پکورا
۱۱۸
۱۵:۲۱
اهل سفر نامه هستید؟دانشجویی رو میشناسید که موضوع پایان نامه اش سفر نامه باشه؟لطفا بهم اطلاع بدید
https://ble.ir/Haveagoodlife
https://ble.ir/Haveagoodlife
۱۲۲
۱۵:۲۶
از روزی که اومدم توی این خونه تمیز کردن این چدنها فکرم رو مشغول کرده بود تا اینکه دوست بسیار تمیزم گفت : چدنها رو بذار توی مایع لوله باز کن صافظرف بزرگی که بتونم چدنها رو توش بذارم نداشتمسر اسپری رو از شیشه پاک کن برداشتم و گذاشتم سر لوله باز کن و مایع رو روی چدنها اسپری کردم چند ساعت بعد اومدم سراغش و با یک اسکاج نرم چدنها رو شستم باور کردنی نبود ، تمام جرمها جدا شده بود 
اگر خواستید این کار رو بکنید حواستون باشه صاف ، اسیده، خطرناکه حتما دستکش استفاده کنید مواظب بچه ها باشیدحتما در بالکن یا فضای باز انجام بدید
https://ble.ir/Haveagoodlife
اگر خواستید این کار رو بکنید حواستون باشه صاف ، اسیده، خطرناکه حتما دستکش استفاده کنید مواظب بچه ها باشیدحتما در بالکن یا فضای باز انجام بدید
https://ble.ir/Haveagoodlife
۱۳۷
۱۹:۱۵
تلفن
زنگ خورداسم دوستم رو که دیدم تمام وجودم لبخند
شدسلااااااامسااااام علیکمممممگفت: داشتم بهت فکر میکردم ، که دیدم برام پیام دادیبا هم تله پاتی داشتیم؟!
مدت ها بود که از هم بی خبر بودیم
همیشه میگفت:<< کار رو باید خدا درست کنه ، سلطان خر کیه>>
مشکل بزرگی داشت که سالها حل نمیشد،به هر دری میزد و از هرکسی یاری میخواست کارش راه نمی افتادپرسیدم بالاخره کارت چه جوری راه افتاد؟
گفت : یک روز توی دلم گفتم : خدایا کار من رو خودت درست کن
@Haveagoodlife
مدت ها بود که از هم بی خبر بودیم
همیشه میگفت:<< کار رو باید خدا درست کنه ، سلطان خر کیه>>
مشکل بزرگی داشت که سالها حل نمیشد،به هر دری میزد و از هرکسی یاری میخواست کارش راه نمی افتادپرسیدم بالاخره کارت چه جوری راه افتاد؟
گفت : یک روز توی دلم گفتم : خدایا کار من رو خودت درست کن
@Haveagoodlife
۱۵۶
۴:۴۶
سر کلاس بودم ، فرشته ای که سال گذشته رفیق کوه رفتن های من بود تماس گرفت
و گفت: بیداری؟ خواستم بپرسم اسم اون سریالی
که پارسال تعریفش رو میکردی چی بود؟اسم سریال رو گفتم چون سر کلاس بودم زود خداحافظی کردیمهنوز سر کلاس بودم که با خانم دکتری که کنارم نشسته بود سر صحبت باز شد ، حرفهای قشنگی زد و در اخر هم گفت: کتاب اشراف زادگان فقیر رو خوندی؟ گفتم: نهگفت: خیلی عالیه
، حتما بخون تشکر کردمگفت: کتاب
رو دارم ، بهت امانت میدم
مامانم میگه بعضی حرفها رو باید با طلا نوشت
یکیش هم اینه: << از هر دستی که بدی از همون دست می گیری>>قبل از اینکه اون فرشته فرصت کنه بره سریال رو پیدا کنه، کتابی به من معرفی شده بود و به علاوه اینکه ، قرار نبود من برم کتاب رو پیدا کنم ، قرار بود کتاب
برام اورده بشه 
خدایا شکرت
https://ble.ir/Haveagoodlife
مامانم میگه بعضی حرفها رو باید با طلا نوشت
خدایا شکرت
https://ble.ir/Haveagoodlife
۱۰۶
۱۰:۴۱
بازارسال شده از k.mortazavi
سلام بر عزیزانماز طریق پیوند زیر میتوانید دوستان خود را به گروه «بهترین نسخه خودت باش» دعوت کنید.ble.ir/join/F2tWawzeaC
۱
۱۷:۰۷
نمیدونم اولین بار چند ساله بودم که سریال پزشک دهکده رو تماشا کردم ، اما فکر کنم در هر دوره ای از زندگیم یک بار اونو تماشا کردم
شاید اولین بار زمان تماشا با کولین همزاد پنداری می کردم
نوبت بعدی با دکتر کوئین
امسال که دوباره پخش شد با دوروتی
چند شب پیش با مادر دکتر کوئین
فکر کنم دیگه کسی نمونده باشه
خدائیش در هر سنی که تماشا کردم لطف خودش رو داشت ،برای هر نسلی حرفی برای گفتن داشت
نظر شما چیه؟ این سریال رو دوست دارید؟
https://ble.ir/Haveagoodlife
شاید اولین بار زمان تماشا با کولین همزاد پنداری می کردم
نوبت بعدی با دکتر کوئین
امسال که دوباره پخش شد با دوروتی
چند شب پیش با مادر دکتر کوئین
فکر کنم دیگه کسی نمونده باشه
خدائیش در هر سنی که تماشا کردم لطف خودش رو داشت ،برای هر نسلی حرفی برای گفتن داشت
نظر شما چیه؟ این سریال رو دوست دارید؟
https://ble.ir/Haveagoodlife
۸۵
۲۰:۲۱
کارمند سرپرستی بانک است میگوید: دیدم پیرمردی
🦳 جلوی بانک داد و بیداد میکرد و به کارمندها بد و بیراه می گفت، جلو رفتم پرسیدم : جریان چیه ؟گفت :من باید رئیس بانک رو ببینم
گفتم: بیا برمت پیش اونسوار اسانسور که شدیم مشکلش رو دقیق تر پرسیدم و متوجه شدم خودم میتونم مسئله رو حل کنم با هم به اطاقم رفتیم و دقایقی بعد پیرمرد خندان
از بانک خارج شد
داستان پبرمرد رو در ذهنم ادامه دادم، خندان سوار تاکسی میشه ، خندان
وارد خونه میشه، خندان
جواب سلام همسر و بچه ها رو میده، خندان
سر سفره می شینه ، شب ارام
میخوابهاز اون طرف راننده تاکسی اذیت نمیشه ، ارامش خونه 

🦱
🦱حفظ میشه و .....
فقط برای توجه اون کارمند به یک مراجعه کننده عصبی
https://ble.ir/Haveagoodlife
داستان پبرمرد رو در ذهنم ادامه دادم، خندان سوار تاکسی میشه ، خندان
فقط برای توجه اون کارمند به یک مراجعه کننده عصبی
https://ble.ir/Haveagoodlife
۷۰
۹:۵۹
ادامه این اتفاق رو از زبان کارمند بانک ببینید
۵۳
۱۶:۵۸
بازارسال شده از گروه دیدگاه خوب زندگی کن
و اون کارمند بانک الان خیلی خوشحال هست و خدا انسانهای خوبی رو سر راهش قرار میده و کارهای خودش هم به خوبی و آسانی پیش میره
۱
۱۶:۵۸