لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل کارگروه حکمرانی آموزش عالیک
۱۸۸ عضو

کارگروه حکمرانی آموزش عالی

«و ما سزاواریم بدانچه منزلت عالی جوییم و بدین خمول و انحطاط راضی نباشیم!»undefinedکلیله و دمنهundefined





undefinedوابسته به مرکز نوآوری و تعالی کوثر:‏https://kosarut.ir/


undefinedارتباط با ما:https://zil.ink/he_gov
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۹ خرداد
کارگروه حکمرانی آموزش عالی
undefined لایهٔ ساختاری و نهادی: نظام پاداش و انگیزه‌ها در دانشگاه مدرن undefined در این موقف، دانشگاه، به‌عنوان یک نهاد، با سازوکارهای درونی خود، نخبگان را به سمت فاصله‌گرفتن از جامعه سوق می‌دهد. undefinedغلبه رویکرد ارجاع‌محور در پژوهش: با وجود اهمیت و ارزش ارجاع به پژوهش‌های پیشین و افراد شاخص در هر حوزه، محوریت یافتن این اقدام، موجب می‌شود که دقت و تأمل در خود پدیده، به حاشیه رانده شود. به این معنا که با تبدیل ارجاع به یک ارزش علمی در ساختار پژوهشی، پژوهشگران به طور دائمی با عینک کسی که خودش عینکی را از فرد دیگری به عاریت گرفته که آن فرد نیز عینکش را از شخص دیگری قرض گرفته، به امور و موضوعات تحقیق می‌نگرند. این رویکرد به اصطلاح علمی به نحو ساختاری، محقق را درگیر واسطه‌های متعددی می‌کند که به جای شناخت بیشتر واقعیت، در مواردی به مانع و حایلی میان پژوهشگر و واقعیت تبدیل می شود. undefined وسوسهٔ «مقاله برای مقاله»: معیار اصلی ارتقا، کسب اعتبار و بودجه، چاپ مقاله در ژورنال‌های معتبر بین‌المللی است. این نظام، کمیت را بر کیفیت تأثیر اجتماعی ارجح می‌نهد. یک استاد ترجیح می‌دهد مسئله‌ای حل‌شدنی، قابل اندازه‌گیری و دارای «پتانسیل چاپ» را دنبال کند تا یک معضل واقعی، درهم‌تنیده و «کثیف» جامعهٔ خودش را. نتیجه، تولید دانشِ خودارجاع و بی‌ربط به مسائل واقعی کشور است. پژوهش‌ها اغلب پاسخ‌هایی هستند که به دنبال سؤال می‌گردند، نه سؤال‌هایی که از دل رنج‌های واقعی جامعه برخاسته‌باشند. undefinedظهور برج عاج جدید: این برج در دوران معاصر، «ژورنال‌های بین‌المللی» و «کنفرانس‌های تخصصی» است. یک محقق ممکن است بیشتر از همکارش در آن‌سوی دنیا خبر داشته باشد تا از مردم محلهٔ همجوار دانشگاهش. گفت‌وگوی انتقادی او نه با جامعه، بلکه با داوران ناشناس مقاله‌اش است. undefined@HE_Gov
undefinedundefinedundefinedناظر بر لایه ساختاری و نهادی انزوای نخبگانی و شکاف میان دانشگاه و جامعه، راهکار خلاقانه‌ای جز تغییر آیین‌نامه‌ها و مصوبات نیست اما مطلب اساسی در ویرایش این آیین‌نامه‌ها این است که عادت‌های ساختاری به سادگی تغییر نمی‌کنند و نیازمند سازوکارهایی مکمل و آزمایشی‌ بوده تا زمین حاصلخیزِ سیاستگذاری علم را به نحو موثر تامین کنند. از این‌رو فعلاً یک راهکار پیشنهاد می‌شود:

undefined راه‌اندازی آزمایشی دوره فشرده «پژوهش بدون ارجاع»


undefinedundefinedundefined

۵۰

۸:۰۷

دوره پژوهش بدون ارجاع .pdf

۱.۲۳ مگابایت

undefinedپیشنهاد سیاستی «راه‌اندازی آزمایشی دوره فشرده پژوهش بدون ارجاع»


undefined@HE_Gov
undefined۲

۴۸

۸:۰۹

thumbnail
undefinedگزیدۀ پیشنهاد سیاستی «راه‌اندازی آزمایشی دورۀ فشردۀ پژوهش بدون ارجاع»:
«دوره فشرده «پژوهش بدون ارجاع» یک مداخله نهادی ۴ ماهه است که در آن پژوهشگر با محرومیت کامل از منابع مکتوب علمی (مقاله، کتاب، پایگاه‌های استنادی) مستقیماً به میدان (محله، کارخانه،دانشگاه و ...) می‌رود تا با مشاهده خام، مصاحبه با مردم و طراحی دستورالعمل عملی بدون ارجاع، توانایی مواجهه با مسائل واقعی جامعه را بازآموزی کند؛ این دوره با ارزشیابی سه‌جانبه (هیئت علمی، نمایندگان محلی، خودارزیابی) و معادل‌سازی با امتیاز مقاله در نظام ارتقا (مثلاً جایگزینی ۲ مقاله برای دانشجوی دکتری یا ۳۰٪ نیاز انتشارات استادیار)، در قالب یک روند آزمایشی با هزینه حدود ۱ میلیارد تومان برای ۵ دانشگاه، هدف کاهش ۳۰٪ خودارجاعی و افزایش ۵ برابری پژوهش‌های مسئله‌محور بومی را دنبال می‌کند و توصیه می‌شود وزارت علوم آن را به صورت آزمایشی سه‌ساله تصویب و پس از اثرسنجی، به عنوان واحدی اجباری در دوره دکتری رشته‌های علوم انسانی، اجتماعی و مهندسی صنایع گنجاند».

undefined@HE_Gov
undefined۴

۱۱۱

۸:۲۶

۱۰ خرداد
undefined از کتاب هفتاد سخن در فرهنگ و اجتماع، پرویز ناتل خانلری
«...آرزو دارند که بر مسندی بنشینند و در اتومبیل زیبا و مجلل سوار شوند. در همان حال شهرت دانشمندی و استادی را هم نمی‌خواهند از دست بدهند. توقع دارند که همه در ایشان به همان چشم تعظیم و احترام بنگرند که در کشورهای بزرگ، مردم به استادان دانشمند نگاه می‌کنند. از استقلال دانش و دانشگاه هم دم می‌زنند و می‌پندارند که استادی، با همه احترام و استقلال آن، ودیعه الهی است که به ایشان سپرده شده است».

undefined@HE_Gov

۵۶

۱۱:۵۰

۱۱ خرداد
کارگروه حکمرانی آموزش عالی
undefinedنمایش برساختی از «فروتنی نخبگان» و «کنجکاوی مردم» در رسانه undefinedراهکار ضمیمه شدنِ بخش «خلاصه مردمی پژوهش» به انتشارات دانشگاهی یا راه‌اندازی روزنامه‌های دانشگاهی و یا هر راهکار دیگری که قالبی از ترجمۀ دانش تخصصی به دانش عمومی به شمار می‌رود، تنها به یک شرط، موثر و نه مبتذل خواهد بود. این شرط و به عبارت دقیق‌تر این مقدمۀ ضروری عبارت است از «تعامل فروتنی نخبگان با کنجکاوی مردم». تا زمانی که این مقدمه در درون مردم و نخبگان دانشگاهی ریشه نداده باشد، ترجمۀ دانش تخصصی به دانشی همه فهم، کانونی برای درجا زدن یا مسیری رو به افول در نهاد علم تلقی خواهد شد. undefinedاگر مردم پرسش‌های به خصوصی نداشته باشند و درخواستی برای دانستن نداشته باشند، سخنرانی‌های علمی-ترویجی به ترکستان راه می‌برد. اگر اصحاب دانشگاه نیز از اریکۀ فضل خویش به زیر نیامده و در مقابل پرسشگر سر تعظیم فرو نیاورند، روزنامه‌های دانشگاهی نیز همچون بسیاری از کتاب‌ها، خواننده‌ای جز نویسنده و ناشر آن نخواهد داشت. undefinedاما با وجود بداهت این مطلب، یک مشکل اساسی وجود دارد: نه تنها دانشگاه امروزِ ما، نخبگان متواضع یا از اساس، انسان‌های متواضع پرورش نمی‌دهد بلکه جامعۀ امروزِ ما نیز کنجکاوی معناداری در درون مردم برنمی‌انگیزد! undefinedمنظور از این «امروزِ ما» هم این است که علم‌آموزی‌ای که غالبا با هدف کسب وجهۀ اجتماعی یا مدرک دانشگاهی بالاتر(به منظور افزایش حقوق) دنبال می‌شود، سخت می‌تواند نسبت نزدیکی با فضیلت فروتنی برقرار کند. از طرفی تلقی پول-دار شدن به عنوان ارزش محوری در جامعه و انطباق آن با مفهوم «موفقیت» نیز حس کنجکاوی را در درون آدمی پرورش نمی‌دهد. البته اگر نگوییم که آن را می‌کشد. اما باید بدانیم که ما با یک وضعیت طبیعیِ غیرموجه روبه‌رو هستیم. به این معنا که از آنچه که دیروز اتفاق افتاده، جز وضعیت امروز را نمی‌توان انتظار داشت اما طبیعی‌بودن آن، دلیل قاطعی برای موجه بودن نیست. از این رو لزوما مجبور نیستیم که به آن تن بدهیم. undefinedهرچند ایجاد روزنه در این چرخه، پیچیدگی‌هایی داشته و در ابتدایی‌ترین اَشکال خود، طبعاً ماهیتی تصویرسازانه دارد؛ به بیان دیگر، گونه‌ای ترسیم و نگارگری که گویی طرحی را از عدم، خلق می‌کند. بر این مبنا، صورت‌های تعامل فروتنی نخبگان و کنجکاوی مردم، فارغ از واقعیت، باید مورد خیال پردازی قرارگرفته و سپس در قالب های هنری گوناگون مانند فیلم، تئاتر یا گفت‌و‌گو‌های ساختگی تلویزیونی دربیاید. ما برای ساختن یک واقعیت جدید، به یک خیال‌پردازیِ حساب‌شده و مجسم احتیاج داریم! undefined@HE_Gov
thumbnail
undefined فرهنگ دانشگاهی و اجتماعی امروز، مانع از ترجمۀ دانش تخصصی به دانش عمومی است.


undefined@HE_Gov
undefined۲

۵۶

۱۲:۰۲

undefined از کتاب هفتاد سخن در فرهنگ و اجتماع، پرویز ناتل خانلری

«نمی‌دانند که فرق میان دانشمند و غیردانشمند همان دانستن یا ندانستن بعضی از امور نیست. دانستن حدی ندارد. هر کس نسبت به بعضی از امور دانا و نسبت به امور دیگر نادان است. دانشمند به کسی می‌گویند که کارش پرداختن به علم است، پس کسی که همۀ وقت خود را به کارهای دیگر صرف می‌کند دانشمند نمی‌توان خواند، اگرچه به بسیاری از امور علمی واقف باشد. احترامی هم که برای استاد باید داشت، تنها به اعتبار آن نیست که مطالبی آموخته یا درجاتی را در تحصیل طی کرده است. احترام دانشمند بیشتر نتیجه احترامی است که خود او برای دانش قائل است».



undefined@HE_Gov
undefined۲
undefined۲

۶۰

۱۴:۵۳

۱۸ خرداد
و اما ادامه مطلب انزوای نخبگانی ...

۳۱

۱۱:۰۹

کارگروه حکمرانی آموزش عالی
undefined لایهٔ معرفتی و تاریخی: بحران روایت‌های کلان و نسبی‌گرایی مطلق از نظر فلسفی، روایت‌های کلان اندیشه‌ورزی که زمانی روشنفکر را به مثابه «راهنما» یا «وجدان بیدار» جامعه تعریف می‌کردند، فروپاشیده‌اند. زمانی که نگرش کلی از میان برود، ما با غیاب کنش‌گری مواجه خواهیم بود. undefinedاز روشنفکر پیام‌آور تا روشنفکر نقاد و سپس متخصص محض: ما شاهد گذار از «روشنفکر کلی» به تعبیر ژان-پل سارتر، به «روشنفکر متخصص» به تعبیر فوکو هستیم. روشنفکر متخصص، دیگر ادعای شناخت کلیت جامعه و ارائهٔ راه‌حل نهایی را ندارد. او فقط می‌تواند در حوزهٔ تخصصی محدود خود، به نقد امور بپردازد. این تواضع معرفتی، ارزشمند، اما افراط در آن به انفعال و بی‌عملی در برابر مسائل بزرگ منجر شده است. undefinedترس از ساده‌سازی: نخبگان دانشگاهی به شدت نسبت به پیچیدگی‌های یک مسئله آگاهند («از سوی دیگر...»، «اما باید دید که...»). این آگاهی، که برای کار علمی ضروری است، آن‌ها را در ارائهٔ تحلیل‌های قاطع، راه‌حل‌های عملی و موضع‌گیری‌های شفاف برای عموم، فلج می‌کند. آن‌ها بیش از آن که نگران اشتباه‌بودن حرفشان باشند، نگران «پوپولیستی» یا «تقلیل‌گرایانه» به‌نظررسیدن آن هستند. در این میان، خلأ عظیم ایجاد شده در فضای عمومی به وسیلۀ حرّافان پر مدعا اشباع شده و جا را برای سخنان دقیق در آینده تنگ می‌سازد. undefined@HE_Gov
undefined️ارائه راهکار در خصوص لایه معرفتی و تاریخی علل انزوای نخبگان، پیشنهادی از جنس عملیات نیست. زیرا بیش از اینکه ما با یک وضعیت عملی روبه‌رو باشیم با یک وضعیت فکری دست و پنجه نرم می‌کنیم. به این معنا که دو پیش‌فرض تثبیت‌شده در لایه معرفتی و تاریخی وجود دارد که نیازمند بازبینی است:

undefined نمی‌توان به یک کلان‌روایت(صادق) از جهان و امور دست یافت. از این رو باید از ارائۀ آن اجتناب کرد.

undefinedتغییر قالب، همان تغییر محتوا است.( یعنی تغییر زبان تخصصی علم، همان تغییر محتوای علم و ساده سازی آن است: گامی به سوی افول کیفیت)


undefined@HE_Gov
undefined۲

۳۳

۱۱:۱۰

کارگروه حکمرانی آموزش عالی
undefined️ارائه راهکار در خصوص لایه معرفتی و تاریخی علل انزوای نخبگان، پیشنهادی از جنس عملیات نیست. زیرا بیش از اینکه ما با یک وضعیت عملی روبه‌رو باشیم با یک وضعیت فکری دست و پنجه نرم می‌کنیم. به این معنا که دو پیش‌فرض تثبیت‌شده در لایه معرفتی و تاریخی وجود دارد که نیازمند بازبینی است: undefined نمی‌توان به یک کلان‌روایت(صادق) از جهان و امور دست یافت. از این رو باید از ارائۀ آن اجتناب کرد. undefinedتغییر قالب، همان تغییر محتوا است. ( یعنی تغییر زبان تخصصی علم، همان تغییر محتوای علم و ساده سازی آن است: گامی به سوی افول کیفیت) undefined@HE_Gov
برای بازبینی پیش‌فرض اول، می‌توانیم راه دوری نرویم و از وضعیت جنگی حاضر استفاده کنیم. یعنی فارغ از اینکه چقدر قضاوت‌‌ها و روایت‌های ما از جنگ حاضر، درست باشد، این سوال را بپرسیم که آیا در این معرکه «گوشه‌ای» وجود دارد که به جای اینکه حرف غلطی بزنیم یا کار غلطی بکنیم، کلا هیچ نگوییم و انجام ندهیم؟ به طوری که این هیچ نگفتن و انجام ندادن، تاثیری در نتیجه معرکه نداشته باشد؟
آیا از اساس «می‌توانیم» املایی ننویسیم تا خطایی هم در میان نباشد؟


undefined@HE_Gov
undefined۳

۴۹

۱۱:۱۱

مثلا کسی با چاقویی به ما حمله می‌کند و می‌خواهد ما را بکشد...آیا ما می‌توانیم به دلیل نقص اطلاعات از موقعیت بگوییم که خب من هم از کشته شدن و هم از مبارزه انصراف می‌دهم و هر موقع به درک بهتری از شرایط رسیدم بازمی‌گردم؟!

آیا قضیه تا این اندازه مضحک است؟ آیا جهان به انسان این فرصت را می‌دهد که تا این اندازه مضحک باشد؟


undefined@HE_Gov
undefined۴

۴۸

۱۱:۴۷