عکس پروفایل آموزش زبان فرانسه(کاربردی)آ

آموزش زبان فرانسه(کاربردی)

۴۸ عضو
thumbnail
undefined تفاوت Bon و Bien (به زبان ساده!)
خیلی‌ها این دوتا رو با هم قاطی می‌کنن، اما فرقشون خیلی

واضحه:

undefined Bon (صفت)
بیشتر برای خوراکی‌ها و اشیاء استفاده می‌شه (یعنی اون چیز خوبه).
مثلاً وقتی کروسان می‌خوری و خیلی خوشمزه‌ست:undefined C’est un bon croissant !(این یه کروسان خوب و خوشمزه‌ست!)

undefined Bien (قید)
برای توصیفِ انجام دادنِ یک کار استفاده می‌شه (یعنی اون کار خوب انجام شده).
مثلاً وقتی کسی عالی فرانسوی حرف می‌زنه:undefined Tu parles bien français !(تو خوب فرانسه صحبت می‌کنی!)

undefined خلاصه کنکوری:
اگه مزه‌اش خوبه یا خودش خوبه: Bonاگه کاری رو خوب انجام می‌دی: Bien

undefined@frenglish_with_you2
undefined۱

۵۱

۹:۱۲

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

thumbnail
undefined*واژه‌های بی‌سرزمین

undefined
چرا بعضی کلمات ترجمه‌ناپذیرند؟

undefined
موردِ عجیب: Flâneur

بعضی واژه‌ها فقط «معنا» ندارند؛

یک
تاریخ و یک فرهنگ را با خودشان حمل می‌کنند.
فرانسوی‌ها به این‌ها می‌گویند:
Les intraduisibles undefined


یکی از معروف‌ترینشان:
Flâneur.


undefined
ترجمه‌اش؟ کار سختی‌ست!

- «ولگرد» undefined (بار منفی دارد)
- «رهگذر» undefined️ (خیلی خنثی است)
- «پرسه‌زن» undefined (نزدیک‌تر… اما هنوز نه کامل)

undefined
فلانور کیست؟

کسی که از
A به B نمی‌رود تا فقط برسد.
او در شهر
گم می‌شود

undefined تماشا می‌کند، 🪟 ویترین‌ها را می‌خواند، undefined و فکر می‌کند.

فلانور،
شکارچیِ لحظه‌های نادیده در خیابان است.


undefined
چالش مترجم

گاهی بهترین ترجمه، «ترجمه نکردن» است:
واژه را نگه می‌داریم و با چند خط توضیح، حس و فضای آن را می‌سازیم.

undefined در فارسی می‌شود گفت:
Flâneur = «پرسه‌زنِ متفکر»
کسی که پیاده‌روی برایش یک
تجربه‌ی فلسفی* است.



undefined @frenglish_with_me2

۵۱

۱۲:۰۲

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

thumbnail
undefined French Slang | poser un lapin undefined
poser un lapin à quelqu’un
یعنی:
کسی رو سر قرار کاشتن / نرفتن و طرف رو منتظر گذاشتن
undefined این یکی از اصطلاحات خیلی بامزه و کاملاً طبیعی فرانسویه.


Examples:
Il m’a posé un lapin hier.
دیروز منو سر قرار کاشت.
Ne me pose pas un lapin !
منو سر قرار نکار!

undefined نکته‌ی جالب:
تحت‌اللفظی یعنی:
«برای کسی یک خرگوش گذاشتن!» undefined
ولی معنی واقعی‌اش همون سر قرار نیومدنه.

undefined این اصطلاح باحال نیست؟ undefined

undefined@frenglish_with_me2
undefined۱

۲۴

۶:۴۶

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

thumbnail
کلمات مربوط به طبیعتLes mots de la nature
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined


undefined @frenglish_with_me2

۲۳

۱۱:۴۶

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.