صابرین و صادقین و مُنْفِقینچون بُدی بیرهزن و دیوِ لعین؟
(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۷۵۱)
صابِرین: صبرکنندگانصادقین: راستگویانمُنْفِقین: انفاقکنندگانلَعین: ملعون، لعنتشده


اگر رهزن و دیو لعین نبود که انسانها را از راه به در ببَرد، صبرکنندگان و آدمهای راستین و بخشنده چگونه ایجاد میشدند؟
[پس انسان میتواند با بهکار بردن قدرت انتخاب، شعور و دانایی ایزدیاش بهسوی فضای گشودهشده برود و موفق شود یا بهسوی ذهن برود. اگر با وجود چیزهایی که بخواهد او را از راه به در کند، فضا را باز کند، شجاع و راستین است و روح او یا عضلهٔ معنویاش در مبارزه با این چالشها قوی میشود.]
«الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ وَ الْقَانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ.»
«شكيبايان و راستگويان و فرمانبرداران و انفاقكنندگان و آنان كه در سحرگاهان آمرزش مىطلبند.»
(قرآن کریم، سورهٔ آل عمران (۳)، آیهٔ ۱۷)
1052
1027
(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۷۵۱)
صابِرین: صبرکنندگانصادقین: راستگویانمُنْفِقین: انفاقکنندگانلَعین: ملعون، لعنتشده
اگر رهزن و دیو لعین نبود که انسانها را از راه به در ببَرد، صبرکنندگان و آدمهای راستین و بخشنده چگونه ایجاد میشدند؟
[پس انسان میتواند با بهکار بردن قدرت انتخاب، شعور و دانایی ایزدیاش بهسوی فضای گشودهشده برود و موفق شود یا بهسوی ذهن برود. اگر با وجود چیزهایی که بخواهد او را از راه به در کند، فضا را باز کند، شجاع و راستین است و روح او یا عضلهٔ معنویاش در مبارزه با این چالشها قوی میشود.]
«الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ وَ الْقَانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ.»
«شكيبايان و راستگويان و فرمانبرداران و انفاقكنندگان و آنان كه در سحرگاهان آمرزش مىطلبند.»
(قرآن کریم، سورهٔ آل عمران (۳)، آیهٔ ۱۷)
1052
۱.۶K
۶:۳۸
کیَست آن طوطی و شِکّر؟ ضمیرِ منبعِ حکمتکه حق باشد زبانِ او چو احمد وقتِ گویایی
(مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۵۱۲)


آن طوطیِ شِکَرخورنده کیست؟ همان کسی است که ذهنش ساده شده و ضمیرش منبع حکمت الهی و خرد است، نه منبع فکرهای پوسیده. او بهوسیلهٔ ذهن حرف نمیزند، بلکه درواقع خداوند است که از طریق او حرف میزند؛ درست مانند حضرت رسول که موقع حرف زدن از فضای گشودهشده سخن میگفت [و صحبتش از روی هوا یا منذهنی و از فضای ماجرا نبود.]
«وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ.»
«و سخن از روى هوىٰ نمىگويد.»
(قرآن کریم، سورهٔ نجم (۵۳)، آیهٔ ۳)
1053
1028
(مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۵۱۲)
آن طوطیِ شِکَرخورنده کیست؟ همان کسی است که ذهنش ساده شده و ضمیرش منبع حکمت الهی و خرد است، نه منبع فکرهای پوسیده. او بهوسیلهٔ ذهن حرف نمیزند، بلکه درواقع خداوند است که از طریق او حرف میزند؛ درست مانند حضرت رسول که موقع حرف زدن از فضای گشودهشده سخن میگفت [و صحبتش از روی هوا یا منذهنی و از فضای ماجرا نبود.]
«وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ.»
«و سخن از روى هوىٰ نمىگويد.»
(قرآن کریم، سورهٔ نجم (۵۳)، آیهٔ ۳)
1053
۱.۴K
۶:۵۴
نما، ای شمسِ تبریزی کمالیکه تا نقصی نباشد کاف و نون را
(مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۰۱)
کاف و نون: کُن، اشاره به آیهٔ ۸۲، سورهٔ یس (۳۶)


ای شمس تبریزی، ای خدا، خودت به مرکز من بیا و از مرکزم طلوع کن، به من کمال بده و از این نقص منذهنی رهایی بخش که در کاف و نون که میگویی باش و موجود میشود، اشکالی نباشد و امر تو اجرا شود [نه خواستههای من در ذهن.]«إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»
«چون بخواهد چيزى را بيافريند، فرمانش اين است كه مىگويد: موجود شو، پس موجود مىشود.»
(قرآن کریم، سورهٔ یس (۳۶)، آیهٔ ۸۲)
1053
1029
(مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۰۱)
کاف و نون: کُن، اشاره به آیهٔ ۸۲، سورهٔ یس (۳۶)
ای شمس تبریزی، ای خدا، خودت به مرکز من بیا و از مرکزم طلوع کن، به من کمال بده و از این نقص منذهنی رهایی بخش که در کاف و نون که میگویی باش و موجود میشود، اشکالی نباشد و امر تو اجرا شود [نه خواستههای من در ذهن.]«إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»
«چون بخواهد چيزى را بيافريند، فرمانش اين است كه مىگويد: موجود شو، پس موجود مىشود.»
(قرآن کریم، سورهٔ یس (۳۶)، آیهٔ ۸۲)
1053
۱.۶K
۶:۵۴
گفت پیغمبر: خداش ایمان ندادهرکه را صبری نباشد در نهاد
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۶۰۱)
نهاد: ضمیر، دل


پیغمبر فرمود: خدا به کسی که صبر نداشته باشد، ایمان ندادهاست.[بنابراین اگر ما صبر نداریم و دائماً در شتاب منذهنی میخواهیم شکافهای بازشده را ببندیم، یعنی ایمان نداریم.]
حدیث
«مَنْ لا صَبْرَ لَهُ، لا ايمانَ لَهُ.»
«هرکه را صبر نباشد، وی را ایمان نباشد.»
1054
1030
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۶۰۱)
نهاد: ضمیر، دل
پیغمبر فرمود: خدا به کسی که صبر نداشته باشد، ایمان ندادهاست.[بنابراین اگر ما صبر نداریم و دائماً در شتاب منذهنی میخواهیم شکافهای بازشده را ببندیم، یعنی ایمان نداریم.]
حدیث
«مَنْ لا صَبْرَ لَهُ، لا ايمانَ لَهُ.»
«هرکه را صبر نباشد، وی را ایمان نباشد.»
1054
۹۳۶
۷:۵۰
هر نبیای زو برآورده بَراتاِسْتَعینُوا مِنْهُ صَبْراً اَوْ صَلات
«هر پيامبرى از خداوند حجّت و فرمانى آورده كه مفاد آن اين است كه اى قوم، بهوسيلهٔ صبر و نماز از او يارى بجوييد.»
(مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۱۱۸۱)
زو (شاعرانه): از اوبرات: نوشتهاى كه به موجب آن پادشاه و يا دولت حوالهٔ وجهى دهد. در اينجا بهمعنىِ منشور و فرمان الهى است.


هر پیغمبری برات یا برگهٔ آزادی انسان را از آن طرف آوردهاست و آن حکم آزادی این است که انسان از صبر و نماز یعنی فضاگشایی و وصل شدن به خداوند کمک بگیرد.[نماز این نیست که ما با ذهن تندتند یک چیزی را بخوانیم بدون اینکه معنی آن را بفهمیم و حضور داشته باشیم. برای عبادت باید همان ابتدای نماز مرکز را عدم و فضا را باز کنیم تا به خدا وصل شویم. منظور مولانا نمازی است که ما با ذهنِ ساکتشده به خداوند وصل شویم و او روی ما کار کند. درواقع اگر حضور نباشد نماز اشکال دارد.]
«وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاةِ وَ إِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ.»
«از شكيبايى و نماز يارى جوييد. و اين دو كارى دشوارند، جز براى اهل خشوع.»
[فضاگشایی و صبر کار آسانی نیست، برای همین مردم این کار را نمیکنند؛ بهجز کسانی که خشوع دارند و برحسب ذهن بلند نمیشوند. اینها لذّت این کار را چشیدهاند و برایشان آسان است.]
(قرآن کریم، سورهٔ بقره (۲)، آیهٔ ۴۵)
1054
1031
«هر پيامبرى از خداوند حجّت و فرمانى آورده كه مفاد آن اين است كه اى قوم، بهوسيلهٔ صبر و نماز از او يارى بجوييد.»
(مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۱۱۸۱)
زو (شاعرانه): از اوبرات: نوشتهاى كه به موجب آن پادشاه و يا دولت حوالهٔ وجهى دهد. در اينجا بهمعنىِ منشور و فرمان الهى است.
هر پیغمبری برات یا برگهٔ آزادی انسان را از آن طرف آوردهاست و آن حکم آزادی این است که انسان از صبر و نماز یعنی فضاگشایی و وصل شدن به خداوند کمک بگیرد.[نماز این نیست که ما با ذهن تندتند یک چیزی را بخوانیم بدون اینکه معنی آن را بفهمیم و حضور داشته باشیم. برای عبادت باید همان ابتدای نماز مرکز را عدم و فضا را باز کنیم تا به خدا وصل شویم. منظور مولانا نمازی است که ما با ذهنِ ساکتشده به خداوند وصل شویم و او روی ما کار کند. درواقع اگر حضور نباشد نماز اشکال دارد.]
«وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاةِ وَ إِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ.»
«از شكيبايى و نماز يارى جوييد. و اين دو كارى دشوارند، جز براى اهل خشوع.»
[فضاگشایی و صبر کار آسانی نیست، برای همین مردم این کار را نمیکنند؛ بهجز کسانی که خشوع دارند و برحسب ذهن بلند نمیشوند. اینها لذّت این کار را چشیدهاند و برایشان آسان است.]
(قرآن کریم، سورهٔ بقره (۲)، آیهٔ ۴۵)
1054
۸۳۴
۷:۵۱
ای که صبرت نیست از دنیایِ دونصبر چون داری ز نِعْمَالْماهِدُون؟
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۷۴)
دون: پست، نازلنِعْمَالْماهِدُون: به آیهٔ ۴۸، سورهٔ ذاریات (۵۱) اشاره دارد.


تو که نسبتبه دنیای ذهن صبر نداری و بهجای ایستادن در این لحظه با عجله به ذهن میروی، چگونه است که نسبتبه «نِعْمَالْماهِدُون»، سفرهای که خداوند گستردهاست صبر میکنی؟ یعنی آنطوری که عاشق دنیای ذهن هستی چرا عاشق سفرۀ خداوند نیستی و به آن نظر نمیکنی؟[درواقع سفرهای که ما با منذهنی باز میکنیم پر از درد و غم است، اما سفرهای که خداوند دراثر فضاگشاییِ ما باز میکند نهتنها هیچ درد و غمی در آن نیست، بلکه سراسر سازندگی و زیبایی است. این دو، زمین تا آسمان با هم فرق دارند.]
«وَ الْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْـمَاهِدُونَ»
«و زمين را گسترديم، و چه نيكوگسترندگانيم.»
(قرآن کریم، سورهٔ ذاریات (۵۱)، آیهٔ ۴۸)
1054
1032
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۷۴)
دون: پست، نازلنِعْمَالْماهِدُون: به آیهٔ ۴۸، سورهٔ ذاریات (۵۱) اشاره دارد.
تو که نسبتبه دنیای ذهن صبر نداری و بهجای ایستادن در این لحظه با عجله به ذهن میروی، چگونه است که نسبتبه «نِعْمَالْماهِدُون»، سفرهای که خداوند گستردهاست صبر میکنی؟ یعنی آنطوری که عاشق دنیای ذهن هستی چرا عاشق سفرۀ خداوند نیستی و به آن نظر نمیکنی؟[درواقع سفرهای که ما با منذهنی باز میکنیم پر از درد و غم است، اما سفرهای که خداوند دراثر فضاگشاییِ ما باز میکند نهتنها هیچ درد و غمی در آن نیست، بلکه سراسر سازندگی و زیبایی است. این دو، زمین تا آسمان با هم فرق دارند.]
«وَ الْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْـمَاهِدُونَ»
«و زمين را گسترديم، و چه نيكوگسترندگانيم.»
(قرآن کریم، سورهٔ ذاریات (۵۱)، آیهٔ ۴۸)
1054
۹۷۷
۷:۵۲
صِبْغَةُاللَّه هست خُمِّ رنگِ هوپیسهها یکرنگ گردد اندر او(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۳۴۵)صِبْغَةُاللّٰه: صِبْغَةَاللّٰـهِ، رنگِ خدا، رنگرزیِ خدا، تعبیرِ قرآن است در آیهٔ ۱۳۸، سورهٔ بقره (۲)خُم: ظرفِ سفالی بررگتر از خمرهپیسه: هر رنگی که با رنگی دیگر آمیخته باشد، دارایِ خالهای سیاه و سفیدِ بههمآمیخته


خُم رنگرزی خداوند «صِبْغَةُاللّٰه» یا همان رنگ بیرنگی است. انسانی که بهعنوان نیروی زندگی به این جهان آمده و رنگ همانیدگی با پول، درد و یا چیزهایی که ذهن مهم نشان میدهد را گرفتهاست، درون این خُم دراثرِ فضاگشایی یکرنگ شده و رنگِ خدا را میگیرد.
«صِبْغَةَ اللَّهِ ۖ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً ۖ وَ نَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ.»
«اين رنگِ خداست. و رنگ چه كسى از رنگِ خدا بهتر است. ما پرستندگان او هستيم.»
(قرآن کریم، سورهٔ بقره (۲)، آیهٔ ۱۳۸)
1054
1033
خُم رنگرزی خداوند «صِبْغَةُاللّٰه» یا همان رنگ بیرنگی است. انسانی که بهعنوان نیروی زندگی به این جهان آمده و رنگ همانیدگی با پول، درد و یا چیزهایی که ذهن مهم نشان میدهد را گرفتهاست، درون این خُم دراثرِ فضاگشایی یکرنگ شده و رنگِ خدا را میگیرد.
«صِبْغَةَ اللَّهِ ۖ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً ۖ وَ نَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ.»
«اين رنگِ خداست. و رنگ چه كسى از رنگِ خدا بهتر است. ما پرستندگان او هستيم.»
(قرآن کریم، سورهٔ بقره (۲)، آیهٔ ۱۳۸)
1054
۸۹۸
۷:۵۳
گر تو کوری، نیست بر اَعْمیٰ حَرَجورنه رُو کَالصَّبرُ مِفتاحُ الْفَرَج
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۷۰)
اَعْمیٰ: کورحَرَج: تنگنا، گناهورنه: وگرنهاَلصَّبرُ مِفتاحُ الْفَرَج: صبر کلید باب نجات است.


اگر تو نمیفهمی که شیشهدل هستی، منذهنی داری و نمیدانی که باید دنبال درست کردن خودت باشی، دیگر بر شخص کور حرجی نیست، ولی اگر میخواهی کوری منذهنی خود را درست کنی، دراینصورت برو صبر کن، چراکه صبر کلید درِ نجات است.
«لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَىٰ حَرَجٌ وَ لَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ ۗ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّـهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۖ وَ مَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِيمًا.»
«بر كور حرجى نيست، و بر لنگ حرجى نيست و بر بيمار حرجى نيست. و هركه از خدا و پيامبرش اطاعت كند، او را به بهشتهايى داخل مىكند كه در آن نهرها روان است. و هركه سر برتابد به عذابى دردآورش عذاب مىكند.»
(قرآن کریم، سورهٔ فتح (۴۸)، آیهٔ ۱۷)
1054
1034
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۷۰)
اَعْمیٰ: کورحَرَج: تنگنا، گناهورنه: وگرنهاَلصَّبرُ مِفتاحُ الْفَرَج: صبر کلید باب نجات است.
اگر تو نمیفهمی که شیشهدل هستی، منذهنی داری و نمیدانی که باید دنبال درست کردن خودت باشی، دیگر بر شخص کور حرجی نیست، ولی اگر میخواهی کوری منذهنی خود را درست کنی، دراینصورت برو صبر کن، چراکه صبر کلید درِ نجات است.
«لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَىٰ حَرَجٌ وَ لَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ ۗ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّـهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۖ وَ مَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِيمًا.»
«بر كور حرجى نيست، و بر لنگ حرجى نيست و بر بيمار حرجى نيست. و هركه از خدا و پيامبرش اطاعت كند، او را به بهشتهايى داخل مىكند كه در آن نهرها روان است. و هركه سر برتابد به عذابى دردآورش عذاب مىكند.»
(قرآن کریم، سورهٔ فتح (۴۸)، آیهٔ ۱۷)
1054
۱.۱K
۷:۵۴
هم خمیری، خُمرهٔ طینه دریگرچه عمری در تنورِ آذری
(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۷۸۶)طینه: گِلآذر: آتش


ای انسان، تو مثل خمیری هستی که زندگی هنوز دارد روی تو کار میکند، اما تو در ذهن اقامت کردهای، ارادهٔ خودت را بهعنوان منذهنی داری و فکر میکنی منذهنی نهایتِ خلقت تو است، به همین علت کار خلقت تو نیمهکاره ماندهاست. این در حالی است که از خودت نمیپرسی چرا در ذهن که مثل تنور آتش است اینهمه درد میکشی. [در تنورِ درد، نان ما پخته نمیشود، در تنور فضای گشودهشده است که نانمان پخته میشود یا خلقتمان کامل میشود.]
حدیث قدسی
«خَمَرْتُ طِینَةَ آدَمَ بِیَدِی أَرْبَعِینَ صَبَاحاً.»
«گِلِ آدم را به دست (قدرت) خویش چهل صبح (روز) سرشتم. (خمیر کردم.)»
1056
1035
(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۷۸۶)طینه: گِلآذر: آتش
ای انسان، تو مثل خمیری هستی که زندگی هنوز دارد روی تو کار میکند، اما تو در ذهن اقامت کردهای، ارادهٔ خودت را بهعنوان منذهنی داری و فکر میکنی منذهنی نهایتِ خلقت تو است، به همین علت کار خلقت تو نیمهکاره ماندهاست. این در حالی است که از خودت نمیپرسی چرا در ذهن که مثل تنور آتش است اینهمه درد میکشی. [در تنورِ درد، نان ما پخته نمیشود، در تنور فضای گشودهشده است که نانمان پخته میشود یا خلقتمان کامل میشود.]
حدیث قدسی
«خَمَرْتُ طِینَةَ آدَمَ بِیَدِی أَرْبَعِینَ صَبَاحاً.»
«گِلِ آدم را به دست (قدرت) خویش چهل صبح (روز) سرشتم. (خمیر کردم.)»
1056
۴.۶K
۱۳:۰۱
بیحس و بیگوش و بیفِکرَت شوید تا خِطابِ اِرجعی را بشنوید
(مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۵۶۸)
فِکرَت: فکر، اندیشه


باید از قیدوبند حواس ظاهر، عقل جزوی منذهنی که دنیاطلب است و حرفها و فکرهای همانیده رها شوید، تا بتوانید خطاب (بهسوی من برگردید) حقتعالی را بشنوید.
«يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ.»
«ای جان آرامیافته و اطمینانیافته [ای مرکز عدمشده].»
«ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً.»
«بهسوی پروردگارت درحالیکه از او خشنودی و او هم از تو خشنود است بازگرد. [با مرکز عدم درحالیکه هشیاری روی هشیاری منطبق شده و راضی و مرضی یعنی ناظر و منظور یکی هستند بهسوی پروردگارت بازگرد.]»
(قرآن کریم، سورهٔ فجر (۸۹)، آیهٔ ۲۷-۲۸)
0850
0274
(مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۵۶۸)
فِکرَت: فکر، اندیشه
باید از قیدوبند حواس ظاهر، عقل جزوی منذهنی که دنیاطلب است و حرفها و فکرهای همانیده رها شوید، تا بتوانید خطاب (بهسوی من برگردید) حقتعالی را بشنوید.
«يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ.»
«ای جان آرامیافته و اطمینانیافته [ای مرکز عدمشده].»
«ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً.»
«بهسوی پروردگارت درحالیکه از او خشنودی و او هم از تو خشنود است بازگرد. [با مرکز عدم درحالیکه هشیاری روی هشیاری منطبق شده و راضی و مرضی یعنی ناظر و منظور یکی هستند بهسوی پروردگارت بازگرد.]»
(قرآن کریم، سورهٔ فجر (۸۹)، آیهٔ ۲۷-۲۸)
0850
۳۶۴
۱۵:۱۷