لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
ا
۶۶ عضو

اشعار مناجات امام زمان

شعر
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۲
#امام_زمان_فاطمیه
سَیدی بازآ که پیغمبر صدایت می زندمادرت صِدّیقه ی اطهر صدایت می زند
چارده قرن است کز قلبِ مزاری گم شدهپهلوی بشکسته ی مادر صدایت می زند
زخم‌ِ یاسین، قلبِ طاها، سینه ی مجروح نورآیه آیه سوره ی کوثر صدایت می زند
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』ــــــــــــــــــundefinedهرگونه کپی برداری از متونِ روضه در #سایت و #کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال #جایز نبوده و مصداق بارز #حق_الناس می باشد.
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج#مناجات_دعا#ماه_مبارک‌
undefined۱

۴۱۴

۲۰:۵۳

#جمعه رمضان و فراق یار
جمعه و ماه مبارک ، تو کجایی آقا ؟کاش می شد که همین جمعه بیایی آقاundefined جمعه ها می رسد و میگذرد اما حیفچشم بر روی تو نائل نشود اما حیف
بی تو در این رمضان کار دلم لنگ شودبر سر سفره ی افطار دلم تنگ شود
سیزده قرن گذشت و نشد از تو خبریکاش من لایق دیدار تو گردم سحری
تو بیا بهر ظهور و فرجت کاری کنبهر احیای فرج نیز مرا یاری کن
تو ببین ذکر و دعایم که به جایی نرسدبا نگاه تو دل من به صفایی برسد
نکند آرزویِ دیدن تو دیر شودبا فِراقت به خدا عاشق تو پیر شود
جمعه ای رفت و دلم باز به یارش نرسیدوای بر چشم و دلی که به نگارش نرسید
به نبی و به حسن ، هم به علی و زهراحضرت عشق بیا و قدمی رنجه نما.به تن غرق به خون و به شهِ کرببلاجان به لب آمده ِای حضرت دلدار بیا
#کربلایی_مرتضی_شاهمندی
undefined۱

۴۲۴

۲۱:۰۱

#مناجات_امام_زمان_عج
ای نور چشم فاطمه مهدی کجایی عالم بود در انتظارت کی میایی خون شد دلم از. غم جدایی غریب عالم پس کی میایی
ای یوسف زهرا دلم کرده هوایت جانم فدای دردها و غصه هایت خون شد دلم از غم جدایی غریب عالم پس کی میایی
هر جمعه با ندبه کنم یاد تو مهدی هرجمعه باشد بهر من روز هم عهدی خون شد دلم از غم جدایی غریب عالم پس کی میایی
هر جمعه هستم منتظر تا تو بیایی گره ز کار اهل عالم تو گشایی خون شد دلم از غم جدایی غریب عالم پس کی میایی
از بهر دیدار تو مولا بیقرارم سوزم ز درد هجر تو چشم انتظارم خون شد دلم از غم جدایی غریب عالم پس کی میایی
شیعه دگر تنها شده بی گل رویت برگرد تا گیرم دوباره عطر و بویت خون شد دلم از غم جدایی غریب عالم پس کی میایی
تنها تویی با اذن حق یار و حبیبم بر درد بی درمان من تنها طبیبم خون شد دلم از غم جدایی غریب عالم پس کی میایی
بار دگر مولای من بر تو پناهم حق رقیه یابن زهرا کن نگاهم خون شد دلم از غم جدایی غریب عالم پس کی میایی
#رضا_یعقوبیان#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم @babollharam
undefined۱

۴۵۴

۲۱:۱۰

۵ خرداد ۱۴۰۲
#محرم#مناجات_با_امام_زماناز دو چشم یاس می خوانم بیاشعری از احساس می خوانم بیانیستم لایق به دیدارت ولیروضه عباس می خوانم بیاundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined این چنین بر دلم افتاد ... به امّید خدا ...
... غم نخور ... می رسد امداد به امّید خدا
چه قدَر عقده در این سینه ی ما جمع شده
عقده ها می شود آزاد به امّید خدا
دل ما که به خدا تنگ شده، منتظریم
تا که از ما بکند یاد به امّید خدا
با دعای «فرج» و «ندبه» ی او مأنوسیم
کِی اثر می کند «اوراد» به امّید خدا ؟
باید از گندم بد بوی گنه دور شوم
تا شوم یار قلمداد به امّید خدا
گِره از کار گِره خورده ی ما باز شود
فرصتی می شود ایجاد به امّید خدا ...
... که به دست پسر فاطمه بوسه بزنیم
یک به یک با همه اولاد به امّید خدا
خبر آمدنش را همه جا پخش کنید
می رسد لحظه ی میعاد به امّید خدا
منتقم می رسد و روز ظهورش حتماً
می شود فاطمه دلشاد به امّید خدا
حرم خاکی خورشید و قمرهای بقیع
عاقبت می شود آباد به امّید خدا
مثل مشهد وسط صحن بقیع نصب کنیم ...
... دو سه تا پنجره فولاد به امّید خدا
لذتی دارد عجب تا که به ما می گوید:
آفرین! دست مریزاد! .... به امّید خدا ...
.... وعده ی بعدی ما «شارع بین الحرمین»
دم بگیریم همه با «لک لبّیک حسین»undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedبا زمزمه بزم عشق را گرم کنیدبا ناله قلوب سخت را نرم کنیداین قدر چرا روید دنبال گناهاز روی امام عصر خود شرم کنیدundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedآرامش شب دوباره بر می گرددخورشید سحر سواره بر می گرددبا سیصد و سیزده طلوعی دیگرآن صبح پر از ستاره بر می گرددundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedامام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ومحرماز هجر تو طبیعت ما گریه می کندچشم تمام آینه ها گریه می کندچشم انتظار آمدنت شیر خواره‌ای استگهواره‌ای به کرب و بلا گریه می کندپای سه ساله‌ای که پر تاول آمده استدارد به سوز اشک و دعا گریه می کنددر علقمه به خاطر تو مشک پاره ایدارد کنار دست جدا گریه می کندگودال سرخ روز عطش نعره می کشداز روضه های خون خدا گریه می کندundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedآقا سلام ماه محرم شروع شدبازاین چه شورش است و چه ماتم شروع شدآقا سلام تحفۀ اشکی به من دهیدماه گدایی من و چشمم شروع شدیادم نرفته است نگاه شما به مااز گریه های ماه محرم شروع شدقد قامت الحسین که تشنه شهید شدشد قامت العزا غم عالم شروع شدده روز اعتکاف دوچشمم برایتاندر روضه مثل مسجد اعظم شروع شدهاجر به پای روضۀ اصغر نشسته استتا این که جوشش زمزم شروع شدآقا سلام نیت گریه نموده امشیرین ترین عبادت ما هم شروع شدundefinedundefinedundefined undefined undefined undefined undefined undefined undefined تو از سوز دل و از غربت حیدر خبر داری؟تـو از تنهایــی اولاد پیغمبــر خبـر داری؟تو هم چون نور در صلب حسین بن علی بودیتـو از سـوز دل صدیقۀ اطهـر خبـر داری؟اگر چه کرد پنهان راز خود را از علی، زهراتـو تنهـا از مـدال سینۀ مـادر خبر داریعموی کوچک تو قاتل خـود را ندیـد اماتو خود از آنچه پیش آمد به پشت در، خبر داریتو می دانی علی با چاه کوفه شب چه ها می گفتتـو از ناگفتـه غم هـای دلِ حیـدر خبـر داریتو اشک خجلت عباس را در علقمـه دیدیتو از آن کشتۀ بی چشم و دست و سر خبر داریتو بـا جد غریب خـود بـه دشت کربـلا بـودیتو از قلب وی و داغ علی اکبـر خبـر داریتو روی شانۀ خورشید دیدی ماه کوچک راتو از پیکان و ذبح حنجر اصغـر خبـر داریتـو دیـدی عمـه ات زینب، کنـار قتلگاه آمدتو از بوسیدن آن نازنین حنجر خبـر داریتو می دانی که «میثم» از فراقت سوزد و سازدتو از این بندۀ بی دست و پا بهتر خبر داریundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefined۴

۴۵۵

۱۷:۳۴