𝓗𝓪𝓻𝓯𝓮𝓭𝓮𝓵چشمها – پنجرههای تو – تامل دارند
فصل پاییز هم آن منظرهها گل دارند
ابر و باد و مه و خورشید و فلک مطمئنم
همه در گردش چشم تو تعادل دارند
تا غمت خار گلو هست، گلوبند چرا؟
کشتههایت چه نیازی به تجمل دارند؟
همهجا مرتع گرگ است، به امید کهاند
میشهایم که ته چشم تو آغل دارند؟
برگ با ریزش بیوقفه به من میگوید:
در زمین خوردن، عشاق تسلسل دارند
هرکه در عشق سر از قله برآرد هنر است
همه تا دامنهی کوه تحمل دارند
#مژگان_عباسلو
فصل پاییز هم آن منظرهها گل دارند
ابر و باد و مه و خورشید و فلک مطمئنم
همه در گردش چشم تو تعادل دارند
تا غمت خار گلو هست، گلوبند چرا؟
کشتههایت چه نیازی به تجمل دارند؟
همهجا مرتع گرگ است، به امید کهاند
میشهایم که ته چشم تو آغل دارند؟
برگ با ریزش بیوقفه به من میگوید:
در زمین خوردن، عشاق تسلسل دارند
هرکه در عشق سر از قله برآرد هنر است
همه تا دامنهی کوه تحمل دارند
#مژگان_عباسلو
۵۲۲
۱۳:۱۱
حرف دل، شعر و غزل
𝓗𝓪𝓻𝓯𝓮𝓭𝓮𝓵 چشمها – پنجرههای تو – تامل دارند فصل پاییز هم آن منظرهها گل دارند ابر و باد و مه و خورشید و فلک مطمئنم همه در گردش چشم تو تعادل دارند تا غمت خار گلو هست، گلوبند چرا؟ کشتههایت چه نیازی به تجمل دارند؟ همهجا مرتع گرگ است، به امید کهاند میشهایم که ته چشم تو آغل دارند؟ برگ با ریزش بیوقفه به من میگوید: در زمین خوردن، عشاق تسلسل دارند هرکه در عشق سر از قله برآرد هنر است همه تا دامنهی کوه تحمل دارند #مژگان_عباسلو
𝓗𝓪𝓻𝓯𝓮𝓭𝓮𝓵وقتی به هیچ وجه دلش با تو جور نیستکم دست و پا بزن که رسیدن به زور نیست
یک روز می رسد که سرش می خورد به سنگای دل صبور باش که آن روز دور نیست
بشکن حصار بی کسی ات را عبور کنجای تو در دل قفسی سوت و کور نیست
با رفتنش چراغ امید تو را شکستپس بی خودی نمان که در این خانه نور نیست
قدری ببار .. گریه بکن تا سبک شوی ..دق می کنی وگرنه ، زمان غرور نیست...
#میلاد_خانی
یک روز می رسد که سرش می خورد به سنگای دل صبور باش که آن روز دور نیست
بشکن حصار بی کسی ات را عبور کنجای تو در دل قفسی سوت و کور نیست
با رفتنش چراغ امید تو را شکستپس بی خودی نمان که در این خانه نور نیست
قدری ببار .. گریه بکن تا سبک شوی ..دق می کنی وگرنه ، زمان غرور نیست...
#میلاد_خانی
۵۲۳
۱۳:۱۷
𝓗𝓪𝓻𝓯𝓮𝓭𝓮𝓵شادم که با غمی... غمی از من بزرگتر
در من شکفت آدمی از من بزرگتر
من زخمیام عمیقتر از زخم روزگار
بستی مرا به مرهمی از من بزرگتر
نامش غرور بود؟ چه بود آنچه خرد شد؟
در من شکست آدمی از من بزرگتر
وا کرده است حسرت و دلتنگی و فراق
چشم مرا به عالمی از من بزرگتر!
گفتی خدا شبیه که بود ای شکسته دل
گفتم شبیه من... کمی از من بزرگتر
این بار داغ نیست که بر دل نشسته است
بر من نشسته شبنمی از من بزرگتر
فردا هم این منم که تو را ترک میکند
فردا تو هستی و غمی از من بزرگتر...
#حسین_زحمتکش
در من شکفت آدمی از من بزرگتر
من زخمیام عمیقتر از زخم روزگار
بستی مرا به مرهمی از من بزرگتر
نامش غرور بود؟ چه بود آنچه خرد شد؟
در من شکست آدمی از من بزرگتر
وا کرده است حسرت و دلتنگی و فراق
چشم مرا به عالمی از من بزرگتر!
گفتی خدا شبیه که بود ای شکسته دل
گفتم شبیه من... کمی از من بزرگتر
این بار داغ نیست که بر دل نشسته است
بر من نشسته شبنمی از من بزرگتر
فردا هم این منم که تو را ترک میکند
فردا تو هستی و غمی از من بزرگتر...
#حسین_زحمتکش
۵۳۲
۱۳:۱۹
𝓗𝓪𝓻𝓯𝓮𝓭𝓮𝓵نام تو مگر چیست؟ که شرط ضربان استخونیست ،که در رگ رگ ابیات نهان است
از رایحه ی عطر تو، قارونم و بی شک هرم نفست،، ناب ترین گنجِ زمان است
لبخند تو مشهور ترین سیب بهشتی ست از طرحِ لب توست که حوا نگران است
تصویر دوتا مردمک چشم تو انگارنیلوفر آبیست که در آب روان است
این آتش عشق است، که در هر غزل منگلواژه ی "تو" مایه ی آرامش جان است
از عشق تو دیوانه ترین شاعر شهرم"چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است"
#علی_فرزانه_موحد
از رایحه ی عطر تو، قارونم و بی شک هرم نفست،، ناب ترین گنجِ زمان است
لبخند تو مشهور ترین سیب بهشتی ست از طرحِ لب توست که حوا نگران است
تصویر دوتا مردمک چشم تو انگارنیلوفر آبیست که در آب روان است
این آتش عشق است، که در هر غزل منگلواژه ی "تو" مایه ی آرامش جان است
از عشق تو دیوانه ترین شاعر شهرم"چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است"
#علی_فرزانه_موحد
۵۴۳
۱۴:۰۸
𝓗𝓪𝓻𝓯𝓮𝓭𝓮𝓵یاد آن شب که تو را دیدم و من را تو ندیدییا که خود را به ندیدن زده و پرده کشیدی
یاد داری که به صد حیله و نيرنگ و به ترفندگره از زلف تو وا کردم و از جای پریدی
همه شب تا به سحر محو تماشای تو بودمتو نگاهم که به آغوش قشنگی نخریدی
نظری کن تو بر این عاشق دلخسته ی مجنون گر چه در پای تو افتاده چه مجنون و چه بیدی؟
همه شب ناله ز هجران تو سر دادم و اما خُورَم،افسوس و صد افسوس که هرگز نشنیدی
سَرِ آن کوچه ی بن بست به صد ناز و کرشمهاز چه یک بوسه ندادی، ز چه این گونه رمیدی
گفته بودم که به مقصد نرسد عاشقِ بی دلشده افسرده چه "......" و به دادش نرسیدی
یاد داری که به صد حیله و نيرنگ و به ترفندگره از زلف تو وا کردم و از جای پریدی
همه شب تا به سحر محو تماشای تو بودمتو نگاهم که به آغوش قشنگی نخریدی
نظری کن تو بر این عاشق دلخسته ی مجنون گر چه در پای تو افتاده چه مجنون و چه بیدی؟
همه شب ناله ز هجران تو سر دادم و اما خُورَم،افسوس و صد افسوس که هرگز نشنیدی
سَرِ آن کوچه ی بن بست به صد ناز و کرشمهاز چه یک بوسه ندادی، ز چه این گونه رمیدی
گفته بودم که به مقصد نرسد عاشقِ بی دلشده افسرده چه "......" و به دادش نرسیدی
۵۲۵
۱۶:۲۰
𝓗𝓪𝓻𝓯𝓮𝓭𝓮𝓵پنجِ وارونه چه معنی دارد؟»خواهر کوچکم از من پرسید.من به او خندیدم.کمی آزرده و حیرتزده گفت:«روی دیوار و درختان دیدم.»بازهم خندیدم.گفت:«دیروز خودم دیدم مهران پسر همسایهپنجِ وارونه به مینو میداد.»آنقدَر خنده بَرَم داشتکه طفلک ترسید.بغلش کردم و بوسیدم وبا خود گفتم:«بعدها ...وقتی غمسقفِ کوتاهِ دلت را خم کردبیگمان میفهمیپنجِ وارونه چه معنی دارد.»
#علی_بداغی
#علی_بداغی
۵۱۸
۱۶:۲۶
حرف دل، شعر و غزل
𝓗𝓪𝓻𝓯𝓮𝓭𝓮𝓵 درد بی درمان شنیدی؟حال من یعنی همین بی تو بودن درد دارد،می زند من را زمین می زند بی تو مرا،این خاطراتت روز و شب درد پیگیر من است،صعب العلاج یعنی همین #فریدون_مشیری
𝓗𝓪𝓻𝓯𝓮𝓭𝓮𝓵بنشین برایت حرف دارم در دلم غوغاست
وقتى که شاعر حرف دارد آخر دنیاست
شاعر بدون شعر یعنى لال! یعنى گنگ
در چشم هاى گنگ اما #حرفدل پیداست
با شعر حق انتخاب کمترى دارى
آدم که شاعر مى شود" تنهاست یا تنهاست"
#مهدی_فرجی
وقتى که شاعر حرف دارد آخر دنیاست
شاعر بدون شعر یعنى لال! یعنى گنگ
در چشم هاى گنگ اما #حرفدل پیداست
با شعر حق انتخاب کمترى دارى
آدم که شاعر مى شود" تنهاست یا تنهاست"
#مهدی_فرجی
۵۲۰
۱۷:۴۵
𝓗𝓪𝓻𝓯𝓮𝓭𝓮𝓵من از اهالی ای کاشهای بیثمرماگر تو خستهای از من، من از تو خستهترم
سراغ از من تنها نمیگرفت کسیغم تو آمد و هر شب گذاشت سر به سرم
تو خانه بودی من جاده، این عدالت نیستتو از چه میگذری و من از چه میگذرم؟
نگو که میگذرد، نه تو ساده میگذریگذشتم از تو ولیکن شکسته شد کمرم
گذشتم از تو و از هر چه داشتم رفتموطن نمانده برایم، مدام در سفرم
تمام شد غزلم، ای غمِ همیشه ببخشاگر به گوشهی شالت گرفته است پرم…
#سیدتقی_سیدی
سراغ از من تنها نمیگرفت کسیغم تو آمد و هر شب گذاشت سر به سرم
تو خانه بودی من جاده، این عدالت نیستتو از چه میگذری و من از چه میگذرم؟
نگو که میگذرد، نه تو ساده میگذریگذشتم از تو ولیکن شکسته شد کمرم
گذشتم از تو و از هر چه داشتم رفتموطن نمانده برایم، مدام در سفرم
تمام شد غزلم، ای غمِ همیشه ببخشاگر به گوشهی شالت گرفته است پرم…
#سیدتقی_سیدی
۴۰۶
۱۳:۲۳
𝓗𝓪𝓻𝓯𝓮𝓭𝓮𝓵گاهی شرار شرم و گاهی شورِشیدایی استاین آتش از هر سر که برخیزد تماشایی است
دریا اگر سر می زند بر سنگ حق داردتنها دوای درد عاشق ناشکیبایی است
زیبای من! روزی که رفتی با خودم گفتمچیزی که دیگر بر نخواهد گشت، زیبایی است
راز مرا از چشمهایم می توان فهمیداین گریه های ناگهان از ترس رسوایی است
این خیره ماندن ها به ساعتهای دیواریتمرین برای روزهایی که نمی آیی است
شایدفقط عاشق بداند"او"چرا تنهاستکامل ترین معنا برای عشق تنهایی است
#فاضل_نظری
دریا اگر سر می زند بر سنگ حق داردتنها دوای درد عاشق ناشکیبایی است
زیبای من! روزی که رفتی با خودم گفتمچیزی که دیگر بر نخواهد گشت، زیبایی است
راز مرا از چشمهایم می توان فهمیداین گریه های ناگهان از ترس رسوایی است
این خیره ماندن ها به ساعتهای دیواریتمرین برای روزهایی که نمی آیی است
شایدفقط عاشق بداند"او"چرا تنهاستکامل ترین معنا برای عشق تنهایی است
#فاضل_نظری
۴۰۰
۱۳:۲۴