سلام، صبح سهشنبه بخیر
۲۶
۵:۴۸
#نهجالبلاغه #نامه_شماره_۲۸
نامه شماره ۲۸(قسمت پنجم)
۵. پاسخ به تهديد نظامى:نوشته اى كه نزد تو براى من و ياران من چيزى جز شمشير نيست در اوج گريه انسان را به خنده وا مى دارى فرزندان عبد المطلب را در كجا ديدى كه پشت به دشمن كنند و از شمشير بهراسند؟پس «كمى صبر كن كه هماورد تو به ميدان آيد» آن را كه مى جويى به زودى تو را پيدا خواهد كرد، و آنچه را كه از آن مى گريزى در نزديكى خود خواهى يافت، و من در ميان سپاهى بزرگ، از مهاجران و انصار و تابعان، به سرعت به سوى تو خواهم آمد، لشكريانى كه جمعشان به هم فشرده، و به هنگام حركت، غبارشان آسمان را تيره و تار مى كند.كسانى كه لباس شهادت بر تن، و ملاقات دوست داشتنى آنان ملاقات با پروردگار است، همراه آنان فرزندانى از دلاوران بدر، و شمشيرهاى هاشميان مى آيند كه خوب مى دانى لبه تيز آن بر پيكر برادر و دايى و جدّ و خاندانت چه كرد، مى آيند. «و آن عذاب از ستمگران چندان دور نيست».
🤍





🤍
@heydareh_karar »»_____________________«« ble.ir/join/NmJiZjQ4OD
۵. پاسخ به تهديد نظامى:نوشته اى كه نزد تو براى من و ياران من چيزى جز شمشير نيست در اوج گريه انسان را به خنده وا مى دارى فرزندان عبد المطلب را در كجا ديدى كه پشت به دشمن كنند و از شمشير بهراسند؟پس «كمى صبر كن كه هماورد تو به ميدان آيد» آن را كه مى جويى به زودى تو را پيدا خواهد كرد، و آنچه را كه از آن مى گريزى در نزديكى خود خواهى يافت، و من در ميان سپاهى بزرگ، از مهاجران و انصار و تابعان، به سرعت به سوى تو خواهم آمد، لشكريانى كه جمعشان به هم فشرده، و به هنگام حركت، غبارشان آسمان را تيره و تار مى كند.كسانى كه لباس شهادت بر تن، و ملاقات دوست داشتنى آنان ملاقات با پروردگار است، همراه آنان فرزندانى از دلاوران بدر، و شمشيرهاى هاشميان مى آيند كه خوب مى دانى لبه تيز آن بر پيكر برادر و دايى و جدّ و خاندانت چه كرد، مى آيند. «و آن عذاب از ستمگران چندان دور نيست».
@heydareh_karar »»_____________________«« ble.ir/join/NmJiZjQ4OD
۲۶
۶:۵۲
#نهجالبلاغه #نامه_شماره_۲۸
شرح نامه شماره ۲۸( قسمت پنجم)
- جواب آن حضرت به معاويه است كه او حضرت را تهديد به جنگ كرد تهديدى كه شمشير را كنايه از آن آورد. و امام (ع) فرمود:«فلقد اضحكت بعد استعبار»،پس از آن همه اشك تمساح ريختن و گريستن سخنان خنده آورى مى گويى، كنايه از آن كه تهديدهاى او نسبت به حضرت تعجب وى را بر انگيخته و باعث خنده او شده است و نيز ممكن است معناى عبارت چنين باشد كه هر كس اين سخنان را از تو بشنود پس از گريستن براى دين به علت تغييراتى كه در آن دادى، از تعجب به خنده خواهد افتاد، اين جمله نيز مانند ضرب المثل و در مقام استهزاى معاويه گفته شده است.«متى الفيت...»،در اين جمله با استفهام انكارى از معاويه پرسيده است كه چه وقت ديده است كه فرزندان عبد المطلب از جنگ بگريزند و از شمشير بترسند و نيز با اين بيان مقام بنى هاشم را از ترس و بى حالى دور مى دارد.
🤍





🤍
@heydareh_karar »»_____________________«« ble.ir/join/NmJiZjQ4OD
- جواب آن حضرت به معاويه است كه او حضرت را تهديد به جنگ كرد تهديدى كه شمشير را كنايه از آن آورد. و امام (ع) فرمود:«فلقد اضحكت بعد استعبار»،پس از آن همه اشك تمساح ريختن و گريستن سخنان خنده آورى مى گويى، كنايه از آن كه تهديدهاى او نسبت به حضرت تعجب وى را بر انگيخته و باعث خنده او شده است و نيز ممكن است معناى عبارت چنين باشد كه هر كس اين سخنان را از تو بشنود پس از گريستن براى دين به علت تغييراتى كه در آن دادى، از تعجب به خنده خواهد افتاد، اين جمله نيز مانند ضرب المثل و در مقام استهزاى معاويه گفته شده است.«متى الفيت...»،در اين جمله با استفهام انكارى از معاويه پرسيده است كه چه وقت ديده است كه فرزندان عبد المطلب از جنگ بگريزند و از شمشير بترسند و نيز با اين بيان مقام بنى هاشم را از ترس و بى حالى دور مى دارد.
@heydareh_karar »»_____________________«« ble.ir/join/NmJiZjQ4OD
۳۲
۶:۵۸
سلام، صبح چهارشنبه بخیر
۱۹
۲:۰۲
۱۶
۵:۴۴
#نهجالبلاغه #نامه_شماره_۲۹
نامه شماره ۲۹
هشدار به مردم بصره:شما از پيمان شكستن، و دشمنى آشكارا با من آگاهيد. با اين همه جرم شما را عفو كردم، و شمشير از فراريان برداشتم، و استقبال كنندگان را پذيرفتم، و از گناه شما چشم پوشيدم.اگر هم اكنون كارهاى ناروا، و انديشه هاى نابخردانه، شما را به مخالفت و دشمنى با من بكشاند، سپاه من آماده، و پا در ركابند. و اگر مرا به حركت دوباره مجبور كنيد، حمله اى بر شما روا دارم كه جنگ جمل در برابر آن بسيار كوچك باشد.با اينكه به ارزش هاى فرمانبردارانتان آگاهم، و حق نصيحت كنندگان شما را مى شناسم، و هرگز به جاى شخص متّهمى، انسان نيكوكارى را نخواهم گرفت، و هرگز پيمان وفاداران را نخواهم شكست.
🤍





🤍
@heydareh_karar »»_____________________«« ble.ir/join/NmJiZjQ4OD
هشدار به مردم بصره:شما از پيمان شكستن، و دشمنى آشكارا با من آگاهيد. با اين همه جرم شما را عفو كردم، و شمشير از فراريان برداشتم، و استقبال كنندگان را پذيرفتم، و از گناه شما چشم پوشيدم.اگر هم اكنون كارهاى ناروا، و انديشه هاى نابخردانه، شما را به مخالفت و دشمنى با من بكشاند، سپاه من آماده، و پا در ركابند. و اگر مرا به حركت دوباره مجبور كنيد، حمله اى بر شما روا دارم كه جنگ جمل در برابر آن بسيار كوچك باشد.با اينكه به ارزش هاى فرمانبردارانتان آگاهم، و حق نصيحت كنندگان شما را مى شناسم، و هرگز به جاى شخص متّهمى، انسان نيكوكارى را نخواهم گرفت، و هرگز پيمان وفاداران را نخواهم شكست.
@heydareh_karar »»_____________________«« ble.ir/join/NmJiZjQ4OD
۱۴
۵:۴۶
#نهجالبلاغه #نامه_شماره_۲۹
شرح نامه شماره ۲۹
نامه در یک نگاه:همان گونه که در شرح سند نامه ذیلا آمده، این نامه مربوط به فتنه اى است که معاویه در بصره به راه انداخت و ماجراى آن به طور فشرده چنین بود که بعضى از اطرافیان معاویه بعد از اشغال مصر به دست عمرو بن عاص و کشته شدن محمد بن ابى بکر به او گفتند: فردى را به بصره بفرست تا آنجا را نیز از تحت حکومت على(علیه السلام) خارج سازد. معاویه این پیشنهاد را پذیرفت و با عمرو عاص مشورت کرد او نیز روى موافق نشان داد. سرانجام یکى از فرماندهان لشکر خود، به نام ابن حضرمى را روانه بصره کرد و این در حالى بود که عبدالله بن عباس والى بصره براى تسلیت به امیرمؤمنان(علیه السلام) در مورد شهادت محمد بن ابى بکر به کوفه رفته بود و زیاد بن ابیه را به جاى خود گماشته بود. معاویه به ابن حضرمى دستور داده بود که از احساسات خون خواهى عثمان و کینه اى که گروهى از جنگ جمل در دل داشتند بهره گیرى کند و از قبایل مختلف بصره براى این هدف بهره گیرى نماید.عبدالله بن عباس به سرعت به بصره برگشت و جریان فتنه را براى امام(علیه السلام) گزارش داد. امام(علیه السلام) یکى از مردان خود را به نام اعیَن که در بصره نفوذ داشت مأمور کرد تا به بصره برود و مردم را از اطراف ابن حضرمى پراکنده سازد. اعین تا حد زیادى در کار خود موفق شد; ولى چون به دست گروهى از خوارج به شهادت رسید و خبر شهادت او به امام(علیه السلام) واصل گشت امام(علیه السلام) فرد نافذ الکلمه دیگرى را به نام جاریة بن قدامه همراه نامه مورد بحث که در واقع تهدیدى است براى شورشیان و متمردان بصره، به سوى بصره گسیل داشت و دستور داد نامه را براى عموم مردم بخواند.
🤍





🤍
@heydareh_karar »»_____________________«« ble.ir/join/NmJiZjQ4OD
نامه در یک نگاه:همان گونه که در شرح سند نامه ذیلا آمده، این نامه مربوط به فتنه اى است که معاویه در بصره به راه انداخت و ماجراى آن به طور فشرده چنین بود که بعضى از اطرافیان معاویه بعد از اشغال مصر به دست عمرو بن عاص و کشته شدن محمد بن ابى بکر به او گفتند: فردى را به بصره بفرست تا آنجا را نیز از تحت حکومت على(علیه السلام) خارج سازد. معاویه این پیشنهاد را پذیرفت و با عمرو عاص مشورت کرد او نیز روى موافق نشان داد. سرانجام یکى از فرماندهان لشکر خود، به نام ابن حضرمى را روانه بصره کرد و این در حالى بود که عبدالله بن عباس والى بصره براى تسلیت به امیرمؤمنان(علیه السلام) در مورد شهادت محمد بن ابى بکر به کوفه رفته بود و زیاد بن ابیه را به جاى خود گماشته بود. معاویه به ابن حضرمى دستور داده بود که از احساسات خون خواهى عثمان و کینه اى که گروهى از جنگ جمل در دل داشتند بهره گیرى کند و از قبایل مختلف بصره براى این هدف بهره گیرى نماید.عبدالله بن عباس به سرعت به بصره برگشت و جریان فتنه را براى امام(علیه السلام) گزارش داد. امام(علیه السلام) یکى از مردان خود را به نام اعیَن که در بصره نفوذ داشت مأمور کرد تا به بصره برود و مردم را از اطراف ابن حضرمى پراکنده سازد. اعین تا حد زیادى در کار خود موفق شد; ولى چون به دست گروهى از خوارج به شهادت رسید و خبر شهادت او به امام(علیه السلام) واصل گشت امام(علیه السلام) فرد نافذ الکلمه دیگرى را به نام جاریة بن قدامه همراه نامه مورد بحث که در واقع تهدیدى است براى شورشیان و متمردان بصره، به سوى بصره گسیل داشت و دستور داد نامه را براى عموم مردم بخواند.
@heydareh_karar »»_____________________«« ble.ir/join/NmJiZjQ4OD
۳۲
۵:۴۹
سلام صبح بخیر
۱۹
۳:۰۲
#نهجالبلاغه #نامه_شماره_۳۰
نامه شماره ۳۰
پند و هشدار به معاويه:نسبت به آنچه در اختيار دارى از خدا بترس، و در حقوق الهى كه بر تو واجب است انديشه كن، و به شناخت چيزى همّت كن كه در نا آگاهى آن معذور نخواهى بود. همانا اطاعت خدا، نشانه هاى آشكار، و راه هاى روشن و راهى ميانه و هميشه گشوده، و پايانى دلپسند دارد كه زيركان به آن راه يابند، و فاسدان از آن به انحراف روند. كسى كه از دين سرباز زند، از حق روى گردان شده، و در وادى حيرت سرگردان خواهد گشت، كه خدا نعمت خود را از او گرفته، و بلاهايش را بر او نازل مى كند.معاويه اينك به خود آى، و به خود بپرداز زيرا خداوند راه و سرانجام امور تو را روشن كرده است. امّا تو همچنان به سوى زيانكارى، و جايگاه كفر ورزى، حركت مى كنى. خواسته هاى دل تو را به بدى ها كشانده، و در پرتگاه گمراهى قرار داده است، و تو را در هلاكت انداخته، و راه هاى نجات را بر روى تو بسته است.
🤍





🤍
@heydareh_karar »»_____________________«« ble.ir/join/NmJiZjQ4OD
پند و هشدار به معاويه:نسبت به آنچه در اختيار دارى از خدا بترس، و در حقوق الهى كه بر تو واجب است انديشه كن، و به شناخت چيزى همّت كن كه در نا آگاهى آن معذور نخواهى بود. همانا اطاعت خدا، نشانه هاى آشكار، و راه هاى روشن و راهى ميانه و هميشه گشوده، و پايانى دلپسند دارد كه زيركان به آن راه يابند، و فاسدان از آن به انحراف روند. كسى كه از دين سرباز زند، از حق روى گردان شده، و در وادى حيرت سرگردان خواهد گشت، كه خدا نعمت خود را از او گرفته، و بلاهايش را بر او نازل مى كند.معاويه اينك به خود آى، و به خود بپرداز زيرا خداوند راه و سرانجام امور تو را روشن كرده است. امّا تو همچنان به سوى زيانكارى، و جايگاه كفر ورزى، حركت مى كنى. خواسته هاى دل تو را به بدى ها كشانده، و در پرتگاه گمراهى قرار داده است، و تو را در هلاكت انداخته، و راه هاى نجات را بر روى تو بسته است.
@heydareh_karar »»_____________________«« ble.ir/join/NmJiZjQ4OD
۱۵
۶:۱۱
#نهجالبلاغه #نامه_شماره_۳۰
شرح نامه شماره ۳۰
این تعبیر به خوبى نشان مى دهد که این نامه نامه اى ابتدایى از سوى امیر مؤمنان على(علیه السلام) نیست، بلکه پاسخى است به نامه معاویه که امام(علیه السلام) را متهم به ایجاد آشوب و ظلم و ستم کرده و امام(علیه السلام) پاسخ کوبنده اى به او مى دهد که برنامه من امر به معروف و نهى از منکر و مبارزه با ستمکاران و ملحدان و منافقان است و بر اساس دستور پروردگار در قرآن مجید، این امور را انجام مى دهم.امام(علیه السلام) بعد از آنکه دامن خود را از این تهمت هاى ناروا پاک مى شمرد، به نصیحت کردن معاویه مى پردازد که این بخش از نامه در آنچه سیّد رضى در اینجا نقل کرده، منعکس است.امام(علیه السلام) به او مى فرماید: راه حق را بشناس که نشانه هایش روشن است و عذرى در نشناختن آن ندارى. هرگز از مسیر حق منحرف نشو که در بیابان زندگى سرگردان مى شوى و خدا نعمتش را از تو بر مى گیرد و نقمت و مجازاتش را بر تو نازل مى کند. مراقب خویشتن باش باز هم مراقب خویشتن باش; مبادا نفس سرکش، تو را به زیان و خسران و کفر و ترک ایمان بکشاند.
🤍





🤍
@heydareh_karar »»_____________________«« ble.ir/join/NmJiZjQ4OD
این تعبیر به خوبى نشان مى دهد که این نامه نامه اى ابتدایى از سوى امیر مؤمنان على(علیه السلام) نیست، بلکه پاسخى است به نامه معاویه که امام(علیه السلام) را متهم به ایجاد آشوب و ظلم و ستم کرده و امام(علیه السلام) پاسخ کوبنده اى به او مى دهد که برنامه من امر به معروف و نهى از منکر و مبارزه با ستمکاران و ملحدان و منافقان است و بر اساس دستور پروردگار در قرآن مجید، این امور را انجام مى دهم.امام(علیه السلام) بعد از آنکه دامن خود را از این تهمت هاى ناروا پاک مى شمرد، به نصیحت کردن معاویه مى پردازد که این بخش از نامه در آنچه سیّد رضى در اینجا نقل کرده، منعکس است.امام(علیه السلام) به او مى فرماید: راه حق را بشناس که نشانه هایش روشن است و عذرى در نشناختن آن ندارى. هرگز از مسیر حق منحرف نشو که در بیابان زندگى سرگردان مى شوى و خدا نعمتش را از تو بر مى گیرد و نقمت و مجازاتش را بر تو نازل مى کند. مراقب خویشتن باش باز هم مراقب خویشتن باش; مبادا نفس سرکش، تو را به زیان و خسران و کفر و ترک ایمان بکشاند.
@heydareh_karar »»_____________________«« ble.ir/join/NmJiZjQ4OD
۱۷
۶:۱۴