عکس پروفایل سازمان مبارزه با امر به منکر و نهی از معروفس

سازمان مبارزه با امر به منکر و نهی از معروف

۱۳۴ عضو
thumbnail
در سنت‌های باطنی و عرفان‌های نوین، باور بر اینه که زمین مثل بدن انسان دارای مراکز انرژی یا چاکرا هست. این چاکراها نقاطی در سطح سیاره زمین هستن که انرژی خاصی رو در خودشون متمرکز کردن و بر آگاهی جمعی بشر تأثیر می‌ذارن.مطابق این دیدگاه، زمین ۷ چاکرای اصلی داره:چاکرای ریشه – کوه شاستا، آمریکاچاکرای خاجی – دریاچه تی‌تی‌کاگا، پرو و بولیویچاکرای خورشیدی – اولورو و کاتا جوتا، استرالیاچاکرای قلب – منطقه ایران، به‌ویژه فلات مرکزی و کوه‌های زاگرسچاکرای گلو – اهرام مصر و رود نیلچاکرای چشم سوم – گلستونبری، انگلستانچاکرای تاج – کوه کایلاش، تبتجایگاه ایران به‌عنوان چاکرای قلب زمین، بر پایه این دلایل تاریخی، جغرافیایی و معنوی شکل گرفته: موقعیت جغرافیایی مرکزی ایران در آسیا و در محل تقاطع تمدن‌های کهن، تاریخ عرفانی و معنوی غنی و وجود مراکز مقدس و هندسه‌های خاص حکیم نظامی گنجوی، یکی از بزرگ‌ترین شاعران ادبیات فارسی، این بیت رو سروده:«همه عالم تن است و ایران دلنیست گوینده زین قیاس خجل»این بیت اشاره‌ای آشکار به جایگاه ایران در جان و روان جهان داره. در زبان عرفان، دل مرکز شهود، عشق و اتحاد با هستی هست، دقیقا همون مفهومی که با چاکرای قلب هم‌راستائه.پس اگه زمین رو یک موجود زنده بدونیم، قلب تپنده‌ی اون در ایران می‌تپه، در دل کوه‌ها، در خاک شعر و عرفان، و در حافظه‌ی معنوی جهان. این دیدگاه نه فقط باور عرفانی ایرانیان، بلکه بخشی از نگاه جهانی به انرژی‌های ایران زمین هست...-کپی فقط با ذکر منبع مجاز هست-
#چاکرا #زمین #نظامی_گنجوی #انرژی #ایرانشهر #چاکرای_قلب #عرفان #آگاهی #شعر #ادبیات_فارسی #ادبیات

۷۹

۱۰:۵۹

thumbnail
### ۲. *مصادیق عینی در روایات:
بر اساس احادیث، بخشی از این علوم شامل موارد زیر است:
-
پزشکی الهی: درمان بیماری‌ها با روش‌های طبیعی و معنوی (بحارالانوار، ج۵۹، ص۲۶۱).
-
دانش کشاورزی و منابع طبیعی: شیوه بهره‌وری پایدار از زمین و آب (تحف العقول، ص۲۳۷).
-
قوانین حکمرانی عادلانه: نظام‌های اجتماعی، اقتصادی و قضایی برای اداره جامعه (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳).
-
زبان‌ها و رمزهای هستی: آگاهی از زبان حیوانات، فرشتگان و نشانه‌های آسمانی (اصول کافی، ج۱، ص۲۴۰).
-
فنون دفاع در بحران‌ها: راه‌های مقابله با بلایای طبیعی و انحرافات فکری (کمال الدین، ص۶۷۲).

---

### ۳.
چرا این علوم در دسترس عموم نیست؟
-
ظرفیت محدود بشری:
قرآن تصریح می‌کند:
«وَ مَا أُوتِیتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا»* (اسراء:۸۵) – «جز اندکی از علم به شما داده نشده است».
- *امتحان الهی:
دسترسی تدریجی به علم، بخشی از آزمون ایمان و تلاش انسان است.
-
حفظ نظام امامت:*
این علوم تنها از طریق امام معصوم(ع) به نسل‌ها منتقل می‌شود تا هدایت الهی تداوم یابد (بحارالانوار، ج۲۶، ص۵۸).

۸۴

۱۱:۰۴

thumbnail
پرسش شما به *هسته‌ی پنهانِ گفتمان‌های اخلاقی اشاره دارد که در طول تاریخ، نظام‌های قدرت با تکنیک‌های کتمان‌کاری (Concealment Tactics) آن را تحریف کرده‌اند. در این تحلیل، چهار لایه‌ی "خیر/شرِ کتمان‌شده" را بر اساس قرآن، تاریخ اسلام و فلسفهٔ سیاسی بررسی می‌کنیم:

---

### undefined ۱.
کتمانِ "شرِ نظام‌مند" در پشت "خیرِ فردی"
-
مثال کلاسیک:
نظام برده‌داری عرب جاهلی که با شعار
"احسان به برده" (خیر فردی) ، "شر ساختاری" بردگی را پنهان می‌کرد.
-
پاسخ قرآن:
«فَکُّ رَقَبَةٍ (آزادی بردگان) در کنار «إِقَامَ الصَّلَاةِ» (بقره: ۱۷۷) نشان می‌دهد اسلام "احسان فردی" را نمی‌پذیرد مگر با براندازی شر نظام‌مند.
-
نمونهٔ مدرن:
سرمایهداری نئولیبرال با ترویج
"خیریه‌سازی" (خیر فردی)، "استثمار سیستماتیک" (شر ساختاری) را می‌پوشاند.

---

### undefined ۲.
جابجایی مفاهیم: تبدیل "شر" به "خیر مقدس"!
-
تکنیک فرقه‌های تکفیری:
تبدیل
قتل بی‌گناهان به "جهاد!" ➔ قرآن صراحتاً می‌گوید:
«مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ ... فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا» (مائده: ۳۲).
-
تحریف تاریخ اسلام:
امویان
"سبّ امام علی(ع)" را به‌عنوان "تولی معاویه" (خیر!) معرفی می‌کردند ➔ درحالی‌که قرآن می‌فرماید:
«وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ» (بقره: ۴۲).

---

### undefined ۳.
پنهان‌سازی "خیر انقلابی" با برچسب "شر"
-
مورد قرآنی:
مشرکان مکه، پیامبر(ص) را
"مُفْسِدٌ" (شر) می‌خواندند درحالی‌که او "مصلح" بود:
«إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ» (هود: ۸۸).
-
نمونهٔ معاصر:
نظام‌های استبدادی،
"عدالت‌خواهی" را "خرابکاری" می‌نامند (مثل برخورد با جنبش‌های مردمی در جهان عرب).

---

### undefined ۴.
نقشه‌ی راه قرآنی برای کشف گفتمان‌های پنهان
قرآن چهار راهکار برای شکستن کتمان‌کاری ارائه می‌دهد:

| راهکار قرآنی | آیه | کاربرد امروز |
|------------------------|----------------------|---------------------------------------|
|
تأکید بر نیتِ پنهان | «أَ تُخْفُونَ شَهَادَةً عِندَ اللَّهِ» (بقره: ۷۷) | افشای نیتِ واقعی سیاستمداران |
|
پرسش از تناقض‌ها | «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ» (نساء: ۸۲) | نقد گفتمان‌های دوپهلو (مثل حقوق بشر آمریکایی) |
|
تمرکز بر عدالت ساختاری | «کونوا قوامین بالقسط» (نساء: ۱۳۵) | ردّ "خیر فردی" بدون تغییر سیستم |
|
افشای منافع پنهان | «یُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا» (بقره: ۹) | تحلیل لابی‌های اقتصادی پشت جنگ‌ها |

---

### undefined سه گفتمانِ "خیر/شر" که تاریخ آن‌ها را پنهان کرده است
۱.
گفتمان "استضعاف":
-
کتمان شده: استعمارگران "شر استعمار" را با "خیر تمدنسازی!" پوشاندند.
-
حقایق قرآنی: «نُرِیدُ أَن نُّعِمَّ عَلَى الْمُسْتَضْعَفِینَ» (قصص: ۵) ➔ پیروزی مستضعفان وعدهٔ الهی است.

۲.
گفتمان "ربا":
-
کتمان شده: نظام بانکی جهانی "شر ربا" را با "خیر توسعه!" عادی‌سازی کرد.
-
حقایق قرآنی: «یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا» (بقره: ۲۷۶) ➔ رباخوار نابود می‌شود، حتی با ظاهر متمدنانه.

۳.
گفتمان "امر به معروف":
-
کتمان شده: دیکتاتورها "شر سکوت" را با "خیر امنیت!" توجیه کردند.
-
حقایق قرآنی: «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ» (آل عمران: ۱۱۰) ➔ خیربودن امت، منوط به امر به معروف است.

---

### undefined نتیجه‌گیری: "حق را از باطل جدا کن!"
-
خطر اصلی: وقتی "شر نظام‌مند" با پوشش خیر فردی، یا "خیر انقلابی" با برچسب شر پنهان می‌شود.
-
راه نجات: تمسک به میزان قرآنی که فریب‌های گفتمانی را افشا می‌کند:
«وَلاَ تَکْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن یَکْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ» (بقره: ۲۸۳).
-
پروژهٔ پیشنهادی:
تشکیل
"کمیته‌های حق‌یابی" متشکل از:
- فقهای آگاه به مکر نظام‌های قدرت
- اقتصاددانان عدالت‌محور
- تاریخ‌دانان نقّاد
برای بازخوانی گفتمان‌های به‌ظاهر خیر که
شرّ جهانی را تولید کرده‌اند.

>
هشدار پایانی:
> بزرگترین کتمانِ تاریخ، تبدیل
"جهاد اقتصادی" به "تطبیق با نظام سلطه" است؛
> درحالی‌که قرآن می‌فرماید:
«وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ»* (انفال: ۶۰).

۷۴

۲۱:۵۶

بازارسال شده از پول پوشش
thumbnail
پول پوشش شانس انتخاب
### undefined *پیوند با "حفاظت از خاک وطن"
-
اقدامات عینی:
- آموزش
کشاورزی پایدار (جلوگیری از فرسایش خاک).
- فروش
بذرهای سازگار با اقلیم ایران (نهی از منکر کشت محصولات نامناسب).
- اهدای
درصدی از سود به پروژه‌های احیای مراتع.
چرخشی نمادین در اقتصاد ایران است:

-
امر به معروف: تولید ثروت از منابع داخلی.
-
نهی از منکر: قطع وابستگی به واردات بی‌رویه.
-
حفاظت از خاک:* آموزش سبک زندگی پایدار به نسل آینده.
۰ ریال
از ۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال
۰%
تامین شده
مهلت تمام شد
جزئیات

۱

۲۳:۱۳

thumbnail
آه... این فریادِ جانِ تو را می‌شنوم! این سطور، تابلویی است از *ظلمتی که در هیئت رقص درآمده، سکوتی که فریاد می‌زند، و شیطانی که از عذاب انسان می‌خندد. در پاسخ تو، نه با کلام که با نقّاشیِ آیات سخن می‌گویم:

---

### undefined ۱.
"رقص ظلمت" را دیده‌ای؟ قرآن هم دیده!
خداوند مستبدان را چنین وصف می‌کند:
«وَاسْتَفْتَحُوا وَخَابَ کُلُّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ ◌ مِن وَرَائِهِ جَهَنَّمُ وَیُسْقَىٰ مِن مَّاءٍ صَدِیدٍ» (ابراهیم: ۱۵-۱۶)
(آنان [مستکبران] پیروزی خواستند، اما هر جبّار سرکشی نومید شد ◌ پشت سرش دوزخ است و از آب چرکین سیرابش می‌کنند!)*
رقصِ امروزِ ستمگران، فردا *لهیبی است که پوست‌ها را ذوب می‌کند (حج: ۱۹-۲۰).

---

### undefined ۲.
"صدای سکوت" را شنیده‌ای؟ انبیا شنیده‌اند!
سکوتِ خائنانِ تاریخ در قرآن جاودانه شده:
«وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلَىٰ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا...» (تحریم: ۳)
(آنگاه که پیامبر سخنی محرمانه به یکی از همسرانش گفت [و او افشا کرد]...)*
اما خداوند *"سکوت خیانتکاران" را فریاد زد و رسوا ساخت!

---

### undefined ۳.
"بوی عذاب" می‌آید؟ قرآن پیش‌تر هشدار داده:
«سَیُصِیبُ الَّذِینَ کَفَرُوا صَیْحَةٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ» (هود: ۶۷)
(به زودی کافران را فریاد [مرگباری] در دنیا و آخرت فراگیرد!)*
این "بوی عذاب"، *پیش‌بویِ صیحه‌ی آسمانیِ نابودیِ ظالمان است.

---

### undefined ۴.
"خنده‌ی شیطان" را می‌شناسی؟ قرآن رازش را افشا کرده:
شیطان در کمین نشسته تا:
«فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ ◌ إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا» (نحل: ۹۸-۹۹)
"هنگام تلاوت قرآن، از شیطان رانده شده به خدا پناه ببر ◌ او را بر مؤمنان سلطه‌ای نیست!"*
خنده‌ی او *فریب است؛ چون سلطه‌اش تنها بر سست‌ایمانان کارگر است (حجر: ۴۲).

---

### undefined ۵.
راهِ رهایی: "آتش را آبِ ایمان خاموش کن!"
قرآن نجات را در
"تولّی و تبرّی" می‌داند:
-
تولّی: چنگ زدن به ریسمان الهی: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا» (آل عمران: ۱۰۳)
-
تبرّی: بیزاری از طاغوت: «وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» (نحل: ۳۶)

هر که این دو اصل را بفهمد:
"رقص ظلمت" را با "سجده‌ی نور" پاسخ می‌گوید،
"خنده‌ی شیطان" را با "بکاءِ از خشیتِ خدا" خاموش می‌کند.

---

### undefined سخن پایانی: "فجر نزدیک است!"
این شبِ ظلمانی،
آزمون اهل ایمان است:
«أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ» (عنکبوت: ۲)
اما بدان:
«وَالْعَصْرِ ◌ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ ◌ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا...» (سوره عصر)

صبح صادق از همان افقی طلوع می‌کند که ظلمت* در آن می‌رقصد!

۶۷

۲۲:۰۷

thumbnail
پرسش شما به *یکی از ژرف‌ترین معماهای فلسفه و کلام اسلامی اشاره دارد! پاسخ را در قالب یک منظومه فکریِ چهاربُعدی ارائه می‌کنم:

---

### ۱.
نگاه قرآنی: خیر و شر، آزمایش الهی است
- آیه‌ی کلیدی:
﴿
وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ﴾ (انبیاء:۳۵)
(ما شما را به شر و خیر آزمایش می‌کنیم و بازگشت‌تان به سوی ماست)*
- *نتیجه:
- شرور (مثل بیماری، فقر)
آزمون صبر اند.
- خیرات (مثل ثروت، قدرت)
آزمون شکر اند.
-
خطا نیست؛ بلکه ابزار تربیت است.

---

### ۲.
نگاه حکمت‌آمیز: شرِ نسبی، لازمهٔ نظام احسن
- مثال فلسفی:
-
سایه (شر ظاهری) ← لازمهٔ نور (خیر مطلق) است.
-
مرگ (شر در دید ما) ← دروازهٔ لقاء الله (خیر حقیقی) است.
- قاعده‌ی کلامی:
>
«شرور، عدمِ خیراند»*
- گرسنگی (عدم سیری) ← انگیزه‌ی تلاش - جهل (عدم علم) ← انگیزه‌ی یادگیری
---
### ۳. *نگاه عرفانی: شر، آینه‌ی جلال الهی
- سخن مولانا:
>
«هست هر چیزی که پیدا، ضدّ او زان قادرست*
> ورنه هر چیزی که بنماید، پدیدارش نیاید راست!»- *تفسیر:
- اگر
ظلمت نبود، نور شناخته نمی‌شد.
- اگر
بیماری نبود، صحّت ارزش نداشت.
- پس شرور
نقش مکمّل دارند تا خیر، خود را بنمایاند.

---

### ۴.
نگاه انسانی: شر، نتیجه‌ی اختیار آدمی
- آیه:
﴿
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ﴾ (روم:۴۱)
(فساد در خشکی و دریا به دست انسان پدید آمد)*
- *تحلیل:
- ۸۰٪ شرور (جنگ، فقر، ظلم)
ساختهٔ بشر است.
- ۲۰٪ شرور طبیعی (زلزله، سیل)
آزمایش الهی است.
- خدا
آفریننده‌ی اختیار است، نه مباشرِ شر.

---

### جمع‌بندی نهایی:
| پرسش | پاسخ قرآنی-حکمی |
|-------------------|-------------------------------------|
|
آیا خلق شر خطاست؟ | خیر! زیرا: |
| | ۱. شر،
آزمایش است (انبیاء:۳۵) |
| | ۲. شر،
عدمِ خیر است (فلسفه) |
| | ۳. شر،
مکمّلِ نظام است (عرفان) |
| | ۴. شر،
دستاورد انسان است (روم:۴۱) |

> undefined
نکته نهایی:
> شر مطلق
وجود ندارد؛ آنچه می‌بینیم:
> - یا
آزمایش الهی است (که در عمقش خیر است)
> - یا
پیامد گناه انسان است (نه خلقت خدا)
> - یا
نسبتِ جهل ما است (چون علم محدود داریم)

### شعرِ پایانی (از سنایی):
> خیر و شر از تو نمايند، ليک در پرده غيب
*///* تا نگردد كس به نيكی مغرور و از شری دلگیر!
> گر همه شرّی، تو خيری ور همه خيری، تو شری
*///* نيست جز «او» در دو عالم، اين ببين و آن نیز بین!

پس:
>
خلقت شر، خطا نیست؛
>
ادراک ناقص ما از شر، خطاست!*

۷۷

۲۲:۰۹

باید از علی بنویسم!
در دل یکی از گوشه‌های طبیعت، علی ایستاده؛ مردی با بیش از ۶۰ سال زندگی در پشت سرش، اما روحی جوان‌تر از بسیاری از جوان‌ها. او به چهار زبان زنده دنیا مسلط است و همچنان با ولعِ یک کودکِ کنجکاو، در پی آموختن است. علی برای یادگیری آخرین روش‌های فود فارست یا همان «جنگل غذایی»، حتی مربی‌ای از استرالیا گرفته است؛ چون خوب می‌داند طبیعت، درست مثل انسان، اگر نرویَد، فرو می‌پاشد.
این‌جا، در مزرعه‌اش، همه‌چیز داستانی دارد. نه فقط درباره بذر و خاک، بلکه درباره صبر و امید، درباره جسارت یک انسان ساده اما ژرف، که انگار زمان برای او مفهومی دیگر دارد. ساعاتی کنارش می‌نشینی، و می‌بینی که حرف‌هایش فقط خاطره نیست؛ هر جمله‌اش پلی‌ست به درکی عمیق‌تر از زندگی، خاک، و خودمان.
شاید بگویید: «او در کشوری دیگر است، منابع دارد، سیستم دارد». اما من حاضرم قسم بخورم اگر عکس‌های ۱۰ سال پیش مزرعه‌اش را ببینید، حتی حاضر نمی‌شدید زمینی به آن شکل را رایگان تحویل بگیرید. خاک خشک، زمین متروکه، جایی بی‌روح. اما علی با عشق، تلاش، و نگاهی فراتر از ظاهر، این زمین را به جنگلی خوراکی و دارویی تبدیل کرده که امروز بهره‌وری‌اش از بسیاری مزارع بالاتر است. از گیاهان دارویی گرفته تا میوه‌های لذیذ و کمیاب، همه در هارمونی و تعادل کنار هم رشد کرده‌اند، بی‌نیاز از سم و کود شیمیایی.
ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که مدیر بودن اغلب یعنی کنترل و سرعت. اما شاید باید از علی یاد بگیریم که گاهی، مدیریت یعنی صبر، یعنی باور به فرآیند، یعنی دیدن چیزی که هنوز وجود ندارد.

۶۹

۲۱:۲۴

تمرینِ بودن، تمرینِ شدن!
چند روزی‌ست که درگیر فکر کردن به "یوگا" شده‌ام؛ نه فقط به عنوان مجموعه‌ای از حرکات کششی یا نفس‌گیری آرام، بلکه به عنوان راهی برای کشف قدرت ذهن و بازسازی تاب‌آوری درونی.
این روزها در جایی هستم که مرکز یوگا هم در دلش جا خوش کرده. محیطش آرام است، بی‌صدا اما پُر از گفت‌وگو. معاشرت با آدم‌هایی که در این فضا زندگی یا تمرین می‌کنند باعث شد کنجکاوتر شوم، بیشتر بخوانم، بیشتر بشنوم.
یکی از دوستان، تجربه‌ای را تعریف کرد که هنوز ذهنم را رها نکرده: یک "سرمونی" یک‌هفته‌ای سکوت. نه حرفی، نه شنیدنی، نه حتی خواندنی. فقط یوگا، غذاهای مختصر و بودن با خود. و بعد از آن؟ انفجار درونی؛ برون‌ریزی، گریه، خالی شدن، و در نهایت نوعی نیروی تازه. او گفت: «برای اولین‌بار حس کردم ذهنم مالِ خودم شده. نه بازیچه خاطرات، نه اسیر افکار.»
راستش را بخواهید، همیشه با تردید به توصیه‌های "خودسازی" نگاه کرده‌ام. می‌دانم که گاهی این مسیرها می‌توانند به نفع سیستم‌های قدرت هم تمام شوند؛ آرام نگه‌داشتن آدم‌ها، رام کردن ذهن‌ها. اما تجربه‌هایی از این جنس، جایی بالاتر از کلیشه‌ها تو را به جایی فراتر می‌کشانند. شاید چون منافع شخصی‌اش آن‌قدر واقعی و عمیق است که ارزشش را دارد آدم یک‌بار هم شده خودش را درون این سکوت بیندازد.
یوگا برای من دارد تبدیل می‌شود به سوالی بزرگ: اگر بشود ذهن را تربیت کرد، اگر بشود با خودمان دوست شد، آیا چیز دیگری در این جهان هست که واقعاً بتواند ما را شکست دهد؟
فکر می‌کنم هنوز در آغاز راه‌ام و میخواهم بیشتر بدانم..
شاید بد نباشد گاهی، حتی آن‌هایی که همیشه مشغول ساختن، هدایت‌کردن و تصمیم‌گرفتن‌اند، فرصتی پیدا کنند برای بازسازیِ کسی که دارد همه‌چیز را می‌سازد. (خود)ذهنی که بی‌وقفه درگیر تحلیل و پاسخ است، بیش از هر ذهن دیگری به خلأ نیاز دارد؛ به مکثی عمیق، به سکوتی بدون هدف، به فضایی بی‌صدا برای شنیدن درون. گاهی یک هفته سکوت، چند حرکت ساده یوگا، و غذایی بی‌تکلف، می‌تواند همان نیرویی را بازگرداند که سال‌ها تلاشِ مداوم از ما گرفته!

امامیر الماسی@good_deed

۷۰

۲۱:۳۳

در ستایش نماندن!
درس بعدی که این سفر به من داد، از تماشای مسافرانی بود که گویی به هیچ‌جا تعلق ندارند. نه مرز برایشان معنا دارد، نه ملیت، نه حتی خانه‌ای ثابت با پنجره‌ای رو به یک منظره‌ی همیشگی. آن‌ها رها هستند، بی‌گذرنامه‌ای برای قلب‌شان و بی‌قفسه‌ای برای ذهن‌شان. زندگی را نه در تملک، که در تجربه یافتند. برایشان ماندن، چیزی شبیه پوسیدن است، و رفتن، نوعی رویش.
ایستادن برایشان نوعی مرگ تدریجی‌ست. آن‌ها با هر کوچه‌ی تازه، آدم تازه، زبان تازه، دوباره متولد می‌شوند. گویی جهان را هر بار از نو می‌چشند، و شگفتی برایشان تکراری نمی‌شود.اما درونشان چه می‌گذرد؟ شاید کمی تنهایی، شاید دلتنگی‌های بی‌نام، اما بیشتر از هر چیز، یک شعله‌ی خاموش‌نشدنی برای زیستن با تمام وجود. ذهنشان باز است، دلشان بی‌قضاوت، و روحشان در حرکت.
از زندگی این‌گونه مسافران، چند چیز می‌آموزم:
۱. خانه را می‌توان در خود ساخت، نه در دیوارها.۲. دل دادن به ناپایداری، خودش نوعی آرامش است.۳. رفتن، اگر با آگاهی باشد، همیشه غنا می‌آورد.۴. آدم‌هایی که می‌آیند و می‌روند، آینه‌هایی هستند برای کشف خودِ پنهان ما.
و مهم‌تر از همه:اگر رفتی و مقصدت تاریک بود، نترس. باز هم برو. اگر شک کردی، برنگرد. اگر خسته شدی، استراحت کن، اما باز حرکت کن. گاهی در دوردست‌ترین مسیرها، چیزی از تو منتظر بیدار شدن است. و فقط با رفتن است که پیدایش می‌کنی.
IMAMIR ALMASI @GOOD_DEED
undefined۱

۷۴

۲۱:۳۵

در ستایش نماندن!
درس بعدی که این سفر به من داد، از تماشای مسافرانی بود که گویی به هیچ‌جا تعلق ندارند. نه مرز برایشان معنا دارد، نه ملیت، نه حتی خانه‌ای ثابت با پنجره‌ای رو به یک منظره‌ی همیشگی. آن‌ها رها هستند، بی‌گذرنامه‌ای برای قلب‌شان و بی‌قفسه‌ای برای ذهن‌شان. زندگی را نه در تملک، که در تجربه یافتند. برایشان ماندن، چیزی شبیه پوسیدن است، و رفتن، نوعی رویش.
ایستادن برایشان نوعی مرگ تدریجی‌ست. آن‌ها با هر کوچه‌ی تازه، آدم تازه، زبان تازه، دوباره متولد می‌شوند. گویی جهان را هر بار از نو می‌چشند، و شگفتی برایشان تکراری نمی‌شود.اما درونشان چه می‌گذرد؟ شاید کمی تنهایی، شاید دلتنگی‌های بی‌نام، اما بیشتر از هر چیز، یک شعله‌ی خاموش‌نشدنی برای زیستن با تمام وجود. ذهنشان باز است، دلشان بی‌قضاوت، و روحشان در حرکت.
از زندگی این‌گونه مسافران، چند چیز می‌آموزم:
۱. خانه را می‌توان در خود ساخت، نه در دیوارها.۲. دل دادن به ناپایداری، خودش نوعی آرامش است.۳. رفتن، اگر با آگاهی باشد، همیشه غنا می‌آورد.۴. آدم‌هایی که می‌آیند و می‌روند، آینه‌هایی هستند برای کشف خودِ پنهان ما.
و مهم‌تر از همه:اگر رفتی و مقصدت تاریک بود، نترس. باز هم برو. اگر شک کردی، برنگرد. اگر خسته شدی، استراحت کن، اما باز حرکت کن. گاهی در دوردست‌ترین مسیرها، چیزی از تو منتظر بیدار شدن است. و فقط با رفتن است که پیدایش می‌کنی.

امامیر الماسی@good_deed

۸۶

۲۱:۳۶