لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل گوزل سجهرودگ
۱۲۸ عضو

گوزل سجهرود

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۵ تیر
همانطوریکه در تصاویر منتشر شده در بخش های مختلف کانال نیز مشخص است یکی از مسائلی که اهالی با آن روبرو هستند نبود سکوی مناسب در محوطه جلوی مسجد روستاست با توجه به نیاز اهالی، به‌ویژه سالمندان، جمعی از خیرین و اهالی محترم با مشارکت مالی خود در اجرای پروژه احداث سکوی نشیمن جلوی مسجد سهیم شدند.
از این عزیزان که با حس مسئولیت‌پذیری و مشارکت در امور عمومی روستا گامی ارزشمند در جهت رفاه اهالی برداشته‌اند، صمیمانه تقدیر و تشکر می‌نماییم. و به زودی اسامی‌شان در کانال منتشر خواهد شد

@gozalsejahrood

۱۹۷

۹:۵۷

thumbnail
فهرست مشارکت‌کنندگان در احداث سکوی مسجد
@gozalsejahrood

۲۲۰

۹:۵۷

thumbnail
پیشنهاد ما ساخت همچین سکویی هست، البته که با توجه به شرایط بودجه و امکانات فقط در حد ایده ارائه شده و انتظار زیادی از بانیان نیستundefined
@gozalsejahrood

۲۵۳

۱۸:۲۷

thumbnail

۲۵۷

۱۸:۲۷

۶ تیر
گوزل سجهرود
undefined تصویر
اگر شما هم مایلید در این پروژه سهیم باشید و یک گامی در آبادانی روستا بردارید میتوانید مبلغ خود را به شماره کارت زیر بنام مسجد جوادالائمه روستا واریز کنید و فیش آن را حتما برای ما ارسال نمایید.

شماره کارت مجازی مسجد جهت کمک‌های مردمی
6037 7070 0050 4542
@gozalsejahroud
undefined۳

۲۳۸

۱۵:۵۵

گوزل سجهرود
اگر شما هم مایلید در این پروژه سهیم باشید و یک گامی در آبادانی روستا بردارید میتوانید مبلغ خود را به شماره کارت زیر بنام مسجد جوادالائمه روستا واریز کنید و فیش آن را حتما برای ما ارسال نمایید. شماره کارت مجازی مسجد جهت کمک‌های مردمی 6037 7070 0050 4542 @gozalsejahroud
فیش‌های واریزی که از شما دریافت می شود به این لیست اضافه می شود؛
۱. خانم میترا جهانگیر مبلغ ۱میلیون تومان۲.آقای الله‌یار شهریاری مبلغ ۱ میلیون تومان۰۰۰
@gozalsejahroud

۳۱۲

۱۶:۱۹

۱۷ تیر
thumbnail
لحظاتی دیدنی از ییلاق قزل بلاغ روستای سجهرود
@gozalsejahrood
undefined۹

۲۳۷

۱۰:۱۶

۲۱ تیر
«یولایول»
کوچ ایل؛ سه روزی که تاریخ دوباره جان می‌گیرد کوچ ایل فقط یک جابه‌جایی فصلی نیست؛ یک آیین است، یک نفس مشترک، یک خاطره جمعی که هر سال دوباره زنده می‌شود. برای ما فرزندان ایل که حالا میان دیوارهای شهر زندگی می‌کنیم، شنیدن خبر کوچ مثل باز شدن یک صندوقچه قدیمی است؛ صندوقچه‌ای پر از بوی خاک، صدای زنگوله‌ها، فریاد بچه‌ها، و آن شور بی‌تکراری که هیچ‌وقت از دل‌مان بیرون نرفته.
روز اول؛ حرکت به سوی آق‌یوک قیش صبح هنوز کامل جان نگرفته، اما ایل بیدار است.چوپان‌ها بزها و گوسفندها را به راه می‌اندازند؛ صدای بع‌بع‌ها با زنگوله‌ها قاطی می‌شود و گردی نرم از زیر سم‌ها بلند می‌شود. مردها بارها را روی الاغ‌ها، قاطرها و اسب‌ها محکم می‌کنند؛ بچه‌ها با شور کودکانه‌شان دنبال گوساله‌ها می‌دوند و زن‌ها آخرین وسایل را جمع می‌کنند.یک روز قبل، زن‌ها ایشلی فطیر پخته‌اند؛ نانی مخصوص کوچ، نانی که بویش همیشه بخشی از خاطره ایل بوده. مردها و بچه‌ها آن را در خورجین‌ها می‌گذارند تا آذوقه راه باشد.ظهر، کاروان به آق‌یوکیش می‌رسد؛ اتراق اول.جایی که همیشه اولین خستگی‌ها در آن می‌نشست و اولین لبخندها برمی‌گشت. زن‌ها شیر می‌دوشند، مردها سایه‌بان‌ها را برپا می‌کنند، بچه‌ها دنبال گوساله‌ها می‌دوند و صدای زندگی در دشت می‌پیچد.امشب ایل در آق‌یوکیش می‌ماند؛ شبی پر از قصه، آشتی، و صداهای آشنا.
روز دوم؛ حرکت به سوی قوملی‌بویون صبح فردا، دوباره راه.بزها و گوسفندها پیشاپیش، مردها با حیوانات باربر، و بچه‌ها با همان شادی همیشگی مسیر را روشن می‌کنند. در این مسیر، اتفاقات زیادی می‌افتد؛ همان اتفاقاتی که نسل ما هنوز با شنیدن‌شان لبخند می‌زند.آنهایی که قهرند، با وساطت ریش‌سفیدها آشتی می‌کنند.بچه‌هایی که دلخوری دارند، آن را کنار می‌گذارند و با هم گوساله‌ها را می‌رانند.مردها در مسیر از خاطرات سال‌های قبل می‌گویند و زن‌ها از دور مراقب‌اند که بارها جابه‌جا نشود.ظهر، ایل به قوملی‌بویون می‌رسد؛ اتراق دوم.جایی که همیشه بوی فطیر، صدای زنگوله‌ها و خنده‌های خسته اما خوشحال در هوا می‌پیچید.فردا شب ایل در قوملی‌بویون می‌ماند؛ شبی آرام، اما پر از زمزمه‌های فردا.
روز سوم؛ جدایی بزرگ پس‌فردا، ایل از قوملی‌بویون جدا می‌شود و مسیر به دو شاخه تقسیم می‌گردد:بخشی از ایل راهی ییلاق قزیل‌بلاغ می‌شودبخشی دیگر به سوی ییلاق ثمرخانه حرکت می‌کنداین لحظه، یکی از غم‌انگیزترین بخش‌های کوچ است؛جایی که خانواده‌ها، دوستان و هم‌مسیرهای سال‌ها، برای چند ماه از هم جدا می‌شوند.نگاه‌ها طولانی‌تر می‌شود، دست‌ها محکم‌تر، و دل‌ها آرام‌تر نمی‌ماند.کوچ همیشه شادی داشت، اما این نقطه‌اش مثل تیغی نرم بود که دل را می‌برید.
نسل ما؛ آخرین شاهدان عظمت کوچ شاید آخرین نسلی بود که عظمت واقعی کوچ را دید؛روزهایی که ایل پرجمعیت بود، بزرگان حضور داشتند، و هر حرکت ایل مثل یک جشن بزرگ بود.امروز، بسیاری از آن بزرگان رفته‌اند، فرزندان ایل شهرنشین شده‌اند، و کوچ با نفرات کمتر انجام می‌شود.اما روح کوچ هنوز زنده است؛در خاطرات ما، در صدای زنگوله‌هایی که هنوز از دور شنیده می‌شود، در بوی فطیر، در نام‌هایی مثل آق‌یوک قیش و قوملی‌بویون که هنوز قلب را می‌لرزاند.کوچ ادامه دارد…اما دلتنگی ما هم ادامه دارد.
عهداله امیری
@gozalsejahrood
undefined۳

۱۷۵

۷:۰۸

thumbnail
گَوَنundefined
@gozalsejahrood

۳۸۹

۱۷:۵۲

۳۱ تیر
thumbnail
تصویری از ییلاق ثمرخانا undefined
@gozalsejahrood
undefined۵

۸۲

۱۸:۴۲