کاش میشد فهمید این همه حس برا کیه.
۳۴
۱۷:۳۵
قلبم داره ذوب میشه از غم.
۳۳
۱۷:۳۵
کلی چیز هست که حسشونو یادم رفته و قراره بهم حس دژاوو بده
۴۰
۱۷:۳۵
برای بقیۀ امشب دلشکستهام.
۴۱
۱۷:۳۵
هرچی بیشتر میگذره بیشتر میفهمم این زندگی بدرد هیچی نمیخوره
۴۶
۱۷:۳۵
دیگران من را فردی ساکت می بینند،در حالی که ذهنم پر از انبوه فریادهاست...
۴۹
۱۷:۳۶
زندگی نفس کشیدن در همین روزهای معمولیست.
۲۴
۱۷:۲۲
احساس ناکافی بودن، تا زمانی که از درون حل نشه، عمیقتر میشه، کمرنگتر، نه!
۲۲
۱۷:۲۲
بردی مرا به خاک سپردی و آمدی..!؟
۲۰
۱۷:۲۲
ازدوردَستتریناندوهآمدهام؛
۱۸
۱۷:۲۲