ماجرای دختری آمریکایی که سُنی شد و در رویایی صادقه در قاهره امام حسین را زیارت کرد
️امسال برای پیاده روی اربعين کتاب "مسجد پروانه" را انتخاب کردم، ماجرای دختر بی دین آمریکایی که در مسیری جالب، آئین مسلمانی را انتخاب می کند و در همان ایام با سفر به مصر، با حضور در الازهر شهادتین میگوید و به کیش اهل سنت در میآید. نویسنده نگاهی بسیار نکته سنج و دقیق و قلمی روان و مملو از داده نسبت به جوامع مصر و آمریکا دارد.
در حال مطالعه کتاب دقیقا در روز اربعین تصادفا به اینجای کتاب رسیدم؛ "ویلو" در همان هفتههای اول مسلمانی، ماه رمضان را در شهر قاهره با آئینهای جذاب و کهنش درک میکند و چند روز پس از عید فطر، خوابی عجیب می بیند که در اثنای آن، توفیق زیارت امام حسین(ع) را پیدا میکند و باقی ماجرا که در کتاب آمده است:
چند هفته بعد از رمضان، خواب بیابان بیکرانی را دیدم. بزرگراهی خالی از وسط آن میگذشت: نه ماشینی از آن عبور میکرد و نه تریلی، نه آدمی و نه جوانی. داشتم تنها در این بزرگراه میرفتم و در دستم جامی از روغن معطر بود. باید این جام را برای یکی از دوستان شیعهام در نیویورک میبردم و انگار، مطمئن بودم که بزرگراه مرا به آنجا میبرد. به تفرجگاهی رسیدم تا دوستم را در ساختمانی سنگی و قدیمی ملاقات کنم. وقتی خواستم آن جام روغن را به او بدهم، آن را نگرفت و از من خواست تا آن را برای مدتی نگه دارم. وقتی داشتم برمیگشتم، چوبکبریت مشتغلی را در جام انداختم. شعلهور شد. در آتش، چهره امام حسین را دیدم، نوهٔ جنگجو و شاعر پیامبر که در سدهٔ هفتم میلادی در کربلا شهید شد. نمیدانم چطور میدانستم که اوست؛ زیرا در اسلام سنّی، ما تمثال شخصیتهای مقدس را نمیکشیم.
بعد هم ماجرای اولین زیارت مقام راس الحسین(ع) در قاهره پس از این رویای صادقه:
اغلب اهالی قاهره باور دارند بخشی از جسم امام در این حرم است.اواسط روز بود که من رفتم، بین نمازهای ظهر و عصر وقتی رسیدم، تنها نیمی از قسمت زنانه مسجد پر بود. با پاهای برهنه روی فرش قدم برمیداشتم و کلی نگاه کنجکاو به من زل زده بودند. در مصر، زیارت حرمها بیشتر از همه در میان فقرا شایع است، چون در مقایسه با دین عقلانی فکورانه طبقه متوسط، سنت عرفانی قومیشان در برابر وهابیت مقاومت بیشتری میکند. اغلب زنانی که میدیدم، از طبقه کارگر بودند و پیراهنهای ساده سیاه و قهوهای پوشیده بودند و فقط صورتها و پاهایشان معلوم بود.
یک دوجین از آنان در وضعی پراکنده بودند. ضریح، مکعب مشبکی از نقره خالص بود که هشت یا نه پا ارتفاع داشت و با نگارگری مجلل تزئین شده بود. زنها و مردها از خلال این مشبک روبهرو میشدند. اتفاقی که بهندرت در مسجد میافتاد، ولی در اینجا، برای دسترسی مساوی هر دو جنس به مزار لازم بود.
جایی را نزدیک ضریح پیدا کردم، دستهایم را جلوی صورتم گرفتم و فاتحه خواندم. زنی بهزور خودش را کنار من جا کرد و خطاب به امام گفت: «السلام علیکم»، خیلی طبیعی و گویا دارد به عمویش یا کسی که عیناً روبهرویش ایستاده است، سلام میکند. من در حضور یک امام بودم و او را با ضریح نقرهای اشتباه گرفته بودم. حس شخصیتی مشخص، پر از لطف و جذبه و حزن، فضا را پر کرد. مهم نبود این حس از زائرانی باشد که به امام سلام میکردند یا از ضریح نقرهای که بخشی از بدن امام را در خود داشت یا نداشت. چیزی بود که همه اشیای آن فضا را زیر پر و بال خودش میگرفت. یادی غریب و روشن، از همه چیزهایی که نمیتوانیم ببینیم...
پ.ن: مسجد پروانه را محسن بدره ترجمه و نشر آرما در ۲۹۶ منتشر کرده است.
@haardasaan
پ.ن: مسجد پروانه را محسن بدره ترجمه و نشر آرما در ۲۹۶ منتشر کرده است.
۵۲۱
۱۲:۳۸
۵۲۱
۱۲:۳۸
۵۲۱
۱۲:۳۸
چفیه متبرک، هدیه اربعینی به آقای شهید
چند روز مانده به اربعین ۹۷، با برادری مجاهد از بحرین در تهران قدم میزدیم که موتورسواری بی احتیاط با سرعتی بالا با من برخورد کرد و نقش زمین شدم و با شکستگی پای چپ، پس از ۶سال عملا توفیق حضور در پیاده روی را از دست دادم.
دعوت به مراسم دیدار هیئات دانشجویی با حضرت آقا در روز اربعین، مرهمی بر این فراق شد.عصازنان با پای گچ گرفته خودم را به بیت رهبری رساندم.
در میانه مراسم، جوانی از وسط حسینیه فریاد زد؛ آقاجان ما چند روزی در طریق الحسین بودیم و همه جا به نیابت از شما زیارت کردیم. بعد هم اضافه کرد: همه از شما چفیه می گیرند اما من چفیه ای را در همه اماکن متبرکه عراق بردم و متبرک کردم و حالا آورده ام تا تقدیم کنم.آقا لبخندی زدند و محافظان چفیه را از او گرفتند و به خارج حسینیه بردند.
پس از پایان مراسم، بخت ویژه تر با من یار شد تا برای اطعام بر سر سفره اباعبدالله(ع) در حضور حضرت آقا، به زیرزمین ساختمان مجاور بروم.
وضعیت پایم باعث شد تا آرام حرکت کنم و عملا آخرین نفر به محل برسم. ۲ سفره پهن بود و سخنران و مداح و جمعی از مسئولین در کنار تعدادی از دانشجویان، جمعا حدود ۵۰ نفری، آنجا بودند. کمی چشم چرخاندم جای خالی نبود، در همین حین حضرت آقا مجتبی وارد شدند و از گچ پایم سوال کردند، ماجرا را تعریف کردم، تفقدی کردند و به عوامل اجرایی گفتند صندلی بیاورند تا در گوشهای از اتاق بنشینم و غذای نذری را بخورم.
تازه روی صندلی جاخوش کرده بودم که دیدم همان محافظی که چفیه را از دانشجو گرفته بود، خدمت آقا رسید و چفیه متبرک تازه از عراق رسیده را به آقایِ در حسرت اربعین اهدا کرد.
و حالا ما ماندهایم و حسرت اربعین بیت رهبری،
حسرت سخنرانی کوتاه آقا بین دو نماز در مراسم اربعین،
اصلا حسرت یکبار دیگر بر روی زیلوهای آبی حسینیه امام خمینی(ره) و سرککشیدنهای هر چند دقیقه یکبار برای دیدن سیمای نورانی آقا از لابلای جمعیت.
@haardasaan
حسرت سخنرانی کوتاه آقا بین دو نماز در مراسم اربعین،
اصلا حسرت یکبار دیگر بر روی زیلوهای آبی حسینیه امام خمینی(ره) و سرککشیدنهای هر چند دقیقه یکبار برای دیدن سیمای نورانی آقا از لابلای جمعیت.
۱.۹K
۲۰:۰۲
۱.۹K
۲۰:۰۲
اربعین ۱۴۴۸؛ سایه جنگ بر مسیر عشق
به لطف خدا و عنایت اباعبدالله(ع)، برای دوازدهمین بار توفیق حضور در طریق الحسین(ع) را پیدا کردم. آنچه در ادامه میخوانید، یافتههای من از حضور ۵ روزه در موسم اربعین سال ۱۴۴۸ در خاک عراق است. پیادهروی امسال، کاملاً تحت تأثیر جنگ آمریکایی-صهیونی علیه ایران بود، تاثیراتی مثبت و منفی
فضای مقاومتی و حضور شهدا:اولین چیزی که در مسیر به چشم میآمد، حضور پررنگ تصاویر شهدا بود. امسال این میزان افزایش جدی پیدا کرده بود؛ هر گوشه که نگاه میکردی تصویری از شهدا نصب شده بود، بمانند سالهای حضور داعش در عراق و مبارزه جدی جوانان عراقی ذیل حشدالشعبی برای آزادی خاک کشورشان. بخش زیادی از این تصاویر متعلق به شهدای یک سال اخیر نبرد با متجاوزان غربی بود از رهبران و فرماندهان ایرانی گرفته تا کودکان مینابی و شهدای لبنانی و عراقی. به تعبیری، تمام فضای مسیر، رنگ و بوی مقاومتی و انقلابی گرفته بود.
تحولات در نمادهای سیاسی و مذهبی:در کنار این فضا، تصاویر حضرت آیتالله خامنهای به نحو قابل توجهی افزایش یافته بود و چهره قائد شهید در هر لحظه و مکان دیده میشد و این اصلا محدود به زائران ایرانی نبود. همچنین تصاویر متعددی از رهبر معظم انقلاب حضرت آقا مجتبی نیز به طور گسترده مشاهده میشد.
تصاویر آقای سید صادق شیرازی که در سالهای میانی دهه ۹۰ حجم زیادی از مسیر را بصورت سازماندهی شده گرفته بود، به مرور رو به کاهش نهاده و امسال به سختی دیده میشد.
تا بحث تصاویر داغ است به این نکته هم اشاره کنم که مشاهداتم از کاهش تصاویر سید مقتدا صدر بعنوان رهبر یک جریان پر سروصدا در عراق حکایت دارد.
تداوم تجمعات حماسی و اتحاد مردمی:چراغ تجمعات خیابانی در مسیر مشایه هم روشن بود هموطنان با شعارهای حماسی و فریاد انتقام تجمع میکردند و جالب این بود که این تجمعات گاهی با مشارکت خود عراقیها شکل میگرفت؛ یعنی این مسئله تبدیل به بخشی از زیست جامعه ایرانی و عاملی برای اتحاد و ارتباط عمیقتر با غیرایرانیان گشته است و البته غیرایرانیها هم با آن غریبه نیستند.
اثرات جنگ بر آمار و حضور زائران:در کنار این شور، تأثیرات منفی جنگ تحمیلی سوم در کاهش حضور غیرعراقیها (دلاوران لبنانی، مظلومان بحرینی و غیوران پاکستانی) محسوس بود. این مسئله به ایرانیها هم سرایت کرده بود و هم وطنان مان به دلیل مسائل ناشی از جنگ، آمادهباش نیروهای نظامی و امنیتی و حضور در میادین، کمتر از سالهای اخیر راهی عتبات شدند. این کاهش در آمارهای رسمی عتبه عباسیه هم منعکس شده و کاهش یک میلیون و صد و چهار هزار نفری زائر نسبت به سال گذشته را نشان میدهد.
ظهور نسل Z و تغییرات فرهنگی:یک مشاهده جالب، حضور جوانان و نوجوانان عراقی یا همان «نسل Z» با ظاهرهای امروزی بود. عراقیهایی که معمولاً به سادهترین شکل ممکن در پیادهروی حاضر میشدند و حتی کولهای نداشتند، امسال در کولههایشان سشوار و ژل سر و وسایل مشابه وجود داشت!
وضعیت زیرساختی و خدمات:قطع برق در مسیر مشایه کمتر شده بود در حالی که میزان مصرف به شدت بالا بود و کولرهای بزرگ برای خنک کردن حتی در طریق قرار گرفته بود؛ این ثبات در تأمین برق، واقعاً مسرتبخش بود.
رشکبرانگیزترین میزبانی:امسال حسابی به عزیزان عراقی که هر ساله این میزبانی مخلصانه را در خانه ها و مواکب شان دارند، حسادت کردم. واقعا توفیق ساده و اتفاق پیش پا افتاده ای نیست.
بیراه نیست اگر بنویسم مردم جهان دو دسته اند: آنها که پیادهروی اربعین عراق را درک کردهاند و آنها که تاکنون محروم بوده اند . اگر جزو دسته دوم هستید، حتماً برایش برنامهریزی کنید؛ مطمئنم دفعه آخرتان نخواهد بود.
@haardasaan
به لطف خدا و عنایت اباعبدالله(ع)، برای دوازدهمین بار توفیق حضور در طریق الحسین(ع) را پیدا کردم. آنچه در ادامه میخوانید، یافتههای من از حضور ۵ روزه در موسم اربعین سال ۱۴۴۸ در خاک عراق است. پیادهروی امسال، کاملاً تحت تأثیر جنگ آمریکایی-صهیونی علیه ایران بود، تاثیراتی مثبت و منفی
۱.۶K
۷:۰۲
۱.۶K
۷:۰۲
۱.۶K
۷:۰۲
۱.۶K
۷:۰۲
پیامهای ۷ انتصاب و یک ملاقات ۷ ساعته
در گفتگوی یکساعته با #المیادین مطرح کردم:
انتصابات نظامی_امنیتی اخیر و ملاقات ۷ساعته رئیس جمهور با رهبر انقلاب حکایت از این دارد که؛
ایران از مرحله حساس جنگ عبور کرده و امور روال عادیتری پیدا کرده است.
فرماندهان منصوب شده، همگی سوابق و تجربیات بسیار زیادی دارند و این یعنی علی رغم شهادت بسیاری از فرماندهان ارشد، اما هنوز هم چهرههای برجسته زیادی برای برعهده گرفتن مسئولیتهای خطیر وجود دارند.
بخشی از افراد منصوب شده علاوه بر سوابق نظامی، دارای سوابق عالی اجرایی در وزارت کشور، وزارت دفاع، مجمع تشخیص مصلحت نظام و استانداری هستند و این تجربیات در شرایط خطیر کنونی به تقویت اداره کشور کمک می کند.
همه منصوبین رویکرد صریحِ انقلابی و مواضعی شفاف در دشمنی با آمریکا دارند و در واقع جنگ و ترورهای صهیونی-آمریکایی موجب انقلابی تر و ضدآمریکایی تر شدن نهادهای امنیتی-نظامی ایران شده است و این عملا شکستی دیگر برای دشمنان است.
تا زمانیکه مطالبات ایران از سوی طرف آمریکایی برآورده نشود، از مذاکره خبری نیست.
ایران عجلهای برای تفاهم با عمان جهت بازگشایی تنگه هرمز ندارد.
@haardasaan
در گفتگوی یکساعته با #المیادین مطرح کردم:
۲۱۹
۲۰:۱۹