اما دو واکنش میتواند آسیبزا باشد:
بهتر است به نوجوان کمک کنیم مسیر سالمی برای کنشگری پیدا کند؛
مثلاً بر اساس استعدادش در نوشتن
وقتی نوجوان نقش خود را پیدا میکند، هیجانش به مسئولیتپذیری و رشد تبدیل میشود.#هنر_مادری_در_جنگ@havayemadari
۲.۹K
۱۲:۱۲
از نظر رسانه صهیونیستی ایران اینترنشنال که فقط بهشون میشه گفت صهیونیست های فارسی زبان :
برای تن نازک ماکان هفت ساله موشک تاماهاوک آمریکا «کمک بشردوستانه» بود.برای تن فربه بیمصرف پهلوی ۶۵ ساله، سس گوجه فرنگی «حمله تروریستی» بود! @havayemadari
برای تن نازک ماکان هفت ساله موشک تاماهاوک آمریکا «کمک بشردوستانه» بود.برای تن فربه بیمصرف پهلوی ۶۵ ساله، سس گوجه فرنگی «حمله تروریستی» بود! @havayemadari
۲.۹K
۱۶:۴۱
۲۸۱.۵K
۱۲:۲۲
یک طرح لطیف مادرانه
که تا عرش الهی ملائکه را به صف میکند
تا ۲۰ اردیبهشت، هرکدوم از ما در شهر تهران، چیز نو و خوبی که تو خونه داریم (لباس، روسری، پارچه، عروسک، لوازمالتحریر، تابلو، زعفران، کیف و...) رو، میرسونیم به این گروه؛این گروه، اون رو کادوپیچی میکنه و همراه مدافعین امنیت و نیروهای بسیجی و ... در بخشهای مختلف میکنه که حالا که بعد مدتها میرن مرخصی،با خودشون ببرن برای خانواده هاشون...
یه هدیه است برای #قدردانی از طرف ما مردم! 🥺
اگر پیام بدید بیشتر راهنمایی میکنن که کجا برسونید دستشون
کلمه "عزیز ایران" رو به شناسه زیر ارسال کنید تا کامل راهنماییتون کنیم
@KhademIran
متوجه طرح شدید؟برای مشارکت دیگر شهر ها هم این ایده را در شهر خودتان پیاده کنید هم:شماره کارت جهت واریز کمک های نقدی به نیت:۱.پشتیبانی از نیروهای امنیتی، امدادی، جهادی۲.خدمترسانی به کودکان و مجروحین جنگی۳. برگزاری مراسمات مردمی (از جمله دیدار با خانوادههای داغ دیده، تجمعات مردمی و...)۴. خدمات درمانی و بهداشتیو...5041721219912046IR230700010001111623288001به نام هلیا مهدیاننیازی به ارسال فیش واریزی نیست
مورد تایید دکتر موحدی نیا @hejrat_kon
#هوای_مادری#مهربانترین_مردم_دنیا@havayemadari
که تا عرش الهی ملائکه را به صف میکند
تا ۲۰ اردیبهشت، هرکدوم از ما در شهر تهران، چیز نو و خوبی که تو خونه داریم (لباس، روسری، پارچه، عروسک، لوازمالتحریر، تابلو، زعفران، کیف و...) رو، میرسونیم به این گروه؛این گروه، اون رو کادوپیچی میکنه و همراه مدافعین امنیت و نیروهای بسیجی و ... در بخشهای مختلف میکنه که حالا که بعد مدتها میرن مرخصی،با خودشون ببرن برای خانواده هاشون...
یه هدیه است برای #قدردانی از طرف ما مردم! 🥺
کلمه "عزیز ایران" رو به شناسه زیر ارسال کنید تا کامل راهنماییتون کنیم
@KhademIran
#هوای_مادری#مهربانترین_مردم_دنیا@havayemadari
۲.۹K
۱۱:۳۴
مدت زمان ۲۸ دقیقه.
رونمایی برای اولین بار :
https://www.aparat.com/v/kaj8ysn
۳.۶K
۱۶:۱۳
#ارسالی_شما#اجرای_متفاوت#هنر_مادری_فضای_مجازیمسجد جامع و بازار اطراف آن به عنوان یکی از جذاب ترین آثار باستانی استان یزد مورد استقبال توریست ها ، مهمان ها از شهر های مختلف لست در نتیجه فضای اونجا پر تردد و اصلا مناسب سخنرانی نبود.
بخاطر همین تصمیم گرفتم مطالب علمی رو در قالب دیالوگ های مادر و مشاور قرار بدم
در برنامه ها همزمان که برای مادران مدیریت بحران جنگ ارائه شد برای بچه ها در موکب کودک طرح درس رهبر ایران دوست توسط مربیان کودک اجرا میشد.
دکتر مازارچی از شهر یزد


@havayemadari
بخاطر همین تصمیم گرفتم مطالب علمی رو در قالب دیالوگ های مادر و مشاور قرار بدم
۲K
۱۴:۲۹
با تبریک روز ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها و امیرالمومنین
کتاب «درخت محبت»
جایگاه خانواده از منظر اسلام
نوشته آیت الله محمد رضا عابدینیhttps://basalam.com/kosar17/product/33169732
کد تخفیف ایام نمایشگاه کتاب:BOOKFS
@havayemadari
کتاب «درخت محبت»
جایگاه خانواده از منظر اسلام
نوشته آیت الله محمد رضا عابدینیhttps://basalam.com/kosar17/product/33169732
@havayemadari
۱.۲K
۱:۴۱
۴.۲K
۱۶:۵۴
بازارسال شده از شفا | تأملاتی در باب تعلیم و تربیت
سوزنی به چگونگی مواجهه با سیاستهای حمایت از جمعیت و خانوادهمجتبی همتی فر۱۴۰۵۰۲۳۰
۱- گویا معنای و حساسیت «بحرانهای ملی» را درک نمیکنیم؛ به ویژه وقتی بحران نرم و خاموش باشد. چشم و گوش «بحرانبین» کم است، هر چند دست و زبان «بحرانساز» زیاد. «مسئله جمعیت و بحران سالمندی ایران» را هم جدی و ملی نمیدانیم.انگار مثل خیلی از دستورکارهایی است که در مکاتبات روزمره بیندستگاهی، بر اهمیت آن تأکید میشود و گم میشود.۲- در آغاز دوره مسئولیت سازمان ملی توتک، برنامهای میانمدت تنظیم کردیم تا بدانیم چگونه اهداف و مأموریتهای سازمان را باید پیگیری کنیم تا «گم نشویم». نگاهمان به مسئلههای اصلی بود، از جمله مسئله جمعیت. باورمان این بود که مسئله جمعیت به توتک هم مرتبط است؛ هم کمیت جمعیت (فرزندآوری) و هم کیفیت جمعیت (فرزندپروری).از مباحث کارشناسی به این رسیده بودیم که بخش قابل توجهی از بیمیلی زوجین به فرزندآوری، ریشه فرهنگی و اجتماعی دارد، در حالی که اغلب به جنبه «اقتصادی» آن تأکید میشود. از همین رو مشوقهای مالی و مادی مورد تأکید است. ۳- تحلیل ما میگفت که در فضای تخصصزده و لاکچری رشد و مراقبت از فرزند، این حس به والدین القا میشود که فرزندداری کار سخت و پیچیدهای است و آنها به علت «نابلدی و ناتوانی»، عرضه و صلاحیتش را ندارند. برخی از زوجین در سایه ابهامات و تصویر تاریک القا شده از آینده جامعه ایران، دلنگران آینده بچههایی بودند که قرار بود به دنیا بیاید و برای همین تصمیم میگرفتند که «شخص دیگری را بدبخت نکنند». در فضای ناهمسو با خانواده سیاستها و مقررات کشور، «فرزند» مزاحم کار و بار والدین و به ویژه رشد و پیشرفت مادر محسوب میشد [و میشود؟!]. برای همین پدیده «فرزندگریزی/فرزندستیزی» به تدریج رخ نشان میدهد. این فضا و باورها به ویژه در کلانشهرها و برای زوجین جوان بیشتر غالب است. این چنین میشود که عطای نعمت «فرزندداری» را به لقایش میبخشند. طبیعی است که مشوقهایی مثل وام و خودروی بینوبت و ... چندان در باور و تصمیم آنها کارساز نباشد. البته خود این هم جای پژوهیدن عمیق دارد که مشوقهای مالی چقدر اثر داشت و چه مخاطبانی از آن بهره بردند و آیا بهره بردن از این مشوقها، عامل برانگیزاننده بود یا پس از تصمیم به فرزندآوری و فرزندداری، خود به خود مشمول آنها شدهاند. این دو با هم خیلی فرق دارد...۴- با این زاویه نگاه و تحلیل، باورمان این بود که سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک به دلیل بازه سنی مأموریتی خود (بدو تولد تا شش سالگی)، میتواند نقش مؤثری ایفا کند. اینکه والدین را به لحاظ نگرشی و مهارتی توانمند کند، آن هم با سازوکارهای اجتماعی مثل کلونیها و هستههای دوستانهی «مادر و کودک» که علاوه بر تبادل تجربه و آموزشهای غیرمستقیم، همیاری و مواساتها هم رخ میدهد. اینجا ایده «هوای مادری» جوشید که با همت جمعی از فعالان مردمی، دبیرخانهاش راه افتاد و کارستان کرد. هر چند در دوره بعد، فهم نشد و چتر حمایتی سازمان از روی آن برداشته شد. خوشبختانه چون مردمی بود، گروههای مردمی با توان محدودتر و «بدون تراکتور» کارشان را ادامه دادهاند.۵- باور داشتیم که باید فرزندداری را تسهیل کرد و یاریگر والدین در «فرزندپروری» باشیم. برای همین توسعه «خدمات کودکستانی» را مهم میدانستیم؛ اقدامی که میتواند خیال والدین - به ویژه شاغلها، محصلها، سرشلوغها و ... - را راحتتر کند. اینکه جای امن و سالمی هست که میتوانند فرزندشان را، میوه دلشان را، خدادادهشان را ساعتی از روز به آنجا بسپارند که توأمان جنبه مراقبتی - تربیتی دارد. نکته ما این بود که کودکستان باید مکمل و رفعکننده ضعفهای خانواده باشد، نه جایگزین آن. منتها متأسفانه زندگی مدرن بسیاری از اجزای زندگی و سنتهای خانوادهمحور ما را به هم ریخته است. در این موقعیت، هم باید نهاد بومی خودمان را طراحی و فراگیر کنیم و هم به عنوان دوره گذار، با اصلاح نهادهای موجود - کودکستان - از آن برای رفع ضرورتها کمک بگیریم. وزن دادن به هستههای مادر و کودک هم نهاد اجتماعی جدیدی بود که میتوانست این نقد را تعدیل کند.پا گرفتن کودکستانها و کیفیتر و تربیتی شدن آنها نیاز به حمایت معنوی و مادی داشت. بخش محتوایی با «یارستان کودکستان» خوب پیش رفت. اما مؤسسان و مربیان کودکستانها نیازهای مهم دیگری هم داشتند. آییننامهای طراحی کردیم که دستگاههای مختلف، بستههای حمایتی را برای زیستبوم اوان کودکی ارائه کنند. رآیند بررسی آییننامه در هیئت دولت چند ماه طول کشید و بعد از شهادت رئیسجمهور عزیز - شهید رئیسی - به تصویب رسید که متأسفانه عملیاتی کردن آن به دولت نیمهتمام سیزدهم نرسید. کاش آن آییننامه پی گرفته شود.@sheffa_jo
۱- گویا معنای و حساسیت «بحرانهای ملی» را درک نمیکنیم؛ به ویژه وقتی بحران نرم و خاموش باشد. چشم و گوش «بحرانبین» کم است، هر چند دست و زبان «بحرانساز» زیاد. «مسئله جمعیت و بحران سالمندی ایران» را هم جدی و ملی نمیدانیم.انگار مثل خیلی از دستورکارهایی است که در مکاتبات روزمره بیندستگاهی، بر اهمیت آن تأکید میشود و گم میشود.۲- در آغاز دوره مسئولیت سازمان ملی توتک، برنامهای میانمدت تنظیم کردیم تا بدانیم چگونه اهداف و مأموریتهای سازمان را باید پیگیری کنیم تا «گم نشویم». نگاهمان به مسئلههای اصلی بود، از جمله مسئله جمعیت. باورمان این بود که مسئله جمعیت به توتک هم مرتبط است؛ هم کمیت جمعیت (فرزندآوری) و هم کیفیت جمعیت (فرزندپروری).از مباحث کارشناسی به این رسیده بودیم که بخش قابل توجهی از بیمیلی زوجین به فرزندآوری، ریشه فرهنگی و اجتماعی دارد، در حالی که اغلب به جنبه «اقتصادی» آن تأکید میشود. از همین رو مشوقهای مالی و مادی مورد تأکید است. ۳- تحلیل ما میگفت که در فضای تخصصزده و لاکچری رشد و مراقبت از فرزند، این حس به والدین القا میشود که فرزندداری کار سخت و پیچیدهای است و آنها به علت «نابلدی و ناتوانی»، عرضه و صلاحیتش را ندارند. برخی از زوجین در سایه ابهامات و تصویر تاریک القا شده از آینده جامعه ایران، دلنگران آینده بچههایی بودند که قرار بود به دنیا بیاید و برای همین تصمیم میگرفتند که «شخص دیگری را بدبخت نکنند». در فضای ناهمسو با خانواده سیاستها و مقررات کشور، «فرزند» مزاحم کار و بار والدین و به ویژه رشد و پیشرفت مادر محسوب میشد [و میشود؟!]. برای همین پدیده «فرزندگریزی/فرزندستیزی» به تدریج رخ نشان میدهد. این فضا و باورها به ویژه در کلانشهرها و برای زوجین جوان بیشتر غالب است. این چنین میشود که عطای نعمت «فرزندداری» را به لقایش میبخشند. طبیعی است که مشوقهایی مثل وام و خودروی بینوبت و ... چندان در باور و تصمیم آنها کارساز نباشد. البته خود این هم جای پژوهیدن عمیق دارد که مشوقهای مالی چقدر اثر داشت و چه مخاطبانی از آن بهره بردند و آیا بهره بردن از این مشوقها، عامل برانگیزاننده بود یا پس از تصمیم به فرزندآوری و فرزندداری، خود به خود مشمول آنها شدهاند. این دو با هم خیلی فرق دارد...۴- با این زاویه نگاه و تحلیل، باورمان این بود که سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک به دلیل بازه سنی مأموریتی خود (بدو تولد تا شش سالگی)، میتواند نقش مؤثری ایفا کند. اینکه والدین را به لحاظ نگرشی و مهارتی توانمند کند، آن هم با سازوکارهای اجتماعی مثل کلونیها و هستههای دوستانهی «مادر و کودک» که علاوه بر تبادل تجربه و آموزشهای غیرمستقیم، همیاری و مواساتها هم رخ میدهد. اینجا ایده «هوای مادری» جوشید که با همت جمعی از فعالان مردمی، دبیرخانهاش راه افتاد و کارستان کرد. هر چند در دوره بعد، فهم نشد و چتر حمایتی سازمان از روی آن برداشته شد. خوشبختانه چون مردمی بود، گروههای مردمی با توان محدودتر و «بدون تراکتور» کارشان را ادامه دادهاند.۵- باور داشتیم که باید فرزندداری را تسهیل کرد و یاریگر والدین در «فرزندپروری» باشیم. برای همین توسعه «خدمات کودکستانی» را مهم میدانستیم؛ اقدامی که میتواند خیال والدین - به ویژه شاغلها، محصلها، سرشلوغها و ... - را راحتتر کند. اینکه جای امن و سالمی هست که میتوانند فرزندشان را، میوه دلشان را، خدادادهشان را ساعتی از روز به آنجا بسپارند که توأمان جنبه مراقبتی - تربیتی دارد. نکته ما این بود که کودکستان باید مکمل و رفعکننده ضعفهای خانواده باشد، نه جایگزین آن. منتها متأسفانه زندگی مدرن بسیاری از اجزای زندگی و سنتهای خانوادهمحور ما را به هم ریخته است. در این موقعیت، هم باید نهاد بومی خودمان را طراحی و فراگیر کنیم و هم به عنوان دوره گذار، با اصلاح نهادهای موجود - کودکستان - از آن برای رفع ضرورتها کمک بگیریم. وزن دادن به هستههای مادر و کودک هم نهاد اجتماعی جدیدی بود که میتوانست این نقد را تعدیل کند.پا گرفتن کودکستانها و کیفیتر و تربیتی شدن آنها نیاز به حمایت معنوی و مادی داشت. بخش محتوایی با «یارستان کودکستان» خوب پیش رفت. اما مؤسسان و مربیان کودکستانها نیازهای مهم دیگری هم داشتند. آییننامهای طراحی کردیم که دستگاههای مختلف، بستههای حمایتی را برای زیستبوم اوان کودکی ارائه کنند. رآیند بررسی آییننامه در هیئت دولت چند ماه طول کشید و بعد از شهادت رئیسجمهور عزیز - شهید رئیسی - به تصویب رسید که متأسفانه عملیاتی کردن آن به دولت نیمهتمام سیزدهم نرسید. کاش آن آییننامه پی گرفته شود.@sheffa_jo
۲۶
۱۹:۱۶
۴۱۵
۱۲:۳۳