عکس پروفایل حماسه‌نگاران🏴🏴🏴ح

حماسه‌نگاران🏴🏴🏴

۲۰ عضو
thumbnail
تازه رسیده بودیم به میدان معلم که یک خانم جوان با یک لبخند بزرگ روی صورتش به ماشین ما نزدیک و نزدیک‌تر شد. اگر ظاهرش را در یک روز عادی می‌دیدم احتمالاً با خودم می‌گفتم‌ شاید از من با این سر و شکل خوشش نیاید اما او امشب دوید دنبال ماشین ما، دستانش را نزدیک پنجره آورد، دو تا گلِ رز سفید-صورتی با پیوستِ:« اینم تقدیم شما، روزتون مبارک باشه!» به من و خواهرم هدیه داد و رفت. خانم خوش‌قلب عینکی با موهای مش! ممنون که #روز_دختر ما را مبارک کردی.
undefined<img style=" />undefinedمطهره زارعی #روز_دختر#حضرت_معصومه_(س)#رهبر_شهید#روایت_صبح#حماسه_نگارانبا ما همراه باشید:undefined ایتا | بله🪴https://eitaa.com/mohajerr128

۸

۱۹:۰۰

thumbnail
آخرین فرصت و خانوم ماه از پرفروش‌ترین کتاب‌های انتشارات به نشر در فروردین ماه ۱۴۰۵انتشارات به نشر با پایان یافتن فروردین ماه مجموعه ای از کتاب‌های پرفروش خود را معرفی کرد. کتاب آخرین فرصت شرح زندگی شهید علی کسایی به قلم سمیرا اکبری و خانوم ماه شرح زندگی شهید شیرعلی سلطانی به قلم دکتر ساجده تقی‌زاده در این مجموعه قرار گرفتند.
#خانوم_ماه#ساجده_تقی‌زاده#آخرین_فرصت#سمیرا_اکبری#حماسه_نگاران #نشر_فرهنگ_شهادتبا ما همراه باشید:undefined ایتا | بله

۸

۱۹:۰۱

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefinedسارا‌ رمضانی شاعر آئینی و توانمند موسسه نشر فرهنگ شهادت نامزد چهره برتر هنر انقلاب در بخش شعر شد.
undefinedبا آرزوی‌ موفقیت برای این شاعر ارزشمند از همگی‌ جهت حضور در مراسم معرفی چهره هنر سال انقلاب دعوت به عمل می آید‌.
امروز؛چهارشنبهساعت ۱۶:۳۰پردیس تارخ
#سارا_رمضانی#حماسه_نگاران
با ما همراه باشید:undefined ایتا | بلهundefinedموسسه نشر فرهنگ شهادتhttps://eitaa.com/nashreshahadat

۸

۱۹:۰۱

thumbnail
undefinedدر مراسم تجلیل از چهره سال هنر انقلاباز🪴 سمیرا اکبری نویسنده کتاب آخرین فرصت و ساجده تقی زاده نویسنده کتاب خانوم ماه، کتب مفتخر به تقریظ رهبر شهید و🪴سارا رمضانی، شاعر توانمند و ارزشی استان فارس
تقدیر شد.
#حماسه_نگاران
با ما همراه باشید:undefined ایتا | بله

undefinedموسسه نشر فرهنگ شهادتhttps://eitaa.com/nashreshahadat

۹

۱۹:۰۲

thumbnail

۹

۱۹:۰۲

thumbnail
undefinedتقدیم به روح پاک رهبر شهید و فرشتگان میناب
کودکان آسمانی در بهشتشاد و خندان در کنار رهبرندundefinedundefined
تصویرگر: لیلا حیدری @leylaheydarillustratorشاعر: سارا رمضانی

#رهبر_شهید #شهدای_میناب#حماسه_نگارانبا ما همراه باشید:undefined ایتا | بله

۹

۱۹:۰۲

thumbnail
بسم الله النور
بال پروانه
دخترک، یکی از بال های پروانه صلوات شمارش افتاده بود اما ذوق می‌کرد. دلیلش را پرسیدم، اشک شوق توی چشمش جمع شد و گفت:undefinedقبل از دفن شهید مهدی حق پناه بالای قبرش رفتم و صلوات شمارم رو با تربتش متبرک کردم، که دیدم یکی از بالهای پروانه ی صلوات شمارم همانجا جامانده . جاماندن بال پروانه صلوات شمارش را دوست داشت انگار بال پرواز گرفته بود. کاور گوشی اش را باز کرد ،چند گل برگ خشک، پست گوشی اش جا کرده بود که هنوز معطر بودundefinedیکی دو برگ از گل تابوت شهید مهدی حق پناه را به آنها اضافه کرد و گفتم :undefinedاوه، چه کلکسیون جذابی.
چقدر کلکسیون نسل امروز عطر آسمان گرفته دخترک هرشب قرارش با دوستان کف میدان بود ، گروهی دخترانه که همه برانگشت صلوات شمار دارند و رنگش را با هم ست کرده اند و ذکر صلواتشمارشان اعدادش چندین رقمی شده و رقابتشان در صلوات ، در خط مقدم خیابان ، آینده روشن بشریت را نوید می‌دهندهمان گروه دخترانه ای که یک شب برای تقدیر، به نیروهای امنیت در حاشیه سنگرِ خیابان، گل رز هدیه می‌دهند و امید به دل رزمنده ها تزریق و خستگی را از چشمشان می‌زدایندهمان گروه دخترانه ای که میان رویاهای رنگارنگشان یک آرزوی مشترک زیر پرچم نقش بسته،اینکه شهادت سهمشان شودو لب باغچه گوشه ای از تجمع خیابان عکس سلفی میگیرند و می‌گویند این هم برای شهادتشانهمان گروه دخترانه شاد که از باغچه های مسیر گلزار شهدا، از پروانه روی صلواتشمارشان سبک‌تر می‌دوند تا به تابوت شهید برسند و دستشان متبرک و دلشان معطرشود، گویی حکایت گروه دخترانه شان از نشاطی عمیق سرچشمه می‌گیرد از نور چقدر این روزها این حکایت ها مکرر می‌شود چقدر این شبها، درخشش ایمان، کف خیابان حس می‌شود، بر دلهایی که از خود می‌گذرند و تا خدا پر می‌گیرند.undefinedصدیقه صادقی #روایت_نور #روایت_بیست_سوم#روایت_این_شبهای_جهرم#روایت_صبح#حماسه_نگارانبا ما همراه باشید:undefined ایتا | بلهundefinedروایت نورundefinedhttps://eitaa.com/revayatenoor12

۹

۱۹:۰۲

thumbnail
بسم الله النور
ساعت به وقت هشت
undefinedساعت به هشت که رسید، دلم رفت تا آسمان هشتم، تا سقاخانه صحن انقلاب. با سلاح رزم این شبها undefined پرچم و عکس آقا جان، راهیِ چهار راه دفاع مقدس بودم، راهیِ قرار همدلی شهر. undefinedدر پیاده رو قطره‌ای شدم در دریای جمعیت. گویی از سنگفرش پیاده رو، مقصدشان آسمان بود که اینقدر نشاط داشتند. میان شلوغیِ جمع، مداحیِ کریمی، همان که آقای شهید سفارش کرد🤍 "ای ایران بخوان"را با چرخش پرچم بر دستها در دل زمزمه میکردم " در روح و جان من میمانی ای وطن..... صحن امام رضایی " undefinedبه این فراز که رسیدم اشک در چشم ام نشست، حالا به وضوح می‌دیدم که ایران، صحنِ امام رضاجان شده و مردم کبوتران حرمیش، که گرد پرچم سه رنگ می‌چرخند و هر از چند شب کبوتری خونین به نام شهید ،مهمانِ سنگرِ خیابان می‌شود که شب قبل هشتمین شهید مهمان جمع مان بود . undefined به یکی از دوستانِ مأنوسِ با شهدا رسیدم و میان گپ و گفت از حال امام رضایی شهر گفتم و او در جوابم وصیت شهیدی از شهدای جهرم را خواند undefinedو یقین کردم که اگر با دل بیدار ،این شبها در سنگر شهر قدم بگذاری ،زائر نور خواهی بودundefined و زانو زدم مقابل وصیت شهید اسدالله کشکویی :"‌جبهه رفتن ما امروزه همانند زیارت امامان رفتن شده است که امامان آنها را می طلبند"undefinedصدیقه صادقی#روایت_نور #روایت_بیست_چهارم#روایت_این_شبهای_جهرم#روایت_صبح#حماسه_نگارانبا ما همراه باشید:undefined ایتا | بلهundefinedروایت نورundefinedhttps://eitaa.com/revayatenoor12

۹

۱۹:۰۳

thumbnail
بسم الله النور
فرشتگان روی زمین
undefined دخترکی دست در دست مادر پرنشاط میدوید. بهار نسیم ملایمش را بر جانها میکاشت.undefined جمعیت فشرده تر از هر شب، همان‌ها که روز طبیعت به امر ولی، شجره امید کاشته بودند و حالا کف خیابان، شجره طیبه انقلاب را با شعار خود آبیاری میکردندundefinedundefinedلابلای اوج شعار ها undefinedدر جبهه، درخط مقدم، در کف خیابان، یاد این جمله شهید سید محمد حسین سبزپوش پوش افتادم "اینجا در جبهه ها می‌شود خدا را دید .اینجا کلاس درس خداشناسی ست. اینجا جنود الهی را با چشم دل می‌توان دید" undefinedنسیم لای درختها پیچید و روی الله اکبرِ پرچم ها نشستundefined و زمزمه شکر بر لبم نقش بست که در عصری نفس میکشم که باب جهاد در میدان های شهر گشوده شده undefinedاز کودکی که در آغوش مادر بی تاب شده و مادر، شعار" الله اکبر "و مرگ بر آمریکا به لب، دستش را گهواره کرده و تکان می‌دهد و با لالایی از نور، در سنگرِ حق، کودکش را آرام می‌کند undefinedعصری بی مثال را تجربه میکنیم. باز نوای "سوی دیار عاشقان به جبهه ها میرویم" به گوش میرسد . undefinedسنگر حق، هرشب بدون در نوبت اعزام بودن، رزمنده می پذیرد .undefinedسنگری به وسعت همه شهر، از کوچک و بزرگ ،پیر و جوان . که عالم ربانی آیت الله جوادی آملی در پیام اخیرش این سنگر دارانِ خیابان را چنین معرفی کند:اینها فرشتگان روی زمین اند ... به خاک شرف دادند، به زمان آبرو دادند،به زمین آبرو دادند،به عصر آبرو دادندآیندگان به آنها افتخار می‌کند .undefinedصدیقه صادقی#روایت_نور #روایت_بیست_پنجم#روایت_این_شبهای_جهرم#روایت_صبح#حماسه_نگارانبا ما همراه باشید:undefined ایتا | بلهundefinedروایت نورundefinedhttps://eitaa.com/revayatenoor12

۱۰

۱۹:۰۴

thumbnail
بسم الله النور
علی کوچولو
undefined آن شب به نیابت از شهید جمال جعفرزادگان، راهیِ باغ ملی بودم، راهیِ خط مقدم ،که دوستم از مشهد تماس گرفت او که نقطه برجسته اش عشق آقا بود و شوق شهادت در مسیر ظهور. undefinedاز حال و هوای حرم گفت، حزن و اندوه و عکس آقا که قدم به قدم با گل و پارچه مشکی نصب بود undefinedو از بی تابیِ علی کوچولویش گفت که با دیدن عکس آقا میدود و هرجای حرم باشد، بوسه باران می‌کند چهره اش را.undefinedهمان علی کوچولو که به عشق حضرت آقا ،نامش را علی گذاشته بود تا سرباز سیدعلی باشد و شهید راهش. undefinedآنقدر شیفته آقا بود که برای تولد علی، کادو عکس آقا بردم همان عکسی که با شوق میبوسیدundefined و حالا با شهادت آقا، در میدان شهر، علی کوچولو ،کاور اسباب بازی اش را خالی کرده و همان قاب را بعلاوه عکسی از امام سید مجتبی در آن جاکرده و سرش را محکم بسته تا در تجمع بارانی، خیس نشود نسلی که با عشق ولایت قد بکشد ،دنیا را متحیر خواهد کردundefinedundefinedصدیقه صادقی#روایت_نور #روایت_بیست_ششم#روایت_این_شبهای_جهرم#روایت_صبح#حماسه_نگارانبا ما همراه باشید:undefined ایتا | بلهundefinedروایت نورundefinedhttps://eitaa.com/revayatenoor12

۱۰

۱۹:۰۵