لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل نومعلم|حمیدرضا قائم‌پناهن
۳۱۱ عضو

نومعلم|حمیدرضا قائم‌پناه

﷽معلمانهundefinedحمیدرضا قائم پناه undefinedundefinedعضوی از رستاخبر، رسانه تعلیم و تربیت ایران undefinedتحول در آموزش و پرورش،رسالت دهه پنجم انقلاب اسلامی

undefinedاینستاگرام@ghaempanah_irundefinedایکس و ویراستی:@H_Ghaempanah_irundefined تلگرام و ایتا:@hamidrezaghaempanah_ir
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۸ تیر
thumbnail
برای قربانیانِ خیانت خودتان اشک تمساح نریزید!
شماها که همین چند ماه پیش، با ذوق و افتخار، آدرس کلانتری‌ها و ایست‌های بازرسی را برای عموی کثیف‌تان می‌فرستادید تا هدف بگیرد و حمله کند، امروز دیگر ژست دلسوزی برای #سربازان مظلوم جنوب نگیرید و اشک تمساح نریزید.
ماسک‌ها دیر یا زود می‌افتند. حافظه مردم هنوز از کار نیفتاده است.#انسان‌نماها
undefined حمیدرضا قائم‌پناه @hamidrezaghaempanah_ir
undefined۷

۷۰۸

۱۷:۱۵

۳ مرداد
سیاست‌ورزی بدون محاسبه، سرمایه اجتماعی را مستهلک می‌کند
undefinedمناظره اخیر امیرحسین ثابتی و محمدمهدی شهریاری، یک نکته مثبت داشت؛ ضعف تحلیلی هر دو طرف را آشکار کرد. سطح بحث، فاصله محسوسی با یک مناظره علمی داشت و بیشتر در مدار رقابت سیاسی می‌چرخید.
undefinedدرباره مواضع شهریاری نیز سخن چندانی نیست. مبانی فکری و تحلیل‌های ایشان، از اساس محل اشکال است و پرداختن دوباره به آن، تکرار مکررات خواهد بود. آنچه نیازمند تأمل است، خطاهایی است که گاه از درون جریان انقلاب بروز می‌کند؛ زیرا هزینه این خطاها، پیش از هر کس، متوجه خود جبهه انقلاب خواهد شد.
undefinedهر نقدی ارزشمند نیست. نقد زمانی اعتبار دارد که نسبت خود را با واقعیت، انصاف و پیامدهای اجتماعی‌اش حفظ کند. اگر این سه ضلع فرو بریزد، آنچه باقی می‌ماند صرفاً یک عملیات رسانه‌ای است؛ حتی اگر با ادبیات انقلابی بیان شود.
undefinedنخستین خطا، ابهام در مبناست. نمی‌توان در یک مناظره اصل #مذاکره را پذیرفت و آن را در صورت تاکتیکی بودن مجاز دانست، اما در میدان رسانه‌ای و تجمعات چنان سخن گفت که مخاطب هرگونه مذاکره را نشانه عقب‌نشینی تلقی کند.
undefinedاین دوگانه، تحلیل تولید نمی‌کند؛ سردرگمی تولید می‌کند. اگر مذاکره تاکتیکی پذیرفتنی است، باید شاخص‌های آن نیز روشن باشد، نه اینکه هر مصداقی پس از وقوع، مردود اعلام شود.
undefinedخطای دوم، بی‌اعتنایی به آثار اجتماعی کلمات است. سیاستمدار تنها مسئول مقصود خود نیست؛ مسئول برداشتی نیز هست که جامعه از سخنان او می‌کند. وقتی یک نماینده مجلس برای بیان یک مثال، از تعابیری استفاده می‌کند که مرزهای ذهنی جامعه را جابه‌جا می‌کند، نباید انتظار داشت همان ادبیات در سطوح پایین‌تر، با شدتی بیشتر بازتولید نشود. قبح‌شکنی، همیشه از جمله‌های به‌ظاهر کوچک آغاز می‌شود.
undefinedنمونه دیگر، ورود به حوزه تصمیمات نظامی است. اینکه پس از پایان یک عملیات گفته شود اگر فلان هدف به‌جای هدف دیگر مورد حمله قرار می‌گرفت، نتیجه متفاوتی حاصل می‌شد، صرفاً یک تحلیل شخصی نیست.
undefinedچنین گزاره‌ای، ناخواسته این پیش‌فرض را القا می‌کند که فرماندهان میدان یا فاقد تشخیص بوده‌اند یا تحت ملاحظاتی غیرحرفه‌ای تصمیم گرفته‌اند. این جنس داوری‌ها، بدون دسترسی به اطلاعات عملیاتی، نه نقد تخصصی است و نه کمکی به فهم افکار عمومی می‌کند؛ فقط اعتماد به ساختار تصمیم‌گیری را فرسایش می‌دهد.
undefinedهمین مسئله درباره روایت تصمیمات کلان نیز صادق است. فروکاستن فرآیندهای پیچیده حاکمیتی به این گزاره که «دولت مانع شد» یا «فلان فرد اجازه نداد»، تصویری نادرست از سازوکار تصمیم‌سازی در جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد. تصمیمات راهبردی، حاصل جمع‌بندی مجموعه‌ای از نهادهاست، نه اراده یک فرد یا یک دولت. نقد عملکرد دولت، یک بحث است؛ تحریف سازوکار تصمیم‌گیری، بحثی دیگر.
undefinedمسئله بعدی، عبور از مرز انصاف است. اگر در نقد یک شخصیت سیاسی، تمام نقاط قوت او حذف و فقط نقاط اختلاف برجسته شود، دیگر با تحلیل مواجه نیستیم؛ با روایت گزینشی مواجهیم.نمی‌توان نقش یک رئیس مجلس در تصویب و اجرای یک قانون راهبردی را نادیده گرفت و هم‌زمان او را هم‌ردیف جریانی معرفی کرد که اساساً با همان قانون مخالف بوده است. این شیوه، اقناع نمی‌آورد؛ دوقطبی می‌سازد.
جریان انقلاب بیش از هر چیز به دقت نیاز دارد. خطای رقیب، مجوز خطای ما نیست. اگر برای اثبات یک موضع، اعتبار نهادهای رسمی، فرماندهان نظامی یا سازوکارهای تصمیم‌گیری را مستهلک کنیم، شاید در یک مناظره دست بالا را پیدا کنیم؛ اما هزینه آن را جامعه خواهد پرداخت.
undefinedسیاست‌ورزی مسئولانه، پیش از آنکه به اثر رسانه‌ای سخن بیندیشد، نسبت آن را با منافع ملی می‌سنجد. هر جمله‌ای که سرمایه اعتماد عمومی را کاهش دهد، حتی اگر با نیت خیر گفته شود، در نهایت به سود هیچ جریان وفادار به انقلاب نخواهد بود.
ضمناً، تنگه هرمز ارث ماست؛ خاک و ناموس ماست. کوتاه نخواهیم آمد و اگر لازم باشد، فراتر هم خواهیم رفت.
undefined حمیدرضا قائم‌پناه @hamidrezaghaempanah_ir
undefined۵

۶۰۹

۱۹:۵۹

۷ مرداد
thumbnail
هیچ کجا برای جلاد، فرش قرمز پهن نمی‌کنند!
undefinedچهار مأمور را به تابلویی بستند. با سنگ صورت‌شان را شکافتند، بنزین ریختند و آتش زدند و در همان حالی که هنوز جان داشتند، بدن‌شان را روی زمین کشیدند و با چاقو و قمه تکه‌تکه‌اش کردند. آن‌قدر سوختند که پوست‌شان با آسفالت خیابان یکی شد. بعد فیلمش را هم فرستادند برای رسانه‌هایی که تشنهٔ همین تصویر بودند.
این را نمی‌گویم که کسی را تحریک کنم. می‌گویم چون فراموش‌کردنش، خودش نوعی همدستی است.
undefinedحالا در روزهای اخیر، عاملان و قاتلانِ همین صحنه فجیع، اعدام شدند و باز همان هیاهوی همیشگی به راه افتاد. عده‌ای بی‌درنگ صف کشیدند تا از مشروعیتِ کلِ نظام و حتی نمادهای دینیِ آن سلب اعتبار کنند. انگار نه انگار که پای میانِ این ماجرا، جسم چندین انسان بی‌گناهی است که خانواده‌شان هنوز نمی‌توانند خاکِ آن روز را از یاد ببرند.
undefinedیادمان نمی‌رود که روزی همین جماعت، پای صحنه‌های خشونت علیه نیروی انتظامی، نه‌تنها ناراحت نبودند که با غرور و ذوق بازنشرش می‌کردند. حالا که نوبتِ دردِ خودشان است، یک‌شبه اهلِ رحم شده‌اند.
مسئله نظری و پیچیده‌ای نیست، خیلی ساده است: «نه به اعدام» اینجا از سرِ یک نوع لجبازی است که میل و کینه، جای استدلال را گرفته. حرف‌هایی از این دست کمتر از عاطفه و بیشتر از یک لجاجتِ ازپیش‌تعیین‌شده سرچشمه می‌گیرند؛ همان لجاجتی که وقتی حریفِ سیاسی رو‌به‌روست، یکهو حساس به خون و جان می‌شود و وقتی طرفِ ماجرا نیرویی‌ست که این‌ها آن را «نظام» می‌نامند، یا سکوت می‌کند یا با بی‌تفاوتی از کنارش رد می‌شود.
برگردید به آرشیوِ همان روزهای پرالتهاب فتنه دی‌ماه. به تصاویری که آن‌وقت پخش می‌شد. تصاویر خشونت علیه نیروی نظامی که با افتخار و انگار با عشق دست‌به‌دست می‌شد. آن روزها کسی نگفت «نه به خشونت».
undefinedکسانی که در برابر سلاخیِ انسان‌های بی‌گناه و حافظ امنیت این سرزمین، سکوت می‌کنند و با مجازاتِ سلاخ عربده می‌کشند، اگر در انسانیتِ خود تردید نکنند، دست‌کم حق ندارند خود را مدافع #انسانیت بنامند.
undefinedهیچ کجا، برای جلاد، فرش قرمز پهن نمی‌کنند. نه برای آن‌که با چاقو و آتش وارد میدان شده و نه برای آن‌که بعدتر، با کلمه، روایتش را سفید می‌کند.
undefined حمیدرضا قائم‌پناه@hamidrezaghaempanah_ir
undefined۸
undefined۳

۹۶۳

۱۶:۲۹

۹ مرداد
thumbnail
همین که پذیرفتید اغتشاشگر بودند، پیشرفت محسوب می‌شود
دیروز از معترضان بی‌دفاع می‌نوشتید، امروز خودتان از آنها به عنوان اغتشاشگر یاد می‌کنید و اصلِ استحقاق مجازات را نیز زیر سؤال نمی‌برید.
پس اختلاف دیگر بر سر اصل ماجرا نیست. فعلاً همین که از انکار واقعیت عبور کرده‌اید، برای این مرحله کافی است.
undefined حمیدرضا قائم‌پناه @hamidrezaghaempanah_ir
undefined۵

۶۳۲

۱۶:۲۳

۱۰ مرداد
thumbnail
میراثِ نقد!
انتقاد، حق همه است اما طوری #نقد کنیم که فردا روزی، در مراسم تشییع، شرمِ حلالیت‌طلبی، تنها میراثِ حضورمان نباشد...
undefined حمیدرضا قائم‌پناه @hamidrezaghaempanah_ir
undefined۶

۶۰۵

۱۹:۳۵

۱۱ مرداد
خیابان را چه کسی مصادره کرده است؟
خیابان را کسانی مصادره کرده‌اند که امروز خود مدعیِ مصادره‌شدن خیابان هستند. همان‌ها که تریبون تجمعات مردمی را به‌جای تمرکز بر دشمن بیرونی و مطالبه‌گریِ درست و ایستادن پای شروط و خطوط قرمز به میدان تخریب چهره‌ها، تهمت‌زنی و سردادن شعارهایی از جنس مرگ بر فلان مسئول تبدیل کرده، در برابر آن سکوت کرده و یا همراهی نشان داده‌اند. آن‌هم در تعارض آشکار با تأکید و تذکر صریح رهبر معظم انقلاب بر حفظ وحدت ملی و پرهیز از اختلافات.
مطالبه‌گری و نقد صریح از عملکرد مسئولان، حتی در روزهای جنگ، حق مردم و خود شکلی از مسئولیت‌پذیری ملی است؛ اما همین گروه، به‌جای این مطالبه‌گری، به آموزشِ شگردهای فشار برای استعفا و برکناریِ مسئولان به‌ویژه رئیس‌جمهور، مشغول بوده و هستند و از شور و ارادۀ انقلابیِ مردم، بهره جسته‌اند تا چنین وانمود شود که گویی در این سرزمین دیگر هیچ مسئولِ سالمی بر جای نمانده و همه یا خائن‌اند، یا سازشکار، یا نفوذی!
این نقد اما یک‌طرفه نیست. مسئولانی که کاستی در عملکردشان زمینه‌ساز نارضایتی‌ها شده، باید پاسخگو باشند و راه پاسخگویی را بر منتقدان معقول نبندند. کشور در میانه نبردی تمام‌عیار قرار دارد و وحدت به‌معنای سکوت نیست، بلکه یعنی نقد صریح از هر دو سو، بی‌آنکه انسجام داخلی را هدف بگیرد.
این مردم مبعوث، نماینده هیچ جریان سیاسی نیستند. مردمی هستند که در هر زمان و هر شرایطی برای دفاع از ایران و انقلاب و اسلام به میدان آمده و خواهند آمد. مصادره خیابان، در حقیقت مصادره همین سرمایه مردمی است و کسانی که امروز از این مصادره گلایه دارند، خود پیش‌تر با سکوت یا همراهیِ خویش در برابر تخریب و توهین، دستی در همین مصادره داشته‌اند.
undefined حمیدرضا قائم‌پناه @hamidrezaghaempanah_ir
undefined۲

۷۴۱

۱۳:۰۷

۱۳ مرداد
کدام توصیه رهبری، استعفای دولت را توجیه می‌کند؟/ پیاده‌نظام پروژه دشمن نباشیم
من از منتقدان جدی عملکرد دولت آقای پزشکیان هستم. از اقتصاد و به‌ویژه آموزش تا برخی انتصابات. نقدهای صریحی داشته‌ام و همچنان هم دارم. اما درست به همین دلیل معتقدم نباید مرز میان نقد دولت و بازی در زمین دشمن را از بین برد.
چند هفته‌ای است کلیدواژه استعفا مدام از برخی تریبون‌ها تکرار می‌شود. مطالبه‌ای که تا دیروز رسانه‌های معاند و اتاق‌های عملیات روانی دنبال می‌کردند، حالا از زبان کسانی شنیده می‌شود که خود را انقلابی معرفی می‌کنند.
در یکی از تجمعات اخیر، آقای نیلی صریحاً به حاضران آموزش می‌دهد که چگونه رئیس‌جمهور را برای استعفا تحت فشار قرار دهند. از سوی دیگر، آقای خرازی که بارها ادعاهای غیرمستندی را به جهت گرفتن ضریب در فضای رسانه‌ای مطرح کرده، اخیراً نیز در یک فایل ویدیویی، با استناد به نقل قولی از رهبری عزیز، مدعی می‌شود که ایشان رسماً اعلام کرده‌اند اگر آقای پزشکیان یک بار دیگر استعفا دهد، آن را خواهند پذیرفت. سؤال اینکه کجا رهبری چنین چیزی را رسماً اعلام کرده‌اند؟ این ادعا نه مستند درستی دارد و نه با مواضع اخیر رهبر انقلاب سازگار است.
این گروه برای اینکه بتوانند روایت جعلی خود را روی زمین بنشانند به ابزارهای رسانه‌ای خود و پلتفرم داخلی که در اختیار دارند متوسل می‌شوند. در ادامه همین ماجرا، آقای رسایی، نماینده مجلس هم‌طیف با این گروه، با استدلالی کاملاً سطحی به میدان می‌آید و می‌گوید «اگر ادعاهای آقای خرازی درست نیست، خب یک بار رئیس‌جمهور رسماً استعفا بدهد تا ببینیم رهبری قبول می‌کنند یا نه.»این استدلال آن‌قدر سطحی و بی‌پایه است که نیازی به نقد مفصل ندارد. هر خواننده‌ای با کمی تأمل متوجه خالی‌بودن آن می‌شود.
نکته نگران‌کننده‌تر این است که به‌محض مطرح‌شدن پروژه استعفا از سوی این جریان، ابزارهای رسانه‌ای دشمن، از جمله شبکه اینترنشنال، با ذوق و شتاب به پوشش‌دادن همین خط افتادند. این هم‌زمانی و این اشتیاق رسانه معاند برای بازتاب یک ادعای بی‌سند، خود بهترین نشانه است که این خط، دقیقاً همان چیزی‌ست که دشمن دنبالش بوده.
رهبر عزیز انقلاب در پیام ۲۶ تیر ۱۴۰۵، خطاب به ملت و مسئولان، بر چند محور تأکید کردند: اصرار بر وحدت و اتحاد مقدس در همه سطوح، پرهیز از تفرقه و تنازع و برجسته‌کردن اختلافات سیاسی، تداوم اعتماد به مسئولان دلسوز در هر سه قوه، حضور فعال و هوشیارانه در میدان و پرهیز از ظلم و خدشه بر وحدت در انتقادات. حالا سؤال این است: پروژه استعفا ذیل کدام‌یک از این توصیه‌ها تعریف می‌شود؟
هیچ دولتی مصون از نقد نیست؛ دولت آقای پزشکیان هم نیست. مطالبه‌گری وظیفه نیروهای انقلاب است، اما با بی‌ثبات‌سازی فرق دارد. نقد برای اصلاح است، برای رفع خطای محاسباتی مسئولان نه برای زمین‌گیر کردن کشور آن هم در شرایطی که دشمن همچنان امیدش به شکاف‌های داخلی بسته است.
اگر هر مطالبه‌ای به مطالبه استعفا و هر اختلاف‌نظری به دوقطبی سیاسی تبدیل شود، دقیقاً همان مسیری را رفته‌ایم که دشمن سال‌ها برایش سرمایه‌گذاری کرده است. انقلابی‌گری با بلندترین شعارها تعریف نمی‌شود. انقلابی‌گری یعنی تشخیص میدان و مراقب بودن که ناخواسته پیاده‌نظام همان پروژه نشویم.
undefined حمیدرضا قائم‌پناه @hamidrezaghaempanah_ir
undefined۹

۹۷۰

۸:۱۶

thumbnail
ولایت‌مدار باشید نه سخنگوی خودخوانده!
کسانی که هر روز دیگران را به «هرچیزی گردن رهبری انداختن» متهم می‌کردند، این روزها خود، مرتکب خطایی بزرگ‌تر می‌شوند. بی‌هیچ سندی، در پیشبرد دعوای سیاسی‌شان، سخن دروغ به رهبر انقلاب می‌بندند. نقل‌قول جعلی می‌سازند، برایش ضریب رسانه‌ای می‌خرند، بر مبنای همان دروغ، تحلیل و موضع می‌نویسند و چنان هزینه‌ای می‌تراشند که دفتر رهبر انقلاب ناچار به صدور اطلاعیه و تکذیب رسمی می‌شود.
این نخستین‌بار نیست که برخی خود را جلوتر از رهبری می‌بینند. یک‌بار از تریبون تجمعات فریاد می‌زنند «ما به رهبری کاری نداریم، کار خودمان را می‌کنیم». بار دیگر، وقتی پای اعتبار‌بخشی به پروژه سیاسی‌شان در میان باشد، نام رهبری را وثیقه روایت خود می‌کنند. روایت ناامیدی تولید می‌کنند، مسئولان را آماج تهمت و تخریب قرار می‌دهند و دوقطبی در جامعه می‌سازند. این رفتار نه انقلابی‌گری‌ست، نه مطالبه‌گری. هزینه‌تراشی برای همان جایگاهی‌ست که مدعی صیانت از آنند. این رفتارها از سوی هر طیفی که باشد، خطاست.
اگر قاعده برخورد با اخبار کذب و تشویش اذهان عمومی جدی است، این افراد نباید از آن مستثنا بمانند. آنان سزاوار همان برخورد جدی‌اند که خود همیشه برای دیگران مطالبه می‌کردند. چه آن روحانی، چه آن نماینده مجلس، چه آن مدیر رسانه و چه افراد دیگر.
کاش به‌جای روایت‌های دروغ، اصول آقا را مطالبه می‌کردیم و خط را نگه می‌داشتیم. البته وظیفه‌ای که نه بر عهده عده‌ای خاص، که بر دوش همه ماست.
undefined حمیدرضا قائم‌پناه @hamidrezaghaempanah_ir
undefined۴
undefined۳

۱.۱K

۱۶:۲۸

۱۴ مرداد
thumbnail
شجاعت عذرخواهی داشته باشید/ اصرار بر خطا، فضیلت نیست
بعد از تکذیب رسمی دفتر رهبر معظم انقلاب، این‌که همچنان بر رویه غلط خود پافشاری می‌کنید، نه فضیلت است، نه دلسوزی، نه مطالبه‌گری. این ذهنیت را تثبیت می‌کند که به‌جای پذیرفتن اشتباه، دارید ناکامی سیاسی خود را به صحنه‌ای می‌کشانید که در آن نبردی تمام‌عیار جریان دارد؛ نبردی که ایران اسلامی مقتدر در برابر تمام مستکبرین عالم به‌ویژه رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار، ایستاده است.
لجاجت با امر ولی، عاقبت‌به‌خیری نمی‌آورد. این‌که بعد از دو پیام صریح آقا درباره حفظ وحدت، عدم اختلاف‌افکنی و حفظ شأن قوای سه‌گانه، حالا تیم روابط‌عمومی دفتر رهبری را مقصر صدور بیانیه‌ها می‌دانید، خود نشانی از عزم جدی‌تان بر ادامه اختلاف‌افکنی‌ست.
این حرف‌ها به‌معنای سکوت نیست، به‌معنای کنارگذاشتن مطالبات و خطوط قرمز و شروط آقا هم نیست. همه می‌دانیم دولت ضعف‌های جدی دارد و انتقادات زیادی به آن وارد است، اما این را هم باید ساده فهمید که در جنگیم. مطالبه‌گر می‌ایستد، اصلاح می‌خواهد و باری از دوش جامعه برمی‌دارد. عقده‌گشا فقط می‌خواهد ببیند چیزی می‌شکند یا نه.
undefined حمیدرضا قائم‌پناه@hamidrezaghaempanah_ir
undefined۹

۶۸۳

۵:۴۹

۱۷ مرداد
thumbnail
من یک معلم‌خبرنگارم
همیشه فکر می‌کردم معلمی کار آسانی است. البته از روزهای دانش‌آموزی می‌دانستم پای تخته ایستادن و مسئولیت تربیت چند نسل را به دوش کشیدن، کار کوچکی نیست اما وزن واقعی‌اش را حس نکرده بودم. تا آنکه چرخ روزگار این توفیق را نصیبم کرد و آن ردای مقدس معلمی را بر تن کردم. آن‌وقت فهمیدم معلمی، سنگین‌تر از آن چیزی است که از بیرون به نظر می‌رسد. هرچه پیش‌تر می‌روی، بیشتر به بزرگی‌اش پی می‌بری.
بعدها فهمیدم شاید کاری سخت‌تر از معلمی هم باشد. خبرنگاری در کنار معلمی.
در این سال‌ها، همراه با جمعی از دوستان و معلمان دغدغه‌مند از عرصه‌ی #تعلیم‌وتربیت نوشتیم. از مدرسه از معلم از واقعیت‌هایی که زیر حجم روایت‌های نادرست و سیاه‌نمایی‌هایی که می‌کوشند #آموزش‌وپرورش را از چشم جامعه بیندازند، دیده نمی‌شدند.
کوشیدیم آن‌گونه بنویسیم که می‌دیدیم. نه ضعف‌ها را پوشاندیم نه دستاوردها را انکار کردیم. از واقعیتی نوشتیم که در دل کاستی‌هایش، نشانی از امید داشت، نشانی از پیشرفت، نشانی از #عدالت. واقعیتی که با آنچه دیگران تصویر کرده بودند، فاصله‌ای بسیار داشت.
می‌دانم قلم ما چندان توانمند و گام‌هایمان چندان بلند نیست اما باور دارم همین قلم‌های کوچک، وقتی از دل دغدغه‌ی معلمی و برای حقیقت #مدرسه نوشته شوند، بی‌اثر نمی‌مانند.
من یک معلم‌خبرنگارم. کوچک، کم‌توان و همچنان در حال آموختن اما امیدوارم ذره‌ای از بزرگی این دو رسالت را ادا کرده باشم.
undefined حمیدرضا قائم‌پناه @hamidrezaghaempanah_ir
undefined۱۳

۴۸۸

۶:۵۲