لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل گیل دخترگ
۱۰۴ عضو

گیل دختر

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳ مرداد
thumbnail
undefined۸

۱۳۰

۶:۱۹

بازارسال شده از سحرخیزان ساحل

4_5985425385293094068.mp3

۰۳:۴۵-۱۰.۵۸ مگابایت
یه اهنگ قشنگ زیبا
undefined۱۰

۱

۱۴:۵۹

۶ مرداد

4_6001251034108796976.mp3

۰۲:۵۲-۶.۸۸ مگابایت
undefined۵
undefined۱

۹۰

۱۹:۲۲

۷ مرداد
thumbnail

۸۱

۱۵:۳۷

thumbnail
undefined۴

۱۰۶

۱۵:۳۷

۹ مرداد
thumbnail
گیل دختر | تولید و عرضه محصولات طبیعی و خانگی گیلان
با بهره‌گیری از مواد اولیه تازه و باکیفیت، آماده ارائه خدمات آب‌گیری انواع محصولات کشاورزی شامل:undefined لیمو | 🟢 غوره | undefined انگور | undefined گوجه‌فرنگی
همچنین تولید و عرضه انواع محصولات خانگی و محلی:🫙 آب‌غوره، رب گوجه‌فرنگی، رب انار، رب آلوچه، سبزی محلی ترش‌واش و سایر فرآورده‌های سنتی گیلان.
تعهد ما، ارائه محصولاتی سالم، تازه و باکیفیت با حفظ طعم اصیل و طبیعی است.
undefined شماره تماس: ۰۹۲۲۵۷۹۴۹۷۱09115015567undefined ثبت سفارش از طریق تماس یا دایرکت اینستاگرام
گیل دختر؛ طعم اصیل طبیعت، در کنار سفره شما.
undefined۷

۴۳۷

۱۷:۵۶

۱۷ مرداد
thumbnail
undefined۵

۷۳

۱۲:۱۳

thumbnail
undefined۴
undefined۲

۹۰

۱۷:۲۶

۱۹ مرداد
بازارسال شده از سحرخیزان ساحل

4_6037249985400020532.mp3

۰۳:۳۶-۸.۳۶ مگابایت
undefined۴

۱

۳:۴۳

۲۰ مرداد
بازارسال شده از مشاهد گری

او دیگر دعا نمی‌کند...
و خدا خوشحال بود
.

فرشته پرسید:ـ او دیگر دعا نمی‌کند؟
خدا گفت:ـ می‌دانم.
فرشته پرسید:ـ یعنی تسلیم شده؟ ناامید شده؟
خدا گفت:ـ نه...تسلیمِ من شده است.و این دو، از زمین تا آسمان با هم فرق دارند.
فرشته گفت:ـ پیش از این چه می‌کرد؟
خدا گفت:ـ پیش از این دعا می‌کرد تا نظر مرا عوض کند.می‌خواست مرا قانع کند که همان چیزی را به او بدهم که خودش می‌خواست.فکر می‌کرد اگر بیشتر بخواهد، بیشتر اصرار کند و بیشتر دعا کند، حتماً همان اتفاق باید بیفتد.
اما حالا دیگر نمی‌جنگد؛نه با من،نه با تقدیر،نه با چیزی که هنوز دلیلش را نمی‌فهمد.
فقط رها کرده است...
و به من اعتماد کرده؛که آنچه برایش بهتر است، برایش رقم بزنم،حتی اگر آنچه برایش بهتر است،همان چیزی نباشد که خودش خواسته بود.
فرشته پرسید:ـ پس حالا چه اتفاقی می‌افتد؟
خدا گفت:ـ حالا دیگر می‌توانم آنچه را برایش کنار گذاشته‌ام، به او بدهم.
وقتی آن خواسته را با تمام وجودش در آغوش گرفته بود،نمی‌توانستم چیزی را از دستانش بگیرم.
اما حالا که رهایش کرده...دستانش خالی شده‌اند.
و من می‌توانم جای آن،چیزی را در دستانش بگذارمکه از همان ابتدا برایش کنار گذاشته بودم.
فرشته گفت:ـ پس قرار است غافلگیر شود؟
خدا لبخند زد و گفت:
ـ آری...او هنوز نمی‌داندچه خیر بزرگی در انتظارش است.
گاهی رها کردن،شکست نیست؛آغازِ اعتماد است.
و گاهی خدا چیزی را از ما نمی‌گیردمگر برای اینکه دستانمان رابرای گرفتنِ چیزی بهتر، خالی کند.
undefined
undefined۳

۱

۱۰:۴۷