پشت قاب امروز | روایت دیوارهایی که هنوز نفس میکشند: تابآوری نگارخانهها
ادامه یادداشت ...
چه چیزی باعث میشود چراغ یک نگارخانه همچنان روشن بماند؟ پاسخ در تغییر هویت نگارخانه نهفته است. نگارخانههایی که توانستهاند در این دوران تاب بیاورند، از نقش سنتی «فروشگاه لوکس آثار هنری» فاصله گرفتهاند و به «پاتوقهای فرهنگی» تبدیل شدهاند. آنها دریافتاند که در دنیای امروز، نمایشگاه صرفاً آویختن تابلوها بر دیوار نیست؛ بلکه ایجاد یک تجربه است. برگزاری نشستهای دوستانه با هنرمندان و مخاطبین، برگزاری تورهای تخصصی برای دانشجویان و اساتید هنر و یا حتی استفاده از نگارخانه بهعنوان فضایی برای گفتوگوهای بینرشتهای، نمونههایی از این تغییر مسیر هستند. در شرایطی که فروش آثار ممکن است کاهش پیدا کند، همین ارتباط فرهنگی و تغییر مسیر در کنار نمایشگاهها، میتواند به حفظ ارتباط میان نگارخانه و جامعهی مخاطبان کمک کند.اما نگارخانههایی که اصرار به طی مسیر در روند قبلی خود دارند، با کاهش درآمد و در مواردی حتی تردید دربارهی ادامهی فعالیت مواجه شدهاند. این مسئله در شهرهای کوچک و شهرستانها نمود پررنگتری دارد. در شهری که شاید تنها یک یا دو فضای حرفهای نمایش هنر وجود داشته باشد، تعطیلی یک نگارخانه عملاً به معنای از دست رفتن تنها محل ارائهی آثار هنرمندان در آن منطقه است.در چنین شرایطی، مسئلهی معیشت هنرمندان تجسمی نیز به شکل جدیتری مطرح میشود. بسیاری از هنرمندان در کنار فعالیتهای هنری خود، برای امرار معاش اقدام به برگزاری کلاسهای آنلاین و دورههای آموزش مجازی برای دوستداران هنر داشتند که با قطع اینترنت و عدم دسترسی به پلتفرمها، این چرخهی اقتصادی نیز دچار آسیب جدی گردید. از طرف دیگر قطعی اینترنت موجب شد تا دسترسی مدیران نگارخانهها برای بهرهمندی از فضاهای نمایشگاه مجازی بهعنوان ابزاری قدرتمند برای عبور از مرزهای جغرافیایی و ارتباط با سایر کشورها نیز قطع گردیده و به نوعی دسترسی به ویترین جهانی برای کسب درآمد را از دست بدهند.با کاهش تعداد نگارخانهها، فرصت دیده شدن نسل جوان هنرمندان نیز کمتر میشود. آنها در ابتدای مسیر حرفهای خود هستند و برای آشنایی با مخاطبان و مجموعهداران و کسب تجربه حضور در فضای نمایشگاهی، به چنین بسترهایی نیاز دارند. محدود شدن برنامههای نگارخانهها و گاهی کمرنگتر شدن این فرصتها، موجب میشود این نسل حتی از مسیر حرفهای خود فاصله بگیرند یا دچار یأس شوند. باید پذیرفت که تابآوری برای نگارخانهها و هنرمندان، یک مسئولیت جمعی است. سیاستگذار فرهنگ، در کنار بخش خصوصی و خود جامعه هنری، باید چرخهی عرضه را بازتعریف کنند. شاید لازم باشد برای حمایت از فضاهای مستقل، بستههای تشویقی یا معافیتهای هدفمندی تعریف شود که دقیقاً بر «نمایش اثر» متمرکز باشد. اقتصاد هنر ایران، بیش از آنکه به وامهای کلان نیاز داشته باشد، به امنیت روانی برای فعالیت و «بازار پایدار» نیاز دارد؛ بازاری که در آن خرید اثر هنری، نه یک کالای لوکس دکوری، بلکه یک سرمایهگذاری فرهنگی ارزشمند دیده شود.با این حال، شاید مهمترین عامل در تابآوری اکوسیستم هنرهای تجسمی، حفظ ارتباط میان سه ضلع اصلی این حوزه باشد:* هنرمند، نگارخانه و مخاطب.* اگر این سه ضلع بتوانند حتی در شرایط دشوار نیز ارتباط خود را حفظ کنند، چرخهی زندگی هنر همچنان ادامه خواهد داشت.در نهایت، هنر تجسمی بدون نگارخانه و نمایش، مانند نوری است که بازتابی ندارد. اگر دیوارهای نگارخانهها خاموش شوند، جامعه نیز به تدریج بخشی از توانِ دیدن زیبایی و نقدِ جهان را از دست میدهد. تابآوری، در اینجا یک فعلِ قهرمانانه است. هر نگارخانه که باز میماند، هر نمایشگاهی که برگزار میشود و هر هنرمندی که با وجود همه سختیها همچنان بر بوم روایت میسازد، در حال انجام کاری بزرگ است: او در حال حفظ «مکانِ تماشا» برای جامعه است.آینده، متعلق به آنهایی است که در این روزهای تردید، یاد گرفتهاند چطور مرزهای میان «عرضه» و «ارتباط» را جابهجا کنند. هنر در ایران، بارها ثابت کرده است که در سختترین شرایط، راههای تازهای برای نفوذ به لایههای عمیق جامعه پیدا میکند. چراغها شاید گاهی سوسو بزنند، اما قرار نیست خاموش شوند؛ چرا که اشتیاق به خلق و تماشا، در ذاتِ جامعهی ما ریشه دوانده است.
کانال اطلاعرسانی مدیران نگارخانهها
پشتیبانی کانال.
ادامه یادداشت ...
چه چیزی باعث میشود چراغ یک نگارخانه همچنان روشن بماند؟ پاسخ در تغییر هویت نگارخانه نهفته است. نگارخانههایی که توانستهاند در این دوران تاب بیاورند، از نقش سنتی «فروشگاه لوکس آثار هنری» فاصله گرفتهاند و به «پاتوقهای فرهنگی» تبدیل شدهاند. آنها دریافتاند که در دنیای امروز، نمایشگاه صرفاً آویختن تابلوها بر دیوار نیست؛ بلکه ایجاد یک تجربه است. برگزاری نشستهای دوستانه با هنرمندان و مخاطبین، برگزاری تورهای تخصصی برای دانشجویان و اساتید هنر و یا حتی استفاده از نگارخانه بهعنوان فضایی برای گفتوگوهای بینرشتهای، نمونههایی از این تغییر مسیر هستند. در شرایطی که فروش آثار ممکن است کاهش پیدا کند، همین ارتباط فرهنگی و تغییر مسیر در کنار نمایشگاهها، میتواند به حفظ ارتباط میان نگارخانه و جامعهی مخاطبان کمک کند.اما نگارخانههایی که اصرار به طی مسیر در روند قبلی خود دارند، با کاهش درآمد و در مواردی حتی تردید دربارهی ادامهی فعالیت مواجه شدهاند. این مسئله در شهرهای کوچک و شهرستانها نمود پررنگتری دارد. در شهری که شاید تنها یک یا دو فضای حرفهای نمایش هنر وجود داشته باشد، تعطیلی یک نگارخانه عملاً به معنای از دست رفتن تنها محل ارائهی آثار هنرمندان در آن منطقه است.در چنین شرایطی، مسئلهی معیشت هنرمندان تجسمی نیز به شکل جدیتری مطرح میشود. بسیاری از هنرمندان در کنار فعالیتهای هنری خود، برای امرار معاش اقدام به برگزاری کلاسهای آنلاین و دورههای آموزش مجازی برای دوستداران هنر داشتند که با قطع اینترنت و عدم دسترسی به پلتفرمها، این چرخهی اقتصادی نیز دچار آسیب جدی گردید. از طرف دیگر قطعی اینترنت موجب شد تا دسترسی مدیران نگارخانهها برای بهرهمندی از فضاهای نمایشگاه مجازی بهعنوان ابزاری قدرتمند برای عبور از مرزهای جغرافیایی و ارتباط با سایر کشورها نیز قطع گردیده و به نوعی دسترسی به ویترین جهانی برای کسب درآمد را از دست بدهند.با کاهش تعداد نگارخانهها، فرصت دیده شدن نسل جوان هنرمندان نیز کمتر میشود. آنها در ابتدای مسیر حرفهای خود هستند و برای آشنایی با مخاطبان و مجموعهداران و کسب تجربه حضور در فضای نمایشگاهی، به چنین بسترهایی نیاز دارند. محدود شدن برنامههای نگارخانهها و گاهی کمرنگتر شدن این فرصتها، موجب میشود این نسل حتی از مسیر حرفهای خود فاصله بگیرند یا دچار یأس شوند. باید پذیرفت که تابآوری برای نگارخانهها و هنرمندان، یک مسئولیت جمعی است. سیاستگذار فرهنگ، در کنار بخش خصوصی و خود جامعه هنری، باید چرخهی عرضه را بازتعریف کنند. شاید لازم باشد برای حمایت از فضاهای مستقل، بستههای تشویقی یا معافیتهای هدفمندی تعریف شود که دقیقاً بر «نمایش اثر» متمرکز باشد. اقتصاد هنر ایران، بیش از آنکه به وامهای کلان نیاز داشته باشد، به امنیت روانی برای فعالیت و «بازار پایدار» نیاز دارد؛ بازاری که در آن خرید اثر هنری، نه یک کالای لوکس دکوری، بلکه یک سرمایهگذاری فرهنگی ارزشمند دیده شود.با این حال، شاید مهمترین عامل در تابآوری اکوسیستم هنرهای تجسمی، حفظ ارتباط میان سه ضلع اصلی این حوزه باشد:* هنرمند، نگارخانه و مخاطب.* اگر این سه ضلع بتوانند حتی در شرایط دشوار نیز ارتباط خود را حفظ کنند، چرخهی زندگی هنر همچنان ادامه خواهد داشت.در نهایت، هنر تجسمی بدون نگارخانه و نمایش، مانند نوری است که بازتابی ندارد. اگر دیوارهای نگارخانهها خاموش شوند، جامعه نیز به تدریج بخشی از توانِ دیدن زیبایی و نقدِ جهان را از دست میدهد. تابآوری، در اینجا یک فعلِ قهرمانانه است. هر نگارخانه که باز میماند، هر نمایشگاهی که برگزار میشود و هر هنرمندی که با وجود همه سختیها همچنان بر بوم روایت میسازد، در حال انجام کاری بزرگ است: او در حال حفظ «مکانِ تماشا» برای جامعه است.آینده، متعلق به آنهایی است که در این روزهای تردید، یاد گرفتهاند چطور مرزهای میان «عرضه» و «ارتباط» را جابهجا کنند. هنر در ایران، بارها ثابت کرده است که در سختترین شرایط، راههای تازهای برای نفوذ به لایههای عمیق جامعه پیدا میکند. چراغها شاید گاهی سوسو بزنند، اما قرار نیست خاموش شوند؛ چرا که اشتیاق به خلق و تماشا، در ذاتِ جامعهی ما ریشه دوانده است.
۴۰۴
۵:۵۵
۱۵۰
۱۵:۵۰
۱۱۹
۱۵:۵۰
۱۰۶
۱۵:۵۳
۹۷
۱۵:۵۳
۱۱۴
۱۵:۵۴
۱۰۲
۱۵:۵۴
۱۲۹
۱۵:۵۵
نگارخانهها روشناند؛ بیش از ۶۵ نمایشگاه در پایان این هفته، سراسر کشور برگزار میشود
پایان هفته جاری، بیش از ۶۵ نمایشگاه در نگارخانههای کشور برپاست؛ آماری قابلتوجه که برای نخستین بار پس از تنشهای اخیر، از بازگشت تحرک به فضای هنرهای تجسمی و تداوم فعالیت نگارخانهها در سراسر کشور خبر میدهد.
برگزاری این تعداد نمایشگاه در نقاط مختلف کشور را میتوان نشانهای از پایداری جریان هنر، استمرار فعالیت نگارخانهها و حضور مؤثر هنرمندان در عرصه هنرهای تجسمی دانست. در شرایطی که فضای فرهنگی در دورههای بحرانی معمولاً با افت فعالیت روبهرو میشود، ازسرگیری و تداوم برنامههای نمایشگاهی، نشانهای روشن از پویایی بسترهای فرهنگی و هنری کشور است.
نگارخانهها در سالهای اخیر نقش مهمی در معرفی هنرمندان، عرضه آثار، تقویت اقتصاد هنر و ایجاد ارتباط مستقیم میان اثر و مخاطب ایفا کردهاند. از اینرو، برگزاری این تعداد نمایشگاه در یک هفته صرفاً یک آمار نیست، بلکه نشانهای از تداوم حیات حرفهای هنرهای تجسمی در کشور به شمار میرود.
این رویداد میتواند برای مدیران نگارخانهها، هنرمندان، کیوریتورها، مجموعهداران و مخاطبان هنر، خبری امیدبخش باشد و چشماندازی روشنتر برای ادامه فعالیتهای نمایشگاهی در هفتههای آینده ترسیم کند.
کانال اطلاعرسانی مدیران نگارخانهها
پشتیبانی کانال.
پایان هفته جاری، بیش از ۶۵ نمایشگاه در نگارخانههای کشور برپاست؛ آماری قابلتوجه که برای نخستین بار پس از تنشهای اخیر، از بازگشت تحرک به فضای هنرهای تجسمی و تداوم فعالیت نگارخانهها در سراسر کشور خبر میدهد.
برگزاری این تعداد نمایشگاه در نقاط مختلف کشور را میتوان نشانهای از پایداری جریان هنر، استمرار فعالیت نگارخانهها و حضور مؤثر هنرمندان در عرصه هنرهای تجسمی دانست. در شرایطی که فضای فرهنگی در دورههای بحرانی معمولاً با افت فعالیت روبهرو میشود، ازسرگیری و تداوم برنامههای نمایشگاهی، نشانهای روشن از پویایی بسترهای فرهنگی و هنری کشور است.
نگارخانهها در سالهای اخیر نقش مهمی در معرفی هنرمندان، عرضه آثار، تقویت اقتصاد هنر و ایجاد ارتباط مستقیم میان اثر و مخاطب ایفا کردهاند. از اینرو، برگزاری این تعداد نمایشگاه در یک هفته صرفاً یک آمار نیست، بلکه نشانهای از تداوم حیات حرفهای هنرهای تجسمی در کشور به شمار میرود.
این رویداد میتواند برای مدیران نگارخانهها، هنرمندان، کیوریتورها، مجموعهداران و مخاطبان هنر، خبری امیدبخش باشد و چشماندازی روشنتر برای ادامه فعالیتهای نمایشگاهی در هفتههای آینده ترسیم کند.
۱۸۳
۱۶:۳۹
۶۴
۳:۲۲