بازارسال شده از M. Firouzabadi
نکات اولیه من:
۱. تا کنون از میز مذاکره چیزی برای کشور حاصل نشده است. اگر توافقی هم شده، طرف مقابل آن را نقض کرده است. لذا دل بستن به میز مذاکره و دل بستن به توافق کاذب است.ضمن اینکه فاصله خواسته ها با هم بسیار زیاد است و اصلا زمینه توافقی متصور نیست.
۲. إن شالله آنقدر عقلانیت وجود داشته باشد که موضوعات تکراری گذشته و دیدگاههای خوش بینانه به آمریکا، دستور کار مذاکرات نباشد. إن شالله مسئولان توجه داشته باشند که آمریکا چندین بار به توافقات و حداقل دو بار به میز مذاکرات خیانت کرده.
۳. تا حالا با نگه داشتن سایه جنگ روی سر کشور، تلاش می کردند خواسته هایشان را بر کشور تحمیل کنند... از این به بعد سایه تخریب نیروگاه ها و زیرساختها اهرم فشار خواهد بود. ما این اشتباه راهبردی را انجام دادیم که در نقطه اولتیماتوم دشمن آتش بس موقت را پذیرفتیم. بنابراین باید آمادگی داشته باشیم که دشمن با خواسته های خیلی بیشتری وارد میز مذاکره شود.
۴. آتش بس برای طرف مقابل فرصت تجدید قوای سیاسی و نظامی و اطلاعاتی را فراهم خواهد کرد. در بهترین حالت ایران دوباره متهم به عدم توجه به میز مذاکره خواهد شد.
۵. باز کردن تنگه ممکن است برای این باشد اقتصاد دنیا خودش را در این فرصت برای چند ماه جنگ آمده کند. جنگی که دیگر ایران اهرم فشار اقتصادی بر اقتصاد غرب را در دست نداشته باشد و مجبور باشد فقط در میدان نظامی بجنگد.
۶. تا کنون به طور مطلق مردم کف خیابان در این آتش بس نادیده گرفته شده اند. برای اقناع و توجیه آنها کاری انجام نشده است.
۷. صرفا دو چیز می تواند تا حدودی صحنه را به نفع ما پایدار نگه دارد که البته از نظر نویسنده احتمال آن خیلی کم است.
اول: اگر طرف مقابل واقعا از جنگ دردش آمده باشد، ممکن است این آتش بس یک مفر برای او باشد(دیدگاهی که می گفت یک کاری بکنید ترامپ بگوید پیروز شدم). اگر دردش نیامده باشد، جنگ بزودی بر خواهد گشت با شدت بیشتر. حتی در همین دو هفته
دوم و مهمتر: حفظ کنترل معنادار بر تنگه هرمز شامل تردد محدود و با فاصله جدی از وضع عادی و نظام کنترلی شامل عوارض و... اگر تردد به حالت عادی نزدیک شد، عملا کنترل و حاکمیت بی معنا است.
۱. تا کنون از میز مذاکره چیزی برای کشور حاصل نشده است. اگر توافقی هم شده، طرف مقابل آن را نقض کرده است. لذا دل بستن به میز مذاکره و دل بستن به توافق کاذب است.ضمن اینکه فاصله خواسته ها با هم بسیار زیاد است و اصلا زمینه توافقی متصور نیست.
۲. إن شالله آنقدر عقلانیت وجود داشته باشد که موضوعات تکراری گذشته و دیدگاههای خوش بینانه به آمریکا، دستور کار مذاکرات نباشد. إن شالله مسئولان توجه داشته باشند که آمریکا چندین بار به توافقات و حداقل دو بار به میز مذاکرات خیانت کرده.
۳. تا حالا با نگه داشتن سایه جنگ روی سر کشور، تلاش می کردند خواسته هایشان را بر کشور تحمیل کنند... از این به بعد سایه تخریب نیروگاه ها و زیرساختها اهرم فشار خواهد بود. ما این اشتباه راهبردی را انجام دادیم که در نقطه اولتیماتوم دشمن آتش بس موقت را پذیرفتیم. بنابراین باید آمادگی داشته باشیم که دشمن با خواسته های خیلی بیشتری وارد میز مذاکره شود.
۴. آتش بس برای طرف مقابل فرصت تجدید قوای سیاسی و نظامی و اطلاعاتی را فراهم خواهد کرد. در بهترین حالت ایران دوباره متهم به عدم توجه به میز مذاکره خواهد شد.
۵. باز کردن تنگه ممکن است برای این باشد اقتصاد دنیا خودش را در این فرصت برای چند ماه جنگ آمده کند. جنگی که دیگر ایران اهرم فشار اقتصادی بر اقتصاد غرب را در دست نداشته باشد و مجبور باشد فقط در میدان نظامی بجنگد.
۶. تا کنون به طور مطلق مردم کف خیابان در این آتش بس نادیده گرفته شده اند. برای اقناع و توجیه آنها کاری انجام نشده است.
۷. صرفا دو چیز می تواند تا حدودی صحنه را به نفع ما پایدار نگه دارد که البته از نظر نویسنده احتمال آن خیلی کم است.
اول: اگر طرف مقابل واقعا از جنگ دردش آمده باشد، ممکن است این آتش بس یک مفر برای او باشد(دیدگاهی که می گفت یک کاری بکنید ترامپ بگوید پیروز شدم). اگر دردش نیامده باشد، جنگ بزودی بر خواهد گشت با شدت بیشتر. حتی در همین دو هفته
دوم و مهمتر: حفظ کنترل معنادار بر تنگه هرمز شامل تردد محدود و با فاصله جدی از وضع عادی و نظام کنترلی شامل عوارض و... اگر تردد به حالت عادی نزدیک شد، عملا کنترل و حاکمیت بی معنا است.
۸
۷:۱۱
بازارسال شده از تمامرخ | TamamRokh
پيروزى يا شكستى در كار نيست. جنگ از شكل نظامى به شكل مذاكراتى رفت. با توجه به اينكه ايده ايران هنوز حول رفع تحريم است، مشكلات بسيار مهمى بروز خواهد كرد.
يك نقص مهم بيانيه شعام، " تبريك گفتن پيروزى" است. پيروزى اى به دست نيامده، جنگ از شكلى به شكل ديگر رفته.
خدا رهبر شهيد ما را بيامرزد. بعد از توافق ژنو كه واقعا بخشى از پول بلوكه آزاد شده بود و بطرز سنجش پذير فروش نفت افزايش يافته بود، مى گفت تبريك معنا ندارد چون روى زمين اتفاقى نيفتاده. (٢٠ فروردين ٩٤) آنوقت شعام براى آتش بس دو هفته اى تبريك مى گويد.
با توجه به رو به پايان بودن فصل كشت بهاره و اولويت جلوگيرى از بحران گرسنگى و محدوديتهاى فيزيكى پيش آمده به دليل جنگ در تنگه هرمز، طبعا اولويت گشايش با كشتى هاى حامل كود است نه ساير موارد. (مدیریت صف عبور و قرار دادن نفتکشها در آخر)
همچنین اگر ايران نقض آتش بس در لبنان را در اين لحظه تحمل كند، مذاكرات دو هفته آتى به " نتيجه" نمى رسد.
#پوشش_تحلیل
@tamamrokhmedia
۵
۷:۱۳
حضرت را با قرائت صلوات خاصه از راه دور زیارت کنید.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى
الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِ
وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى
الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ
صَلاَةً كَثِيرَةً تَامَّةً زَاكِيَةً
مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً
كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ.
۲۶۴
۶:۳۵
برای یک شرکت خوب و ارزشمند، با فعالیت بینالمللی، دنبال یک مدیر مالی توانمند و با تجربه میگردیم.
اگر میشناختید لطفا معرفی کنید.
ارسال به @mahdisanaei
اگر میشناختید لطفا معرفی کنید.
ارسال به @mahdisanaei
۲۲۴
۹:۱۲
بازارسال شده از حامد کاشانی
۳۱
۱۹:۰۷
مدتی پیش در روشویی یکی از مساجد، متوجه شدم آب به شکل جالبتوجهی از شیر خارج میشود؛ در عین آنکه فشار و شدت مناسبی دارد و پاشش آن پراکنده است، مصرف آب بسیار کم است. از آن عکس گرفتم تا «سرشیر» استفادهشده را تهیه کنم.
به خیابان بنیهاشم (بورس شیرآلات و لوازم ساختمانی) رفتم، با کمال تعجب دیدم کسی چنین سرشیری را نمیشناسد.
از روی تصویر، برند آن را پیدا کردم (بلندا) و با واحد فروش شرکت سازنده تماس گرفتم. گفتند فروش این محصول بسیار محدود است و تنها یک فروشگاه در خیابان سعدی (فروشگاه آغاسی) آن را عرضه میکند. همچنین پیشنهاد کردند با سازمان آب و فاضلاب (۱۲۲) تماس بگیرم تا برای نصب آن اقدام کنند؛ چون بهدلیل خاصیت کاهش مصرف، آبفا این محصول را ترویج میکند. هرچند از آنجایی که حوصله طیکردن این مسیر طولانی را نداشتم، در اینترنت جستوجو کردم و خوشبختانه آن را در دیجیکالا پیدا کردم.
خلاصه تجربه استفاده:- کاهش چشمگیر مصرف آب: در تجربه من، لیوانی که با سرشیر معمولی در ۲ ثانیه پر میشد، اکنون در ۸ ثانیه پر میشود. - افزایش فشار آب: با وجود کاهش مصرف، خروج آب با شدت بیشتری انجام میشود؛ بهطوری که مجبور شدم شیرهای اصلی زیر روشویی را تا حد زیادی ببندم. - قابلیت نصب متنوع: هم روی شیرهای روشویی و هم روی خروجی شلنگ سرویسها قابل نصب است؛ برای برخی مدلهای ساده شیرهای آشپزخانه نیز قابل استفاده است. - این محصول آب و هوا را با هم مخلوط می کند و همین موضوع سبب کاهش مصرف آب میشود. همچنین تماس این جریان آب با روی پوست حس نرمی و سبکی را القا می کند. پاشش آب آن نیز متمرکز است.- تجربه من آنقدر رضایتبخش بود که بهتدریج در حال تهیه و نصب آن در منازل بستگان هم هستم. این نوشته نیز از همین بابِ معرفی و ترویج این محصول است. - عجیب نیست که در کشوری با چنین کمبود آبی، محصولی به این ارزشمندی تا این حد دیر و محدود تولید شده و اینچنین ضعیف معرفی و ترویج میشود؟ - نام فنی سرشیر «پرلاتور» است.
پرلاتور بلندا از طریق دیجیکالا قابل تهیه است: - بسته تکعددی: digikala.com/product/dkp-21344334 - بسته دوتایی: digikala.com/product/dkp-21344357
به خیابان بنیهاشم (بورس شیرآلات و لوازم ساختمانی) رفتم، با کمال تعجب دیدم کسی چنین سرشیری را نمیشناسد.
از روی تصویر، برند آن را پیدا کردم (بلندا) و با واحد فروش شرکت سازنده تماس گرفتم. گفتند فروش این محصول بسیار محدود است و تنها یک فروشگاه در خیابان سعدی (فروشگاه آغاسی) آن را عرضه میکند. همچنین پیشنهاد کردند با سازمان آب و فاضلاب (۱۲۲) تماس بگیرم تا برای نصب آن اقدام کنند؛ چون بهدلیل خاصیت کاهش مصرف، آبفا این محصول را ترویج میکند. هرچند از آنجایی که حوصله طیکردن این مسیر طولانی را نداشتم، در اینترنت جستوجو کردم و خوشبختانه آن را در دیجیکالا پیدا کردم.
خلاصه تجربه استفاده:- کاهش چشمگیر مصرف آب: در تجربه من، لیوانی که با سرشیر معمولی در ۲ ثانیه پر میشد، اکنون در ۸ ثانیه پر میشود. - افزایش فشار آب: با وجود کاهش مصرف، خروج آب با شدت بیشتری انجام میشود؛ بهطوری که مجبور شدم شیرهای اصلی زیر روشویی را تا حد زیادی ببندم. - قابلیت نصب متنوع: هم روی شیرهای روشویی و هم روی خروجی شلنگ سرویسها قابل نصب است؛ برای برخی مدلهای ساده شیرهای آشپزخانه نیز قابل استفاده است. - این محصول آب و هوا را با هم مخلوط می کند و همین موضوع سبب کاهش مصرف آب میشود. همچنین تماس این جریان آب با روی پوست حس نرمی و سبکی را القا می کند. پاشش آب آن نیز متمرکز است.- تجربه من آنقدر رضایتبخش بود که بهتدریج در حال تهیه و نصب آن در منازل بستگان هم هستم. این نوشته نیز از همین بابِ معرفی و ترویج این محصول است. - عجیب نیست که در کشوری با چنین کمبود آبی، محصولی به این ارزشمندی تا این حد دیر و محدود تولید شده و اینچنین ضعیف معرفی و ترویج میشود؟ - نام فنی سرشیر «پرلاتور» است.
پرلاتور بلندا از طریق دیجیکالا قابل تهیه است: - بسته تکعددی: digikala.com/product/dkp-21344334 - بسته دوتایی: digikala.com/product/dkp-21344357
۱.۲K
۱۷:۴۰
۱.۲K
۱۷:۴۰
تجربه بنده در مدیریت کارهای روزانه
مقدمه:
تصور میکنم مدیریت کارها (وظایف، تسکها، ...) یکی از مهمترین مهارتهایی است که هر فرد برای رشد فردی باید به آن دست پیدا کند. این مفهوم ذیل مفهوم بزرگتری به نام «برنامهریزی» قرار میگیرد که نمیخواهم وارد آن شوم؛ بلکه اینجا میخواهم تجربهی خودم را صرفاً در زمینهی مدیریت کارهای روزانه بیان کنم و در کنار آن، تجربهی جدید و مؤثری که اخیراً به آن رسیدم را هم توضیح دهم.
بنده همچنین تجربهی استفاده از نرمافزارهای مدیریت پروژهی مختلف را دارم؛ هم برای کارهای شخصی و هم سازمانی. نکتهای که در ادامه مطرح میکنم، حاصل تجربهام برای مدیریت کارهای شخصی است؛ چرا که برای کارهای سازمانی پیشنهاد متفاوت است.
اما اصل مطلب؛
من برای مدیریت کارهای شخصی از نرمافزار Microsoft To Do استفاده میکنم. این نرمافزار چند ویژگی دارد. نخست اینکه بسیار ساده است و در عین سادگی، نیازهای مدیریت وظایف را پوشش میدهد. دوم اینکه هم نسخهی وب و هم اندروید دارد و از هر محیطی میتوان کارها را مدیریت کرد. تأکید میکنم این همه، در عین حفظ سادگی است و نرمافزار بیدلیل پیچیده نشده است.
کلیت فرایند استفاده به این ترتیب است: هر وقت کار جدیدی پیش میآید، آن را به فهرست اصلی (Tasks) اضافه میکنم. ابتدای هر روز، کارهایی را که میخواهم آن روز انجام دهم به بخش «My Day» منتقل میکنم و فهرست کارهای امروز را میسازم. اگر کاری لازم است در زمان مشخصی انجام شود، آن را در Google Calendar هم تنظیم میکنم تا سرِ ساعت انجام شود. آنگاه در طول روز چند مرتبه فهرست My Day را مرور میکنم: چون این فهرست مرجع کارهای روزانه است. با این حال کاملاً طبیعی است که همهی کارها در روز انجام نشوند؛ اما بررسی، مرتب کردن و اولویتبندی فهرست روزانه در هر روز کاملاً ضروری است.
اما پس از چند سال که این رویه را دارم، به مشکلی برخوردهام و آن «مدیریت پیگیریها» است. ما چیزی داریم به نام وظیفه که زمانبر و گاهی خودش یک پروژهی بزرگ است؛ مثل آماده کردن یک سند، تحلیل یک موضوع، یا انجام یک خرید. اما دستهای کار هم داریم از جنس پیگیری. پیگیریها کارهایی کوچک ولی مهم هستند؛ کوچک از این جهت که زمان خاصی نمیبرند، ولی مهم از این جهت که پیشرفت یک کار کاملاً متناسب با نحوهی پیگیری ماست. در مجموعههای بزرگ معمولاً پیگیریها به دبیر سپرده میشود، ولی در کارهای شخصی، مدیریت آنها بر عهدهی خودِ ماست.
بنده پیشتر پیگیریها را در همان تسکها قرار میدادم و به فهرست روزانه اضافه میکردم: «پیگیری موضوع ... از آقای ...». با این حال به این مشکل برخوردم که به دلیل پراکنده بودن تسکهای پیگیری، آنها معمولاً در میان تسکهای اصلی و بزرگتر گم میشدند، در نتیجه پیگیریها با سرعت ایدهآل انجام نمیشدند و کارها بیجهت عقب میافتادند؛ تا اینکه چند هفتهای است به تجربهی جدیدی دست پیدا کردهام.
نکته مهم این است: نباید پیگیریها را داخل فهرست بقیهی تسکها بگنجانیم؛ بلکه باید برای آنها یک فهرست جداگانه ایجاد کنیم. پس در نرمافزار، یک فهرست جدید برای پیگیریها میسازیم (مثلا پیگیریها) و تسکهای پیگیری را همانجا اضافه میکنیم. سپس به صورت روزانه و اول صبح (گاهی هم میانهی روز و آخر شب؛ حداکثر سه بار، ولی مهمترینش ابتدای روز است)، این فهرست را مرور میکنیم و پیگیریها را انجام میدهیم؛ مثلاً ارسال پیام، پیامک، یا تنظیم یک یادآور (Reminder). (باید «یادآور» (Reminder) ثبت کنیم، نه «موعد انجام» (Due Date)؛ یعنی یادآوری انجام کار، نه مهلت انجام آن. این دو متفاوتاند.)
همین رویه سبب میشود هر روز، مستقل از وظایف، اشراف کاملی بر پیگیریهایمان داشته باشیم. این فهرست پیگیریها کاملاً جداست و حتی لازم نیست آنها را به کارهای روزانه (My Day) اضافه کنیم. اگر این کار را خوب انجام دهیم، پیگیریهای هر روز شاید پنج تا ده دقیقه زمان لازم داشته باشد، ولی مطمئن خواهیم بود که پیگیریها را بهخوبی انجام دادهایم.
خلاصهی عملیاتی:
- برای کارهای روزانه از Microsoft To Do استفاده میکنم؛- کارهای جدید را به فهرست اصلی (Tasks) اضافه میکنم؛- هر روز صبح آنهایی را که میخواهم همان روز انجام دهم به My Day منتقل میکنم و کارهای زماندار را در Google Calendar میگذارم؛- برای «پیگیریها» یک فهرست جداگانه میسازم؛.- این فهرست را روزانه (بهتر: اول صبح) مرور کرده و پیگیریها را انجام میدهم؛- همین چند دقیقه در روز باعث میشود هیچ پیگیری گم نشود.
در پایان:
- ابزارهای مختلف اصالت ندارند و مهم این است که هر فرد بتونه ابزار و روش خودش رو پیدا کنه.- خوشحال میشوم تجربهی خودتان را به اشتراک بگذارید تا یادگیری مشترکی داشته باشیم.
مقدمه:
تصور میکنم مدیریت کارها (وظایف، تسکها، ...) یکی از مهمترین مهارتهایی است که هر فرد برای رشد فردی باید به آن دست پیدا کند. این مفهوم ذیل مفهوم بزرگتری به نام «برنامهریزی» قرار میگیرد که نمیخواهم وارد آن شوم؛ بلکه اینجا میخواهم تجربهی خودم را صرفاً در زمینهی مدیریت کارهای روزانه بیان کنم و در کنار آن، تجربهی جدید و مؤثری که اخیراً به آن رسیدم را هم توضیح دهم.
بنده همچنین تجربهی استفاده از نرمافزارهای مدیریت پروژهی مختلف را دارم؛ هم برای کارهای شخصی و هم سازمانی. نکتهای که در ادامه مطرح میکنم، حاصل تجربهام برای مدیریت کارهای شخصی است؛ چرا که برای کارهای سازمانی پیشنهاد متفاوت است.
اما اصل مطلب؛
من برای مدیریت کارهای شخصی از نرمافزار Microsoft To Do استفاده میکنم. این نرمافزار چند ویژگی دارد. نخست اینکه بسیار ساده است و در عین سادگی، نیازهای مدیریت وظایف را پوشش میدهد. دوم اینکه هم نسخهی وب و هم اندروید دارد و از هر محیطی میتوان کارها را مدیریت کرد. تأکید میکنم این همه، در عین حفظ سادگی است و نرمافزار بیدلیل پیچیده نشده است.
کلیت فرایند استفاده به این ترتیب است: هر وقت کار جدیدی پیش میآید، آن را به فهرست اصلی (Tasks) اضافه میکنم. ابتدای هر روز، کارهایی را که میخواهم آن روز انجام دهم به بخش «My Day» منتقل میکنم و فهرست کارهای امروز را میسازم. اگر کاری لازم است در زمان مشخصی انجام شود، آن را در Google Calendar هم تنظیم میکنم تا سرِ ساعت انجام شود. آنگاه در طول روز چند مرتبه فهرست My Day را مرور میکنم: چون این فهرست مرجع کارهای روزانه است. با این حال کاملاً طبیعی است که همهی کارها در روز انجام نشوند؛ اما بررسی، مرتب کردن و اولویتبندی فهرست روزانه در هر روز کاملاً ضروری است.
اما پس از چند سال که این رویه را دارم، به مشکلی برخوردهام و آن «مدیریت پیگیریها» است. ما چیزی داریم به نام وظیفه که زمانبر و گاهی خودش یک پروژهی بزرگ است؛ مثل آماده کردن یک سند، تحلیل یک موضوع، یا انجام یک خرید. اما دستهای کار هم داریم از جنس پیگیری. پیگیریها کارهایی کوچک ولی مهم هستند؛ کوچک از این جهت که زمان خاصی نمیبرند، ولی مهم از این جهت که پیشرفت یک کار کاملاً متناسب با نحوهی پیگیری ماست. در مجموعههای بزرگ معمولاً پیگیریها به دبیر سپرده میشود، ولی در کارهای شخصی، مدیریت آنها بر عهدهی خودِ ماست.
بنده پیشتر پیگیریها را در همان تسکها قرار میدادم و به فهرست روزانه اضافه میکردم: «پیگیری موضوع ... از آقای ...». با این حال به این مشکل برخوردم که به دلیل پراکنده بودن تسکهای پیگیری، آنها معمولاً در میان تسکهای اصلی و بزرگتر گم میشدند، در نتیجه پیگیریها با سرعت ایدهآل انجام نمیشدند و کارها بیجهت عقب میافتادند؛ تا اینکه چند هفتهای است به تجربهی جدیدی دست پیدا کردهام.
نکته مهم این است: نباید پیگیریها را داخل فهرست بقیهی تسکها بگنجانیم؛ بلکه باید برای آنها یک فهرست جداگانه ایجاد کنیم. پس در نرمافزار، یک فهرست جدید برای پیگیریها میسازیم (مثلا پیگیریها) و تسکهای پیگیری را همانجا اضافه میکنیم. سپس به صورت روزانه و اول صبح (گاهی هم میانهی روز و آخر شب؛ حداکثر سه بار، ولی مهمترینش ابتدای روز است)، این فهرست را مرور میکنیم و پیگیریها را انجام میدهیم؛ مثلاً ارسال پیام، پیامک، یا تنظیم یک یادآور (Reminder). (باید «یادآور» (Reminder) ثبت کنیم، نه «موعد انجام» (Due Date)؛ یعنی یادآوری انجام کار، نه مهلت انجام آن. این دو متفاوتاند.)
همین رویه سبب میشود هر روز، مستقل از وظایف، اشراف کاملی بر پیگیریهایمان داشته باشیم. این فهرست پیگیریها کاملاً جداست و حتی لازم نیست آنها را به کارهای روزانه (My Day) اضافه کنیم. اگر این کار را خوب انجام دهیم، پیگیریهای هر روز شاید پنج تا ده دقیقه زمان لازم داشته باشد، ولی مطمئن خواهیم بود که پیگیریها را بهخوبی انجام دادهایم.
خلاصهی عملیاتی:
- برای کارهای روزانه از Microsoft To Do استفاده میکنم؛- کارهای جدید را به فهرست اصلی (Tasks) اضافه میکنم؛- هر روز صبح آنهایی را که میخواهم همان روز انجام دهم به My Day منتقل میکنم و کارهای زماندار را در Google Calendar میگذارم؛- برای «پیگیریها» یک فهرست جداگانه میسازم؛.- این فهرست را روزانه (بهتر: اول صبح) مرور کرده و پیگیریها را انجام میدهم؛- همین چند دقیقه در روز باعث میشود هیچ پیگیری گم نشود.
در پایان:
- ابزارهای مختلف اصالت ندارند و مهم این است که هر فرد بتونه ابزار و روش خودش رو پیدا کنه.- خوشحال میشوم تجربهی خودتان را به اشتراک بگذارید تا یادگیری مشترکی داشته باشیم.
۲۷۹
۶:۴۹
به نظر وضعیت چنین چیزی است:
1. محاصره ایران و افزایش فشار اقتصادی(تهدیدات روزانه و فزاینده مسئولین آمریکایی و اسرائیلی + آغاز موجهای جدید انتقال تجهیزات نظامی آمریکایی به منطقه؛ بر شدت تصور از فشار اقتصادی خواهد افزود)
2. انهدام جزئی-تدریجی زیرساختهای نظامی-ارتباطی-اقتصادیکه از جنوب شروع میشود، ولی به جنوب محدود نخواهد ماند.(البته با نرخ و ریتمی که حد «قورباغه پخته» رعایت شود.)
این دو اهرم اوج گرما را هدف میگیرند یعنی از الان یک بازه 1 تا 1.5 ماهه را دنبال میکند تا در میانه مرداد / اوایل شهریور، که نیاز زیرساختی ما در اوج است تبدیل به جنگ فراگیر بعدی شود. این هدف اصلی است.اما این بازه زمانی چند فایده مهم دیگر هم برای دشمن دارد:- گردآوری گسترده اطلاعات برای دور جدید ترورها- تضعیف مستمر حزبالله لبنان- تضعیف مستمر زیرساختهای ایران برای کنترل تنگه
اما راهکار چیست؟هر چیزی که ایران منفعل و پیشبینی پذیر را در هر لایه به همبریزد؛ نظیر:- «اول تو بکش» (مثل کاری که اسرائیل در 1967 با ناو آمریکایی کرد)- جنگ را به لایههایی بکشانیم که دشمن کمتر تصورش را دارد (ضربات گسترده به لایههای اقتصادی و سیاسی کشورکهای همراه دشمن)- بستن فوری و کامل تنگه بابالمندب توسط برادران یمنی و ایجاد موازنه قاطع- از همه ارکان سیاسی-اجتماعی کشور باید یکصدا فریاد ایستادگی و انتقام و استقامت بلند شود. مستمر و بلند- و حتی خبر آزمایش هستهای (تاکتیکی یا غیر اون)!
1. محاصره ایران و افزایش فشار اقتصادی(تهدیدات روزانه و فزاینده مسئولین آمریکایی و اسرائیلی + آغاز موجهای جدید انتقال تجهیزات نظامی آمریکایی به منطقه؛ بر شدت تصور از فشار اقتصادی خواهد افزود)
2. انهدام جزئی-تدریجی زیرساختهای نظامی-ارتباطی-اقتصادیکه از جنوب شروع میشود، ولی به جنوب محدود نخواهد ماند.(البته با نرخ و ریتمی که حد «قورباغه پخته» رعایت شود.)
این دو اهرم اوج گرما را هدف میگیرند یعنی از الان یک بازه 1 تا 1.5 ماهه را دنبال میکند تا در میانه مرداد / اوایل شهریور، که نیاز زیرساختی ما در اوج است تبدیل به جنگ فراگیر بعدی شود. این هدف اصلی است.اما این بازه زمانی چند فایده مهم دیگر هم برای دشمن دارد:- گردآوری گسترده اطلاعات برای دور جدید ترورها- تضعیف مستمر حزبالله لبنان- تضعیف مستمر زیرساختهای ایران برای کنترل تنگه
اما راهکار چیست؟هر چیزی که ایران منفعل و پیشبینی پذیر را در هر لایه به همبریزد؛ نظیر:- «اول تو بکش» (مثل کاری که اسرائیل در 1967 با ناو آمریکایی کرد)- جنگ را به لایههایی بکشانیم که دشمن کمتر تصورش را دارد (ضربات گسترده به لایههای اقتصادی و سیاسی کشورکهای همراه دشمن)- بستن فوری و کامل تنگه بابالمندب توسط برادران یمنی و ایجاد موازنه قاطع- از همه ارکان سیاسی-اجتماعی کشور باید یکصدا فریاد ایستادگی و انتقام و استقامت بلند شود. مستمر و بلند- و حتی خبر آزمایش هستهای (تاکتیکی یا غیر اون)!
۴۱۱
۲۳:۴۳
بازارسال شده از کانال خبری رجانیوز
۲- یعنی آمریکا باید متوجه شود که نه تنها ثروتی از منابع نفتی ایران به دست نخواهد آورد بلکه با قیمت بالای نفت برای حداقل دو سال روبرو خواهد بود.
۳- روش صحیح دور کردن سایه جنگ از کشور بازدارندگی نظامی است.
تخریب محدود بازدارندگی لازم را ایجاد نمیکند. ترامپ به تخریب محدود این تأسیسات به عنوان پروژه بازسازی برای شرکتهای آمریکایی نگاه میکند. اما تخریب گسترده قیمتهای جهانی نفت و گاز را برای حداقل دو سال بالا نگه میدارد و بازدارندگی لازم را ایجاد میکند. مسیرهای جایگزین تنگه هرمز باید در اولویت اهداف ایران باشد.اگر آمریکاییها بدانند ایران واقعا به این سبک پاسخ خواهد داد به ایران حمله نخواهند کرد.
۴- تجربه نشان داده امتیاز و مذاکره سایه جنگ را دور نمیکند. چون به گفته امام شهید "آمریکا میخواهد ایران را ببلعد." یعنی امتیاز، هرچقدر هم که بزرگ باشد، برای او کافی نیست. در چهار ماه گذشته هیچ شواهدی در عدم صحت این تحلیل امام شهید نداریم.
۵- علی الاصول اولویت اول کشور باید شکستن چرخه: حمله، آتشبس، مذاکره، حمله باشد. متأسفانه در میانه راه، مسیر به سمت دریافت سویای تراریخته آمریکایی منحرف شد.
۶- لطفا تنگه هرمز را حداقل برای دو ماه واقعا ببندید. آمریکا هنوز هزینه اقتصادی لازم برای حمله به ایران را پرداخت نکرده. قابل تحمل بودن هزینه حمله به ایران یعنی حمله مجدد گسترده. در ۴۶ سال اول انقلاب اسلامی به ایران حمله نظامی نمیشد چون برآورد آمریکا این بود که هزینه حمله به ایران بالا است. باید محاسبات آمریکا به همان حالت برگردد.
۷- لطفا کشور را معطل توهم لغو درازمدت تحریمها یا سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیاردی نکنید.
۸- لطفا بعد از بازگشایی محدود تنگه هرمز دریافت عوارض را فراموش نکنید.
اگر ایران در تنگه هرمز عوارض دریافت نکند، آمریکا و شرکتهای بیمه انگلیسی دریافت خواهند کرد. ترامپ چند روز پیش گفته بود "تنگه هرمز ماشین چاپ پول است". الان هم میخواهد ۲۰ درصد عوارض بگیرد.
۴۳
۱۴:۵۷