۳۳۸
۱۷:۵۶
بسم الله الرحمن الرحیمصلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین
۲۷۵
۱۲:۱۰
#روایت_خیابان ۱چه روز شبهایی از سر گذروندیم هشتاد روز کم و بیش از بزرگترین کابوس زندگیم میگذره چه اشک و آه هایی که نکشیدیم و خون دل ها که نخوردیم
شب هایی که کنار هم ایستادیم و فریاد زدیم و خون گریه کردیم و پرچم تکون دادیم رنگ و وارنگ بودیم اما دلها یکی بود برای اولین بار در کنار کسی که هیچ ربطی بهم نداشتیم قرار گرفتیم و انگار که سالهاست هم رو میشناسیم با یه مداحی گریه کردیم و فریاد خون خواهی و وحدت سر دادیم 
یادمه یه شب سرد میدون رشت بودیم منو خواهرم سفت به هم چسبیده بودیم و از سرما میلرزیدیم داشتن دعای توسل میخوندن میون کلی دعا برای پیروزی جبهه انقلاب و سربازا و مسئولین و نابودی دشمنامون چشمم به یه زوج افتاد که با بچه ی خیلی کوچیکشون که مشخصه بود نهایتا یکی دوماهه اس تو اون سرما اومدن و شانه به شانه بقیه مردم دارن دعا میکنن یاد اون حرف افتادم که امام خمینی فرموده بودن سربازان من در گهواره ان چقدر دلم میخواست که منم یه سرباز راه حق داشته باشم تو گهواره از دلمگذشت خدایا یکی از این فسقلی ها هم روزی من کن نذر خودت و....نمیتونستم بین ائمه انتخاب کنم پسر اولم نذر امام جواد بود قربون جود و کرمش چقدر پر و خیر و برکت بود این بچه اما اینبار واقعا نمیدونستم دلم برای تک تک اهل بیت پر میزد و نمیتونستم به طور خاص اسمی ببرم دعابه قسمت توسل به امام هادی رسید دلم بدجور هوای گریه داشت چشمام خیس خیس... یا وجیها عندالله اشفع لنا عند الله ...بوی دود اسپند حواسم رو متوجه خادم حرم آقا کرد که از بین جمعیت با اون لباس خادمی دوست داشتنیش یک راست سمت من اومده بود بسته نمک تبرکی که به دستم گذاشت میون اون همه آدم فقط برای من انگار میدونست چی از دلم گذشته ...جوابم رو گرفته بودم این سرباز باید نذر امام هادی میشد ....اونجا یقین کردم خدا و اهل بیت بین این مردم از همیشه بهم نزدیک ترن ....
@haer_group
@haer_group
۳۰۷
۱۲:۱۰
#حائر
گروهی که باعشق به اباعبدالله ساخته شدهتا دور امام زمان بگردیم
لطفا عضو شید و دوستانتون رو هم دعوت کنیدble.ir/join/12yjNYMGt
گروهی که باعشق به اباعبدالله ساخته شدهتا دور امام زمان بگردیم
لطفا عضو شید و دوستانتون رو هم دعوت کنیدble.ir/join/12yjNYMGt
۱K
۱۳:۰۳
#روایت_خیابان ۲هشتاد سال راحت بهش میخورهدستاش پر چروکصورتش پر خط و خوطچشماش حالت سفید رنگ شده در اثر کهولت سن... یه عرقچین مشکی روو سرش.. با یه کت شلوار آبی نفتی... که یه چفیه هم رووش میندازه..
پرچمشو میزنه سر یه چوب، چوبو با چسب سیم مشکی میبنده به یه چوب دیگه...
هر شب اومده
مجری میگف بهش گفتم حاج آقا خسته نمیشی هشتاد شبه؟!!!
گفته آقا رو خواب دیدمگفته پرچمو نذاری زمینا
میتونم نیام؟🥹
همون لحظه یی هم که مجری داشت تعریف میکرد، از دور قشنگ میشد بالا پایین رفتن شونه هاشو دید از شدت گریه
@haer_group
پرچمشو میزنه سر یه چوب، چوبو با چسب سیم مشکی میبنده به یه چوب دیگه...
هر شب اومده
مجری میگف بهش گفتم حاج آقا خسته نمیشی هشتاد شبه؟!!!
گفته آقا رو خواب دیدمگفته پرچمو نذاری زمینا
همون لحظه یی هم که مجری داشت تعریف میکرد، از دور قشنگ میشد بالا پایین رفتن شونه هاشو دید از شدت گریه
@haer_group
۳۰۴
۱۹:۰۴
صبح روزی که شهادت آقا اعلام شدمردم ناصریه ی عراق هم،مثل ما امدند به خیابان وبرای آقای شهید ما گریه کردند...
#ناصریه#عراق
@haer_group
#ناصریه#عراق
@haer_group
۲۰۳
۱۲:۲۵
وقتی زن های مومن نجفخبر شهادت پدر امت را شنیدندبه حرم امیرالمومنین پناه بردند و اینطور برای سیدعلی خامنه ای عزاداری کردند...
#نجف#عراق
@haer_group
#نجف#عراق
@haer_group
۳۷۰
۱۲:۲۸