شوهر عمم اسمش حسینه اینا اومدن خونمون شب موندن
نصف شب رفتم اب خوردم گفتم سلام بر حسین دیدم شوهر عمم سرشو از زیر پتو درورده میگه سلام ممد آقا
نمیدونم رو چه حسابی عممو دادن بش
╭┈────『

』J◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2

نصف شب رفتم اب خوردم گفتم سلام بر حسین دیدم شوهر عمم سرشو از زیر پتو درورده میگه سلام ممد آقا
نمیدونم رو چه حسابی عممو دادن بش
╭┈────『
۱۰:۰۲
پنجره رو باز گذاشتم زنبوره بره بیرون یه زنبور دیگه اومد تو.
الان دوتایی نشستن دارن نگاه میکنن فکر کنم منتظرن من برم بیرون.

╭┈────『

』J◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2

الان دوتایی نشستن دارن نگاه میکنن فکر کنم منتظرن من برم بیرون.
╭┈────『
۱۰:۰۲
خدایا یه کیلو سیب میگیرم میفرستم برات مارو برگردون بهشت؛
خواستی بگو پرتقال بگیرم.
╭┈────『

』J◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2

خواستی بگو پرتقال بگیرم.
╭┈────『
۱۰:۰۴
چطوریه که مامان باباتون در جریانن دوست دختر دارین؟ من حتی جرئت نمیکنم اینو به زنم بگم.
╭┈────『

』J◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2

╭┈────『
۱۰:۰۴
رفیقم میخواست بره خواستگاری عکس دختره رو نشون داد گفت خداییش اگه کسی اینو میشناسه بیاد بگه، نمیخوام بعدا بفهمم با دوستامم بوده
همه گفتیم نه باو نمیشناسیمش برو جلو خیالت تخت
بعد همگی گوشیا رو درآوردیم رفتیم تو مخاطبین یه شماره رو پاک کردیمایشالا که خوشبخت بشن
╭┈────『

』J◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2

همه گفتیم نه باو نمیشناسیمش برو جلو خیالت تخت
بعد همگی گوشیا رو درآوردیم رفتیم تو مخاطبین یه شماره رو پاک کردیمایشالا که خوشبخت بشن
╭┈────『
۱۰:۰۴
یه پرنده خریدم اوردم خونه دو هفته شب و روز منتظر بودم حرف بزنه
آخرش گفت :
حاجی حالا من این دفعه رو حرف میزنم ولی ناموسا کجا دیدی جغد حرف بزنه؟


╭┈────『

』J◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2

آخرش گفت :
حاجی حالا من این دفعه رو حرف میزنم ولی ناموسا کجا دیدی جغد حرف بزنه؟
╭┈────『
۷:۴۷
معلم تاریخمو توی خیابون دیدم تصادف کرده بود رفتم جلو پرسیدم آقا چرا تصادف کردین؟
گفت بیکفایتی راننده مقابل، دسیسهی باران و لغزندگی خیابان، وابستگی به ترمز ماشین

╭┈────『

』J◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2

گفت بیکفایتی راننده مقابل، دسیسهی باران و لغزندگی خیابان، وابستگی به ترمز ماشین
╭┈────『
۷:۴۸
پیرمرده تو مترو گفت من اگه خوابیدم صادقیه بیدارم کن. گفتم باشه.
.
.
ایستگاه بعد پیاده شدم…
ایشالا وقتی رسید کرج میفهمه که نباید به هیشکی اعتماد کنه!

╭┈────『

』J◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2

.
.
ایستگاه بعد پیاده شدم…
ایشالا وقتی رسید کرج میفهمه که نباید به هیشکی اعتماد کنه!
╭┈────『
۷:۴۸
وقتی مامانم خونه نیست یکی از تفریحات سالمم اینه که میرم در یخچال رو اینقدر باز میزارم تا صدای آلارمش دربیاد …
بعد میگم : حالا هی زر بزن هیشکی به دادت نمی رسه



╭┈────『

』J◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2

بعد میگم : حالا هی زر بزن هیشکی به دادت نمی رسه
╭┈────『
۷:۴۸
واقعا وقتی که میرید کنکور بدید خونوادتون نگرانتون میشن



صبح روزی که کنکور داشتم بابام منو با لگد بیدار کرد و فرستاد برم نون تازه بگیرم و گفت دست خالی بیایی کارت ملیت رو نمیدم بری امتحان بدی



╭┈────『

』J◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2

صبح روزی که کنکور داشتم بابام منو با لگد بیدار کرد و فرستاد برم نون تازه بگیرم و گفت دست خالی بیایی کارت ملیت رو نمیدم بری امتحان بدی
╭┈────『
۷:۴۸