روایتی از فضای فرهنگی سیاسی ایران در سالهای ۱۳۵۴ تا ۱۳۶۲
https://youtu.be/Q-SyT-ezTTI?si=pOBPVsJih98o0Yh7
میزبان: مجید تفرشی
در گفتوگویی که مهرماه ۱۴۰۴ با ایشان داشتم، در فضایی دوستانه و صمیمی، او خودش را در دورۀ نوجوانی روایت کرد. و البته نه فقط خودش؛ بلکه محیطی که در آن زندگی و تحصیل کرده بود. در این گفتوگو نکات تربیتی فراوانی وجود دارد که اهالی فرهنگ باید بدان توجه کنند.
امید است در ادامه این گفتوگو که انشاءالله به زودی انجام خواهد شد، به بخشها و ابعادی دیگر از زندگی و کارنامه علمی، فرهنگی و سیاسی حسامالدین آشنا پرداخته شود.
۶۸۶
۲۱:۴۷
برنامه ۲۴ماهه بهینهسازی منابع بر پایه سه خدمت نهاییحسامالدین آشنامسئله بهینهسازی در کشور را نباید صرفاً به کمبود یا ناترازی یک حامل انرژی تقلیل داد. آب، هوا، خاک و انرژی چهار منبع پایهای هستند که همزمان تحت فشار الگوی تولید و مصرف قرار دارند. در مقابل، در سطح مصرف نهایی، بخش بزرگی از نیاز روزمره خانوار و شهر را میتوان در سه خدمت اصلی خلاصه کرد: سرمایش، گرمایش و پیمایش. این تفکیک امکان میدهد سیاستگذاری از «مدیریت حامل» به «مدیریت خدمت» تغییر جهت دهد.این تغییر نگاه اهمیت اساسی دارد. خانوار در واقع بنزین، گاز یا برق را بهعنوان هدف نهایی مصرف نمیکند؛ بنزین را برای جابهجایی، گاز را برای گرمایش و برق را برای سرمایش، روشنایی و کارکرد تجهیزات میخواهد. بنابراین سیاست مطلوب آن نیست که صرفاً قیمت یا مقدار حامل را مدیریت کند، بلکه باید همان سطح یا سطح بهتری از خدمت را با مصرف کمتر منابع فراهم سازد.این منطق با جهتگیری طرح ۲۴ماهه موجود نیز سازگار است که بر گذار از «یارانه حامل» به «حمایت از خدمت ضروری»، خرید صرفهجویی قابل اندازهگیری، استقرار خط مبنا و اجرای مرحلهای اصلاحات تأکید دارد.معماری اصلی برنامهچارچوب پیشنهادی از دو سطح تشکیل میشود.در سطح کلان، چهار منبع یا سرمایه اصلی موضوع سیاست هستند: آب، هوا، خاک و انرژی. هدف در این سطح کاهش برداشت، اتلاف و تخریب این منابع و افزایش بهرهوری استفاده از آنهاست.در سطح مصرف نهایی، سه خدمت اصلی قرار میگیرند: سرمایش، گرمایش و پیمایش. هر یک از این خدمات باید با ترکیبی از فناوری، قیمتگذاری، تنظیمگری، رفتار مصرفکننده و تأمین مالی بازطراحی شود.بنابراین ساختار برنامه را میتوان بهصورت یک ماتریس ساده تعریف کرد: هر تصمیم در حوزه سرمایش، گرمایش یا پیمایش باید از نظر اثر آن بر آب، هوا، خاک و انرژی ارزیابی شود.این معماری اجازه میدهد از راهحلهای تکبعدی جلوگیری شود. برای مثال، کاهش مصرف بنزین از طریق برقیسازی اگر بدون توجه به ظرفیت شبکه برق انجام شود، ممکن است ناترازی را از سوخت مایع به برق منتقل کند. یا توسعه گسترده سیانجی اگر بدون ملاحظه تراز زمستانی گاز باشد، میتواند مسئله دیگری ایجاد کند. همچنین انتخاب فناوری سرمایش باید همزمان مصرف برق و آب را در نظر بگیرد.سرمایش؛ کاهش همزمان برق، آب و پیکدر بخش سرمایش، یکی از سریعترین ظرفیتهای قابل استفاده، بهینهسازی کولرهای آبی موجود است. جایگزینی موتورهای القایی با موتورهای دورمتغیر BLDC، همراه با کنترل دما و دور، امکان کاهش قابل توجه مصرف برق و پیک شبکه را فراهم میکند و در عین حال از طریق کاهش کارکرد غیرضروری، مصرف آب را نیز کاهش میدهد.مزیت این رویکرد آن است که برخلاف بسیاری از پروژههای زیرساختی بزرگ، نیازمند تغییر کامل سامانه سرمایش ساختمان نیست و میتواند روی بخش بزرگی از تجهیزات موجود اجرا شود. به همین علت میتواند در برنامه ۲۴ماهه بهعنوان یکی از پروژههای سریعالاثر قرار گیرد.اما هدف برنامه نباید صرفاً «تعویض موتور کولر» باشد. شاخص باید مقدار واقعی برق، آب و توان پیک آزادشده باشد. تجهیز فقط وسیله دستیابی به نتیجه است.در مرحله بعد، اصلاح پوسته ساختمان، سایهاندازی، کنترل تابش، تهویه طبیعی و تجهیزات سرمایشی متناسب با اقلیم نیز باید وارد برنامه شوند. هدف نهایی کاهش نیاز ساختمان به سرمایش است، نه فقط افزایش راندمان دستگاه سرمایشی.گرمایش؛ از وسیله گرمایشی تا بازطراحی سامانه ساختمانبخش گرمایش از نظر گاز و پیک زمستانی اهمیت ویژهای دارد. در این بخش، راهبرد واحد برای همه ساختمانها مناسب نیست.ساختمانهای دارای بخاری مستقل، ساختمانهای دارای موتورخانه مرکزی و ساختمانهای جدید باید سه مسیر متفاوت داشته باشند.در ساختمانهای دارای بخاریهای کمبازده، جایگزینی سریع با وسایل راندمانبالا، دارای ترموستات، کنترل دقیق و سامانه احتراق ایمن میتواند مصرف گاز را کاهش دهد.در ساختمانهای دارای موتورخانه، ابتدا باید تصمیم گرفت که موتورخانه اصولاً باید باقی بماند یا خیر. بخشی از موتورخانههای کوچک و فرسوده ممکن است از نظر اقتصادی و فنی قابل حذف باشند و جای خود را به سامانههای مستقل یا شراکتی پربازده بدهند. در ساختمانهای بزرگتر که گرمایش مرکزی توجیه دارد، باید بهسازی دیگ، مشعل، پمپ، عایق، بالانس شبکه و کنترل هوشمند در دستور کار قرار گیرد.نکته مهم این است که صرفهجویی فقط از افزایش راندمان احتراق ایجاد نمیشود؛ بخش بزرگی از اتلاف در کنترل نامناسب، گرمایش فضاهای بدون استفاده، شبکه توزیع و تنظیم نبودن سامانه است.به همین علت، «کنترل» باید یکی از ارکان برنامه باشد: ترموستات، برنامه زمانی، تنظیم اتاقبهاتاق و بازخورد مصرف به خانوار.فرهنگسازی نیز باید از تبلیغات عمومی فاصله بگیرد و به اطلاعرسانی شخصی و قابل سنجش تبدیل شود. خان
۵۴۵
۱۲:۲۴
وار باید بداند نسبت به ساختمان مشابه چه مقدار مصرف میکند، چه اقدام مشخصی بیشترین اثر را دارد و پس از اقدام چه مقدار صرفهجویی واقعی حاصل شده است.پیمایش؛ از سیاست بنزین به سیاست جابهجاییدر حوزه پیمایش، مسئله اصلی مصرف بنزین نیست؛ مسئله نحوه جابهجایی مسافر و بار است. تا زمانی که شهروند برای یک سفر مشخص گزینه مناسب از نظر زمان، هزینه و دسترسی نداشته باشد، اصلاح قیمت سوخت بهتنهایی نمیتواند الگوی مصرف را بهصورت پایدار تغییر دهد.معماری پیشنهادی پیمایش بر پنج متغیر استوار است:نوع مسافر یا بار، زمان، وسیله، انرژی و هزینه.ابتدا باید مشخص شود چه کسی یا چه چیزی جابهجا میشود، سفر تا چه اندازه زمانمدار است، چه وسیلهای برای آن مناسبتر است، آن وسیله با چه حامل انرژی کار کند و هزینه واقعی سفر چگونه تأمین شود.در این معماری، حملونقل انبوه برای کریدورهای پرتراکم، موتورسیکلت برای جابهجایی سریع سبک، خودرو و ون اشتراکی برای سفر چندنفره درببهدرب، و خودروی شخصی برای سفرهایی که واقعاً به انعطاف و شخصی سازی نیاز دارند، هر یک جایگاه مشخص دارند.موتورسیکلت اصلاح شده بهویژه در شهرهای بزرگ باید بهعنوان یک زیرشبکه رسمی جابهجایی سریع شناخته شود. مزیت آن سرعت، هزینه پایینتر و اشغال فضای کمتر است؛ اما این مزیت با ریسک ایمنی بالا همراه است و بنابراین توسعه نقش آن باید همزمان با استاندارد، آموزش، بیمه، کنترل سرعت و برقیسازی ناوگان پرتردد و انژکتوری کردن موتورهای کم ترددتر انجام شود.در بخش انرژی نیز نباید یک حامل بهعنوان جانشین عمومی بنزین معرفی شود. برق برای ریل، اتوبوس، موتورسیکلت و ناوگان پرتردد مناسبتر است؛ سیانجی باید به ناوگان پرپیمایش اختصاص یابد؛ گازوئیل در کوتاهمدت برای بار سنگین باقی میماند و الانجی فقط در صورت اثبات اقتصادی در حمل سنگین منطقهای قابل توسعه است.بنزین نیز باقی میماند، اما نباید بهصورت سوخت بسیار ارزان برای هر نوع سفر عمل کند.قاعده اصلاح قیمتاصلاح قیمت انرژی باید بخشی از برنامه باشد، اما نه نقطه آغاز آن.دو سیاست باید همزمان رد شوند: تثبیت طولانی قیمتهای بسیار پایین و افزایش دفعی و عمومی قیمت.راهحل میانی آن است که حمایت از مصرف ضروری حفظ شود، اما یارانه مصرف اضافی و مازاد به سرعت کاهش یابد.این اصلاح باید مشروط به وجود امکان واقعی کاهش مصرف باشد. خانواری که هیچ گزینه حملونقل دیگری ندارد، یا ساختمانی که هیچ ابزار کنترلی برای کاهش مصرف گاز در اختیار ندارد، نباید صرفاً از طریق افزایش قیمت به کاهش مصرف وادار شود.بنابراین قاعده باید چنین باشد:ابتدا امکان کاهش مصرف ایجاد شود، سپس قیمت مصرف مازاد اصلاح شود.مدل اجراییبرنامه ۲۴ماهه باید در سه مرحله اصلی اجرا شود.در سه ماه نخست، خط مبنا، داده، ظرفیت تولید، پروژههای قابل اجرا، منابع مالی و مسئولیت دستگاهها تعیین میشود. این مرحله باید به تعیین اهداف کمی ماههای ۱۲ و ۲۴ منتهی شود. منابع اصلی پروژه نیز تأکید میکنند که اعداد هدف پیش از تکمیل خط مبنا نباید بهصورت دستوری تعیین شوند.در ماههای چهارم تا ششم، پروژههای سریعالاثر در سرمایش، گرمایش و پیمایش وارد اجرا میشوند و صرفهجویی واقعی آنها اندازهگیری میشود.از ماه ششم به بعد، فقط پروژههایی که عملکرد آنها تأیید شده است به مقیاس بزرگ منتقل میشوند. اصلاح تدریجی قیمت مصرف مازاد نیز در همین مرحله و مشروط به آمادگی زیرساخت آغاز میشود.در سال دوم، هدف تثبیت تغییر ساختاری است: کاهش یارانه حامل، توسعه حمایت هدفمند از خدمت، گسترش قراردادهای مبتنی بر صرفهجویی و تبدیل پروژههای پایلوت به برنامههای ملی.مدل مالیاصل مالی باید ساده باشد:دولت نباید برای خرید تجهیز پول بدهد؛ باید برای صرفهجویی قابل راستیآزمایی پول بدهد.تولیدکننده، کارور، شهرداری یا اپراتور زمانی باید از منابع عمومی بهرهمند شود که کاهش واقعی مصرف انرژی یا منابع را اثبات کرده باشد.همچنین سه مفهوم باید از هم جدا باقی بمانند: ارزش اقتصادی صرفهجویی، صرفهجویی ارزی و درآمد یا صرفهجویی نقدی دولت. تنها منابع نقدی تحققیافته میتوانند مبنای تعهد مالی باشند. این تفکیک در اسناد پروژه نیز بهعنوان یکی از قواعد اصلی کنترل مالی آمده است.نقش سازمان بهینهسازیسازمان بهینهسازی نباید خود به مجری پروژههای ساختمانی، حملونقل یا تولید تجهیزات تبدیل شود.نقش سازمان باید در پنج حوزه متمرکز باشد:طراحی معماری سیاست، تعیین قواعد، تخصیص منابع، خرید صرفهجویی و سنجش عملکرد.اجرای فیزیکی باید به شهرداریها، دستگاههای اجرایی، تولیدکنندگان، کارورها و بخش خصوصی واگذار شود.این تفکیک مانع از آن میشود که سازمان در جزئیات اجرایی گرفتار شود و مأموریت اصلی خود، یعنی افزایش بهرهوری کل سامانه، را از دست بدهد.معیار نهایی موفقیتموفقیت برنامه را نباید با
۴۹۹
۱۲:۲۴
تعداد بخاری، کولر، اتوبوس یا موتورسیکلت تعویضشده سنجید.معیار درست، میزان خدمتی است که با منابع کمتر تولید شده است.در سرمایش: برق، آب و پیک کاهشیافته در برابر آسایش حفظشده.در گرمایش: گاز و پیک زمستانی کاهشیافته در برابر آسایش حفظشده.در پیمایش: انرژی مصرفی به ازای مسافرـکیلومتر یا تنـکیلومتر.در سطح کلان نیز شاخص نهایی چنین است:ارائه سرمایش، گرمایش و پیمایش بیشتر یا بهتر با مصرف کمتر آب، آسیب کمتر به هوا و خاک، انرژی کمتر و هزینه عمومی کمتر.این چارچوب میتواند برنامه ۲۴ماهه سازمان را از مجموعهای از پروژههای پراکنده به یک سیاست منسجم و قابل اندازهگیری تبدیل کند. در این نگاه، بنزین، گاز، برق، کولر، بخاری، موتورخانه و وسیله نقلیه هیچکدام خود «مسئله» نیستند؛ آنها ابزارهایی هستند برای تأمین سه خدمت اصلی با بهرهوری بالاتر و فشار کمتر بر چهار منبع پایه کشور.
۵۰۶
۱۲:۲۴
نوآوری واقعی این طرح در پنج نقطه است:واحد سیاستگذاری از «حامل» به «خدمت» تغییر میکند. امروز بنزین، گاز، برق، آب و حملونقل عمدتاً در بسترهای جداگانه اداره میشوند. طرح میگوید هر تصمیم باید بر اساس خروجی نهایی سنجیده شود: «یک واحد سرمایش»، «یک واحد گرمایش» و «یک واحد پیمایش» با چه ترکیبی از منابع، فناوری و هزینه تأمین میشود.چهار منبع و سه خدمت در یک ماتریس تصمیم مشترک قرار میگیرند. یعنی مثلاً جایگزینی بنزین با برق فقط وقتی مطلوب است که اثر آن بر تراز برق، گاز نیروگاهی، هوا و هزینه شبکه همزمان سنجیده شود. این جلوی «انتقال ناترازی از یک حامل به حامل دیگر» را میگیرد.اصلاح قیمت از یک اقدام مالی به یک قرارداد عملکردی تبدیل میشود. قیمت مصرف مازاد فقط وقتی بالا میرود که امکان واقعی کاهش مصرف ساخته شده باشد؛ در حملونقل یعنی گزینه سفر، در گرمایش یعنی کنترل و تجهیز، در سرمایش یعنی فناوری کممصرف. این یک قاعده اجرایی است، نه شعار.دولت بهجای خرید تجهیز، «صرفهجویی تأییدشده» میخرد. بخاری، کولر، موتور، اتوبوس یا موتورخانه موضوع اصلی پرداخت نیستند. پرداخت در برابر مترمکعب گاز، کیلوواتساعت برق، مترمکعب آب، مگاوات پیک یا سوخت واقعاً آزادشده صورت میگیرد. این تغییر، مدل مالی و انگیزشی برنامه را عوض میکند.سه بازار بزرگ مصرف بهصورت همزمان و مکمل بازطراحی میشوند. در پیمایش: وسیله–انرژی–زمان–هزینه؛ در گرمایش: ساختمان–تجهیز–کنترل–رفتار؛ در سرمایش: برق–آب–پیک–آسایش. به این ترتیب، بهجای دهها پروژه پراکنده، سه «کارخانه صرفهجویی» ملی شکل میگیرد
۸۴۷
۱۲:۲۷
صورتبندی پیام رهبری به مناسبت هفته دولت:الف) گزارههای خبری و تحلیلی
1. دولت چهاردهم در شرایط جنگ و تشدید فشارهای خارجی، در تأمین نیازهای مردم، ترمیم آسیبها و مدیریت انرژی عملکرد قابلتقدیری داشته است.2. هدف کلان، حرکت به سوی «ایران هرچه قویتر» است.3. روایت قوتهای کشور، بخشی از قدرت ملی است؛ برجستهسازی ضعفها میتواند به دشمن و تضعیف روحیه عمومی کمک کند.4. مردم در ماههای اخیر انسجام، همراهی و ظرفیت بالای ملی خود را نشان دادهاند.5. محور اصلی مسائل اقتصادی: تورم، بیکاری، قیمتها، رشد، سرمایهگذاری و تولید است.6. تولید داخلی، نوآوری نخبگان و مدیریت هوشمند واردات، سه اهرم اصلی پیشرفت اقتصادی معرفی شدهاند.7. انسجام اجتماعی یک ملاحظه اساسی در همه سیاستهای عمومی است.8. دوگانهسازیهایی مانند «جنگ یا مذاکره» و «وفاق یا تندروی» زیانبار تلقی شدهاند.9. فرهنگ و تعلیم و تربیت، موضوعی فرا راهبردی و مؤثر بر همه راهبردهای کشور دانسته شده است.
ب) گزارههای دستوری و اجرایی
1. قوتها و دستاوردهای ایران فعالانه تبیین و روایت شود.2. ضعفها بهجای برجستهسازی، با برنامه و اقدام برطرف شوند.3. از سخنان ناامیدکننده و تضعیف انگیزه ملی پرهیز شود.4. سیاست اقتصادی بر تولید داخلی، کنترل تورم و قیمت، رشد و سرمایهگذاری متمرکز شود.5. نقش دلار کاهش یابد و سیاستهای اقتصاد مقاومتی، محور قرار گیرد.6. فناوری و نوآوری نخبگان سریعتر وارد فرآیندهای اجرایی شود.7. همه سیاستهای کلان، دارای پیوست انسجام اجتماعی باشند.8. هر اقدام یا سخن آسیبزننده به انسجام اجتماعی ممنوع است.9. فرهنگ و تعلیم و تربیت در تنظیم سایر راهبردها ملاحظه شود.10. از گروههای اثرگذار فرهنگی و تربیتی، به ویژه معلمان، استادان، پزشکان، پرستاران و خانوادهها حمایت شود.
1. دولت چهاردهم در شرایط جنگ و تشدید فشارهای خارجی، در تأمین نیازهای مردم، ترمیم آسیبها و مدیریت انرژی عملکرد قابلتقدیری داشته است.2. هدف کلان، حرکت به سوی «ایران هرچه قویتر» است.3. روایت قوتهای کشور، بخشی از قدرت ملی است؛ برجستهسازی ضعفها میتواند به دشمن و تضعیف روحیه عمومی کمک کند.4. مردم در ماههای اخیر انسجام، همراهی و ظرفیت بالای ملی خود را نشان دادهاند.5. محور اصلی مسائل اقتصادی: تورم، بیکاری، قیمتها، رشد، سرمایهگذاری و تولید است.6. تولید داخلی، نوآوری نخبگان و مدیریت هوشمند واردات، سه اهرم اصلی پیشرفت اقتصادی معرفی شدهاند.7. انسجام اجتماعی یک ملاحظه اساسی در همه سیاستهای عمومی است.8. دوگانهسازیهایی مانند «جنگ یا مذاکره» و «وفاق یا تندروی» زیانبار تلقی شدهاند.9. فرهنگ و تعلیم و تربیت، موضوعی فرا راهبردی و مؤثر بر همه راهبردهای کشور دانسته شده است.
ب) گزارههای دستوری و اجرایی
1. قوتها و دستاوردهای ایران فعالانه تبیین و روایت شود.2. ضعفها بهجای برجستهسازی، با برنامه و اقدام برطرف شوند.3. از سخنان ناامیدکننده و تضعیف انگیزه ملی پرهیز شود.4. سیاست اقتصادی بر تولید داخلی، کنترل تورم و قیمت، رشد و سرمایهگذاری متمرکز شود.5. نقش دلار کاهش یابد و سیاستهای اقتصاد مقاومتی، محور قرار گیرد.6. فناوری و نوآوری نخبگان سریعتر وارد فرآیندهای اجرایی شود.7. همه سیاستهای کلان، دارای پیوست انسجام اجتماعی باشند.8. هر اقدام یا سخن آسیبزننده به انسجام اجتماعی ممنوع است.9. فرهنگ و تعلیم و تربیت در تنظیم سایر راهبردها ملاحظه شود.10. از گروههای اثرگذار فرهنگی و تربیتی، به ویژه معلمان، استادان، پزشکان، پرستاران و خانوادهها حمایت شود.
۱.۳K
۱۷:۵۰
«ایران هرچه قویتر»؛ از روایت قدرت تا قدرت روایتحسامالدین آشناپیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دولت را میتوان مجموعهای از توصیهها درباره دولت، اقتصاد، فناوری، انسجام اجتماعی و فرهنگ دانست. اما در یک خوانش گفتمانی، مسئله اصلی این است که این عناصر چگونه در یک نظام معنایی واحد قرار میگیرند.کلید این نظام معنایی در همان تعبیر محوری پیام است: «ایران هرچه قویتر».ایران با ضعفهایش تعریف نمیشودپیام مشکلات کشور را انکار نمیکند؛ تورم، بیکاری، قیمتها، سرمایهگذاری و تولید صریحاً ذکر میشوند. اما میان «داشتن ضعف» و «تعریفشدن با ضعف» فاصله میگذارد. در کنار مشکلات، بر انسجام مردم، عملکرد دولت، ظرفیت تولید داخلی و توان نخبگان و فناوران تأکید میشود.جمله کلیدی پیام این است که ضعف و کمبود باید موضوع برنامهریزی و حل مسئله باشند، نه موضوع برجستهسازی؛ در مقابل، قوت باید روایت شود. پس منطق پیام روشن است: ضعف را باید حل کرد؛ قوت را باید روایت کرد.چرا روایت بخشی از قدرت است؟در پیام، دشمن فقط عامل جنگ، تحریم و فشار نیست؛ میکوشد این تصور را نیز القا کند که راه پیشرفت ایران از تبعیت از او میگذرد.بنابراین، میدان تقابل فقط مادی نیست؛ ادراک جامعه از خود و آیندهاش نیز بخشی از آن است.از این منظر، روایت قوت صرفاً یک فعالیت رسانهای نیست. اگر جامعه تواناییهای خود را نبیند، بخشی از ظرفیت واقعی آن نیز بالفعل نمیشود. اینجاست که «روایت قدرت» خود به بخشی از «قدرت» تبدیل میشود.از تقابل بیرونی به انسجام درونیپیام سپس از رابطه «ما و دشمن» به رابطه اجزای «ما» با یکدیگر میرسد. مفهوم مرکزی در این انتقال، انسجام اجتماعی است. تعبیر «پیوست انسجام اجتماعی» اهمیت ویژه دارد، زیرا انسجام را از یک توصیه اخلاقی به یک معیار سیاستگذاری تبدیل میکند. هر تصمیم مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی یا امنیتی باید با این پرسش همراه شود: این تصمیم با انسجام جامعه چه میکند؟از همین منظر، مخالفت پیام با دوگانههایی مانند «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا جنگطلبی» قابل فهم است. مسئله فقط واژهها نیستند؛ مسئله صورتبندیهایی است که میتوانند جامعه را به دو قطب فروبکاهند و ظرفیت همکاری جمعی را کاهش دهند.فرهنگ چرا فراراهبردی است؟پیام فرهنگ و تعلیموتربیت را «فراراهبردی» میداند؛ یعنی سایر راهبردها نیز باید با ملاحظه فرهنگی تنظیم شوند.این نگاه با منطق کلی پیام سازگار است. اگر قدرت ملی فقط به منابع مادی وابسته نباشد و به ادراک، انگیزه و انسجام نیز متکی باشد، فرهنگ دیگر یک بخش در کنار اقتصاد و سیاست نیست؛ یکی از زیرساختهای قدرت است.در این چارچوب:• تولید و فناوری، ظرفیت قدرت را افزایش میدهند؛• روایت، ادراک قدرت را میسازد؛• انسجام، امکان کنش جمعی را حفظ میکند؛• فرهنگ، زمینه بازتولید این دو را فراهم میآورد.پیام بهمثابه منطق حکمرانیپیام بیش از آنکه فهرستی از دستورات جزئی باشد، نوعی منطق تصمیمگیری پیشنهاد میکند:ضعف را حل کنید؛ قوت را روایت کنید؛ آثار تصمیمها بر انسجام را بسنجید؛ و فرهنگ را در همه راهبردها جدی بگیرید.از همین رو، نباید از چنین پیامی انتظار تعیین شاخص، متولی یا سازوکار اجرایی داشت. این مرحله بر عهده سیاستگذاران و مجریان است.اما در همین مرحله یک ملاحظه اساسی وجود دارد: روایت قوت باید معتبر و باورپذیر باشد و حفاظت از انسجام نیز نباید با حذف اختلاف یکی گرفته شود. اگر روایت رسمی از تجربه واقعی مردم فاصله بگیرد، اعتماد آسیب میبیند؛ و اگر «انسجام» چنان موسع تفسیر شود که نقد کارشناسی و اختلاف مشروع را محدود کند، خود میتواند نتیجه معکوس بدهد.جمعبندیپیام هفته دولت را میتوان تلاشی برای بازتعریف قدرت ملی دانست. در این نگاه، قدرت فقط آن چیزی نیست که کشور در اختیار دارد؛ به این نیز بستگی دارد که جامعه تواناییهای خود را چگونه میبیند و تا چه اندازه میتواند در عین اختلاف، کنش جمعی خود را حفظ کند.بنابراین، سه ضلع اصلی قدرت در این پیام چنیناند: ظرفیت واقعی، ادراک قدرت و انسجام اجتماعی.و منطق نهایی آن را میتوان در سه جمله خلاصه کرد:• ضعف را حل کنید؛• قوت را معتبر روایت کنید؛• انسجام را بدون حذف اختلاف حفظ کنید.
۱.۵K
۲:۴۷
منطق درونی پیام رهبری به مناسبت هفته وحدت را میتوان در چهار گزاره خلاصه کرد: 1.تمدن اسلامی از وحدت آغاز میشود.2.تفاوت را به تنازع تبدیل نکنید؛3.دشمن مشترک را درست بشناسید؛4.در برابر تهدید از یکدیگر دفاع کنید؛4.ظرفیتهای امت را در ثروت، امنیت،علم و پیشرفت به هم پیوند دهید.@hesamoddinashna
۶۴۰
۱۱:۲۴
بازارسال شده از Mostafa maghsoodi
تولد: 1315 ارتحال: ۶ شهریور ۱۴۰۱
آخرین بازمانده مکتب حکمی تهران پر کشید
هیهات ان یاتی الزمان بمثله ان الزمان لمثله لعقیم
روح استاد کمنظیر فلسفه و عرفان آیتالله سیدحسن مصطفوی که آخرین بازمانده مکتب حکمی تهران بود به ملکوت اعلی شتافت؛ استادی که با وجود مسوولیتهای والای دانشگاهی همچون ریاست دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق علیهالسلام و ریاست دانشکده الهیات دانشگاه تهران و تدریس در مقطع دکتری، حشر و نشر متواضعانه با تودههای عادی مردم و حل گرفتاریها و مشکلات آنان را هیچ گاه فراموش نکرد. ان شاءالله الرحمان این عالم عامل که با عملش و نه فقط با سخنش دلها را مجذوب و شیفته خود میکرد با اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام محشور شود.
انگار همین دیروز بود در اواسط دهه ۷۰ سرکلاس دانشگاه امام صادق علیهالسلام بودیم که خبر رحلت و تشییع جنازه پدر گرامی آیتالله سیدحسن مصطفوی رییس دانشکده الهیات آن روزگار و استاد اخلاق روزهای شنبه پخش شد. کلاس تعطیل شد و با چند مینیبوس تعدادی از دانشجویان برای تشییع جنازه به محلهای در جنوب تهران رفتیم. در مسیر تشییع جنازه مرحوم آیتالله سیدمحمد مصطفوی که حضرت آیتالله مهدویکنی رضوانالله علیه هم حضور داشت این دو فقیه وارسته مرحوم آقا سیدحسن و برادر فاضل کوچکترش مرحوم آقا سیدحسین رحمتالله علیهما در فراق پدر هردو مثل ابر بهار میگریستند… و حالا هر دو رفتهاند.
حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه میکنی
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود
آی…
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر میشود!
نمونههای تقوا و فضیلت و آزادگی یکایک از بین ما میروند و دیدار ما با آنها به قیامت میافتد! و چقدر جامعه امروز ما تشنه و محتاج وجود چنین علمای ربانی، وارسته و متقی و اهل شفقت بر خلق هستند که روزبهروز کمیابتر میشوند!
دعوی چه کنی داعیهداران همه رفتندشو بار سفر بند که یاران همه رفتند
آن گرد شتابنده که در دامن صحراستگوید چه نشینی که سواران همه رفتند
داغ است دل لاله و نیلی است بر سرو کز باغ جهان لالهعذاران همه رفتند
غفرالله له و لنادکتر علیرضا امیرپور از شاگردان مرحوم آیتالله سیدحسن مصطفوی https://jahansanatnews.ir/285375-
۶۱
۱۶:۱۰