باورش دشوار است؛ اما آن دو چشمانِ به ظاهر پاک و معصوم که برایشان شب و روز را از خود گرفتهای، حتی برای دیدنت نیز لحظهای مشتاق نیستند!اما تو...برای دیدنِ خوابِ دوبارهی آن چشمان، هر شب به خدایت التماس میکنی.
🫠۳
۱۱۴
۱۱:۰۸
بازارسال شده از پَناهگاه -
؛
۱۵
۱۷:۴۸
من کل انرژیم تو روابط با آدما رو نگه میدارم تا واسه آدم مورد علاقم خرجش کنم، اونوقت اینم از تو .
۱۰۳
۱۷:۵۰
در "هیچی فقط تنهام بزار" ترین حالت ممکنم .
۹۸
۱۷:۵۲
من اگه بخوام یه کاریو بکنم، خدا هم نمیتونه جلومو بگیره .
۱۰۹
۱۷:۵۴
222996733.mp3
۰۲:۵۴-۲.۶۹ مگابایت
۱۲۹
۱۷:۵۵
از یه جایی به بعد دیگه هیچ تلاشی نمیکنی، اشکاتو حروم نمیکنی، اعصابتو بهم نمیریزی، نسبت به همه چیز خنثی میشی و میزنی به بیخیالی و میگی هرچی شد شد.اصراری برای بودنش نمیکنی، نه امیدی میمونه نه احساسی.حوصله اینکه بشینی ساعت ها بحث کنی و خودتو ثابت کنی رو نداری.مقصر تو نیستی، همه آدما از یه جایی به بعد خسته میشن.خسته از بحث، خسته از غصه خوردن و...گاهی وقتا بهترین چیز سکوته؛سکوت خیلی چیزارو میفهمونه.
🫠۵
۱۵۷
۱۷:۵۷
خیلی از زخمامو نادیده گرفتم فقط بخاطر اینکه چاقو دست اونایی بود که دوستشون داشتم .
۱۵۲
۱۷:۵۸
- پرسید او هم هنوز تو رو به یاد داره؟با لبخندی غمگین به او گفتم : من وقتی کنارش بودم هم فراموش شده بودم :)
۱۳۱
۱۳:۰۶
و انسان ها پیر خواهند شد،در حسرت یکدیگر..
۶۵
۹:۳۶