کِشَم به لُجّۀ شوریدگی بساطِ «امین»
کنون که رختِ سفر زین کرانه میسازم
این بیت از #امین است؛ یعنی از خود آقاست؛ از غزلی با ردیف میسازم.لُجّه بهمعنای وَرطه مُتلاطم و حرکت موجهای دریاست؛ دقیقا چیزی شبیه حرکت امواج مردم در حرم امام حسین برای تشییع پیکر حضرت آقا.
شب جمعه شب زیارت امام حسین است. به نیابت از آقای شهید، سلامی به امام حسین بدهیم و سوره حمد و صلواتی هم هدیه کنیم.
بهانه سرودن این غزل از آقا رادر ادامه بخوانید 
️ اینجا ble.ir/join/AMmrPMQe6C
کنون که رختِ سفر زین کرانه میسازم
۷۹۲
۱۹:۱۱
قند پارسی با امین فارسی
#شاعر_شهید، سیدعلی حسینیخامنهای متخلص به #امین: از سر ره، تا غبار افشاند جان، برخاستم چون الف در وصلِ جانان از میان برخاستم غرقِ خون، هرچند جامِ روزیام چون لاله بود از کنارِ خوانِ قسمت، شادمان برخاستم مقصد از سامانِ هستی، مهرِ تابانِ تو بود همچو شبنم چهره چون دادی نشان، برخاستم در لگدکوبِ حوادث جانِ دیگر یافتم چون غبار از زیرِ پایِ کاروان برخاستم همچو بلبل با گرانجانان ندارم اُلفتی طوطیان تا لب گشودند از میان برخاستم صحبت شوریدهحالان مایه شوریدگی است با «امین» هرگه نشستم، بی امان برخاستم
ماجرای انتشار این غزل از آقا را در ادامه بخوانید
️ اینجا ble.ir/join/AMmrPMQe6C
ز آهِ سینۀ سوزان ترانه میسازم
چو نِی ز مایۀ جان این فِسانه میسازم
به غمگساریِ یاران چو شمع میسوزم
برای اشکِ دَمادَم بهانه میسازم
پَرِ نسیم به خونابِ اشک میشویم
پیامی از دلِ خونین روانه میسازم
نمیکَنَم دل از این عرصۀ شقایقفام
کنارِ لالهرُخان آشیانه میسازم
در آستانِ به خونخفتگانِ وادیِ عشق
برون ز عالمِ اسباب، خانه میسازم
چو شمع بر سر هر کشته میگذارم جان
ز یک شراره هزاران زبانه میسازم
ز پارههایِ دلِ من شلمچه رنگین است
سخن چو بلبل از آن عاشقانه میسازم
چنین سر و دل و جان را به خاک میفِکَنَم
برای قبرِ تو چندین نشانه میسازم
کِشَم به لجۀ شوریدگی بساطِ «امین»
کنون که رختِ سفر زین کرانه میسازم
۴۱۶
۱۹:۱۴
قند پارسی با امین فارسی
#شاعر_شهید، سیدعلی حسینیخامنهای متخلص به #امین: از سر ره، تا غبار افشاند جان، برخاستم چون الف در وصلِ جانان از میان برخاستم غرقِ خون، هرچند جامِ روزیام چون لاله بود از کنارِ خوانِ قسمت، شادمان برخاستم مقصد از سامانِ هستی، مهرِ تابانِ تو بود همچو شبنم چهره چون دادی نشان، برخاستم در لگدکوبِ حوادث جانِ دیگر یافتم چون غبار از زیرِ پایِ کاروان برخاستم همچو بلبل با گرانجانان ندارم اُلفتی طوطیان تا لب گشودند از میان برخاستم صحبت شوریدهحالان مایه شوریدگی است با «امین» هرگه نشستم، بی امان برخاستم
ماجرای انتشار این غزل از آقا را در ادامه بخوانید
️ اینجا ble.ir/join/AMmrPMQe6C
ز آهِ سینۀ سوزان ترانه میسازم
چو نِی ز مایۀ جان این فِسانه میسازم
به غمگساریِ یاران چو شمع میسوزم
برای اشکِ دَمادَم بهانه میسازم
پَرِ نسیم به خونابِ اشک میشویم
پیامی از دلِ خونین روانه میسازم
نمیکَنَم دل از این عرصۀ شقایقفام
کنارِ لالهرُخان آشیانه میسازم
در آستانِ به خونخفتگانِ وادیِ عشق
برون ز عالمِ اسباب، خانه میسازم
چو شمع بر سر هر کشته میگذارم جان
ز یک شراره هزاران زبانه میسازم
ز پارههایِ دلِ من شلمچه رنگین است
سخن چو بلبل از آن عاشقانه میسازم
چنین سر و دل و جان را به خاک میفِکَنَم
برای قبرِ تو چندین نشانه میسازم
کِشَم به لجۀ شوریدگی بساطِ «امین»
کنون که رختِ سفر زین کرانه میسازم
۶۸۱
۱۹:۱۴
قند پارسی با امین فارسی
کِشَم به لُجّۀ شوریدگی بساطِ «امین» کنون که رختِ سفر زین کرانه میسازم
این بیت از #امین است؛ یعنی از خود آقاست؛ از غزلی با ردیف میسازم. لُجّه بهمعنای وَرطه مُتلاطم و حرکت موجهای دریاست؛ دقیقا چیزی شبیه حرکت امواج مردم در حرم امام حسین برای تشییع پیکر حضرت آقا.
شب جمعه شب زیارت امام حسین است. به نیابت از آقای شهید، سلامی به امام حسین بدهیم و سوره حمد و صلواتی هم هدیه کنیم.
بهانه سرودن این غزل از آقا را در ادامه بخوانید
️ اینجا ble.ir/join/AMmrPMQe6C
بر بویِ زلفِ یار، پریشانیَت نکوستاما روزی، بیت دیگری بود...
کِشَم به لُجّۀ شوریدگی بساطِ «امین»
کنون که رختِ سفر زین کرانه میسازم*
۹۷۴
۲۰:۰۹
قند پارسی با امین فارسی
کِشَم به لُجّۀ شوریدگی بساطِ «امین» کنون که رختِ سفر زین کرانه میسازم
این بیت از #امین است؛ یعنی از خود آقاست؛ از غزلی با ردیف میسازم. لُجّه بهمعنای وَرطه مُتلاطم و حرکت موجهای دریاست؛ دقیقا چیزی شبیه حرکت امواج مردم در حرم امام حسین برای تشییع پیکر حضرت آقا.
شب جمعه شب زیارت امام حسین است. به نیابت از آقای شهید، سلامی به امام حسین بدهیم و سوره حمد و صلواتی هم هدیه کنیم.
بهانه سرودن این غزل از آقا را در ادامه بخوانید
️ اینجا ble.ir/join/AMmrPMQe6C
شوریدگی امین-استوری-اصلی.jpg
۶۴۲.۱۴ کیلوبایت
۷۴۱
۲۰:۱۲
قند پارسی با امین فارسی
#شاعر_شهید، سیدعلی حسینیخامنهای متخلص به #امین: ز آهِ سینۀ سوزان ترانه میسازم چو نِی ز مایۀ جان این فِسانه میسازم به غمگساریِ یاران چو شمع میسوزم برای اشکِ دَمادَم بهانه میسازم پَرِ نسیم به خونابِ اشک میشویم پیامی از دلِ خونین روانه میسازم نمیکَنَم دل از این عرصۀ شقایقفام کنارِ لالهرُخان آشیانه میسازم در آستانِ به خونخفتگانِ وادیِ عشق برون ز عالمِ اسباب، خانه میسازم چو شمع بر سر هر کشته میگذارم جان ز یک شراره هزاران زبانه میسازم ز پارههایِ دلِ من شلمچه رنگین است سخن چو بلبل از آن عاشقانه میسازم چنین سر و دل و جان را به خاک میفِکَنَم برای قبرِ تو چندین نشانه میسازم کِشَم به لجۀ شوریدگی بساطِ «امین» کنون که رختِ سفر زین کرانه میسازم
بهانه سرودن این غزل از آقا را در ادامه بخوانید
️ اینجا ble.ir/join/AMmrPMQe6C
نمیکَنَم دل از این عرصۀ شقایقفام
کنارِ لالهرُخان آشیانه میسازم
در آستانِ به خونخفتگانِ وادیِ عشق
برون ز عالمِ اسباب، خانه میسازم
چو شمع بر سر هر کُشته میگذارم جان
ز یک شراره هزاران زبانه میسازم
ز پارههایِ دلِ من شلمچه رنگین است
سخن چو بلبل از آن عاشقانه میسازم#امین
۷۶۵
۱۵:۱۷
نمیدانی چه شبهایی سحر کردم
بیآنکه یکدم مهربان باشند با هم پلکهای من
در خلوت خواب گوارایی
...
انگار در من گریه میکرد ابر
من خیس و خوابآلود
بغضم در گلو چتری که دارد میگشاید چنگ
انگار بر من گریه میکرد ابر
با کاروان شعر
۳۱.۶K
۱۹:۲۱
قند پارسی با امین فارسی
شعری از #اخوان_ثالث با صدای آقا نمیدانی چه شبهایی سحر کردم بیآنکه یکدم مهربان باشند با هم پلکهای من در خلوت خواب گوارایی ... انگار در من گریه میکرد ابر من خیس و خوابآلود بغضم در گلو چتری که دارد میگشاید چنگ انگار بر من گریه میکرد ابر
خواندن این شعر توسط آقا یک نکته ادبی و فنی دارد که در ادامه میگویم... با کاروان شعر 
️ اینجا ble.ir/join/AMmrPMQe6C
۶۹۸
۱۱:۱۶
قند پارسی با امین فارسی
آقا در دیدار با شاعران سال ۱۳۹۸ این قسمت از شعر اخوان با عنوان «آنگاه پس از تندر» را برای تاکید بر اهمیتِ وزن داشتنِ شعر، حتی در شعر نو، خواند؛ آن حالت تاکید آقا در آخر فیلم، بخاطر همین است.
شعر نو در ادبیات فارسی، سه جریان اصلی دارد: شعر نیمایی، شعر سپید و شعر موج نو. شعر #نیمایی وزن عَروضی دارد و بهطورکلی به قافیه داشتن، ولو شناور و آزاد، وفادار است؛ اما شعر #سپید، وزن عروضی ندارد و به قافیه نیز چندان وفادار نیست. درباره شعر #موج_نو هم چیزی نگویم بهتر است!
حالا در گوشی بگویم که آقا از میان این سه جریان، شعر نیمایی را میپسندید؛ باز خودمانیتر بگویم که آقا از میان این سه جریان، اصلا فقط نیمایی را جزئی از شعر میدانست!
مهدی #اخوان_ثالث متخلص به م. امید (۱۳۰۶ – ۱۳۶۹ ش)، از سرآمدان شیوه نیمایی بود؛ هرچند از قصیدهسُرایان و غزلسُرایان قهار نیز بود. او بر سبک خراسانی در شعر فارسی هم چیره بود. آقا از جوانی با اخوانثالث مُراوِده ادبی داشت. آقا با اخوان دوست بود و این دوستی تا آخرین سال عمر اخوان نیز ادامه داشت.
ادامه دارد...
️ @ghandparsi
ای خَدنگِ تُرا من نشانه!
ای علاج دل، ای دارویِ درد
هَمرهِ گریههایِ شبانه،
با من سوخته در چه کاری؟وزن این شعرش را از نوحهای در تکیه دولتِ تهران گرفته:... ای عمو جان عمو جان عمو جان، کجایی؟»
۷۸۴
۱۳:۰۵
۳۳۹
۱۸:۲۸