کلمات، در برابرِ عمقِ این اندوه و حسرت، ناتوان و حقیرند.
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
۷۳
۱۸:۵۵
تمامِ مسیرهایِ زندگیام به بنبستِ نبودنِ تو ختم میشوند.
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
۷۶
۱۸:۵۵
هر طلوع، تلخیِ نبودنت را در من بیدار میکند و روزم را تیره میسازد.
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
۷۷
۱۸:۵۵
صدایِ زمزمههایِ عاشقانهیِ تو، اکنون فقط پژواکی دوردست در گوشِ جانم است.
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
۷۷
۱۸:۵۶
ما، دو قایق بودیم که در دریایِ زندگی، مسیرمان از هم جدا شد.
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
۷۱
۱۸:۵۶
تو، آخرین امیدِ من بودی که در غبارِ زمان محو شد.
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
۷۳
۱۸:۵۶
ای کاش میشد سفرِ زمان را تجربه کرد و در آغوشِ گرمت دوباره گم شد.
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
۷۷
۱۸:۵۶
در تابلویِ ذهنم، تصویرِ خندههایت را قاب کردهام، اما دیگر قادر به لمسِ آن نیستم.
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
۸۰
۱۸:۵۷
این درد، مانندِ زخمی عمیق بر پیکرِ احساساتم، هر لحظه مرا میسوزاند.
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
۷۹
۱۸:۵۷
این حسِ دلتنگی، مانندِ کویری بیآب و علف، روحم را خشک کرده است.
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
[ ⊱قَلبِ بِدونِ ضَرَبان⊰ ]
۷۸
۱۸:۵۷