جهانیشدن ذاتاً نه خوب است و نه بد؛ آنچه سرنوشت نظامهای سلامت را رقم میزند، نحوه مدیریت این فرایند است.
اگر هوشمندانه مدیریت شود، میتواند به افزایش ثروت، تنوع کالاها، گسترش فرصتهای اقتصادی و بهبود شاخصهای سلامت منجر شود. اما در صورت مدیریت نادرست، پیامدهایی مانند نابرابری، انتقال سریع بیماریها، فرسایش بودجه سلامت، فرار مغزها و کاهش درآمد دولتها را به همراه خواهد داشت.
در دنیای بههمپیوسته امروز، تابآوری نظام سلامت بیش از هر زمان دیگری به سیاستگذاری مبتنی بر شواهد، سرمایهگذاری هدفمند و همکاریهای بینالمللی وابسته است.
#اقتصاد_سلامت #جهانی_شدن #سلامت #سیاستگذاری_سلامت #نظام_سلامت #مدرسه_اقتصاد_سلامت #HealthEconomics #Globalization
@health_economics_school
۱۲۹
۱۸:۱۵
بازارسال شده از معتمد
۹
۲۰:۳۰
#اقتصاد#کتاب#وایزمن#اقتصاد_سنجی#تحلیل#آموزش
@health_economics_school
۱۵۷
۱۰:۰۱
اقتصاد کلان و سلامت.pdf
۸.۷۹ مگابایت
سلام و عرض ادب خدمت شما عزیزان
فصل ۲ کتاب وایزمن داخل کانال منتشر شد
نحوه دسترسی:میتوانید از طریق هشتگ ها مطالب مربوطه را دنبال کنید.
#اقتصاد#کتاب#اقتصاد_سلامت#تحلیل#ارزیابی#اقتصاد_کلان#فصل۲_کتاب_وایزمن
@health_economics_school
#اقتصاد#کتاب#اقتصاد_سلامت#تحلیل#ارزیابی#اقتصاد_کلان#فصل۲_کتاب_وایزمن
@health_economics_school
۱۸۳
۱۱:۰۵
وقتی هزینههای درمان حذف میشوند، چه تغییری در رفتار مردم ایجاد میشود؟ 

مطالعهای از زامبیا نشان میدهد که لغو هزینههای کاربری میتواند دسترسی و استفاده از خدمات درمانی را بهطور چشمگیری افزایش دهد؛ بهویژه در فقیرترین مناطق و میان جمعیتهای محرومتر.
اما پشت این تغییر، یک مفهوم مهم اقتصادی قرار دارد: تقاضا؛ مفهومی که به ما کمک میکند بفهمیم افراد چگونه در مواجهه با قیمتها و شرایط مختلف، درباره دریافت خدمات سلامت تصمیم میگیرند.
اقتصاد سلامت، جایی است که تصمیمهای اقتصادی میتوانند پیامدهای واقعی و حیاتی برای سلامت مردم داشته باشند.
#مدرسه_اقتصاد_سلامت #اقتصاد_سلامت #سلامت #تقاضا #عدالت_در_سلامت #زامبیا#فصل۳–کتاب—وایزمن
@health_economics_school
مطالعهای از زامبیا نشان میدهد که لغو هزینههای کاربری میتواند دسترسی و استفاده از خدمات درمانی را بهطور چشمگیری افزایش دهد؛ بهویژه در فقیرترین مناطق و میان جمعیتهای محرومتر.
اما پشت این تغییر، یک مفهوم مهم اقتصادی قرار دارد: تقاضا؛ مفهومی که به ما کمک میکند بفهمیم افراد چگونه در مواجهه با قیمتها و شرایط مختلف، درباره دریافت خدمات سلامت تصمیم میگیرند.
#مدرسه_اقتصاد_سلامت #اقتصاد_سلامت #سلامت #تقاضا #عدالت_در_سلامت #زامبیا#فصل۳–کتاب—وایزمن
@health_economics_school
۱۳۵
۹:۳۱
فصل۳_کتاب_وایزمن
از تصمیمات فردی تا یک قانون جهانی؛ منحنی تقاضا چگونه شکل میگیرد؟
چرا با کاهش قیمت یک کالا، مقدار تقاضای آن افزایش پیدا میکند؟
در این پست با اهرمهای اصلی مؤثر بر انتخابهای ما و دو دلیل مهم شیب نزولی منحنی تقاضا، یعنی اثر جایگزینی و اثر درآمدی، آشنا میشویم.
درک این مفاهیم، یکی از پایههای مهم برای تحلیل رفتار مصرفکننده و تصمیمگیری در اقتصاد سلامت است. 🩺
مدرسه اقتصاد سلامت؛ اقتصاد سلامت، تخصص شما!
#مدرسه_اقتصاد_سلامت #اقتصاد_سلامت #منحنی_تقاضا #تقاضا #اقتصاد #اقتصاد_پزشکی #اثر_درآمدی #اثر_جایگزینی #رفتار_مصرف_کننده #سلامت #نظام_سلامت #مدیریت_خدمات_بهداشتی_درمانی #آموزش_اقتصاد #HealthEconomics
@health_economucs_school
چرا با کاهش قیمت یک کالا، مقدار تقاضای آن افزایش پیدا میکند؟
درک این مفاهیم، یکی از پایههای مهم برای تحلیل رفتار مصرفکننده و تصمیمگیری در اقتصاد سلامت است. 🩺
#مدرسه_اقتصاد_سلامت #اقتصاد_سلامت #منحنی_تقاضا #تقاضا #اقتصاد #اقتصاد_پزشکی #اثر_درآمدی #اثر_جایگزینی #رفتار_مصرف_کننده #سلامت #نظام_سلامت #مدیریت_خدمات_بهداشتی_درمانی #آموزش_اقتصاد #HealthEconomics
@health_economucs_school
۱۳۵
۸:۳۵
افزايش تعرفه ها، مارپيچ نارضايتي و ادراک بي عدالتي در نظام پرداخت (جبران خدمات) کارکنان
به نظر مي رسد برای این که عدالت در نظام پرداخت (جبران خدمات) کارکنان بخش سلامت برقرار شود، دو شرط اساسي باید همزمان فراهم شود؛ در غیر این صورت، هر افزايش تعرفه اي مثل خيلي اصلاحات قيمتي ديگر در ساير بخش هاي اقتصادي، صرفاً يک مداخله موقتي و تسکيني خواهد بود. شرط نخست، کنترل تورم، ایجاد و حفظ ثبات اقتصادي است؛ شرط دوم، اصلاح ساختار نظام پرداخت که پيش ترها مختصري در اين خصوص صحبت کرده ام. اما اصلاح نظام پرداخت با هر کيفيتي به تنهایی مشکل را حل نخواهد نمود، بلکه ممکن است نارضایتی را هم بیشتر کند. چرا که شرط اول (ثبات اقتصادي) ازآن مهمتر است.جناب فریدمن اثبات کرد که تورم پایدار، نظام قیمتی را به دو صورت تخریب میکند: اول، با افزودن "نویز"به سیگنالهای قیمت، تشخیص تغییرات واقعی در قیمتهای نسبی را از اثرات عمومی تورم غیرممکن میسازد و در نتیجه، تخصیص بهینهی منابع را مختل میکند. دوم، تورم به عنوان یک "مالیات پنهان" عمل کرده و با کاهش ارزش پول، بار مالی سنگینی بر دوش اقتصاد میگذارد که نه به جیب کسی میرود و نه بهرهوری ایجاد میکند؛ این بار مالی، از بسیاری از مالیاتهای متعارف، سنگينتر است. به عبارت دیگر، تورم مانند یک پارازیت، پیام اصلی قیمتها را مخدوش کرده و کارایی کل بازار را با اختلال مواجه میسازد. حال، اگر از این لنز نظری بر بازار نیروی کار سلامت نگاهي بيندازيم، درمییابیم که بیعدالتی در نظام پرداخت، ریشهای فراتر از جداول تعرفهها و دستورالعملهای توزیع دارد. افزایش تعرفههای پزشکی یا پرستاری در میان موج عمومی افزايش قيمت ها و به زبان اختصاصي تر نرخ هاي تورم فزاينده و قابل توجه، به یک "انتقال هزینه" تبدیل شده است، نه "افزایش درآمد" واقعی. در واقع بخشی از این افزایش در هزینههای جاری بیمارستانها تبخیر میشود و بخشی دیگر، به شکل مالیات تورمی، دوباره از جیب نیروی کارشاغل در بخش سلامت خارج میگردد. در نتیجه، نه عرضهکننده (پزشک و پرستارو ...) قدرت خرید پایدار به دست میآورد و نه تقاضاکننده (بیمار) متوجه مي شود که هزینه هاي بالاي پرداخت شده، بهای واقعی مراقبت هاي سلامتي است یا صرفاً تاوان تورم. بماند که پرداخت کننده شخص ثالث و شخص رابع و خامس و امثالهم هم دو دست مبارک را از دو جيب خالي بيرون آورده و نظاره گر ماجرا هستند. در نتيجه، تا زمانيکه ثبات اقتصادي خصوصاً ثبات پولي برقرار نشود؛ هر اصلاح قیمتی در بخش سلامت (هرچند ضروری و قابل دفاع ) به یک بازی سرگردان بین جیبها تبدیل مي شود که برندهی مشخصی نخواهد داشت. بیعدالتی در نظام پرداخت و جبران خدمات کارکنان سلامت، تنها یک "نتیجه" است؛ ریشهی اصلی، تخریب ساختاری نظام قیمتگذاری در کل اقتصاد است که از تورم مزمن ناشی میشود. ارادتمند محمدپور@health_economics_school
به نظر مي رسد برای این که عدالت در نظام پرداخت (جبران خدمات) کارکنان بخش سلامت برقرار شود، دو شرط اساسي باید همزمان فراهم شود؛ در غیر این صورت، هر افزايش تعرفه اي مثل خيلي اصلاحات قيمتي ديگر در ساير بخش هاي اقتصادي، صرفاً يک مداخله موقتي و تسکيني خواهد بود. شرط نخست، کنترل تورم، ایجاد و حفظ ثبات اقتصادي است؛ شرط دوم، اصلاح ساختار نظام پرداخت که پيش ترها مختصري در اين خصوص صحبت کرده ام. اما اصلاح نظام پرداخت با هر کيفيتي به تنهایی مشکل را حل نخواهد نمود، بلکه ممکن است نارضایتی را هم بیشتر کند. چرا که شرط اول (ثبات اقتصادي) ازآن مهمتر است.جناب فریدمن اثبات کرد که تورم پایدار، نظام قیمتی را به دو صورت تخریب میکند: اول، با افزودن "نویز"به سیگنالهای قیمت، تشخیص تغییرات واقعی در قیمتهای نسبی را از اثرات عمومی تورم غیرممکن میسازد و در نتیجه، تخصیص بهینهی منابع را مختل میکند. دوم، تورم به عنوان یک "مالیات پنهان" عمل کرده و با کاهش ارزش پول، بار مالی سنگینی بر دوش اقتصاد میگذارد که نه به جیب کسی میرود و نه بهرهوری ایجاد میکند؛ این بار مالی، از بسیاری از مالیاتهای متعارف، سنگينتر است. به عبارت دیگر، تورم مانند یک پارازیت، پیام اصلی قیمتها را مخدوش کرده و کارایی کل بازار را با اختلال مواجه میسازد. حال، اگر از این لنز نظری بر بازار نیروی کار سلامت نگاهي بيندازيم، درمییابیم که بیعدالتی در نظام پرداخت، ریشهای فراتر از جداول تعرفهها و دستورالعملهای توزیع دارد. افزایش تعرفههای پزشکی یا پرستاری در میان موج عمومی افزايش قيمت ها و به زبان اختصاصي تر نرخ هاي تورم فزاينده و قابل توجه، به یک "انتقال هزینه" تبدیل شده است، نه "افزایش درآمد" واقعی. در واقع بخشی از این افزایش در هزینههای جاری بیمارستانها تبخیر میشود و بخشی دیگر، به شکل مالیات تورمی، دوباره از جیب نیروی کارشاغل در بخش سلامت خارج میگردد. در نتیجه، نه عرضهکننده (پزشک و پرستارو ...) قدرت خرید پایدار به دست میآورد و نه تقاضاکننده (بیمار) متوجه مي شود که هزینه هاي بالاي پرداخت شده، بهای واقعی مراقبت هاي سلامتي است یا صرفاً تاوان تورم. بماند که پرداخت کننده شخص ثالث و شخص رابع و خامس و امثالهم هم دو دست مبارک را از دو جيب خالي بيرون آورده و نظاره گر ماجرا هستند. در نتيجه، تا زمانيکه ثبات اقتصادي خصوصاً ثبات پولي برقرار نشود؛ هر اصلاح قیمتی در بخش سلامت (هرچند ضروری و قابل دفاع ) به یک بازی سرگردان بین جیبها تبدیل مي شود که برندهی مشخصی نخواهد داشت. بیعدالتی در نظام پرداخت و جبران خدمات کارکنان سلامت، تنها یک "نتیجه" است؛ ریشهی اصلی، تخریب ساختاری نظام قیمتگذاری در کل اقتصاد است که از تورم مزمن ناشی میشود. ارادتمند محمدپور@health_economics_school
۸۶
۴:۴۴
چه اتفاقی میافتد وقتی هزینه دریافت خدمات درمانی کاهش پیدا میکند یا حتی رایگان میشود؟مطالعه زامبیا نشان داد که کاهش چشمگیر قیمت خدمات درمانی میتواند باعث افزایش قابلتوجه مقدار تقاضا و استفاده از خدمات شود.
اما این رابطه فقط به زامبیا محدود نیست؛ نتایج آزمایش بیمه درمانی RAND نیز نشان داد که میزان استفاده از خدمات پزشکی با هزینههای پرداختی از جیب بیمار ارتباط دارد.
در ادامه، یک تفاوت مهم را میبینیم:
#مدرسه_اقتصاد_سلامت #اقتصاد_سلامت #منحنی_تقاضا #تقاضای_سلامت #سلامت #خدمات_سلامت #اقتصاد_پزشکی #بیمه_درمانی #آزمایش_RAND #مطالعه_زامبیا #عوامل_مؤثر_بر_تقاضا #سلامت_عمومی #نظام_سلامت #HealthEconomics #Healthcare #HealthDemand #RANDHealthInsuranceExperiment
@health_economics_school
۱۱۱
۱۴:۲۶
فصل۳_کتاب_وایزمن
این یک پدیده جهانی است؛ اما چرا؟
آزمایش تاریخی بیمه درمانی رَند (RAND) نشان داد که حتی در یک نظام سلامت پیشرفته، میزان استفاده افراد از خدمات پزشکی میتواند بهشدت تحت تأثیر هزینههای پرداختی از جیب (Out-of-Pocket) قرار گیرد.
اما در اقتصاد سلامت، فقط تغییر قیمت نیست که تقاضا را تغییر میدهد؛ گاهی کل منحنی تقاضا جابهجا میشود!
حرکت روی منحنی تقاضا: با تغییر قیمت، مقدار تقاضا تغییر میکند.
جابجایی منحنی تقاضا: عواملی مانند تغییر ترجیحات، آموزش سلامت عمومی یا افزایش هزینههای جانبی مانند زمان و حملونقل، تقاضا را در تمام سطوح قیمتی تغییر میدهند.
درک تفاوت میان «حرکت» و «جابجایی» یکی از مفاهیم کلیدی برای تحلیل رفتار تقاضا و تصمیمگیری در نظام سلامت است.
#اقتصاد_سلامت #مدرسه_اقتصاد_سلامت #آزمایش_رند #بیمه_درمانی #تقاضای_سلامت #اقتصاد_درمان #HealthEconomics #RANDExperiment
@health_economics_school
آزمایش تاریخی بیمه درمانی رَند (RAND) نشان داد که حتی در یک نظام سلامت پیشرفته، میزان استفاده افراد از خدمات پزشکی میتواند بهشدت تحت تأثیر هزینههای پرداختی از جیب (Out-of-Pocket) قرار گیرد.
#اقتصاد_سلامت #مدرسه_اقتصاد_سلامت #آزمایش_رند #بیمه_درمانی #تقاضای_سلامت #اقتصاد_درمان #HealthEconomics #RANDExperiment
@health_economics_school
۵۶
۹:۴۲
سکنجبين و ترنجبين؛ نسخه فرار از تله فقر سلامت
در شرایط کنونی، نظام سلامت ايران، با چالش هاي جدي روبرو مي باشد. از یک سو، نرخ تورم فزاینده، قدرت خرید خانوارها را به شدت کاهش داده است. از طرفي، کسری بودجه مزمن سازمانهای بیمهگرسلامت، توان بازپرداخت مطالباتشان را به شدت محدود کرده است. این ناتوانی مالی، بیمهها را ناگزیر ساخته تا هم با تأخیرهای طولانی در پرداخت مطالبات، و هم با کاهش هوشمندانه تعهدات خود، عملاً بخش فزایندهای از هزینههای درمانی را به جیب خانوارها منتقل کنند و فضایی برای گسترش تقاضای بیمههای تکمیلی ایجاد نمایند. در همین حال، ارائهدهندگان خصوصی خدمات سلامت نیز که با تأخیرهای مزمن در دریافت مطالبات خود مواجهاند، به تدریج از ارائه خدمات در چارچوب بستههای بیمهای منصرف شده و سعی میکنند رابطه مستقیم مالی با بیمار برقرار کنند و بیمار را برای بازپرداخت هزینهها به سمت بیمههای تکمیلی سوق دهند. این تغییر رفتار، بار سنگینتری را بر دوش خانوارهایی میگذارد که پیشتر نیز قدرت خریدشان به دليل نرخ هاي تورم بالا، تحلیل رفته بود. همچنين تعرفه ي خدمات مراقبت سلامت (خصوصاً در بخش دولتي) در سالهای اخیر، افزایش قابلتوجهی داشته است. ساختار بودجه دولت در بخش سلامت به گونه اي است که سهم قابل توجهي از منابع از محل اعتبارات اختصاصی (عمدتاً درآمدهای ناشی از ارائه خدمات) تأمین میشود. نظام بازپرداخت (جبران خدمات) به ازاء خدمت (Fee-for-Service) با یک رابطه خطی ساده، با افزایش در قیمت و حجم خدمات، مستقیماً منجر به افزایش درآمدها يا همان اعتبارات اختصاصي دولت در بخش سلامت مي گردد. بنابراين افزایش نرخ تورم و کاهش قدرت خرید خانوار از يک سو، افزایش تعرفهي خدمات مراقبت سلامت و سهم پرداخت از جیب خانوارها به دليل فرسايش تعهدات سازمان هاي بيمه گر پايه از سوي ديگر، همگی به عنوان پيشران هاي چرخه ي معيوبي به نام " تله فقر سلامت" نمايان گرديده اند. در این شرايط، برخي خانوارها که تعدادشان هم کم نيست؛ در یک دوراهی قرار دارند: از یک سو، نیاز مبرم به دریافت مراقبتهای سلامتی دارند، اما از سوی دیگر، درآمد و قدرت خریدشان پاسخگوی هزينه هاي روزافزون خدمات مراقبت سلامت نیست. حتی اگر تصمیم به خرید مراقبت سلامت بگیرند، باید از سایر هزینههای اساسی زندگی مانند تغذیه و مسکن چشمپوشی کنند. در نتیجه، خانوارها به ناچار به سمت حداقلهای ممکن در مراقبت سلامت روی میآورند؛ یعنی انتخاب ارزانترین گزینههایی که تا حدی قابلجایگزینی با مراقبتهای اصلی باشند. این انتخاب، نه به معنای بیتفاوتی نسبت به درمان، و نه به معنای چشمپوشی کامل از سایر مخارج زندگی است، بلکه تلاشی برای بقا در شرایطی است که هیچ گزینهی مطلوب و در عين حال ارزاني در دسترس نیست. در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، میلیونها ویزیت رایگان شبهطب سنتی و توصیههای درمانی با داروهاي گياهي شکل ميگيرد که گویی قرار است تمام امراض ایرانیان را سکنجبين و ترنجبين و خارخاسک درمان کنند. اما مشکل اساسی اینجاست که این نیازهای برآوردهنشده، که با درمانهای غیراصولی پاسخ داده شدهاند، در میانمدت به افزایش هزینههای مراقبت سلامت منجر خواهند شد. تأخیر در تشخیص و درمان بیماریها، وخیمتر شدن شرایط بالینی و افزایش نیاز به خدمات پرهزینهتر، همگی موجبات یک سونامی قریبالوقوع در مراقبتهای سلامتی ضروری را فراهم میکنند. في الحال درست است که سکنجبين و ترنجبین و خارخاسک، يک تنه و بي سروصدا هم جور کسري بودجه دولت در بخش سلامت را مي کشند، هم جبران ناترازي بيمه ها را مي کنند، هم صف هاي انتظار و طولاني بخش دولتي را مديريت مي کنند و هم خانوار را به خوابي آرامش بخش (هرچند موقتي) مي برند اما به قول حضرت مولانا :از قضا سرکنگبین صفرا فزودروغن بادام خشکی مینمودارادتمندمحمدپور@health_economics_school
در شرایط کنونی، نظام سلامت ايران، با چالش هاي جدي روبرو مي باشد. از یک سو، نرخ تورم فزاینده، قدرت خرید خانوارها را به شدت کاهش داده است. از طرفي، کسری بودجه مزمن سازمانهای بیمهگرسلامت، توان بازپرداخت مطالباتشان را به شدت محدود کرده است. این ناتوانی مالی، بیمهها را ناگزیر ساخته تا هم با تأخیرهای طولانی در پرداخت مطالبات، و هم با کاهش هوشمندانه تعهدات خود، عملاً بخش فزایندهای از هزینههای درمانی را به جیب خانوارها منتقل کنند و فضایی برای گسترش تقاضای بیمههای تکمیلی ایجاد نمایند. در همین حال، ارائهدهندگان خصوصی خدمات سلامت نیز که با تأخیرهای مزمن در دریافت مطالبات خود مواجهاند، به تدریج از ارائه خدمات در چارچوب بستههای بیمهای منصرف شده و سعی میکنند رابطه مستقیم مالی با بیمار برقرار کنند و بیمار را برای بازپرداخت هزینهها به سمت بیمههای تکمیلی سوق دهند. این تغییر رفتار، بار سنگینتری را بر دوش خانوارهایی میگذارد که پیشتر نیز قدرت خریدشان به دليل نرخ هاي تورم بالا، تحلیل رفته بود. همچنين تعرفه ي خدمات مراقبت سلامت (خصوصاً در بخش دولتي) در سالهای اخیر، افزایش قابلتوجهی داشته است. ساختار بودجه دولت در بخش سلامت به گونه اي است که سهم قابل توجهي از منابع از محل اعتبارات اختصاصی (عمدتاً درآمدهای ناشی از ارائه خدمات) تأمین میشود. نظام بازپرداخت (جبران خدمات) به ازاء خدمت (Fee-for-Service) با یک رابطه خطی ساده، با افزایش در قیمت و حجم خدمات، مستقیماً منجر به افزایش درآمدها يا همان اعتبارات اختصاصي دولت در بخش سلامت مي گردد. بنابراين افزایش نرخ تورم و کاهش قدرت خرید خانوار از يک سو، افزایش تعرفهي خدمات مراقبت سلامت و سهم پرداخت از جیب خانوارها به دليل فرسايش تعهدات سازمان هاي بيمه گر پايه از سوي ديگر، همگی به عنوان پيشران هاي چرخه ي معيوبي به نام " تله فقر سلامت" نمايان گرديده اند. در این شرايط، برخي خانوارها که تعدادشان هم کم نيست؛ در یک دوراهی قرار دارند: از یک سو، نیاز مبرم به دریافت مراقبتهای سلامتی دارند، اما از سوی دیگر، درآمد و قدرت خریدشان پاسخگوی هزينه هاي روزافزون خدمات مراقبت سلامت نیست. حتی اگر تصمیم به خرید مراقبت سلامت بگیرند، باید از سایر هزینههای اساسی زندگی مانند تغذیه و مسکن چشمپوشی کنند. در نتیجه، خانوارها به ناچار به سمت حداقلهای ممکن در مراقبت سلامت روی میآورند؛ یعنی انتخاب ارزانترین گزینههایی که تا حدی قابلجایگزینی با مراقبتهای اصلی باشند. این انتخاب، نه به معنای بیتفاوتی نسبت به درمان، و نه به معنای چشمپوشی کامل از سایر مخارج زندگی است، بلکه تلاشی برای بقا در شرایطی است که هیچ گزینهی مطلوب و در عين حال ارزاني در دسترس نیست. در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، میلیونها ویزیت رایگان شبهطب سنتی و توصیههای درمانی با داروهاي گياهي شکل ميگيرد که گویی قرار است تمام امراض ایرانیان را سکنجبين و ترنجبين و خارخاسک درمان کنند. اما مشکل اساسی اینجاست که این نیازهای برآوردهنشده، که با درمانهای غیراصولی پاسخ داده شدهاند، در میانمدت به افزایش هزینههای مراقبت سلامت منجر خواهند شد. تأخیر در تشخیص و درمان بیماریها، وخیمتر شدن شرایط بالینی و افزایش نیاز به خدمات پرهزینهتر، همگی موجبات یک سونامی قریبالوقوع در مراقبتهای سلامتی ضروری را فراهم میکنند. في الحال درست است که سکنجبين و ترنجبین و خارخاسک، يک تنه و بي سروصدا هم جور کسري بودجه دولت در بخش سلامت را مي کشند، هم جبران ناترازي بيمه ها را مي کنند، هم صف هاي انتظار و طولاني بخش دولتي را مديريت مي کنند و هم خانوار را به خوابي آرامش بخش (هرچند موقتي) مي برند اما به قول حضرت مولانا :از قضا سرکنگبین صفرا فزودروغن بادام خشکی مینمودارادتمندمحمدپور@health_economics_school
۲
۲۱:۵۱