لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل حال خوب🍃🌺🍃  گونه ی آگاهح
۷۴ عضو

حال خوب🍃🌺🍃 گونه ی آگاه

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۵ تیر
آدمی تنهاست با دردی که داردمثل اینکه تند‌خیز ابری به خارستان بباردگریه‌ها بی‌سود مانندبگذرد از آن زمانی و شود افسانه‌ای دلکشکیست داند (آنچنانی که بباید) از چه رنجورند مردممردمان در دود آه خود شده گمهر کسی سودای خود داردهیچ‌کس را نه صفایی، نه وفایی هست
نیما یوشیج

۱۳

۲۱:۲۴

۲۷ تیر
بازارسال شده از باشگاه زنده باد زندگی، زنده باد کتاب (شورای کتاب کودک)
thumbnail
" دنیای مدرن نیازمند سوژه خوانا و نویسا است... زیستن و خواندن و نوشتن در دنیای مدرن در هم تنیده اند... سواد برای کودکان امروزی، صرفا فضیلتی فرهنگی نیست، بلکه ضرورتی اجتماعی و اجتناب‌ناپذیر است."
نقاشی ون‌گوگ The Novel Reader
#شورای_کتاب_کودک#باشگاه_زنده_باد_زندگی_زنده_باد_کتاب #گزین_گویه‌هایی_در_باب_خواندن #نعمت‌الله_فاضلی کتاب #الفبای_زندگی #خواندن_و_نوشتن_به_مثابه_زیستن
@shorayeketabekoodakhttps://ble.ir/cbc_book_club

۱

۱۱:۳۴

بازارسال شده از باشگاه زنده باد زندگی، زنده باد کتاب (شورای کتاب کودک)
thumbnail
"زندگی واقعی که سرانجام در روشنایی آشکار می شود و تنها زندگی ای که به تمامی زیسته می شود، ادبیات است"
نقاشی دختر کتابخوان جوان اثر «ژان هونوره فراگونارد»

#شورای_کتاب_کودک#باشگاه_زنده_باد_زندگی_زنده_باد_کتاب#گزین_گویه_هایی_در_باب_خواندن#مارسل_پروست
@shorayeketabekoodakhttps://ble.ir/cbc_book_club

۱

۱۱:۳۵

۳۰ تیر
بازارسال شده از باشگاه زنده باد زندگی، زنده باد کتاب (شورای کتاب کودک)
thumbnail
"وقتی با فرزندتان حرف می‌زنید، او را در معرض کلماتی قرار می‌دهید که همه جا پیرامونش هستند. خیلی هم خوب است. اما وقتی برای فرزندتان کتاب می‌خوانید، او را در معرض کلماتی قرار می‌دهید که هیچ وقت در جاهای دیگر نمی‌شنود و نیز جملاتی که هیچ یک از اطرافیانش استفاده نمی‌کنند. فقط هم بحث واژگان کتاب‌ها نیست، دستور زبان داستان‌ها و کتاب‌ها و ضرب آهنگ و واج آرایی قافیه ها و اشعار را هم جای دیگری نمی‌توان با چنین زیبایی و خطی پیدا کرد."
#شورای_کتاب_کودک#باشگاه_زنده_باد_زندگی_زنده_باد_کتاب #گزین_گویه‌هایی_در_باب_خواندن #ماریان_ولف کتاب #آهسته_بشتاب
@shorayeketabekoodakhttps://instagram.com/cbc.1341https://ble.ir/cbc_book_club

۱

۱۲:۳۳

.undefined️undefined️undefinedundefinedundefinedریشه انسانها ، فهم آنهاست !یک سنگ به اندازه ای بالا می رود ، که نیرویی پشت آن باشد.
با تمام شدنِ نیرو ،سقوط و افتادن سنگ طبیعی است!
ولی یک گیاه کوچک را نگاه کن ؛که چطور از زیر خاک ها و سنگ ها سر بیرون می آورد و حتی آسفالت ها و سیمان ها را می شکند و سربلند می شود .
هر فردی به اندازه این گیاه کوچک ، ریشه داشته باشد ،از زیر خاک و سنگ ،از زیر عادت و غریزه !و از زیر حرف ها و هوس ها ،سر بیرون می آورد و با قلبی از عشق افتخار می آفرینید .
ریشه ما ، همان " فهم " ما است.
╔═undefinedundefinedundefined═══════╗undefined https://ble.ir/halee_khoob╚══════undefinedundefinedundefined══╝

۶

۱۸:۰۰

thumbnail
⚘️⚘️ــــــــــــــــــــــــــــــسفری باید رفت...گم شدن تا تهِ تنهاییِ محض...یارِ تنهاییِ من با من گفت : هر کجا لرزیدی...از سفر ترسیدی...آهسته و از تهِ دل بگو : من" خدا "را دارم .
‌ ‌╔═undefinedundefinedundefined═══════╗undefined https://ble.ir/halee_khoob╚══════undefinedundefinedundefined══╝.

۱۶

۱۸:۰۳

۳ مرداد
undefined
دانستن، همان تغییر کردن نیست
یکی از خطرناک‌ترین سوءتفاهم‌های انسان مدرن این است که فکر می‌کند هرچه بیشتر درباره‌ی خودش بداند، الزاماً بیشتر تغییر کرده است.
اما واقعیت این است که ممکن است سال‌ها درباره‌ی تروما، دلبستگی، عزت‌نفس، مرزگذاری، کودک درون و روابط ناسالم مطالعه کنی و همچنان دقیقاً همان الگوهایی را زندگی کنی که پیش از دانستن این مفاهیم زندگی می‌کردی.
ممکن است به‌خوبی توضیح بدهی چرا جذب افراد سرد و دور از دسترس می‌شوی، اما باز هم همان‌ها را انتخاب کنی.
ممکن است تمام نشانه‌های یک رابطه‌ی ناسالم را بشناسی، اما وقتی پای زندگی خودت وسط می‌آید، ماه‌ها و سال‌ها در همان رابطه بمانی.
ممکن است درباره‌ی مرزگذاری برای دیگران سخنرانی کنی، اما در برابر خانواده، شریک عاطفی یا کارفرمای خودت هنوز نتوانی یک «نه» روشن بگویی.
این فاصله، فاصله‌ی میان «بینش» و «تغییر» است.
و بسیاری از آدم‌ها تمام عمرشان در همین فاصله زندگی می‌کنند.
⸻
آگاهی می‌تواند به یک دفاع روانی تبدیل شود
ما معمولاً آگاهی را نقطه‌ی مقابل دفاع روانی می‌دانیم.
اما گاهی خودِ آگاهی، تبدیل به یک دفاع می‌شود.
فرد به‌جای اینکه درد را تجربه کند، آن را تحلیل می‌کند.
به‌جای اینکه خشمگین شود، درباره‌ی خشم توضیح می‌دهد.
به‌جای اینکه عزاداری کند، درباره‌ی مراحل سوگ حرف می‌زند.
به‌جای اینکه از یک رابطه بیرون بیاید، ساعت‌ها درباره‌ی سبک دلبستگی طرف مقابل مطالعه می‌کند.
به‌جای اینکه مرز بگذارد، دلیل ناتوانی‌اش در مرزگذاری را می‌فهمد.
و چون همه‌چیز را می‌فهمد، تصور می‌کند در حال حرکت است.
اما فهمیدنِ منشأ یک زخم، به‌تنهایی آن زخم را درمان نمی‌کند.
گاهی تحلیل کردن، فقط شکل پیچیده‌تر و محترمانه‌تری از فرار کردن است.
⸻
بعضی‌ها از درد فرار نمی‌کنند؛ از عمل فرار می‌کنند
بسیاری از افراد واقعاً از روبه‌رو شدن با گذشته‌شان نمی‌ترسند.
آن‌ها درباره‌ی گذشته حرف می‌زنند، گریه می‌کنند، می‌خوانند و حتی جزئیات زیادی از آن را می‌دانند.
چیزی که از آن می‌ترسند، هزینه‌ی تغییر است.
چون تغییر واقعی معمولاً یک تصمیم زیبا و الهام‌بخش نیست.
تغییر ممکن است به معنای پایان دادن به یک رابطه باشد.
ممکن است به معنای ناامید کردن خانواده باشد.
ممکن است به معنای تحمل تنهایی، از دست دادن تأیید دیگران، ترک یک شغل یا پذیرفتن مسئولیت اشتباه‌های خودمان باشد.
برای همین است که دانستن بسیار جذاب‌تر از تغییر کردن است.
دانستن، همیشه هزینه‌ی فوری ندارد.
اما تغییر، تقریباً همیشه چیزی را از تو می‌گیرد.
حداقل برای مدتی.
⸻
ذهن می‌تواند از اطلاعات برای ساختن توهم پیشرفت استفاده کند
وقتی مطلبی تازه درباره‌ی روان‌شناسی می‌خوانی، ممکن است ناگهان احساس کنی قسمتی از زندگی‌ات معنا پیدا کرده است.
«پس دلیل رفتار من این بود.»
«پس او اجتنابی بود.»
«پس من زخم رهاشدگی دارم.»
«پس این رفتار واکنش تروماست.»
این کشف‌ها می‌توانند واقعی و ارزشمند باشند.
اما خطر از جایی آغاز می‌شود که نام‌گذاری را با تغییر اشتباه بگیریم.
اینکه نام الگویت را می‌دانی، به این معنا نیست که دیگر آن را تکرار نمی‌کنی.
اینکه می‌دانی چرا از تنهایی می‌ترسی، به این معنا نیست که می‌توانی تنهایی را تحمل کنی.
اینکه فهمیده‌ای چرا به افراد نامناسب وابسته می‌شوی، به این معنا نیست که در انتخاب بعدی، بدن و روانت به‌طور خودکار به فرد سالم جذب خواهند شد.
گاهی فقط واژگان ما تغییر کرده‌اند، نه زندگی ما.
همان رفتار قدیمی را با زبان روان‌شناختی تازه‌ای توضیح می‌دهیم.
قبلاً می‌گفتیم: «دلم نمی‌آید رهایش کنم.»
حالا می‌گوییم: «سیستم دلبستگی‌ام فعال شده است.»
قبلاً می‌گفتیم: «نمی‌توانم به مادرم نه بگویم.»
حالا می‌گوییم: «درگیر تروما باندینگ و احساس گناه شرطی‌شده هستم.»
توضیح جدید ممکن است دقیق‌تر باشد؛ اما اگر رفتار همان باشد، نتیجه‌ی زندگی هم همان خواهد بود.
⸻
آگاهی بدون عمل، گاهی فقط درد را پیچیده‌تر می‌کند
کسی که هیچ آگاهی‌ای ندارد، ممکن است الگویی را تکرار کند و نداند چرا.
اما کسی که آگاهی دارد و همچنان همان الگو را تکرار می‌کند، علاوه بر درد اصلی، با شرم دیگری نیز روبه‌رو می‌شود:
«من که همه‌چیز را می‌دانم، پس چرا هنوز نمی‌توانم؟»
اینجاست که آگاهی، به‌جای آزاد کردن فرد، می‌تواند علیه او استفاده شود.
فرد خودش را سرزنش می‌کند.
احساس می‌کند ضعیف، شکست‌خورده یا درمان‌ناپذیر است.
در حالی که مشکل لزوماً کمبود هوش یا اراده نیست.
مشکل این است که بسیاری از الگوهای روانی فقط در سطح فکر ذخیره نشده‌اند.
آن‌ها در تجربه‌های عاطفی، واکنش‌های بدنی، سیستم عصبی، عادت‌ها و رابطه‌های ما تثبیت شده‌اند.
تو نمی‌توانی الگویی را که سال‌ها در رابطه شکل گرفته، فقط با مطالعه از بین ببری.

۱۳

۱۴:۴۴

چون بدن تو باید امنیت جدید را تجربه کند، نه فقط درباره‌ی آن بخواند.
باید نه بگویی و زنده بمانی.
باید تنهایی را تحمل کنی و فرو نریزی.
باید فردی سالم را انتخاب کنی، حتی وقتی در ابتدا برایت هیجان‌انگیز نیست.
باید تعارض را تحمل کنی، بدون اینکه فرار کنی یا خودت را حذف کنی.
باید اجازه بدهی دیگری از تو ناراضی باشد و همچنان خودت را ترک نکنی.
این‌ها اطلاعات نیستند.
این‌ها تجربه‌اند.
⸻
تغییر، زمانی آغاز می‌شود که دانسته‌هایت علیه عادت‌هایت استفاده شوند
تغییر واقعی معمولاً در لحظه‌ای رخ می‌دهد که عمل جدید، برخلاف میلِ فوری و عادت قدیمی توست.
مرزگذاری زمانی اتفاق می‌افتد که «نه» می‌گویی، در حالی که احساس گناه داری.
عزت‌نفس زمانی شکل می‌گیرد که از رابطه‌ای بیرون می‌آیی، در حالی که هنوز دلتنگی.
امنیت زمانی ساخته می‌شود که به فرد سالم فرصت می‌دهی، حتی اگر سیستم عصبی‌ات آشوب را با عشق اشتباه گرفته باشد.
استقلال زمانی شکل می‌گیرد که تصمیم خودت را می‌گیری، در حالی که دیگران تأییدت نمی‌کنند.
سوگ زمانی پردازش می‌شود که به‌جای فرار، مدتی در کنار فقدان می‌مانی.
تغییر، زمانی نیست که جمله‌ی درستی می‌خوانی.
تغییر زمانی است که در لحظه‌ی سخت، پاسخ متفاوتی می‌دهی.
⸻
زندگی تو باید شاهد آگاهی تو باشد
این پرسش ممکن است ناراحت‌کننده باشد، اما لازم است:
آگاهی تو دقیقاً در کجای زندگی‌ات دیده می‌شود؟
نه در حرف‌هایت.
نه در کتاب‌هایی که خوانده‌ای.
نه در اصطلاحاتی که بلدی.
در انتخاب‌هایت.
در رابطه‌هایت.
در مرزهایت.
در نحوه‌ی برخوردت با خودت.
در تصمیم‌هایی که سال‌ها عقب انداخته‌ای.
در آدم‌هایی که دیگر اجازه نمی‌دهی وارد زندگی‌ات شوند.
در چیزهایی که دیگر حاضر نیستی تحمل کنی.
در توانایی‌ات برای ماندن در کنار ناراحتی، بدون بازگشت به رفتار قدیمی.
اگر دانسته‌هایت هیچ تغییری در کیفیت انتخاب‌هایت ایجاد نکرده‌اند، هنوز تبدیل به بخشی از شخصیتت نشده‌اند.
فقط در حافظه‌ات ذخیره شده‌اند.
⸻
شاید تو در حال رشد نیستی؛ فقط در حال مصرف محتوای رشد هستی
این جمله تلخ است، اما باید گفته شود:
مصرف محتوای روان‌شناسی، لزوماً کار کردن روی خود نیست.
خواندن درباره‌ی مرزگذاری، مرزگذاری نیست.
دیدن ویدئو درباره‌ی رابطه‌ی سمی، ترک رابطه‌ی سمی نیست.
شناختن سبک دلبستگی، ساختن دلبستگی امن نیست.
دانستن نشانه‌های تروما، پردازش تروما نیست.
فهمیدن اینکه باید خودت را دوست داشته باشی، دوست داشتن خودت نیست.
گاهی آدم‌ها به جای تغییر زندگی، درباره‌ی تغییر زندگی محتوا مصرف می‌کنند.
و این مصرف، به آن‌ها احساس موقتیِ حرکت می‌دهد.
در حالی که سال‌ها گذشته و هنوز هیچ تصمیم بنیادی‌ای گرفته نشده است.
⸻
معیار واقعی رشد چیست؟
معیار رشد، میزان دانسته‌های تو نیست.
معیار رشد، تفاوت میان رفتار امروزت و رفتار گذشته‌ی توست.
آیا امروز زودتر از رابطه‌ی ناسالم بیرون می‌آیی؟
آیا زودتر نشانه‌ها را جدی می‌گیری؟
آیا کمتر خودت را برای حفظ دیگران حذف می‌کنی؟
آیا می‌توانی ناراحتی کسی را تحمل کنی، بدون اینکه فوراً خودت را مقصر بدانی؟
آیا وقتی می‌ترسی، باز هم تصمیم سالم‌تری می‌گیری؟
آیا دیگر هر احساسی را به فرمان تبدیل نمی‌کنی؟
آیا می‌توانی چیزی را بخواهی و در عین حال بپذیری که برایت مناسب نیست؟
اینجاست که آگاهی به بلوغ تبدیل می‌شود.
⸻
و شاید واقعی‌ترین سؤال این باشد…
اگر تمام کتاب‌هایی را که خوانده‌ای، تمام پادکست‌هایی را که شنیده‌ای و تمام واژه‌های روان‌شناختی‌ات را از تو بگیرند…
آیا از روی کیفیت زندگی‌ات می‌توان فهمید که روی خودت کار کرده‌ای؟
آیا انتخاب‌هایت متفاوت شده‌اند؟
آیا مرزهایت روشن‌تر شده‌اند؟
آیا رابطه‌ات با خودت امن‌تر شده است؟
آیا کمتر به چیزی که آزارت می‌دهد، وفادار مانده‌ای؟
اگر پاسخ منفی است، به اطلاعات بیشتری نیاز نداری.
شاید زمان آن رسیده است که یکی از دانسته‌هایت را واقعاً زندگی کنی.
چون حقیقت این است:
دانستن، فقط چراغ را روشن می‌کند.
اما روشن شدن اتاق، به این معنا نیست که تو از آن بیرون آمده‌ای.
━━━━━━━━━━━━
Nafeleh Kheirabadi
undefined۱

۱۹

۱۴:۴۵

۹ مرداد
🟦 کودکان ایرانی پیش از ۱۰ سالگی صاحب موبایل می‌شوند و زودتر از آنچه تصور می‌کنیم به فیلترشکن می‌رسند!
undefined یک پیمایش ملی نشان می‌دهد میانگین سن داشتن دستگاه هوشمند شخصی به ۹.۸ سال رسیده است. بیش از نیمی از کودکان زیر پنج سال با این دستگاه‌ها سروکار دارند و نزدیک به یک‌چهارم افراد ۶ تا ۱۵ ساله از فیلترشکن استفاده می‌کنند.undefined سال‌ها تندروی فرهنگی و محدودیت‌های بی‌ضابطه، خانواده‌ها را برای دسترسی عادی به اینترنت به نصب فیلترشکن وادار کرده است. نتیجه، نسلی از کودکان است که خیلی زود به ابزاری دسترسی دارد که هر سد و نظارتی را دور می‌زند.undefined مسئولان برای جلوگیری از دسترسی والدین به واتساپ، تلگرام و اینستاگرام، کودکان را در معرض محتوای پورن و غیراخلاقی قرار داده‌اند.undefined آنان که اینترنت عادی را دشوار کرده‌اند، نمی‌توانند حالا از رواج فیلترشکن میان کودکان ابراز نگرانی کنند.undefined نسلی در حال رشد است که پیش از آموختن مهارت‌های زندگی، وارد اینترنت و جهانی بدون مرز شده است.undefined مسئله فقط موبایل داشتن کودکان نیست؛ سیاست‌های غلط، آن‌ها را زودتر از موعد وارد اینترنت بی‌دروازه کرده است.
🟦 t.me/Khabarrastundefined️ ble.ir/khabarrast1

۲۱

۹:۰۶

۱۷ مرداد
برای خودت ارزش قائل باش!سفره‌ی ارزش و اعتبار و احترامت پیش خودت که جمع شد، فاتحه‌ی احترام و اعتبار را بخوان!
آدم‌ها همین که نگاهت کنند، احساسی که نسبت به خودت داری را می‌فهمند و بر همان اساس زاویه‌ی نگاه و احترام و رفتارشان را تنظیم می‌کنند.
همه چیز بستگی دارد به خودت، به اینکه چقدر خودت را دوست داری،چقدر از خودت رضایت داری و چقدر برای خودت در هر جایگاه و شرایطی، ارزش قائلی...

undefined #نرگس_صرافیان_طوفان

۸

۷:۲۰