کارگروه حکمرانی آموزش عالی
لایهٔ ساختاری و نهادی: نظام پاداش و انگیزهها در دانشگاه مدرن
در این موقف، دانشگاه، بهعنوان یک نهاد، با سازوکارهای درونی خود، نخبگان را به سمت فاصلهگرفتن از جامعه سوق میدهد.
غلبه رویکرد ارجاعمحور در پژوهش: با وجود اهمیت و ارزش ارجاع به پژوهشهای پیشین و افراد شاخص در هر حوزه، محوریت یافتن این اقدام، موجب میشود که دقت و تأمل در خود پدیده، به حاشیه رانده شود. به این معنا که با تبدیل ارجاع به یک ارزش علمی در ساختار پژوهشی، پژوهشگران به طور دائمی با عینک کسی که خودش عینکی را از فرد دیگری به عاریت گرفته که آن فرد نیز عینکش را از شخص دیگری قرض گرفته، به امور و موضوعات تحقیق مینگرند. این رویکرد به اصطلاح علمی به نحو ساختاری، محقق را درگیر واسطههای متعددی میکند که به جای شناخت بیشتر واقعیت، در مواردی به مانع و حایلی میان پژوهشگر و واقعیت تبدیل می شود.
وسوسهٔ «مقاله برای مقاله»: معیار اصلی ارتقا، کسب اعتبار و بودجه، چاپ مقاله در ژورنالهای معتبر بینالمللی است. این نظام، کمیت را بر کیفیت تأثیر اجتماعی ارجح مینهد. یک استاد ترجیح میدهد مسئلهای حلشدنی، قابل اندازهگیری و دارای «پتانسیل چاپ» را دنبال کند تا یک معضل واقعی، درهمتنیده و «کثیف» جامعهٔ خودش را. نتیجه، تولید دانشِ خودارجاع و بیربط به مسائل واقعی کشور است. پژوهشها اغلب پاسخهایی هستند که به دنبال سؤال میگردند، نه سؤالهایی که از دل رنجهای واقعی جامعه برخاستهباشند.
ظهور برج عاج جدید: این برج در دوران معاصر، «ژورنالهای بینالمللی» و «کنفرانسهای تخصصی» است. یک محقق ممکن است بیشتر از همکارش در آنسوی دنیا خبر داشته باشد تا از مردم محلهٔ همجوار دانشگاهش. گفتوگوی انتقادی او نه با جامعه، بلکه با داوران ناشناس مقالهاش است.
@HE_Gov
۶۵
۸:۰۷
«دوره فشرده «پژوهش بدون ارجاع» یک مداخله نهادی ۴ ماهه است که در آن پژوهشگر با محرومیت کامل از منابع مکتوب علمی (مقاله، کتاب، پایگاههای استنادی) مستقیماً به میدان (محله، کارخانه،دانشگاه و ...) میرود تا با مشاهده خام، مصاحبه با مردم و طراحی دستورالعمل عملی بدون ارجاع، توانایی مواجهه با مسائل واقعی جامعه را بازآموزی کند؛ این دوره با ارزشیابی سهجانبه (هیئت علمی، نمایندگان محلی، خودارزیابی) و معادلسازی با امتیاز مقاله در نظام ارتقا (مثلاً جایگزینی ۲ مقاله برای دانشجوی دکتری یا ۳۰٪ نیاز انتشارات استادیار)، در قالب یک روند آزمایشی با هزینه حدود ۱ میلیارد تومان برای ۵ دانشگاه، هدف کاهش ۳۰٪ خودارجاعی و افزایش ۵ برابری پژوهشهای مسئلهمحور بومی را دنبال میکند و توصیه میشود وزارت علوم آن را به صورت آزمایشی سهساله تصویب و پس از اثرسنجی، به عنوان واحدی اجباری در دوره دکتری رشتههای علوم انسانی، اجتماعی و مهندسی صنایع گنجاند».
۱۲۷
۸:۲۶
«...آرزو دارند که بر مسندی بنشینند و در اتومبیل زیبا و مجلل سوار شوند. در همان حال شهرت دانشمندی و استادی را هم نمیخواهند از دست بدهند. توقع دارند که همه در ایشان به همان چشم تعظیم و احترام بنگرند که در کشورهای بزرگ، مردم به استادان دانشمند نگاه میکنند. از استقلال دانش و دانشگاه هم دم میزنند و میپندارند که استادی، با همه احترام و استقلال آن، ودیعه الهی است که به ایشان سپرده شده است».
۷۵
۱۱:۵۰
۷۵
۱۲:۰۲
«نمیدانند که فرق میان دانشمند و غیردانشمند همان دانستن یا ندانستن بعضی از امور نیست. دانستن حدی ندارد. هر کس نسبت به بعضی از امور دانا و نسبت به امور دیگر نادان است. دانشمند به کسی میگویند که کارش پرداختن به علم است، پس کسی که همۀ وقت خود را به کارهای دیگر صرف میکند دانشمند نمیتوان خواند، اگرچه به بسیاری از امور علمی واقف باشد. احترامی هم که برای استاد باید داشت، تنها به اعتبار آن نیست که مطالبی آموخته یا درجاتی را در تحصیل طی کرده است. احترام دانشمند بیشتر نتیجه احترامی است که خود او برای دانش قائل است».
۸۱
۱۴:۵۳
و اما ادامه مطلب انزوای نخبگانی ...
۴۹
۱۱:۰۹
کارگروه حکمرانی آموزش عالی
لایهٔ معرفتی و تاریخی: بحران روایتهای کلان و نسبیگرایی مطلق از نظر فلسفی، روایتهای کلان اندیشهورزی که زمانی روشنفکر را به مثابه «راهنما» یا «وجدان بیدار» جامعه تعریف میکردند، فروپاشیدهاند. زمانی که نگرش کلی از میان برود، ما با غیاب کنشگری مواجه خواهیم بود.
از روشنفکر پیامآور تا روشنفکر نقاد و سپس متخصص محض: ما شاهد گذار از «روشنفکر کلی» به تعبیر ژان-پل سارتر، به «روشنفکر متخصص» به تعبیر فوکو هستیم. روشنفکر متخصص، دیگر ادعای شناخت کلیت جامعه و ارائهٔ راهحل نهایی را ندارد. او فقط میتواند در حوزهٔ تخصصی محدود خود، به نقد امور بپردازد. این تواضع معرفتی، ارزشمند، اما افراط در آن به انفعال و بیعملی در برابر مسائل بزرگ منجر شده است.
ترس از سادهسازی: نخبگان دانشگاهی به شدت نسبت به پیچیدگیهای یک مسئله آگاهند («از سوی دیگر...»، «اما باید دید که...»). این آگاهی، که برای کار علمی ضروری است، آنها را در ارائهٔ تحلیلهای قاطع، راهحلهای عملی و موضعگیریهای شفاف برای عموم، فلج میکند. آنها بیش از آن که نگران اشتباهبودن حرفشان باشند، نگران «پوپولیستی» یا «تقلیلگرایانه» بهنظررسیدن آن هستند. در این میان، خلأ عظیم ایجاد شده در فضای عمومی به وسیلۀ حرّافان پر مدعا اشباع شده و جا را برای سخنان دقیق در آینده تنگ میسازد.
@HE_Gov
۵۳
۱۱:۱۰
کارگروه حکمرانی آموزش عالی
️ارائه راهکار در خصوص لایه معرفتی و تاریخی علل انزوای نخبگان، پیشنهادی از جنس عملیات نیست. زیرا بیش از اینکه ما با یک وضعیت عملی روبهرو باشیم با یک وضعیت فکری دست و پنجه نرم میکنیم. به این معنا که دو پیشفرض تثبیتشده در لایه معرفتی و تاریخی وجود دارد که نیازمند بازبینی است:
نمیتوان به یک کلانروایت(صادق) از جهان و امور دست یافت. از این رو باید از ارائۀ آن اجتناب کرد.
تغییر قالب، همان تغییر محتوا است. ( یعنی تغییر زبان تخصصی علم، همان تغییر محتوای علم و ساده سازی آن است: گامی به سوی افول کیفیت)
@HE_Gov
برای بازبینی پیشفرض اول، میتوانیم راه دوری نرویم و از وضعیت جنگی حاضر استفاده کنیم. یعنی فارغ از اینکه چقدر قضاوتها و روایتهای ما از جنگ حاضر، درست باشد، این سوال را بپرسیم که آیا در این معرکه «گوشهای» وجود دارد که به جای اینکه حرف غلطی بزنیم یا کار غلطی بکنیم، کلا هیچ نگوییم و انجام ندهیم؟ به طوری که این هیچ نگفتن و انجام ندادن، تاثیری در نتیجه معرکه نداشته باشد؟
آیا از اساس «میتوانیم» املایی ننویسیم تا خطایی هم در میان نباشد؟
@HE_Gov
آیا از اساس «میتوانیم» املایی ننویسیم تا خطایی هم در میان نباشد؟
۸۳
۱۱:۱۱
مثلا کسی با چاقویی به ما حمله میکند و میخواهد ما را بکشد...آیا ما میتوانیم به دلیل نقص اطلاعات از موقعیت بگوییم که خب من هم از کشته شدن و هم از مبارزه انصراف میدهم و هر موقع به درک بهتری از شرایط رسیدم بازمیگردم؟!
آیا قضیه تا این اندازه مضحک است؟ آیا جهان به انسان این فرصت را میدهد که تا این اندازه مضحک باشد؟
@HE_Gov
آیا قضیه تا این اندازه مضحک است؟ آیا جهان به انسان این فرصت را میدهد که تا این اندازه مضحک باشد؟
۸۲
۱۱:۴۷