قبل از جلسه هیئت، یک مرحله مهم وجود داشت که باید دقیق انجام میشد:
بررسی فرآیند تکمیل، ارائه و پیگیری مدارک و مستندات.
همونجا فهمیدم فقط دانستن کلیات قانون کافی نیست.
اینکه فکر کنیم «قوانین مالیاتی رو بلدم» ولی فقط چند ماده و نکته پراکنده بدونیم، میتونه در یک پرونده واقعی مشکلساز بشه.
بعدها فهمیدم این مشکل فقط برای من نیست…خیلی از حسابدارها قوانین رو دستوپا شکسته میدونن؛ اما وقتی پای یک پرونده واقعی وسط میاد، جزئیات تعیینکننده میشن
بررسی فرآیند تکمیل، ارائه و پیگیری مدارک و مستندات.
همونجا فهمیدم فقط دانستن کلیات قانون کافی نیست.
۶۰۴
۱۶:۲۵
سوال پرتکرار
(خروجی اکسل فروش بهار شده ۱۸ میلیارد و ۳۰۰ میلیون، ولی داخل اظهارنامه ارزش افزوده حدود ۱۸ میلیارد ثبت شده؛ این ۳۰۰ میلیون اختلاف از کجاست؟)
اولین اشتباه اینه که سریع عدد اظهارنامه رو تغییر بدیم یا اطلاعاتی رو حذف کنیم.
اول باید بفهمیم اختلاف دقیقاً از کجا ایجاد شده
اولین اشتباه اینه که سریع عدد اظهارنامه رو تغییر بدیم یا اطلاعاتی رو حذف کنیم.
اول باید بفهمیم اختلاف دقیقاً از کجا ایجاد شده
۴۸۰
۱۶:۱۱
برای شروع، این ۳ عدد رو کنار هم بذار:
فروش ثبتشده در سیستم حسابداری
خروجی صورتحسابهای سامانه مؤدیان
مبلغ نمایشدادهشده در اظهارنامه ارزش افزوده
بعد در خروجی اکسل بررسی کن:
صورتحساب اصلاحی داریم؟
ابطالی داریم؟
برگشت از فروش ثبت شده؟
وضعیت صورتحسابها تغییر کرده؟
اینجاست که معمولاً منشأ مغایرت پیدا میشه.
بعد در خروجی اکسل بررسی کن:
اینجاست که معمولاً منشأ مغایرت پیدا میشه.
۴۶۳
۱۶:۱۲
دو مورد خیلی مهم:
صورتحساب اصلاحی:باید ببینی فاکتور اصلی و اصلاحیه چطور در گزارشها منعکس شدن و مبلغ نهایی کدومه.
صورتحساب ابطالی:بررسی کن آیا هنوز در خروجی دیده میشه؟ در سیستم حسابداری حذف شده؟ وضعیتش در سامانه مؤدیان درست ثبت شده؟
همین تفاوت وضعیتها میتونه چندصد میلیون اختلاف ایجاد کنه
همین تفاوت وضعیتها میتونه چندصد میلیون اختلاف ایجاد کنه
۴۴۹
۱۷:۵۰
تفاوت حسابدار حرفهای همینجاست؛ فقط اظهارنامه رو ارسال نمیکنه، قبلش مطمئن میشه عدد نهایی قابل دفاع و مستنده.
۷۳۷
۱۷:۵۰
برای گرفتن پروژه همیشه لازم نیست دنبال مشتری جدید بدوی!
یکی از قویترین روشها بازاریابی ارجاعیه؛ یعنی مشتریای که از کارت نتیجه گرفته، خودش تبدیل به معرفت بشه.
مثلاً یک پروژه مالیاتی رو حرفهای انجام میدی و همون مشتری تو رو به شریک، دوست یا همکارش معرفی میکنه.
۴۹۱
۱۷:۱۱
اما رضایت مشتری رو فقط آرشیوش نکن! 
بعد از یک نتیجه خوب:
نظر واقعی مشتری رو بپرس
ترجیحاً درباره «مشکل قبل + کاری که انجام شد + نتیجه» صحبت کن
با اجازه خودش رضایت رو منتشر کن
بعد از مشتری راضی، معرفی به افراد مرتبط رو درخواست کن
رضایت واقعی و مشخص خیلی قویتر از جملههای کلی مثل «عالی بود» عمل میکنه؛ ضمن اینکه محتوای رضایت باید صادقانه و غیرگمراهکننده باشه.
بعد از یک نتیجه خوب:
رضایت واقعی و مشخص خیلی قویتر از جملههای کلی مثل «عالی بود» عمل میکنه؛ ضمن اینکه محتوای رضایت باید صادقانه و غیرگمراهکننده باشه.
۶۲۴
۱۷:۱۱
نه لزوماً!
اول باید ماهیت هر واریزی مشخص بشه:
مثلاً توی این پرونده، یک واریزی ۱۰ میلیاردی مربوط به فروش ملک شخصی بود؛ پس صرف ورود پول به حساب، دلیل نمیشه اون مبلغ رو فروش کسبوکار بدونیم
۲۹۹
۱۲:۱۳
اما گفتنِ «این درآمد نیست» کافی نیست! 
باید بتونی منشأ پول رو با مدرک اثبات کنی:
قرارداد
سند انتقال
مدارک پرداخت
ارتباط مبلغ با معامله
هزینهها هم همین قاعده رو دارن؛ هر مبلغی که پرداخت شده، لزوماً هزینه قابل قبول مالیاتی نیست.
طبق مواد ۱۴۷ و ۱۴۸، هزینه باید مرتبط با فعالیت، برای تحصیل درآمد و دارای مستندات قابل اتکا باشه
باید بتونی منشأ پول رو با مدرک اثبات کنی:
هزینهها هم همین قاعده رو دارن؛ هر مبلغی که پرداخت شده، لزوماً هزینه قابل قبول مالیاتی نیست.
طبق مواد ۱۴۷ و ۱۴۸، هزینه باید مرتبط با فعالیت، برای تحصیل درآمد و دارای مستندات قابل اتکا باشه
۲۷۴
۱۲:۱۳
فرق حسابدار حرفهای دقیقاً همینجاست. 
قبل از ثبت هر عدد از خودش میپرسه:
این مبلغ از کجا اومده؟
شغلیه یا شخصی؟
مدرک اثباتش چیه؟
اگر پرونده رسیدگی شد، قابل دفاعه؟
چون در مالیات فقط عدد مهم نیست؛پشت هر عدد باید یک توضیح و مدرک قابل دفاع وجود داشته باشه
قبل از ثبت هر عدد از خودش میپرسه:
چون در مالیات فقط عدد مهم نیست؛پشت هر عدد باید یک توضیح و مدرک قابل دفاع وجود داشته باشه
۳۴۴
۱۲:۱۳