در آینده بسیار نزدیک شاهد:
در کنار فشارهایی که بر ایران وارد میشود، تداوم محاصره برای سایر کشورها – به ویژه آمریکا– نیز با هزینه همراه است:الف) با محاصره آمریکا، محدودیت صادرات نفت و گاز کشورهای حوزە خلیج فارس باعث افزایش قیمت سوخت و انرژی در آمریکا میشود.ب) حفظ حضور گسترده نظامی در منطقه، هزینههای زیادی برای آمریکا دارد.ج) با نزدیک شدن به انتخابات در آمریکا، استمرار تنش و محاصره در صورتی که با دستاورد ملموس به افکار عمومی ارائه نشود،این وضعیت به ضرر حزب جمهوریخواه خواهد بود. بنابراین تداوم محاصره بدون افق روشن، میتواند برای سیاستمداران آمریکایی هم ریسک انتخاباتی و اعتباری ایجاد کند.
با توجه به مجموعه عوامل فوق، میتوان گفت:از یک سو، ادامه آتشبس همراه با محاصره و فشار اقتصادی شدید بر ایران، ریسک بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی را در داخل کشور بالا میبرد؛از سوی دیگر، تداوم همین وضعیت برای آمریکا نیز هزینههای اقتصادی، نظامی و سیاسی (بهویژه در آستانه انتخابات) به همراه دارد.در چنین شرایطی، از منظر تحلیل هزینه–فایده، احتمال آن وجود دارد که محاصره و آتشبس به زودی به سمت جنگ یا توافق حرکت کند.
در نوشتهای دیگر، اینکه امکان توافق یا جنگ بیشتر است، خواهم نوشت...
#سردار_فتوحی
https://ble.ir/fotuhii98
۶۴
۱۷:۰۶
آتشبسی که بمباران پالایشگاههای نفتی بود
چنانچه قبلا نوشتم محاصره دریایی تأثیری فراتر از خود جنگ دارد و به نوعی تخریب زیرساختهای حیاتی مانند چاهها و پالایشگاههای نفتی است؛ این وضعیت نه تنها صادرات را متوقف میسازد، بلکه میتواند منجر به خسارات دائمی به تأسیسات و پالایشگاەهای نفتی شود.
ظرفیت ذخیرهسازی نفت ایران، که بالغ بر ۵۰ تا ۵۵ هزار بشکه است، در حال پر شدن است و با پر شدن تانکرها، ایران ناگزیر به توقف تولید از چاههای نفت خواهد شد. در این صورت آب پرفشاری که زیر نفت است و باعث میشود که نفت ازش استخراج بشود در صورت عدم استخراج، بالا میآید و نفت به زیر میرود و دیگر قابل استخراج نیست.
چاههای نفت برای حفظ پویایی و قابلیت برداشت، نیازمند استخراج مستمر هستند. توقف استخراج نفت، منجر به انسداد و از رده خارج شدن این چاهها شده و بازسازی و راهاندازی مجدد آنها مستلزم هزینههای هنگفتی خواهد بود.
#سردار_فتوحی https://ble.ir/fotuhii98
چنانچه قبلا نوشتم محاصره دریایی تأثیری فراتر از خود جنگ دارد و به نوعی تخریب زیرساختهای حیاتی مانند چاهها و پالایشگاههای نفتی است؛ این وضعیت نه تنها صادرات را متوقف میسازد، بلکه میتواند منجر به خسارات دائمی به تأسیسات و پالایشگاەهای نفتی شود.
ظرفیت ذخیرهسازی نفت ایران، که بالغ بر ۵۰ تا ۵۵ هزار بشکه است، در حال پر شدن است و با پر شدن تانکرها، ایران ناگزیر به توقف تولید از چاههای نفت خواهد شد. در این صورت آب پرفشاری که زیر نفت است و باعث میشود که نفت ازش استخراج بشود در صورت عدم استخراج، بالا میآید و نفت به زیر میرود و دیگر قابل استخراج نیست.
چاههای نفت برای حفظ پویایی و قابلیت برداشت، نیازمند استخراج مستمر هستند. توقف استخراج نفت، منجر به انسداد و از رده خارج شدن این چاهها شده و بازسازی و راهاندازی مجدد آنها مستلزم هزینههای هنگفتی خواهد بود.
#سردار_فتوحی https://ble.ir/fotuhii98
۵۲
۲۰:۴۶
اینترنت پرو: از امنیت تا منفعت
وقتی اینترنت قطع شد همه دلایل آن را "امنیتی" میدانستند. حالا بعد از دو ماه نه تنها اینترنت وصل نشده است بلکه از انواع اینترنت (سیمکارت سفید، اینترنت پرو و ...) سخن میگویند.سیمکارت سفید برای قدرتمندان است و اینترنت پرو برای سرمایهداران. جالب اینجاست این اینترنت پرو و سیمکارت سفید هم اینترنت بینالملل است ولی چون هزینه بالایی برای هر گیگ پرداخت میشود دیگر آن را دارای مشکل امنیتی نمیبینند.این اینترنت، فقط هر گیگ آن، پنجاه هزار تومان است این در حالی است که تا قبل از جنگ، هر گیگ اینترنت در حدود ٢ تا ٤ هزار بوده است.
چرا «امنیتی شدن» اینترنت سر از پولیشدن و خودیشدن اینترنت سردرآورده است. آنچه عیان است اگر زمانی به صورت ناگهانی اینترنت با افزایش ١٠ تا ٢٠ برابری مواجه میشدند امکان اعتراض زیاد میشد ولی وقتی اینترنت را ماهها قطع میکنند، کسبوکارها را به ورطه تعطیلی میکشانند، دیگر
یا مردم به نبود اینترنت عادت کردهاند و
یا مردم به شرط دسترسی حاضر به پرداخت هزینه کلان میشوند.
گویی سود و قدرت در «سنگری» پشتِ این قطعیها پناه گرفتهاند تا پول مردم را به روشی دیگر، و آرامتر، بیرون بکشند. و اینترنت «پرو» نامی فریبنده برای کسانی که باید چرخ اقتصاد بچرخد؛ یعنی «صنفها». معرفی «اینترنت پرو» برای صنفها، در ظاهر برای حمایت از اقتصاد است، اما یک تناقض بزرگ دارد: اگر اینترنت برای صنفهاست، پس مخاطبِ آنها کجاست؟ یک کسبوکارِ آنلاین، بدونِ اتصالِ تودهی مردم، موجودی بیجان است. فرض کنید یک تولیدکننده پوشاک، اینترنتِ پرو داشته باشد اما مشتریِ او (مردم عادی) به دلیلِ هزینههای سنگین یا قطعِ دسترسی، نتواند به او متصل شود؛ در این صورت، این اینترنتِ پرسرعت، تنها راهی برای تماشایِ سقوطِ یک کسبوکار است.
این بازی، بازیِ «کمبود ساختگی» است. ابتدا دسترسی را میگیرند، بعد همان دسترسیِ اندک را با قیمتی گزاف میفروشند. درست مثل بازاری که در آن کالایی کمیاب شود و ارزشش صدچندان گردد. اینترنت، که باید پل ارتباطی باشد، خود به ابزاری برای سوداگری و کنترل بدل شده است.
#سردار_فتوحی
https://ble.ir/fotuhii98
وقتی اینترنت قطع شد همه دلایل آن را "امنیتی" میدانستند. حالا بعد از دو ماه نه تنها اینترنت وصل نشده است بلکه از انواع اینترنت (سیمکارت سفید، اینترنت پرو و ...) سخن میگویند.سیمکارت سفید برای قدرتمندان است و اینترنت پرو برای سرمایهداران. جالب اینجاست این اینترنت پرو و سیمکارت سفید هم اینترنت بینالملل است ولی چون هزینه بالایی برای هر گیگ پرداخت میشود دیگر آن را دارای مشکل امنیتی نمیبینند.این اینترنت، فقط هر گیگ آن، پنجاه هزار تومان است این در حالی است که تا قبل از جنگ، هر گیگ اینترنت در حدود ٢ تا ٤ هزار بوده است.
چرا «امنیتی شدن» اینترنت سر از پولیشدن و خودیشدن اینترنت سردرآورده است. آنچه عیان است اگر زمانی به صورت ناگهانی اینترنت با افزایش ١٠ تا ٢٠ برابری مواجه میشدند امکان اعتراض زیاد میشد ولی وقتی اینترنت را ماهها قطع میکنند، کسبوکارها را به ورطه تعطیلی میکشانند، دیگر
گویی سود و قدرت در «سنگری» پشتِ این قطعیها پناه گرفتهاند تا پول مردم را به روشی دیگر، و آرامتر، بیرون بکشند. و اینترنت «پرو» نامی فریبنده برای کسانی که باید چرخ اقتصاد بچرخد؛ یعنی «صنفها». معرفی «اینترنت پرو» برای صنفها، در ظاهر برای حمایت از اقتصاد است، اما یک تناقض بزرگ دارد: اگر اینترنت برای صنفهاست، پس مخاطبِ آنها کجاست؟ یک کسبوکارِ آنلاین، بدونِ اتصالِ تودهی مردم، موجودی بیجان است. فرض کنید یک تولیدکننده پوشاک، اینترنتِ پرو داشته باشد اما مشتریِ او (مردم عادی) به دلیلِ هزینههای سنگین یا قطعِ دسترسی، نتواند به او متصل شود؛ در این صورت، این اینترنتِ پرسرعت، تنها راهی برای تماشایِ سقوطِ یک کسبوکار است.
این بازی، بازیِ «کمبود ساختگی» است. ابتدا دسترسی را میگیرند، بعد همان دسترسیِ اندک را با قیمتی گزاف میفروشند. درست مثل بازاری که در آن کالایی کمیاب شود و ارزشش صدچندان گردد. اینترنت، که باید پل ارتباطی باشد، خود به ابزاری برای سوداگری و کنترل بدل شده است.
#سردار_فتوحی
https://ble.ir/fotuhii98
۱۰۳
۶:۰۰
با دلار ١٩٠ هزاری زیستن
در اینجا هر بار که قیمت دلار سربالا میرود، انگار تپش قلبها نیز با آن همنوا میشود. مردم در ابهامی دائمی قدم برمیدارند؛ ابهامی از ندانستن، از بیثباتی، از ترسی که نه آغازش معلوم است و نه پایانش. ما نه دلار را میشناسیم و نه آینده را؛ تنها نشانهای داریم که مثل نبضی مضطرب، بیوقفه هشدار میدهد. در چنین وضعیتی، خرید و فروش دیگر یک تصمیم اقتصادی نیست؛ یک دو راهی دائمی است که هر مسیرش رنگی از باخت دارد. نمیدانیم نگه داریم یا بفروشیم، بخریم یا صبر کنیم؛ تنها میدانیم هر انتخابی باری از نگرانی بر شانههایمان میگذارد.
افزایش قیمت دلار بهخودیخود چیزی را از ما نمیگیرد؛ اما همچون آینهای بیرحم، واقعیتی پنهان را به رخ میکشد: جایی در عمق این سرزمین، زندگی مردم از ثبات جدا مانده است. دلار فقط واحد پول نیست؛ معیاری است که با بالا رفتنش، پایین رفتن ارزش روزمره را میتوان حس کرد؛ امکانی برای مقایسه، برای فهمیدن اینکه زندگی باید قاعدهمندتر، امنتر، و قابل اتکاتر از این باشد. و همین فهم است که بیشترین درد را میآورد؛ اینکه ما با هر جهش دلار، نه پول، بلکه بخشی از آرامش و قطعیت خود را از دست میدهیم.
در این وضعیت، دلارِ بالا دیگر تنها یک عدد در بازار نیست، بلکه نمادی است از چیرگی “منطق کالایی” بر تمامی ابعاد زندگیمان. همه چیز در برابر قیمت کالا و گرانیاشان سکوت میکنند و حالا، گرانی مهمترین و پرتکرارترین واژه در زبان مردم میشود. در این فضا، جامعه بیش از هر چیز، مشغول نرخگذاری و قیمتگذاری است و حتی احساسات و روابط، زیر سایه قیمتها رنگ میبازند. همه چیز نرخ جدید میپذیرد، و در این میدان، آنچه ارزان میشود ما هستیم و انسانیت، آزادی و عدالت...
#سردار_فتوحی https://ble.ir/fotuhii98
در اینجا هر بار که قیمت دلار سربالا میرود، انگار تپش قلبها نیز با آن همنوا میشود. مردم در ابهامی دائمی قدم برمیدارند؛ ابهامی از ندانستن، از بیثباتی، از ترسی که نه آغازش معلوم است و نه پایانش. ما نه دلار را میشناسیم و نه آینده را؛ تنها نشانهای داریم که مثل نبضی مضطرب، بیوقفه هشدار میدهد. در چنین وضعیتی، خرید و فروش دیگر یک تصمیم اقتصادی نیست؛ یک دو راهی دائمی است که هر مسیرش رنگی از باخت دارد. نمیدانیم نگه داریم یا بفروشیم، بخریم یا صبر کنیم؛ تنها میدانیم هر انتخابی باری از نگرانی بر شانههایمان میگذارد.
افزایش قیمت دلار بهخودیخود چیزی را از ما نمیگیرد؛ اما همچون آینهای بیرحم، واقعیتی پنهان را به رخ میکشد: جایی در عمق این سرزمین، زندگی مردم از ثبات جدا مانده است. دلار فقط واحد پول نیست؛ معیاری است که با بالا رفتنش، پایین رفتن ارزش روزمره را میتوان حس کرد؛ امکانی برای مقایسه، برای فهمیدن اینکه زندگی باید قاعدهمندتر، امنتر، و قابل اتکاتر از این باشد. و همین فهم است که بیشترین درد را میآورد؛ اینکه ما با هر جهش دلار، نه پول، بلکه بخشی از آرامش و قطعیت خود را از دست میدهیم.
در این وضعیت، دلارِ بالا دیگر تنها یک عدد در بازار نیست، بلکه نمادی است از چیرگی “منطق کالایی” بر تمامی ابعاد زندگیمان. همه چیز در برابر قیمت کالا و گرانیاشان سکوت میکنند و حالا، گرانی مهمترین و پرتکرارترین واژه در زبان مردم میشود. در این فضا، جامعه بیش از هر چیز، مشغول نرخگذاری و قیمتگذاری است و حتی احساسات و روابط، زیر سایه قیمتها رنگ میبازند. همه چیز نرخ جدید میپذیرد، و در این میدان، آنچه ارزان میشود ما هستیم و انسانیت، آزادی و عدالت...
#سردار_فتوحی https://ble.ir/fotuhii98
۴۲
۱۲:۲۲
توافقی صورت نمیگیرد...
برای درک بنبست در مذاکرات، باید ابتدا منطق پشت اقدام آمریکا در ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل را تحلیل کرد که دارای ابعاد استراتژیک زیر است:
کم هزینه کردن جنگ برای آمریکا و بینالمللی کردن تنش:هدف اصلی، انتقال بار هزینههای جنگ به سایر بازیگران جهانی است. با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، آمریکا تلاش میکند تنش را از یک تقابل دوجانبه به یک بحران بینالمللی تبدیل کند. این کار باعث میشود کشورهای زیادی از جمله کشورهای عضو ناتو نیز تحت فشار ذخایر انرژی و امنیت مسیرهای تجاری، درگیر این مناقشه شوند. به همین دلیل بزرگترین ناو دریایی فرانسه(شارل دوگل) به سمت خاورمیانه در حرکت است یا المان نیز اخطار جنگ داده است.
مشروعیتبخشی حقوقی و انسانی به اقدامات خود:اقدامات ایران در طول جنگ نسبت به کشورهای عرب خلیج فارس، و همچنین اقدامات ایران در مناطق حساس (مانند تنگه هرمز و برخورد با کشتیهای بدون مجوز)، آمریکا تلاش میکند تقابل خود با برنامههای هستهای و موشکی ایران را از یک جنگ قدرت، به یک اقدام «بشردوستانه» و «تضمین امنیت دریانوردی» تغییر چهره دهد تا از حمایت بینالمللی برخوردار شود.
دور زدن محدودیتهای قانونی داخلی (کنگره) آمریکا و انداختن توپ در زمین ایرانبا محاصره دریایی ایران و آتشبس به صورت علنی کنگره آمریکا را دور زد، زیرا طبق قانون آمریکا بعد از ٦٠ روز برای ادامه جنگ نیاز به مجوز کنگره داشت که شانس مخالفت با آن وجود داشت، ولی با باز کردن پرونده در شورای امنیت، به صورت علنی اجازه(رایگیری کنگره) را معلق کرد و توپ را در زمین ایران انداخت. زیرا طبق قانون آمریکا اگر کشوری هر گونه هجومی به نیروهای آمریکایی داشته باشد بدون نیاز به مجوز میتواند درگیر جنگ شود(یعنی ٦٠ روز دیگر بدون مجوز کنگره) زیرا که فشار بر ایرانِ در محاصره، امکان زیادی برای مقاومت(مقابله با آمریکا) را فراهم میکند.
درخواستهای مکرر آمریکا برای توافق
درخواست مکرر آمریکا به مذاکره، لزوماً از سر ضعف و استصال نیست؛ بلکه ابزاری است برای ایجاد «توجیه حقوقی» و «انسانیکردن اقدام» . آمریکا با پیشنهاد توافق در شرایطی که میداند ایران پذیرای آن نیست، خود را در جایگاه «طرف صلحجو» نشان میدهد تا اقدامات نظامی احتمالی بعدی خود را در قالب واکنش به عدم سازش طرف مقابل، درسطح داخلی و بینالمللی توجیه کند.
در واقع، ورود عراقچی به کشورهای پاکستان، روسیه و چین نه برای توافق، بلکه با هدف جلوگیری از صدور قطعنامههای ضدایرانی در شورای امنیت صورت میگیرد زیرا این سه کشور از ١٥ عضو شورای امنیت سازمان بینالملل هستند.
با توجه به اینکه اسرائیل و کشورهای منطقه متحد آمریکا(کشورهای عربی) از قدرت ایران بیش از پیش نگران هستند، به نظر نمیرسد به توافقی کمتر از تسلیم راضی شوند و ایران هم بنابر دلایلی که مجال بحث نیست پذیرای آن نیست...
https://ble.ir/fotuhii98
#سردار_فتوحی
برای درک بنبست در مذاکرات، باید ابتدا منطق پشت اقدام آمریکا در ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل را تحلیل کرد که دارای ابعاد استراتژیک زیر است:
درخواست مکرر آمریکا به مذاکره، لزوماً از سر ضعف و استصال نیست؛ بلکه ابزاری است برای ایجاد «توجیه حقوقی» و «انسانیکردن اقدام» . آمریکا با پیشنهاد توافق در شرایطی که میداند ایران پذیرای آن نیست، خود را در جایگاه «طرف صلحجو» نشان میدهد تا اقدامات نظامی احتمالی بعدی خود را در قالب واکنش به عدم سازش طرف مقابل، درسطح داخلی و بینالمللی توجیه کند.
در واقع، ورود عراقچی به کشورهای پاکستان، روسیه و چین نه برای توافق، بلکه با هدف جلوگیری از صدور قطعنامههای ضدایرانی در شورای امنیت صورت میگیرد زیرا این سه کشور از ١٥ عضو شورای امنیت سازمان بینالملل هستند.
با توجه به اینکه اسرائیل و کشورهای منطقه متحد آمریکا(کشورهای عربی) از قدرت ایران بیش از پیش نگران هستند، به نظر نمیرسد به توافقی کمتر از تسلیم راضی شوند و ایران هم بنابر دلایلی که مجال بحث نیست پذیرای آن نیست...
https://ble.ir/fotuhii98
#سردار_فتوحی
۴۵
۱:۱۱
لە روبیکا ئەکتیوم دەتوانن بەم لینکە وەرن. لێرە نانووسم
در روبیکا فعالیت دارم. میتونین با لینک وارد شوید. اینجا مطلب نمیگذارم
https://rubika.ir/fotuhii98
در روبیکا فعالیت دارم. میتونین با لینک وارد شوید. اینجا مطلب نمیگذارم
https://rubika.ir/fotuhii98
۲۳
۱۵:۲۹