۱۵۲
۱۷:۱۶
۱۷۰
۱۷:۱۷
|هَنوز|
رویایِ روز ... @hanooz
۱۱۳
۹:۱۴
#روایتدیروز در مسیر بازگشت از آزمایشگاه در خیابان نیلو، دو ماشین روبهروی هم، یکی از کوچه بیرون میزد و دیگری از خیابان به داخل کوچه هجوم میآورد. مقابلِ هم متوقف شدند، آنکه داخل کوچه و رو به خیابان بود گفت: «یه کم برو عقب من رد بشم.» راننده مقابل که همسرش کنار دستش نشسته بود با قُلدری صدا بلند کرد: « نِمیرم.» و راننده مقابل هم در جوابِ لجِ او گفت: «خب نرو، منم تکون نمیخورم.» تا آنجایی که مسیرِ من بود و نگاهم خیره به خیرهسری و لجبازی کودکانهشان بود، هیچکدام از خرِ شیطان پایین نیامدند و مقابلِ هم ایستادند. بهنظر میرسد این زیستِ خشک و بیاعصابی که داریم همان زیستِ جانوری است.
@hanooz
@hanooz
۱۲۴
۹:۲۵
۶۵
۶:۰۷
- یا حسن.mp3
۰۲:۰۷-۱.۹۱ مگابایت
@hanooz
۵۱
۸:۵۶