لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
ت
۵۶۴ عضو

تحلیل های یک جنرالیست

جنرالیست ها اشخاصی هستند که بیشتر تمایل دارند در حوزه های مختلف نظر دهند و متمرکز بر یک موضوع تخصصی نباشند. البته من سعی میکنم نظراتم تا حد امکان تخصصی باشد.
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳ تیر
چرا پس از جنگ انسجام اجتناعی به سرعت در حال تبدیل به انشقاق اجتماعی است؟undefinedسید آرش وکیلیان
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَو از خدا و پیامبرش فرمان برید، و با یکدیگر نزاع و اختلاف مکنید، که سست و بد دل می شوید، و قدرت و شوکتتان از میان می رود؛ و شکیبایی ورزید؛ زیرا خدا با شکیبایان است.
پیمایش های فروردین و اردیبهشت نشان دهنده سطح بالایی از انسجام اجتماعی بین اقشار مختلف در دفاع از کشور بود و تجمعات پرشور میدانی هم تجلی این انسجام . اما اکنون با گذشت کمتر از یک ماه از توافق بحث برانگیز با امریکا، کشور به سرعت در حال حرکت در جهت انشقاق است که می‌تواند سبب شود آنچه دشمن با جنگ به دست نیاورده را با صلح به دست آورد.
اما عوامل انشقاق کنونی چیست؟۱- جریان مخرب رسانه ای:انتشار انبوهی مطالب انتقادی ضد و نقیض از منابع مختلف نامعتبر از ترامپ و رسانه های آمریکایی گرفته تا رسانه های رسمی و غیررسمی جناحی داخلی؛ هدف اصلی این مطالب مقابله با رقیب سیاسی و اثر آن تشویش افکار عمومی و تخریب اعتماد اجتماعی است. این حجم مطلب منفی منجر به تولید خشم اجتماعی شدید نسبت به دیگر جریان ها و اقشار اجتماعی می‌شود که کمترین نمود آن اکنون طلب اعدام برای مقامات و شخصیت های مخالف ماست.
۲-ضعف اطلاع رسانی تیم مذاکره و مقامات دخیل:تیم مذاکره کننده از بدو امر نتوانسته با اطلاع رسانی شفاف و سریع مردم را در جریان روند امور قرار دهد، تا جایی که حتی اشخاصی که با آمریکا دشمنی شدید دارند، به اخبار دشمن در مورد روند مذاکرات استناد می کنند. مقامات مسئول نیز در توضیح وضعیت به مردم الکن می باشند.‌ادامه این روند از هر نتیجه ولو مثبت در مذاکرات، مشروعیت زدایی می کند.
۳- سرباز کردن نزاع ها و رقابت های جناحی:اختلافات میان جناح های سیاسی که از دهه ۷۰ تا مجلس و دولت فعلی باقی مانده است، سر باز کرده و رسانه ها مدام با ارجاع به نقاط گسل سیاسی اجتماعی در حال برانگیختن پایگاه سیاسی خود در برابر رقبا هستند. در حال حاضر چهار جریان انقلابی، وفاقی، تجدیدنظرطلب و برانداز در حال تقویت گفتار ایدئولوژیک خود در تقابل خصمانه با دیگر هستند.
۴- آرمانگرایی و کمال گرایی شدید:طرح مطالبات و انتظاراتی که فراتر از توان عینی کشور است، سبب شده تا بر نیمه خالی تمرکز شود، هر دستاوردی ناقص و ضعیف جلوه کند و مقامات مستمرا به فساد، بی کفایتی و خیانت متهم شوند. البته این قبیل اشکالات قطعا وجود دارد، اما مساله آن است که انتظارات کمال گرایانه را با هیچ طریقی نمی شود پاسخ داد. حتی اگر توانمندترین مقامات نظیر علی لاریجانی نیز بر سر کار بودند در برابر این سنخ انتقادات توان دفاع نداشتند.
۵- حجم‌ زیاد اخبار جعلی، فقدان سازوکار راستی آزمایی و بی توجهی مردم به ضرورت راستی آزمایی:انبوه روایت های شکست که توسط رسانه های مختلف از کانال های سوپر انقلابی ایتایی تا اینترنشنال و سلیریتیرهای اینستاگرامی بر اساس اطلاعات جعلی منتشر میشود، ذهنیت جامعه در خصوص شرایط کشور را مشوش کرده و فضای تیره و سیاه پدید آورده است. سازوکارهای رسمی حکمرانی نیز در مقابله با این وضعیت عاجز هستند و سازوکارهای غیررسمی اجتماعی تشدید کننده آن.
پ.ن.«لازم است تک تک جان‌فدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب و سربلندی ایران می‌تپد؛ از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به هم پیوسته ملت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجه و حتّی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند.» سید مجتبی خامنه ای، ۷ خرداد ۱۴۰۵
گاهی گروهی بر سر مطالبه حقی مجادله میکنند که اثر تخریبی آن مجادله از تحقق آن مطالبه گران تر است. انسان عاقل و صالح مصلحت اتحاد عمومی را تا حد امکان بر مطالبات سطح پایین تر ترجیح می دهد.
undefined۲۰
undefined۱
undefined۱

۲.۸K

۱۴:۵۹

۴ تیر
thumbnail
بسم رب الحسینساحات مناسک عزاداری سیدالشهدا در روز عاشوراundefinedسید آرش وکیلیان
عزاداری عاشورا یک رخداد جهانی فربه است که برای تحلیل آن باید به ساحات و ابعاد آن همزمان توجه داشت.ساحت یا لایه زیرین ، لایه سرمدی یا الوهی ماجراست که زمان خلقت انسان رقم خورده و به تعبیر برخی مفسران قرآن "و فدیناه بذبح عظیم" توسط حضرت حق در ازل تقدیر گشته. عمان سامانی در مثنوی گنجینه الاسرار این ساحت را در مقام تجلی دوم حضرت حق به زیبایی تصویر کرده است و توضیح داده که عقل عاشق به پروردگار چگونه در وجود حضرت اباعبدالله دعوت معشوق یا ساقی ازل را لبیک گفته است .
ساقی‌یی با ساغری چون آفتابآمد و عشق اندر آن ساغر شراب...چون بموقع ساقیش درخواست کردپیر میخواران ز جا، قد راست کردزینت افزای بساط نشأتینسرور و سر خیل مخموران حسین
ساحت دوم نزاع تاریخی حق و باطل در تاریخ قدسی است که با هابیل و قابیل شروع می شود و در طی تاریخ تا ظهور حضرت مهدی و رجعت اولیا الله امتداد دارد و عاشورا قله این تقابل تاریخی است و علی شریعتی در برخی آثارش و سید مرتضی آوینی نیز در کتاب فتح خون به زیبایی به آن پرداخته اند. حسین وارث آدم و انبیای پیشین بمنزله تمامیت تاریخ حق در برابر بنی امیه به عنوان وارث تمامیت جریان باطل قیام میکند و شهید می شود تا حجت حق در این جدال تاریخی باشد.
ساحت سوم ساحت تاریخی است که توسط ارباب مقاتل و راویان احادیث کم و بیش ثبت گشته است. اینجا بحث تحریفات عاشورا نیز مطرح می شود و محققان می کوشند تا سره را از ناسره بازشناسی کنند. مقاتلی نظیر مقتل ابی مخنف (طبری)، مقتل خوارزمی و شیخ مفید و آثاری نظیر حماسه حسینی مرتضی مطهری در این لایه است. در سده اخیر جریان روشنفکری دینی حوزوی و دانشگاهی در پالایش و پیرایش این حوزه کوشیده و به نقادی ساحت چهارم و پنجم پرداخته است.
ساحت چهارم، ساحت نمادین یا اسطوره ای است که در امتداد سرشت باستانی بشر در بزرگداشت مقدسات خود شکل گرفته است و از نخل گردانی در ایران تا تبیوک در اقیانوسیه ، انواع و اقسام مختلفی از مراسم را شامل می شود. این ساحت فراتر از آگاهی شخصی و برآمده از ناخودآگاه جمعی بشری است.
ساحت پنجم ساحت فرهنگی اجتماعی است که طی بیش از پانصد سال اخیر در ایران شکل گرفته و به جامعه ایرانی هویت بخشیده و نقطه عطف آن کتاب روضه الشهدای ملاحسین کاشفی سبزواری در دوره تیموری و شعر محتشم کاشانی در دوره‌ صفوی است. این روح جمعی زاینده اجتماعی هر ساله خود را در آیین های مختلف از تعزیه تا مداحی بازتولید می کند‌ و گرچه درآمیخته با تحریفات فراوان از منظر تاریخی باشد، اما کارکرد جایگزین ناپذیری در استمرار جامعه ایرانی دارد.
ساحت ششم ساحت آگاهی و عمل فردی تک تک عزاداران حسینی است که خود را به نحوی با سیدالشهدا مرتبط می کنند و با سوگواری برای او راه تقرب الهی می جویند. در این ساحت کنش های فردی و جمعی متنوعی بروز می کند که حداقل آن سیاه پوشی و سینه زنی است و مناسکی نظیر زیارت خوانی و مقتل خوانی هم در این لایه است.
undefined فیلم فوق را ایلان ماسک از عزاداری ماه محرم در شهر منچستر انگلستان در صفحه رسمی ایکس (توییتر) خود منتشر کرد.
undefined۳

۲.۳K

۸:۱۹

۱۶ تیر
thumbnail
ما و جهاد مقدس با صهیونیسم یهودی-مسیحیundefinedسید آرش وکیلیانقسمت اول
در شرایطی که میلیونها تن از مردم ایران و شیعیان عراق و لبنان فریاد انتقام و خونخواهی سر داده اند، این منطقه در حال ورود به سطح عمیق تر و شدیدتری از منازعه است که دیگر مساله آن آزادسازی سرزمین فلسطین نیست، بلکه نابودی دشمن صهیونیستی است. برای کنش آگاهانه لازم است بدانیم کجای تاریخ ایستاده ایم و با چه کسی بر سر چه چیزی می جنگیم.
صهیونیسم در ابتدا به عنوان یک ایدئولوژی سکولار قومیتگرا در سده ۱۹ توسط جمعی از یهودیان مدرن اروپا ارائه شد و در ادامه با حمایت سرمایه داران و دولتمردان غربی به صورت یک پروژه مستعمراتی در سرزمین فلسطین به اجرا درآمد. این حضور تجاوزکارانه خشم و مقابله دول عرب را برانگیخت که خواستار پایان اشغال سرزمین های عرب بودند و پس از چند جنگ نافرجام از ۱۹۴۸ تا ۱۹۸۲ که عمدتا با شکست اعراب همراه بود، نهایتا به پروژه صلح و عادی سازی روابط رسیدند.
اما در این میان اتفاقی غیرمترقبه رخ داد. "انقلاب اسلامی ایران" به این تقابل با اسرائیل ماهیتی دینی بخشید. ایرانیان نه تنها به صف مقابله با اسرائیل پیوستند بلکه رهبری آن را در اختیار گرفتند و تدریجا جبهه مقاومت اسلامی از فلسطین تا لبنان و عراق جایگزین دولت های سکولار عربی شد. این نخستین مرحله از مذهبی شدن منازعه با صهیونیسم بود و البته در این مرحله هنوز موضوع منازعه ، آزادسازی سرزمین فلسطین و احقاق حقوق مردم بود.
دومین مرحله دینی شدن این تقابل، درون قلمرو اسرائیل به وقوع پیوست . تدریجا جریان صهیونیسم مذهبی پدیدار شد که حاکمیت بر سرزمین مقدس را وعده الهی به قوم یهود می دانست و با نیروهای راست سکولار نظیر حزب لیکود ائتلاف کرد. نقطه عطف این تحولات را می توان ترور اسحاق رابین در سال ۱۹۹۶ دانست؛ نخست وزیر چپگرا که پروژه صلح و عادی سازی با دول عرب را جلو می برد. تدریجا صهیونیسم از یک ایدئولوژی قومگرایانه سکولار به یک ایدئولوژی قومی مذهبی تبدیل شد. هم‌زمان در ایالات متحده آمریکا نیز، بخشی از جریان های مذهبی اونجلیکال و بنیادگرا گرایش صهیونیستی یافتند و با تفسیری از کتاب مقدس ، غلبه اسرائیل بر خاورمیانه را مقدمه بازگشت حضرت مسیح تلقی نمودند.
سومین مرحله دینی شدن تقابل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ شروع و با شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی در ۹ رمضان ۲۰۲۶ به تمامیت خود رسید. رهبران اسرائیل و امریکا با یک تلقی سیاسی که مشکلشان از عده ای از رهبران مخالف می باشد اقدام به ترور تقریبا همه سران و فرماندهان جبهه مقاومت کردند، بدون آنکه که با ماهیت اجتماعی و نمادین آن توجه کنند. چنانکه شهادت امام حسین، مخالفت با بنی امیه توسط شیعیان علی را از یک جریان سیاسی اجتماعی رقیب به یک جریان دینی اعتلا بخشید ، این شهادت ها نیز تدریجا ماهیت تقابل با صهیونیسم را از یک منازعه سیاسی به یک منازعه مذهبی بدل نمود.
در این مرحله ، ماهیت منازعه تدریجا از موضوع آزادسازی سرزمین به حذف کامل اشخاص و ارزش ها و نمادهای مقدس طرف مقابل تغییر یافته است. یعنی اکنون این تحول به صورتی رخ داده است، که اگر امروز حکومت اسرائیل منحل گردد، مطالبه خونخواهی شیعیان را مرتفع نمی کند.
ادامه در قسمت دوم
undefined۹

۱.۳K

۵:۳۵

ما و جهاد مقدس با صهیونیسم یهودی-مسیحی undefinedسید آرش وکیلیانقسمت دوم
از تغییر ماهیت جنگ از چند جهت اهمیت دارد:۱- جهاد مقدس امری کوتاه مدت و مقطعی نیست. بلکه امری همه جانبه است که هر بار در تاریخ رخ داده بین چند دهه تا چند سده به طول انجامیده و وجوه مختلف زندگی اجتماعی مردمان را متحول نموده است و نمونه بارز آن جنگ های صلیبی است. البته این به معنای جنگ گرم مستمر نیست و بین مقاطع جنگ ، همواره مقاطعی از آتش بس و صلح نیز برقرار بوده که البته طرفین می دانستند امری موقت است.
۲- مقابله با یک دشمن مسلح به فناوری پیشرقته روز نیازمند ارتقای شدید فناوری ها و امکانات رزمی و پدافند مدنی است. این فشار تقابل نه تنها منجر به نوسازی تسلیحات، بلکه باعث تحول در شیوه اداره دولت و جامعه خواهد شد تا بتواند در این نبرد طولانی استقامت ورزد. روح جمعی جهاد، سرمایه های پنهان جامعه را استخراج می کند و در خدمت ارتقای شیوه انجام امور به کار می گیرد و به مردم عزم اقدام می بخشد.
۳- در برابر فشار سکولاریزاسیون زندگی مدرن لیبرال، جهاد مقدس مهمترین پیشران دی سکولاریزاسیون خواهد بود. مردم از این جهاد برای زندگی خود معنا می‌گیرند و در برابر دنیوی سازی امور اصیل مقاومت می کنند. فشاری که اکنون بر علوم انسانی در ایران برای بازخوانی بومی تجربه خاص اجتماعی وارد می شود از این سنخ است.
۴- تاثیر این جهاد محدود به طرفین منازعه نخواهد ماند. به علت ماهیت منطقه ای و بلکه جهانی مساله فلسطین، تدریجا جوامع دیگر ، به خصوص مردم سنی عرب از آن متاثر می شوند و سیاست عربی سکولار هژمونی خود را از دست می دهد و به جای آن احتمالا نوع خاصی از سیاست دینی ظهور می کند که شاید بتوان دولت ترکیه را تا حدی جلودار آن دانست.
undefined۴

۱.۳K

۶:۱۷

۱۸ تیر
ابهام و اختلاف راهبردی، عامل ضعف ایرانundefinedسید آرش وکیلیان
از زمان وقوع آتش بس شکننده با آمریکا تا کنون، حجم زیادی از مباحث داخلی صرف اختلاف راهبردی در برابر تهدید امریکا شده است. برای درک بهتر این معضل باید آن را در یک افق دست کم ده ساله نگریست.
در دهه نود دولت ایران راهبرد نرمالیزاسیون یا عادی سازی رابطه با غرب و به خصوص آمریکا را از طریق مذاکره و توافق پیش می برد و پس از خروج آمریکا در برجام هم کوشید آن را به نحوی حفظ کند. جناح دیگر حکومت هم با رویکرد صبر راهبردی یا "نه مذاکره می کنیم و نه جنگ میشود" در حال مدیریت تهدید آمریکا بود. نتیجه این وضعیت آن شد که تهدیدهای آمریکا و رژیم صهیونیستی تدریجا افزایش یافت اما ایران مقابله موثری نکرد، به طوری که ابتدا نیروهای ایرانی، سپس شهید سلیمانی، بعد رهبران مقاومت و دست آخر مقامات ارشد ایران به شهادت رسیدند تا ایران نهایتا دست از راهبرد منفعل خود برداشت، اما در اتخاذ راهبرد فعال دچار اختلاف شد.
دو راهبرد اصلی و در کنار آن دو راهبرد فرعی برای مقابله با امریکا از ابتدای جنگ رمضان دنبال می شود.
راهبرد اصلی اول، از سوی شعام با محوریت پزشکیان و قالیباف به وضوح دنبال گذر کردن دوره ترامپ با حداقل خسارت هستند. لذا در برابر تهدید شدید دشمن نسبت به زیرساخت ها، به سمت مذاکره برای مدیریت تنش می رود. مشکل اصلی این است که طرف مقابل این نحوه مواجهه را ضعف تلقی کرده و هر وقت بتواند از توافقات خود بدون هزینه عدول می کند.
راهبرد اصلی دوم که از سوی جریان انقلابی و احتمالا مقام معظم رهبری دنبال می شود، ارتقای ارتقای توان ملی در سطح بازدارندگی و ایجاد توازن قوای منطقه ای است و بر افزایش خسارت بر دشمن تاکید دارد.
به نظرم اینکه برخی انقلابیون دسته دوم به دسته اول اتهام خیانت زده می زنند، بسیار گزافه است. در واقع، خائنان طرفداران راهبرد تسلیم هستند کسانی هستند که بیشتر در خارج از حکومت فعال هستند.
اما ، اختلاف این دسته اصلی در برآورد قدرت جمهوری اسلامی ایران و امکان مقاومت است. دسته اول عمدتا نظر بر قدرت سخت اقتصادی و نظامی ایران و کوچکی آن نسبت به امریکا دارند. لذا عبور از مهلکه با حداقل خسارت را پیروزی تلقی می کنند‌ و امیدوارند در صورت مقاومت حداقلی آمریکا هزینه جنگ را از منافع آن بیشتر بیابد و منصرف شود.دسته دوم نظر به قدرت نرم برتر ایران نسبت به دشمن دارند، لذا امکان ایجاد یک موازنه قوای جدید که منجر به سطحی از بازدارندگی و امنیت برای جبهه مقاومت بکند، را میسر می بینند. البته راهبرد دوم در مورد نحوه ارتقای قدرت سخت، یک گزینه واحد مشخص ندارد و گزینه های مختلف از بازدارندگی هسته ای تا حملات شدید به زیرساخت منطقه و اقدام برای حذف مقامات دشمن را مطرح می کند‌.
به هر حال اختلاف در نحوه تحلیل قدرت و میزان قدرت طرفین، منشا اصلی تفاوت فهم وضعیت و اتخاذ راهبرد مختلف است.
علاوه بر دو راهبرد اصلی فوق و راهبرد فرعی تسلیم، گروهی از تحلیلگران راهبرد الحاق ایران به بلوک قدرت چین و روسیه برای ایجاد توازن قوا را مطرح می کنند و معتقدند به جای تمرکز بر مقابله مستقیم با امریکا باید ظرفیت چین و روسیه را فعال کرد. از منظر انها مشکل اراده و توان این دو در برابر آمریکا نیست، بلکه ناتوانی ایران در تعامل سطح بالا و موثر با آنهاست‌.
برای جنگ موثر لازم است کشور سریع تر از اختلاف فرساینده گذر کند و به یک راهبرد موثر و واقع بینانه برسد.
undefined۷
undefined۱

۱.۵K

۱۴:۴۸

۲۰ تیر
چالش حکمرانی ملی بر فضای مجازی در جمهوری اسلامی ایرانundefinedسید آرش وکیلیانقسمت اولمقدمهامروزه تا اسم حکمرانی بر فضای مجازی به میان می آید، همه یاد فیلترینگ می افتند حال آنکه این روش اعمال حکمرانی را می توان دم دستی ترین روش فنی حکمرانی دانست که مناقشه بر سر آن باعث فراموش شدن جنبه های بسیار اساسی تر و مهم تر حکمرانی می شود. مقصود از «حکمرانی ملی بر فضای مجازی» امکان اعمال قوانین، سیاست ها و دیگر احکام حاکمیت ملی بر موضوعات مرتبط با فضای مجازی اعم از اشخاص، محتواها و ... به طرق مختلف فنی، اقتصادی، قضایی و امنیتی می باشد. این نوشتار می کوشد توضیح دهد که صرفنظر از مشکلات عمومی حکمرانی در کشور، چرا حکمرانی ملی بر فضای مجازی در ایران چنانکه باید توسعه نیافته است.مسأله اعمال حکمرانی بر فضای مجازی از زمان پدیدار شدن اینترنت در جهان، مسأله ای جدی در سطح ملی و بین المللی بوده است ، به طوری که ایالات متحده آمریکا علی رغم برخورداری از فضای باز رسانه ای و ارتباطی ، قانون تأمین بودجه موسوم به قانون ال گور برای توسعه شبکه زیرساخت ملی ارتباطی به منظور حفظ هژمونی جهانی در این حوزه را در سال 1992 تصویب کرد، قانون مخابرات خود را در سال 1996 و قانون مالکیت فکری را در سال 1999 بازنویسی کرد. به این ترتیب کوشید تا چارچوب حکمرانی متناسب با فضای مجازی را تقنین و اعمال کند. در سطح بین المللی نیز نخستین مباحث در این حوزه در حدود سال های 2000 مطرح شد و در سال 2003 کنوانسیون جرائم سایبری در اتحادیه اروپا مصوب شد و حکمرانی بر اینترنت موضوع داغ اجلاس سران WSIS در سال های 2003 و 2005 بود. مسأله بروزرسانی قوانین در این حوزه تا به امروز در بسیاری کشورهای جهان از بریتانیا و روسیه تا ترکیه و مالزی در جریان بوده است. ضمن آنکه این موضوع محدود به قانونگذاری نبوده و اقداماتی دیگر نظیر وادارسازی شرکت تیک تاک برای فروش زیردامنه خود در ایالات متحده به یک شرکت آمریکایی تا بازداشت دوروف، مالک تلگرام، در فرانسه از مصادیق آن می باشد.ابعاد و طرق اعمال حکمرانی ملی بر فضای مجازیحکمرانی ملی بر فضای مجازی شامل حکمرانی بر زیرساخت ارتباطات و اطلاعات، سکوها، خدمات و محتوا ، اشخاص حقیقی و حقوقی و دیگر موجودیت ها نظیر داده ها می باشد. این حکمرانی می تواند از طرق مختلف نظیر توسعه ابزارهای فنی نظیر توسعه زیرساخت شبکه و سکوهای پایه، تنظیمگری و ساماندهی فعالیت ها و تراکنش ها، حمایت از خدمات و محتوای بومی و داخلی، مذاکره ، مشارکت و تعامل با بازیگران خارجی، تقنین احکام مدنی و کیفری برای فعالان اعمال گردد.از میان طرق مختلف حکمرانی ملی که در جهان و ایران وجود دارد ، مدیریت سطح دسترسی کاربران به شبکه که اصطلاحا پالایش یا فیلترینگ نامیده می شود، تبدیل به عمده دغدغه بسیاری از مقامات و مردم ما شده است و عملا برای عده ای مساوی با حکمرانی ملی بر فضای مجازی تلقی می گردد. به طوری که سایر جوانب و طرق حکمرانی ملی را به شدت تحت تأثیر قرار داده و تبدیل به مناقشه ملی شده است و در نتیجه، باعث عدم توجه و تمرکز سیاستگذاران و مدیران فضای مجازی کشور بر سایر جوانب و طرق حکمرانی که بسیار مهم تر هم می باشد، شده است.در ایران اینترنت از سال 1373 فراهم شده و دسترسی عمومی به آن نیز از اواخر همان دهه میسر شده و سیاست های کلی شبکه های اطلاع رسانی رایانه ای نیز در همان زمان ابلاغ شده است، اما عمده توسعه فضای مجازی در کشور به مثابه یک زیرساخت ضروری ملی در دهه 1390 رخ داده و ضریب نفوذ اینترنت برای اشخاص از 12 درصد در سال 1392 به بیش از 70 درصد در پایان این دهه رسیده است. این توسعه منجر به وابستگی مردم به برخی از خدمات و محتوای سکوهای خارجی به خصوص در حوزه رسانه و سرگرمی شد، به طوری که حدود نیمی از جامعه روزانه ساعت ها به استفاده از محتوای سکوهای خارجی می پردازند که جایگزین داخلی ندارد. علی رغم ایجاد این وابستگی اجتماعی، توسعه حکمرانی متناسب با این تحول نبوده و همین امر منشأ بسیاری از بحران های کنونی است که مقامات امنیتی کشور را مکررا به استفاده از قطع دسترسی سوق می دهد. یعنی در شرایط توسعه اینترنت خارج از حکمرانی ملی ، حاکمیت ملی مجبور می شود در شرایط امنیتی اینترنت غیرقابل حکمرانی را قطع یا محدود کند.
https://www.isna.ir/news/1405040201296/چالش-حکمرانی-ملی-بر-فضای-مجازی

۱.۴K

۵:۳۶

چالش حکمرانی ملی بر فضای مجازی در جمهوری اسلامی ایرانundefinedسید آرش وکیلیانقسمت دوم
چالش های حکمرانی ملی پرسش این است که چه چالش هایی مانع از توسعه کامل حکمرانی ملی در جمهوری اسلامی ایران از دهه 1390 تا کنون بوده است؟1- انگاره موجبیت فناوری، مشکل تأخر فناوری و وارادت خدمات ایران از جهت فناوری های نوین نظیر هوش مصنوعی تولیدکننده نبوده است و این فناوری ها را اخذ کرده است و در جریان اخذ فناوری انگاره غالب اجتماعی ما موجبیت یا جبر فناوری بوده است، یعنی فناوری یک صورت مشخص مبتنی بر دانش دارد و نمی توان در آن دخل تصرف کرد. حال آنکه مطالعات فلسفه و جامعه شناسی فناوری نشان می دهد که یک فناوری های نوین در واقع سیستم های پیچیده و ترکیبی اجتماعی فنی هستند که تعین آنها در نقطه امکان فنی و مطلوبیت اجتماعی جامعه مبدأ رقم می خورد. لذا جامعه خالق این سیستم ها ، آنها را بر اساس ارزش های بومی اش پدید می آورد. عملا عقب ماندگی ما در اثر فناوری نقش حکمرانی ما را به تقلید از کشورهای پیشرو و تلاش برای اشاعه همان دستاوردها به منظور نیل به پیشرفت تقلیل می دهد. بدتر آنکه، در عرصه مصرف خدمات وابسته به ابزارها و سکوهای خارجی نظیر سیستم عامل یا رسانه اجتماعی بوده ایم و قواعد سیاستی جوامع پدیدآورنده در قالب حکمرانی سکویی بر ما تحمیل شده است. گذار از این چالش مستلزم آن است که جایگاه ما از مصرف فناوری و خدمات خارجی به تولید آن تغییر کند و با رویکرد سیستم اجتماعی-فنی بتوانیم ارزش های خود را در زمینه پیدایش فناوری اعمال کنیم. 2- ضعف نهاد سیاستگذارشورای عالی فضای مجازی به عنوان نهاد سیاستگذار در عرصه فضای مجازی با محدودیت های جدی مواجه است. برخی از این محدودیت ها نظیر ناتوانی در مداخله در انتصابات و تعیین اعتبارات چالشی است که منجر به ضعف در اجرای مناسب برنامه ها می شود. همچنین، ناتوانی در بازخواست مؤثر مقاماتی که در اجرای مصوبات قصور و تقصیر دارند، بر این مشکل می افزاید. تعارضات و تداخلات کاری با دیگر شوراهای موازی از بدو تأسیس تا کنون و تقریبا در همه دولت ها، سبب اختلال در عملکرد شده است، این شامل تداخل کاری با شورای عالی انقلاب فرهنگی در موضوعاتی نظیر هوش مصنوعی می شود. تقریبا همه دولت های مستقر هر وقت خواسته اند جلوی تشکیل جلسات شورایعالی را گرفته یا در صورت برگزاری جلسات از ابلاغ یا اجرای برخی مصوبات کلیدی ممانعت کرده اند. برای سیاستگذاری مؤثر لازم است ساختاری مناسب با اختیارات کافی شکل بگیرد و نسبت آن با سایر دستگاه های حکمرانی نیز مشخص گردد تا بتوان به سیاستگذاری مؤثری دست یافت. 3- تنگنای قانونگذاری:عمده قوانین حوزه فضای مجازی کشور در دهه 1380 تصویب شده است و از سال 1390 به بعد جز یکی دو مورد ، هیچ قانونی در این حوزه مصوب نگشته است. این امر دلایل متعددی دارد از جمله احساس عدم ضرورت به تقنین به علت وجود شورایعالی فضای مجازی؛ طولانی بودن روال چندساله تقنین که منجر به ناکام ماندن آن به علت تغییر مقامات و حتی موضوعات می شود؛ ضعف کارشناسی در ساختار تدوین و تصویب لوایح در دولت و مجلس که باعث پیش نویس های ضعیف و پرانتقاد می شود؛ ترجیح بازیگران مؤثر از فعالان بخش خصوصی گرفته تا مقامات امنیتی در خصوص مزیت فقدان قانون ؛ تعارضات متعدد نهادی نظیر تعارض سازمان صدا و سیما و دولت و ...در چنین وضعیتی عملا فضای مجازی کشور بدون قوانین روزآمد اداره می شود و هر موضوعی که پیش بیاید به علت فقدان روال قانونی نظیر کنترل های اقتصادی تبدیل به یک مسأله حاد امنیتی می شود که از طرق غیرمدنی حل و فصل می گردد. همچنین فعالان این عرصه نیز ترجیح می دهند تا فعالیت خود را بیرون از چارچوب قانون مدون به پیش ببرند و با توافقات پشت پرده مشکلات خود را حل کنند. این هراس یا نگرانی از تقنین در رسانه ها نیز منعکس شده و هر لایحه با هر موضوعی و توسط هر جریانی که مطرح می گردد با انگ طرح صیانت ، عملا از دستور خارج می گردد به طوری که در این دولت شاهد مسکوت گذاشتن لوایح مقابله با اخبار خلاف واقع، اصلاح قانون جرائم رایانه ای، لایحه حکمرانی داده و لایحه مسئولیت مدنی سکوها بوده ایم؛ علی رغم اینکه اینها توسط نهادهای گوناگون با رویکردهای متفاوتی تهیه شده بود.
https://www.isna.ir/news/1405040201296/چالش-حکمرانی-ملی-بر-فضای-مجازی

۱.۳K

۵:۳۶

چالش حکمرانی ملی بر فضای مجازی در جمهوری اسلامی ایرانundefinedسید آرش وکیلیانقسمت سوم
۴- اقتصاد سیاسی فضای مجازیتوسعه دسترسی به اینترنت در فضای مجازی کشور مبتنی بر وابستگی به استفاده از سکوهای رسانه اجتماعی خارجی سبب وضعیتی شد که منافع بازیگران اقتصادی با توسعه ترافیک بومی تاحدی در تعارض قرار گرفته است. درامد اپراتورهای همراه به عنوان بازیگران مسلط به شدت وابسته مصرف ترافیک خارجی در سکوهایی نظیر اینستاگرام و تلگرام بوده است. از سوی دیگر، سکوهای خدماتی نیز منافع خود را با بازار جهانی این حوزه پیوند دادند. کسب و کارهای کوچک نیز به علت حضور گسترده چند ده میلیونی مردم در رسانه های اجتماعی خارجی، این محیط را بازار مطلوبی برای عرضه محصولات خود یافته اند. علاوه بر آن کسب و کارهای غیرقانونی نظیر قمار برخط با گردش مالی سالانه چند ده همت نیز این محیط بی قانون را فرصت مطلوبی برای خود می دانند. مجموعه این عوامل یک قدرت اقتصادی اجتماعی در برابر اعمال حاکمیت ملی بر سکوهای رسانه اجتماعی خارجی ایجاد کرده اند. البته راهکارهای حاکمیت پذیر مثل توسعه پوسته برای اغلب آنها مشکلی ایجاد نمی کند.برخلاف تصویر ساخته شده از بزرگی اقتصاد این حوزه، اما آنچه به این اقتصاد سیاسی نیرو قدرت می بخشد اندازه اقتصاد آن نیست. مطابق با تخمین های رسمی، اندازه اقتصاد دیجیتال کشور اعم از آنچه بر بستر داخلی و اینترنت شکل گرفته است، 4 تا 6 درصد تولید ناخالص داخلی است که جزو بخش های بزرگ اقتصادی نیست و تعداد شاغلان مستقیم این عرصه نیز بیش از ده درصد کل جمعیت شاغلان 25 میلیون نفری کشور نیستند. در مقابل، به علت وابستگی اجتماعی شدید حدود نیمی از مردم به رسانه های اجتماعی خارجی به علاوه قدرت اقتصادی بازیگران بزرگ که عمدتا با دستگاه های حکومت مرتبط هستند، یک قدرت سیاسی و اجتماعی قابل توجه با اقتصاد سیاسی اینترنت در ایران در هم تنیده شده است.5- غلبه رویکرد فنی امنیتی:توسعه اینترنت در ایران به خصوص در دهه 1390 با غلبه رویکرد فنی امنیتی و توسط مقامات مرتبط با این حوزه نظیر وزیر وقت ارتباطات و فناوری اطلاعات صورت گرفته است. رویکرد فنی امنیتی مساله حکمرانی را در سطح مدیریت شبکه دسترسی می بیند و مساله اصلیش تأمین اشراف و کنترل امنیتی بر تعاملات و تبادلات در شبکه می باشد. این رویکرد ماهیتا یک رویکرد صیانتی است و نتیجتا با اعمال این رویکرد توسعه زیادی در لایه اعمال سیاست بر شبکه رخ می دهد. در اثر این رویکرد ، طی توافقی با تلگرام ، این پیام رسان در ایران به عنوان پیام رسان اصلی کشور از حدود سال 1395 توسعه می یابد تا زمانی که در زمستان 1396 در یک بحران امنیتی این توافق قطع می شود و تلگرام پس از آن مسدود می گردد. در نتیجه این رویکرد لایه زیرساخت شبکه ملی که اینترنت را نیز فراهم می کند تا حد خوبی توسعه می یابد اما لایه خدمات پایه نظیر پیام رسان، جویشگر، رایانامه و ... به خصوص در دهه 1390 متناسب با آن توسعه نمی یابد. ضعف این رویکرد در حوزه حقوق مدنی و تنظیمگری سبب می شود که دیگر ابعاد اعمال حکمرانی نظیر سیاست تعرفه به درستی شکل نگیرد و اپراتورهای ارتباطی سود خود را در افزایش مصرف ترافیک خارجی بجویند.
https://www.isna.ir/news/1405040201296/چالش-حکمرانی-ملی-بر-فضای-مجازی

۱.۳K

۵:۳۶

چالش حکمرانی ملی بر فضای مجازی در جمهوری اسلامی ایرانundefinedسید آرش وکیلیانقسمت چهارم
۶- اختلافات سیاسی داخلی بر سر الگوی حکمرانی مطلوبیکی از چالش های جدی حکمرانی فضای مجازی در سطح حکومت، فقدان رویکرد واحد یا همگرا در خصوص شیوه مطلوب حکمرانی فضای مجازی است. چهار رویکرد آزادی گرا، توسعه گرای بومی، واردات گرا و صیانت گرا در حال کشمکش هستند. گرچه در اسناد سیاستی اغلب رویکرد توسعه گرای بومی غلبه دارد، اما در عمل رویکرد واردات گرا نقش موثری در اقتصاد سیاسی فضای مجازی دارد، همزمان برخی جریان های سیاسی لیبرال و آزادیگرا اعمال محدودیت های قانونی ملی بر سکوهای خارجی را برنمی تابند و در مقابل رویکردهای سنتی مذهبی خواهان محدودیت های حداکثری حتی بر سکوهای داخلی نظیر محدودیت تماس تصویری در اوایل دهه 1390 هستند. فقدان معیارهای مشترک در مورد میزان آزادی مطلوب و قانونمند با امنیت ملی و اخلاقی و نیز بین توسعه بومی و واردات خدمات خارجی، عملا نظام حکمرانی را تضعیف کرده است و هر جریانی در مقامی که قدرت داشته باشد، وضعیت را به سمت مطلوب خود می کشد. چالش دیگر نیز موضوع محدودیت های رسانه ای در کشور است. انحصار صدا و سیما در حاکمیت سبب شده برخی جریان ها سهمی از آن برای خود متصور نباشند و به سمت توسعه فضای ارتباطی خارج از چارچوب رسمی بروند و قانون قدیمی مطبوعات که توان پوشش فضای مجازی را ندارد، مزید بر علت شده است. عملا دوگانه کنترل شدید و رهایی شدید چنان منجر به ایجاد یک دوقطبی شده است که سیاست ها و راهبردهای میانه طیف، مطلوبیت سیاسی خود را از دست داده است.7- چالش تعاملات بین المللییکی از طرق اعمال حکمرانی ملی در بسیاری کشورها نظیر کشورهای همسایه ایران ، تعامل با سکوها برای مدیریت و تعدیل محتوا و کنترل خدمات وفق درخواست آن کشورها می باشد. اما در خصوص ایران، تحریم های ایالات متحده به همراه کوچکی اقتصاد فضای مجازی کشور سبب شده است که بسیاری سکوهای بزرگ خارجی، به خصوص آمریکایی تمایلی به تعامل با ایران نداشته باشند. ضمن آنکه ضعف قوانین کشور و تشتت نهادهای مسئول سبب شده است که حکومت نتواند از موضع قدرت با سکوی خارجی مواجه گردد. به منظور تعامل موفق با سکوهای خارجی متعلق به کشورهای غیرآمریکایی نظیر چین، دست کم باید تکلیف برخی موضوعات اساسی نظیر کپی رایت آثار خارج روشن گردد. همچنین، شیوه اعمال حاکمیت و حدود آن تابع یک قاعده مشخصی باشد تا سکوی خارجی بتواند عملکرد خود را با آن وفق دهد. در حال حاضر، دشواری تعامل، ابهام زیاد در حکمرانی به همراه جذابیت کم اقتصادی سبب شده است که اعمال حکمرانی بر سکوهای خارجی دشوار باشد. راهکارهایی مثل توسعه جایگزین کارامد داخلی و نیز تشکیل ائتلاف های جهانی در قالب بریکس یا سازمان کنفرانس اسلامی امکان برخورد از موضع قوی تر با سکوهای خارجی را فراهم می کند.8- اقدامات آمریکا و اسرائیل برای تضعیف حکمرانی ملی بر فضای مجازیایالات متحده آمریکا و اسرائیل مکررا نشان داده و حتی اعلام کرده اند که فضای مجازی را یک عرصه نفوذ برای تضعیف حاکمیت ملی ایران می دانند و برای این منظور از اهرم های مختلف از تبلیغات آشکار موساد گرفته تا فراهم سازی vpn توسط آمریکا مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین باتبلیغات و نفوذ خود در برابر هر اقدام مرتبط با تقویت حاکمیت ملی بر فضای مجازی کارشکنی کرده و حتی مردم را به امنیت خدمات داخلی بدگمان می سازند. گرچه در بدو امر این اقدامات با شعار دسترسی آزاد به اطلاعات توجیه می شود، اما در نهایت تضعیف حاکمیت ملی ایران بر فضای مجازی برای دشمن یک اهرم قوی است که از طریق آن تدریجا کل توان حکمرانی و اعتبار قانونی نظام را مخدوش سازد. با گسترش فضای مجازی به همه عرصه های زندگی ، هرچه این حوزه بی قانون تر باشد، عملا بی قانونی در کل جامعه گسترش می یابد و نظام بیشتر تضعیف می گردد. شکل آشکار این تهدید در قالب سازماندهی اجتماعی شورش های شهری بروز می کند، اما شکل پنهان تر و خطرناک تر آن تغییر گسترده ارزش ها و سبک زندگی نسل جدید می باشد که در فرایند جامعه پذیری خود به محیط فارغ از قانون جمهوری اسلامی ایران و تابع قانون ایالات متحده آمریکا خو می کند.


جمع بندیاگر جمهوری اسلامی ایران بخواهد یک حاکمیت مقتدر ملی باقی بماند، لازم است که ساماندهی و حکمرانی فضای مجازی را فراتر از موضوع فیلترینگ مورد توجه قرار دهد و لوازم نهادی، فنی و قانونی لازم برای اعمال حکمرانی را فراهم سازد. به نیروهای سیاسی و اقتصادی به نوعی همگرایی مؤثر یا ائتلاف دست یابد تا بتوان زیست قانونمند در فضای مجازی کشور را فراهم ساخت.
https://www.isna.ir/news/1405040201296/چالش-حکمرانی-ملی-بر-فضای-مجازی
undefined۳

۱.۴K

۵:۳۶

چالش حکمرانی ملی فضای مجازی.pdf

۱۶۳.۴ کیلوبایت

undefined۲
undefined۱

۱.۴K

۵:۴۳