کتری به دست وسط راهروی بیمارستان وایستاده بودم، یه مریضو روی تخت آوردن که نصف تنش خونی بود ولی هشیار بود. منو اون وسط دید، گفت: آبجی یه چایی به ما میدی؟مرد حالا تو این وضعیت یه دو دیقه چایی نخور :))))
gandom72a
فانجوک
فانجوک
۳۰
۱۱:۱۲
دوستان اینبار واسه حموم رفتن دیگه منتظر ترامپ نمونید که تهدید کنه نیروگاه هارو میخواد بزنه، هوا گرمه خودتون سعی کنید ارایش جنگیتون رو حفظ کنید و هرروز دوش بگیرید
Mr.gooshفانجوک 
۲۹
۱۱:۱۳
بهترین کاری که مامانم در حقم کرد این بود که تو نوجوونی میخواستم اسم دوست پسرمو تتو بزنم رو قفسه سینم،بهش گفتم کل خونه رو با سیخ دنبالم کرد هرجا گرفت زدتم و گفت نمیزاره این گوهو بخورمروزی هزاربار ازش تشکر میکنم بابتش.
Fatemeفانجوک 
۲۹
۱۱:۲۰
۲۸
۱۱:۴۳
۲۸
۱۴:۰۰
مریضم وقتی داشت میومد تو با مریض قبلی داشت دست به یقه میشد که چرا اینقدر طولش دادی و ما کلی معطل شدیم و اینا.به زحمت آرومش کردم و نشوندمش، بعد خانومش گفت: ببخشید آقای دکتر از وقتی رونالدو حذف شده اعصابش به هم ریخته پاچه همه رو میگیره
حالا مریض چندسالش بود؟۶۵ سال
فانجوک
فانجوک
۳۱
۱۵:۵۴
آقای تپسی! من صرفاً «عجله ندارم» رو انتخاب کردم چون ارزونتره، وگرنه خیلی هم دیرم شده. تروخدا گاز بده مرد.
تینتین (یاس)فانجوک 
۳۲
۱۶:۱۶
من تا پارسال خاویار نخورده بودم، یبار پارسال هالوین مهمونی یه آدمپولدار دعوت بودم، اول گریمور اومد گریممون کردبعد که خواستیم وارد مهمونی بشیم نفری یه قاشق کوچولو خاویار گذاشتن روی دستمونمن فکر کردم اینم یه بخشی از گریمه، میخواستم بمالمش به صورتمبعد دیدم همه دارن میخورنش فهمیدم خاویاره
》قاوف《
فانجوک
》قاوف《
فانجوک
۴۰
۱۹:۰۵
موقع حساب کردن صاحب رستوران پرسید: همه چی عالی بود؟گفتم: آره فقط مگسا دیوونهام کردن!گفت: آره، پدر مارو هم درآوردن.همدلی با مشتری ۱۰ از ۱۰
فانجوک
فانجوک
۲۴
۱۹:۴۰
امروز ۷ صبح، خواب و بیدار بودم و با صدای چرخیدن کلید توی قفل از جا پریدم. از چشمی نگاه کردم. کسی نبود، ولی یکی همچنان داشت با قفل ور میرفت.چند ثانیه بعد در واحد روبهرویی باز شد و نوهش رو کشید داخل. بله، داشت امتحان میکرد ببینه کلیدشون، در خونه ما رو هم باز میکنه یا نه!


فانجوک
فانجوک
۷۴
۱۹:۴۳