لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل گاهنامه مدیرگ
۶ هزار عضو

گاهنامه مدیر

روزانه، چند جرعه اندیشه! جایی برای بهبود دانش، تعمیق بینش و وسعت بخشی به نگرش. انتشار یادداشت های کوتاه مدیریتی، خلاصه کتاب، ویدئو و پادکست در موضوعات روانشناسی، اجتماعی و توسعه فردی
مشاهده در وب بله
۱۵ مهر
thumbnail
undefined۵
undefined۲

۶۹۴

۲:۴۶

thumbnail
undefined۵
undefined۲

۶۹۴

۲:۴۶

thumbnail
undefined۵
undefined۲

۶۹۴

۲:۴۶

thumbnail
undefined۵
undefined۲

۶۹۴

۲:۴۶

thumbnail
undefined۵
undefined۲

۶۹۴

۲:۴۶

thumbnail
undefined۵
undefined۲

۶۹۴

۲:۴۶

undefinedچند اینفوگرافی پیرامون مدیریت عملکردundefinedundefinedundefined
undefined۱

۶۵۱

۲:۴۷

مدیریت عملکرد؛ قبل از نمره دادن، کاری بکن!
نشر: گاهنامه مدیرundefined فرض کنید امروز فهمیده‌اید یکی از کارکنانتان شش ماه است عملکرد ضعیفی دارد. سؤال این نیست که چرا او ضعیف کار کرده؛ سؤال سخت‌تر این است: چرا شما شش ماه زودتر کاری نکردید؟اگر اولین بار است که کارمند از ضعف عملکردش می‌شنود، اگر اهدافش از ابتدا روشن نبوده، اگر هیچ بازخوردی در طول مسیر نگرفته و اگر موانع کارش بررسی نشده است، بخشی از مسئله دیگر به عملکرد او مربوط نیست؛ به نحوه مدیریت عملکرد مربوط است.https://ble.ir/gahname_modirundefined مدیریت عملکرد قرار نیست یک فرم سالانه باشد که در پایان سال پر شود و یک عدد کنار نام هر کارمند قرار بگیرد. مدیریت عملکرد یعنی از ابتدای مسیر تا پایان آن، آگاهانه روی بهتر شدن عملکرد افراد کار کنیم.
undefined نقطه شروع، روشن سازی انتظارات است. کارمند باید بداند دقیقاً چه نتیجه‌ای باید ایجاد کند، موفقیت چگونه سنجیده می‌شود، در چه بازه‌ای باید به نتیجه برسد و چه رفتارها و استانداردهایی برای انجام کار اهمیت دارد.مثلاً «مشتری‌مدار باش» هدف خوبی نیست. اما «زمان پاسخ‌گویی به درخواست مشتری را کاهش بده و رضایت مشتری را در سطح مشخصی حفظ کن» بسیار قابل مدیریت‌تر است.
undefined قدم بعدی، توافق بر سر هدف است؛ نه صرفاً اعلام هدف از بالا. مدیر و کارمند باید درباره نتیجه مورد انتظار، شاخص‌های سنجش، منابع مورد نیاز و موانع احتمالی گفت‌وگو کنند. هدفی که فرد نه آن را فهمیده و نه درباره امکان تحققش گفت‌وگویی شده است، از همان ابتدا پایه محکمی ندارد.
undefined سپس نوبت پایش می‌رسد. پایش یعنی مدیر منتظر پایان سال نمی‌ماند. در فواصل مشخص می‌پرسد:undefined چه چیزی طبق برنامه پیش می‌رود؟undefined کجا از هدف عقب افتاده‌ایم؟undefined علت چیست؟undefined چه مانعی باید برطرف شود؟undefined من به‌عنوان مدیر چه کمکی می‌توانم بکنم؟
undefined اینجاست که بازخورد از یک توصیه کلی به یک ابزار مدیریتی تبدیل می‌شود. به جای اینکه بگوییم «باید مسئولیت‌پذیرتر باشی»، باید رفتار مشخص را مطرح کنیم: «در دو مورد اخیر، گزارش تأخیر را پس از موعد اعلام کردی؛ دفعه بعد انتظار دارم به محض مشاهده خطر تأخیر، موضوع را اطلاع بدهی.»این نوع بازخورد، قابل فهم و قابل اقدام است.
undefined نکته مهم دیگر این است که هر عملکرد ضعیفی را نباید فوراً به «بی‌انگیزگی» یا «کم‌کاری» نسبت داد. قبل از قضاوت، چهار سؤال ساده بپرسید:• آیا فرد می‌داند چه باید بکند؟• آیا توانایی انجام آن را دارد؟• آیا ابزار و منابع لازم را در اختیار دارد؟• آیا مانعی در محیط کار وجود دارد؟اگر پاسخ یکی از این سؤال‌ها منفی باشد، صرفاً تذکر دادن احتمالاً مسئله را حل نمی‌کند.
undefined مدیریت عملکرد همچنین باید به توسعه فرد متصل باشد. اگر مشخص شد فرد برای عملکرد بهتر به مهارت جدیدی نیاز دارد، برنامه باید از «باید بهتر شوی» به «چه چیزی را، چگونه و تا چه زمانی یاد می‌گیریم؟» تغییر کند.
undefined در این میان، نقش مدیر از «قاضی عملکرد» به معمار عملکرد تغییر می‌کند. مدیر باید هدف را روشن کند، موانع را بردارد، بازخورد بدهد، منابع فراهم کند و وقتی لازم است، مسیر را اصلاح کند.
undefined بنابراین، یک چرخه ساده و اجرایی برای مدیریت عملکرد می‌تواند چنین باشد:هدف روشن -> توافق -> اقدام -> پایش -> بازخورد -> اصلاح -> یادگیری -> ارزیابیو نکته مهم این است که ارزیابی آخرین حلقه نیست؛ ورودی چرخه بعدی است.
undefined اگر می‌خواهید مدیریت عملکرد را از روی کاغذ به محیط واقعی کار بیاورید، از فردا فقط پنج کار انجام دهید:
undefined برای هر نفر، چند انتظار کلیدی و قابل سنجش را روشن کنید.undefined در طول دوره، به‌جای یک گفت‌وگوی سنگین سالانه، گفت‌وگوهای کوتاه و منظم درباره عملکرد داشته باشید.undefined هر بازخورد را به یک رفتار یا نتیجه مشخص وصل کنید، نه به قضاوت درباره شخصیت فرد.undefined وقتی عملکرد افت کرد، قبل از سرزنش، علت را پیدا کنید: هدف، توانایی، منابع، انگیزه یا موانع محیطی؟undefined هر گفت‌وگوی عملکرد را با یک اقدام مشخص تمام کنید: چه کاری، توسط چه کسی و تا چه زمانی؟
undefined و شاید مهم‌ترین سؤال مدیر این نباشد که «به این کارمند چه نمره‌ای بدهم؟» بلکه این باشد: «اگر قرار است این فرد سه ماه دیگر بهتر از امروز عمل کند، من از همین امروز چه کاری باید انجام دهم؟»مدیریت عملکرد از فرم ارزیابی شروع نمی‌شود؛ از لحظه‌ای شروع می‌شود که مدیر تصمیم می‌گیرد عملکرد را قبل از قضاوت، مدیریت کند.undefinedundefinedundefinedبازنشر پیام = گسترش داناییundefinedundefinedundefinedundefinedگاهنامه مدیرhttps://t.me/gahname_modirundefined‍undefinedراهنامه مدیر https://t.me/rahname_modirundefined‍undefinedروزنامه مدیرhttps://whatsapp.com/channel/0029Vb9XLk68KMqc2byhaB25undefinedگاهنامه مدیر در بلهhttps://ble.ir/gahname_modirundefinedسایتhttp://gahnamemodir.ir/undefined‍undefinedاینستاگرامwww.instagram.com/gahname_modir_🟨🟩🟦🟪undefinedundefined🟫🟥🟧
undefined۲
undefined۱

۱.۱K

۳:۰۵

۱۶ مهر
روان‌شناسی حماقت؛ چرا انسان‌های باهوش هم گاهی احمقانه رفتار می‌کنند؟
undefined مروری بر کتاب «روان‌شناسی حماقت» Psychologie de la connerie اثر ژان‌فرانسوا مارمیون Jean-François Marmionنشر: گاهنامه مدیرundefined «روان‌شناسی حماقت» مجموعه‌ای از گفت‌وگوها و دیدگاه‌های روان‌شناسان، پژوهشگران و متخصصان علوم انسانی درباره یکی از عجیب‌ترین جنبه‌های رفتار انسان است: حماقت. پرسش اصلی کتاب این نیست که «آدم‌های احمق چه کسانی هستند؟» بلکه این است که چرا انسان‌ها، حتی افراد باهوش، تحصیل‌کرده و منطقی، گاهی رفتارهایی احمقانه از خود نشان می‌دهند.https://ble.ir/gahname_modirundefined مارمیون و نویسندگان این مجموعه تلاش می‌کنند حماقت را نه لزوماً یک ویژگی ثابت شخصیتی، بلکه بیشتر به‌عنوان رفتاری وابسته به شرایط و موقعیت بررسی کنند. ممکن است فردی در یک زمینه بسیار منطقی و هوشمندانه عمل کند، اما در موقعیتی دیگر تحت تأثیر خشم، ترس، غرور، تعصب یا فشار اجتماعی تصمیمی کاملاً نامعقول بگیرد. بنابراین، مرز میان «باهوش بودن» و «احمقانه رفتار کردن» آن‌قدرها هم روشن نیست.
undefined یکی از نکات مهم کتاب این است که هوش بالا انسان را در برابر حماقت واکسینه نمی‌کند. افراد باهوش نیز ممکن است گرفتار خطاهای شناختی، پیش‌داوری و باورهای نادرست شوند. حتی گاهی هوش و قدرت استدلال بیشتر می‌تواند به فرد کمک کند تا برای تصمیمی اشتباه، توجیه‌های پیچیده‌تر و ظاهراً منطقی‌تری پیدا کند. در چنین شرایطی، مسئله کمبود هوش نیست؛ بلکه استفاده نادرست از توانایی ذهنی است.
undefined اعتمادبه‌نفس بیش از حد یکی دیگر از زمینه‌های رفتار احمقانه است. فردی که بیش از اندازه به قضاوت خود اطمینان دارد، ممکن است شواهد مخالف را نادیده بگیرد و تصور کند همیشه درست می‌گوید. این وضعیت زمانی خطرناک‌تر می‌شود که فرد حاضر نباشد اشتباه خود را بپذیرد. در این حالت، دفاع از یک تصمیم غلط ممکن است به هدفی مهم‌تر از پیدا کردن حقیقت تبدیل شود.
undefined کتاب همچنین بر نقش گروه و محیط اجتماعی تأکید می‌کند. انسان‌ها به‌ندرت کاملاً مستقل از دیگران تصمیم می‌گیرند. میل به پذیرفته‌شدن، ترس از طردشدن، تقلید، فشار همکاران و همرنگی با جماعت می‌توانند افراد را به رفتارهایی سوق دهند که در شرایط دیگر انجام نمی‌دادند. گاهی یک فرد به‌تنهایی تصمیمی منطقی می‌گیرد، اما همان فرد در یک جمع ممکن است رفتاری کاملاً متفاوت داشته باشد.
undefined حماقت در روابط انسانی نیز خود را در قالب قضاوت عجولانه، تحقیر، تمسخر، لجبازی، خودبرتربینی و تلاش برای اثبات برتری نشان می‌دهد. انسان گاهی به جای اینکه بپرسد «آیا ممکن است اشتباه کنم؟»، تمام انرژی خود را صرف اثبات نادرستی طرف مقابل می‌کند. این میل به پیروزی در بحث، می‌تواند گفت‌وگو را از مسیر کشف حقیقت خارج کند.
undefined از نگاه کتاب، حماقت الزاماً نتیجه ندانستن نیست. ممکن است فرد اطلاعات کافی داشته باشد، اما نتواند آنها را درست تفسیر یا استفاده کند. به همین دلیل، میان «دانستن» و «خردمندانه عمل کردن» تفاوت وجود دارد. اطلاعات زمانی ارزشمند است که فرد بتواند آنها را با واقعیت، شواهد و شرایط تصمیم‌گیری پیوند دهد.
undefined یکی از جنبه‌های مهم بحث، تکرار اشتباه‌ها است. انسان‌ها گاهی پس از مشاهده پیامدهای نامطلوب یک رفتار، باز هم همان مسیر را ادامه می‌دهند. عادت، خودفریبی، ترس از پذیرفتن شکست و تمایل به حفظ تصویر ذهنی از خود، می‌تواند مانع یادگیری از تجربه شود. در چنین شرایطی، شکست به جای تبدیل شدن به درس، به چرخه‌ای تکرارشونده تبدیل می‌شود.
undefined در دنیای امروز، شبکه‌های اجتماعی نیز می‌توانند زمینه بروز برخی رفتارهای احمقانه را تقویت کنند. سرعت انتشار اطلاعات، واکنش‌های هیجانی، تمایل به دیده‌شدن و قرار گرفتن در گروه‌های هم‌فکر ممکن است باعث شود افراد پیش از فکر کردن واکنش نشان دهند. در چنین محیطی، تأیید دیگران گاهی جای بررسی حقیقت را می‌گیرد.
undefined طنز یکی از ابزارهای مهم کتاب برای مواجهه با این موضوع است. خندیدن به حماقت‌های انسانی می‌تواند به ما کمک کند فاصله‌ای انتقادی با رفتار خودمان ایجاد کنیم. کسی که می‌تواند به اشتباه‌های خودش نیز بخندد، احتمالاً آمادگی بیشتری برای پذیرفتن خطا و اصلاح آن دارد.
undefined پیام مرکزی کتاب این است که حماقت فقط ویژگی «دیگران» نیست. هر انسانی، حتی فردی بسیار باهوش، ممکن است در شرایطی خاص رفتاری غیرمنطقی داشته باشد. شناخت این واقعیت، ما را از قضاوت ساده‌انگارانه درباره دیگران دور می‌کند و به سمت خودشناسی بیشتر می‌برد.
undefined بنابراین، مقابله با حماقت بیش از آنکه به افزایش صرفِ اطلاعات یا ضریب هوشی وابسته باشد، به فروتنی فکری، توانایی شنیدن نظر مخالف، پذیرش اشتباه، بررسی شواهد و آمادگی برای تغییر عقیده نیاز دارد. فرد خردمند کسی نیست که هرگز اشتباه نمی‌کند؛ بلکه کسی است که می‌تواند اشتباه خود را ببیند، درباره آن فکر ک
undefined۱

۳۷۵

۷:۲۳

ند و از تکرارش جلوگیری کند.
undefined «روان‌شناسی حماقت» ما را با یک تناقض مهم روبه‌رو می‌کند: انسان موجودی است که توانایی استدلال، یادگیری و اصلاح خطاهای خود را دارد، اما همین انسان می‌تواند تحت تأثیر هیجان، غرور، فشار جمعی و خطاهای شناختی، برخلاف دانسته‌ها و منافع خودش رفتار کند. شناخت حماقت، در نهایت شناخت «احمق‌ها» نیست؛ شناخت لحظه‌هایی است که هر یک از ما ممکن است احمقانه رفتار کنیم.undefinedundefinedundefinedبازنشر پیام = گسترش داناییundefinedundefinedundefinedundefinedگاهنامه مدیرhttps://t.me/gahname_modirundefined‍undefinedراهنامه مدیر https://t.me/rahname_modirundefined‍undefinedروزنامه مدیرhttps://whatsapp.com/channel/0029Vb9XLk68KMqc2byhaB25undefinedگاهنامه مدیر در بلهhttps://ble.ir/gahname_modirundefinedسایتhttp://gahnamemodir.ir/undefined‍undefinedاینستاگرامwww.instagram.com/gahname_modir_🟨🟩🟦🟪undefinedundefined🟫🟥🟧
undefined۱
undefined۱

۳۹۸

۷:۲۳