ماهلین هم که عشق این حوضچه رو داشت مرتب میومد آب بازی
۲۴۵
۱۵:۰۰
خرمالو هم دارن ولی مهرماه میرسه گمونم
۳۵۸
۱۵:۰۲
اومدنی مادر شوهر برام آلو قطره طلا چید ولی نرسیده و تا گذاشتم تو بالکن وضعیتی شد
۳۶۸
۱۵:۰۳
اینم قسمتی از باغ که انارهای مادر شوهره و میگفت خدا رو شکر بنسبت پارسال محصول بیشتری داده
۲۴۲
۱۵:۰۶
زردآلو هم داشتن راستی
ته مونده ی زردآلو های رو درختم مادر شوهر مربا زد باش
۲۴۲
۱۵:۱۱
درخت گردو و به هم داشتن و گمونم همراه با انار تا اوایل آبان برسه
۲۴۳
۱۵:۱۲
۲۷۳
۱۵:۱۲
هر چی بیشتر از این داده های خداوند عکس و فیلم میگیرم،بیشتر و بیشتر شکرگزار هستم
الحمدالله علا کل حال
۲۴۵
۱۵:۱۴
از میوه های باغ کلی ترشک تهیه کردم و حتی با خودم آوردم اینجا به همه دادم
۲۴۵
۱۵:۱۷
توی باغ بودم که داداشم اینا زنگ زد داریم میایم اصفهان از اونجا هم بیایم تهران دنبالتون بریم شمال
خدایا مهمون از راه دور و سرزده

بردیمشون خونه مادر شوهرم که راحت تر بریم بیایم
خیلی فیلم و عکس ندارم
جاهای زیادم نرفتیم در حد باغ پرندگان و بازار بزرگ و پل صبیعت و آخر سری هم برج میلاد
خدایا مهمون از راه دور و سرزده
بردیمشون خونه مادر شوهرم که راحت تر بریم بیایم
خیلی فیلم و عکس ندارم
جاهای زیادم نرفتیم در حد باغ پرندگان و بازار بزرگ و پل صبیعت و آخر سری هم برج میلاد
۲۵۲
۱۵:۲۴