؛میبینی حاجی ؟ مـَردم مونحتی ،یه شـَبم جا نزدنو میدون رو خالی نکردن . 

[ موقعیت : بهشت ]
#سلوک_سرخ
@gmu_bsj
[ موقعیت : بهشت ]
#سلوک_سرخ
@gmu_bsj
۳۵
۱۱:۴۵
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
۱
۴:۰۱
#اطلاعیه
قابل توجه اساتید، کارکنان و دانشجویان محترم دانشگاه
افرادی که قصد شرکت در مراسم تشییع و تدفین امام شهید انقلاب اسلامی را دارند میتوانند جهت ثبت نام مشخصات خود شامل نام و نام خانوادگی، کد ملی، محل خدمت و شماره همراه (ویژه اساتید و کارکنان) و نام و نام خانوادگی، کد ملی، شماره دانشجویی، رشته تحصیلی و شماره همراه(ویژه دانشجویان) به آیدی رابطین زیر ارسال نمایند.
رابطین اساتید و کارکنان
جناب آقای احسان امیریآیدی @ehsan_amiri_mend
سرکار خانم بقائیآیدی @Maryam_ba80
رابط دانشجویان
سرکار خانم نقویآیدی @bsj_gmu2
هزینه سفر: رایگان
مهلت ثبت نام: پایان ساعت اداری روز دوشنبه هشتم تیرماه
زمان حرکت: روز چهارشنبه ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۳
مکان: گلزار شهدای گمنام و مسجد پیامبر اعظم (ص) پردیس دانشگاه
اولویت با کسانی خواهد بود که زودتر ثبت نام خود را نهایی کنند
ستاد دانشگاهی برنامه ریزی تشییع قائد امت اسلامی در دانشگاه علوم پزشکی گناباد
@gmu_bsj
ستاد دانشگاهی برنامه ریزی تشییع قائد امت اسلامی در دانشگاه علوم پزشکی گناباد
@gmu_bsj
۲۵
۱۸:۴۹
حضرت امام صادق علیه السلام در خصوص روز تاسوعا فرمود:
بِأَبِي الْمُسْتَضْعَفُ الْغَرِيب...
@gmu_bsj
۱۴
۹:۱۱
•
شهید تاسوعا...
آخرین باری که صدایش را شنیدم شب تاسوعا بود. تماس گرفتم؛ داشت پشت بیسیم حرف میزد. منتظر ماندم صحبتش با رزمنده ها تمام شود، که دیگر ارتباطمان قطع شد. فقط صدایش را شنیدم. از صبح تاسوعا دلم شور میزد. ساعت چهار به مسئولش پیام دادم. وقتی جواب نداد، مطمئن شدم که اتفاقی برای مصطفی افتاده است! شب شد؛ وقتی مادرم آمد و حال مرا دید که خیلی بی تابی میکنم، چادرش را سر کرد و گفت: «میرم مزار شهدای گمنام!» من هم دیدم مادرم رفت، بچه ها را گذاشتم خانه و راه افتادم به سمت مزارشهدای گمنام.ساعت دوازده شب بود رسیدم آنجا؛ دیدم مادرم دارد ضجه می زند و از شهدا میخواهد که مصطفی برگردد.نشستم همانجا؛ پدرشوهرم هم آنجا بود. بعد از چند دقیقه، پدر شوهرم از پشت سرم آمد و صفحه موبایلش را گذاشت جلوی من. سرم را بوسید و گفت: «این پیامو الان دادن!» دیدم پیام داده اند: «سید ابراهیم به ملکوت اعلی پیوست...»
راوی: همسر شهید
کتابِ سرباز روز نهم
شهیدمصطفی صدرزاده
صفحه ۵۶۵
#سلوک_سرخ
@gmu_bsj
آخرین باری که صدایش را شنیدم شب تاسوعا بود. تماس گرفتم؛ داشت پشت بیسیم حرف میزد. منتظر ماندم صحبتش با رزمنده ها تمام شود، که دیگر ارتباطمان قطع شد. فقط صدایش را شنیدم. از صبح تاسوعا دلم شور میزد. ساعت چهار به مسئولش پیام دادم. وقتی جواب نداد، مطمئن شدم که اتفاقی برای مصطفی افتاده است! شب شد؛ وقتی مادرم آمد و حال مرا دید که خیلی بی تابی میکنم، چادرش را سر کرد و گفت: «میرم مزار شهدای گمنام!» من هم دیدم مادرم رفت، بچه ها را گذاشتم خانه و راه افتادم به سمت مزارشهدای گمنام.ساعت دوازده شب بود رسیدم آنجا؛ دیدم مادرم دارد ضجه می زند و از شهدا میخواهد که مصطفی برگردد.نشستم همانجا؛ پدرشوهرم هم آنجا بود. بعد از چند دقیقه، پدر شوهرم از پشت سرم آمد و صفحه موبایلش را گذاشت جلوی من. سرم را بوسید و گفت: «این پیامو الان دادن!» دیدم پیام داده اند: «سید ابراهیم به ملکوت اعلی پیوست...»
#سلوک_سرخ
@gmu_bsj
۱۵
۱۳:۰۶
• اگر آمریکا و همفکرانش به ما بگویند سازش کنید؛ تا گندم به شما بدهیم،
ما یک نان را
۳۶ میلیون نفری
خواهیم خورد
ولی
زیر بار این
ذلت نخواهیم رفت...
شهید رجایی🪴
@gmu_bsj
ما یک نان را
۳۶ میلیون نفری
خواهیم خورد
ولی
زیر بار این
ذلت نخواهیم رفت...
شهید رجایی🪴
@gmu_bsj
۱۲
۱۴:۲۵