عکس پروفایل فـــان 👀طــوری...!ف

فـــان 👀طــوری...!

۳.۴ هزار عضو
شوهر عمم اسمش حسینه اینا اومدن خونمون شب موندن
نصف شب رفتم اب خوردم گفتم سلام بر حسین ‌دیدم شوهر عمم سرشو از زیر پتو درورده میگه سلام ممد آقا

نمیدونم رو چه حسابی عممو دادن بش undefined

‌╭┈────『undefinedundefinedundefinedJ◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2 undefinedundefined

۱۰:۰۲

پنجره رو باز گذاشتم زنبوره بره بیرون یه زنبور دیگه اومد تو.




الان دوتایی نشستن دارن نگاه میکنن فکر کنم منتظرن من برم بیرون.undefinedundefined
‌╭┈────『undefinedundefinedundefinedJ◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2 undefinedundefined

۱۰:۰۲

خدایا یه کیلو سیب میگیرم میفرستم برات مارو برگردون بهشت؛
‏خواستی بگو پرتقال بگیرم.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭┈────『undefinedundefinedundefinedJ◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2 undefinedundefined

۱۰:۰۴

چطوریه که مامان باباتون در جریانن دوست دختر دارین؟ من حتی جرئت نمیکنم اینو به زنم بگم.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭┈────『undefinedundefinedundefinedJ◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2 undefinedundefined

۱۰:۰۴

رفیقم میخواست بره خواستگاری عکس دختره رو نشون داد گفت خداییش اگه کسی اینو میشناسه بیاد بگه، نمیخوام بعدا بفهمم با دوستامم بوده
همه گفتیم نه باو نمیشناسیمش برو جلو خیالت تخت
بعد همگی گوشیا رو درآوردیم رفتیم تو مخاطبین یه شماره رو پاک کردیمایشالا که خوشبخت بشن
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭┈────『undefinedundefinedundefinedJ◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2 undefinedundefined

۱۰:۰۴

یه پرنده خریدم اوردم خونه دو هفته شب و روز منتظر بودم حرف بزنه
آخرش گفت :




حاجی حالا من این دفعه رو حرف میزنم ولی ناموسا کجا دیدی جغد حرف بزنه؟undefinedundefinedundefined
‌╭┈────『undefinedundefinedundefinedJ◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2 undefinedundefined

۷:۴۷

معلم تاریخمو توی خیابون دیدم تصادف کرده بود رفتم جلو پرسیدم آقا چرا تصادف کردین؟






گفت بی‌کفایتی راننده مقابل، دسیسه‌ی باران و لغزندگی خیابان، وابستگی به ترمز ماشینundefinedundefined
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭┈────『undefinedundefinedundefinedJ◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2 undefinedundefined

۷:۴۸

پیرمرده تو مترو گفت من اگه خوابیدم صادقیه بیدارم کن. گفتم باشه.
.
.
ایستگاه بعد پیاده شدم…
ایشالا وقتی رسید کرج میفهمه که نباید به هیشکی اعتماد کنه!undefinedundefined
‌╭┈────『undefinedundefinedundefinedJ◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2 undefinedundefined

۷:۴۸

وقتی مامانم خونه نیست یکی از تفریحات سالمم اینه که میرم در یخچال رو اینقدر باز میزارم تا صدای آلارمش دربیاد …




بعد میگم : حالا هی زر بزن هیشکی به دادت نمی رسه undefinedundefinedundefinedundefined
‌╭┈────『undefinedundefinedundefinedJ◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2 undefinedundefined

۷:۴۸

واقعا وقتی که میرید کنکور بدید خونوادتون نگرانتون میشنundefinedundefinedundefinedundefined


صبح روزی که کنکور داشتم بابام منو با لگد بیدار کرد و فرستاد برم نون تازه بگیرم و گفت دست خالی بیایی کارت ملیت رو نمیدم بری امتحان بدیundefinedundefinedundefinedundefined
‌╭┈────『undefinedundefinedundefinedJ◎ɪИ╰─┈➤ ble.ir/join/ZjRhMDNhY2 undefinedundefined

۷:۴۸