داستان نهج البلاغه و ما
آقای شهید ما در سال گذشته تاکید بر خواندن نهج البلاغه داشتند و کار خوبی هم توسط یکی از براداران در قالب کانال حدیث رویش به بیان روزانه کلمات قصار این کتاب جاوید پرداخته است.
اینجا میخواهم یک برداشتی را از دوست عزیزی نقل میکنم که دارای تحصیلات اختصاصی درحوزه نهج البلاغه است:
این دوست ما میگفت آنها که با نهج البلاغه همراه میشوند و آن را عجین با روح و روان خود می کنند شخصیت خاصی پیدا میکنند.این افراد نسبت به دنیامداری، ثروت اندوزی ، مناسبات قدرت و حاکمیت و همچنین اسلام رسمی، روحیه به شدت انتقادی پیدا میکنند چون فاصله زیادی بین آنچه گفته میشود و ساری و جاری است با آنچه در نهج البلاغه جاری است حس میکنند.فکر میکنید اگر بخواهید تبلور نهج البلاغه را در یکی از صحابه ببینید چه کسی خواهد بود؟این دوست ما میگفت این صحابه، ابوذر است که حضرت آقای شهید هم گویا به ابوذر اشاراتی داشتند.
من اضافه میکنم: نزدیک شدن به دنیای نهج البلاغه، انتظاراتی را در فرد ایجاد میکند و وظایفی را بر عهده وی میگذارد که از عهده خیلی ها برآمدنی نیست. در دنیای کنونی، نگاه به دنیا از دریچه نهج البلاغه خیلی سخت است. و در نهایت ممکن است باعث ایجاد حالت تضاد روحی در فرد شود. نهج البلاغه اتش سرب داغی است که هر کسی توان نگهداشتن آن را ندارد.
اتمام حجتی است برای هر همراه خود.
و لذا شاید مقدم بر شهروندان، باید تک تک مسئولین نهج البلاغه را باید بخوانند.
اما نکته ای هم هست و آن اینکه افراد گاهی اوقات، قسمتهای مورد قبول خود را می پذیرند ( نؤمن ببعض) و قسمتهای سخت آن را کنار میگذارند (نکفر ببعض) .
در نهایت باید گفت راه علی از از کلام علی میگذرد.ان کسی که به دنبال علی و راه علی است راهی به جز کلام علی نیست.
@hoafsariakin
آقای شهید ما در سال گذشته تاکید بر خواندن نهج البلاغه داشتند و کار خوبی هم توسط یکی از براداران در قالب کانال حدیث رویش به بیان روزانه کلمات قصار این کتاب جاوید پرداخته است.
اینجا میخواهم یک برداشتی را از دوست عزیزی نقل میکنم که دارای تحصیلات اختصاصی درحوزه نهج البلاغه است:
این دوست ما میگفت آنها که با نهج البلاغه همراه میشوند و آن را عجین با روح و روان خود می کنند شخصیت خاصی پیدا میکنند.این افراد نسبت به دنیامداری، ثروت اندوزی ، مناسبات قدرت و حاکمیت و همچنین اسلام رسمی، روحیه به شدت انتقادی پیدا میکنند چون فاصله زیادی بین آنچه گفته میشود و ساری و جاری است با آنچه در نهج البلاغه جاری است حس میکنند.فکر میکنید اگر بخواهید تبلور نهج البلاغه را در یکی از صحابه ببینید چه کسی خواهد بود؟این دوست ما میگفت این صحابه، ابوذر است که حضرت آقای شهید هم گویا به ابوذر اشاراتی داشتند.
من اضافه میکنم: نزدیک شدن به دنیای نهج البلاغه، انتظاراتی را در فرد ایجاد میکند و وظایفی را بر عهده وی میگذارد که از عهده خیلی ها برآمدنی نیست. در دنیای کنونی، نگاه به دنیا از دریچه نهج البلاغه خیلی سخت است. و در نهایت ممکن است باعث ایجاد حالت تضاد روحی در فرد شود. نهج البلاغه اتش سرب داغی است که هر کسی توان نگهداشتن آن را ندارد.
اتمام حجتی است برای هر همراه خود.
و لذا شاید مقدم بر شهروندان، باید تک تک مسئولین نهج البلاغه را باید بخوانند.
اما نکته ای هم هست و آن اینکه افراد گاهی اوقات، قسمتهای مورد قبول خود را می پذیرند ( نؤمن ببعض) و قسمتهای سخت آن را کنار میگذارند (نکفر ببعض) .
در نهایت باید گفت راه علی از از کلام علی میگذرد.ان کسی که به دنبال علی و راه علی است راهی به جز کلام علی نیست.
@hoafsariakin
۱۸۲
۱۰:۱۷
امکان توافق با آمریکا
یک سوال این روزها ذهنم رو مشغول کرده و آن این است که آیا اصلا با آمریکا می توان به توافق رسید؟
چند مساله این نکته را خیلی سخت کرده است.1. مساله رژیم سفاک صهیونی و ارتباط آن با قدرت حاکمه آمریکا و نفوذ این رژیم در ساختارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکا است. تا زمانی که موضوع ما درمورد این رژیم ، همین موضع آزادی خواهانه و ضد استعماری و انسانی فعلی ایران باشد آیا امکان تفاهم هست؟
2. بروز ضعف تدریجی در آمریکا سبب شده است که آمریکا به سمت تجمیع نیروهای ممکن و تضعیف قدرتهای مقابل خود برای مقابله با رقبای اصلی آینده خود است. جایگاه ایران، بخاطر انرژی و جغرافیایی باعث میشود که در هر محاسبه میدانی، ایران جایی است که آمریکا باید بر آن تسلط پیدا کرده باشد تا بتواند مثلا با چین و روسیه و دیگران مقابله کند. لذا ایران حتی در حد متوسط هم بسیار خطرناک است چون عامل قدرت رقبای آمریکا است.
3. مکتب و ایدئولوژی حاکم بر ایران به شدت برای تمدن آمریکایی سم و مهلک است. مثلا تصویر زن مسلمان محجبه موفق که در عرضه های اجتماعی و علمی و اقتصادی موثر باشد برای تمدن متکی بر نگاه غربی از موشکهای ما شاید قویتر باشد. رسیدن به نکته تعادل (بر اساس مدل نش) در این موضوع خیلی سخت است. و در این راستا 1401 یک موفقیت برای طرف غربی بوده است که حضور محوری زنان ایرانی در تجمعات شبانه، پادزهر و نقطه واکنش زن اصیل ایرانی در مورد این نوع از حرکات است.
4. وضعیت وابستگی تام کشورهای حاشیه خلیج فارس به آمریکا برای تداوم قدرت و ثروت خود، و ترس آنها از نفوذ اندیشه امکان موفقیت مقاومت در دایره جغرافیایی و حکومتی خود، هر لحظه مانع از نزدیک شدن آمریکا به ایران می شود.
5. به نظرم با در نظری درگرفتن جمیع این نکات و برخی نکات دیگر امکان توافق امنیت زا ( که پایدار و موثر هم باشد) خیلی پایین است و تنها در صورت موفقیت چشمگیر ایران در جنگ نظامی میسر خواهد بود. حتی با درنظر گرفتن این نکته، صحبتهای امثال آقای فواد ایزدی و خوش چشم و نبویان مرا به شدت نگران می کنند چون حکایت از تداوم جدی جنگ وجودی دارند و در جنگ وجودی، خود بقا یک پیروزی است. یعنی حتی اگر هیچ دستاورد دیگری حاصل شود به ویژه وقتی طرف مقابل شما ، ابرقدرت اول دنیا باشد خود بقا یک پیروزی است. اما ضامن تداوم نیست و نمی تواند مانع از تکرار تجاوز شود.
6. واقعیت آن است که در دو سه سال اخیر یاد گرفتم که به تحلیلهای خودم مطمئن نباشم. لذا اینکه اتفاقات جدیدی بیفتد که میدان را عوض کند نباید از نظر دور داشت. مخصوصا با جریاناتی که از آستین خدا این روزها، بیرون می آید.
البته دوستان میتوانند بهتر نظر بدهند.
@hoafsariakin
یک سوال این روزها ذهنم رو مشغول کرده و آن این است که آیا اصلا با آمریکا می توان به توافق رسید؟
چند مساله این نکته را خیلی سخت کرده است.1. مساله رژیم سفاک صهیونی و ارتباط آن با قدرت حاکمه آمریکا و نفوذ این رژیم در ساختارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکا است. تا زمانی که موضوع ما درمورد این رژیم ، همین موضع آزادی خواهانه و ضد استعماری و انسانی فعلی ایران باشد آیا امکان تفاهم هست؟
2. بروز ضعف تدریجی در آمریکا سبب شده است که آمریکا به سمت تجمیع نیروهای ممکن و تضعیف قدرتهای مقابل خود برای مقابله با رقبای اصلی آینده خود است. جایگاه ایران، بخاطر انرژی و جغرافیایی باعث میشود که در هر محاسبه میدانی، ایران جایی است که آمریکا باید بر آن تسلط پیدا کرده باشد تا بتواند مثلا با چین و روسیه و دیگران مقابله کند. لذا ایران حتی در حد متوسط هم بسیار خطرناک است چون عامل قدرت رقبای آمریکا است.
3. مکتب و ایدئولوژی حاکم بر ایران به شدت برای تمدن آمریکایی سم و مهلک است. مثلا تصویر زن مسلمان محجبه موفق که در عرضه های اجتماعی و علمی و اقتصادی موثر باشد برای تمدن متکی بر نگاه غربی از موشکهای ما شاید قویتر باشد. رسیدن به نکته تعادل (بر اساس مدل نش) در این موضوع خیلی سخت است. و در این راستا 1401 یک موفقیت برای طرف غربی بوده است که حضور محوری زنان ایرانی در تجمعات شبانه، پادزهر و نقطه واکنش زن اصیل ایرانی در مورد این نوع از حرکات است.
4. وضعیت وابستگی تام کشورهای حاشیه خلیج فارس به آمریکا برای تداوم قدرت و ثروت خود، و ترس آنها از نفوذ اندیشه امکان موفقیت مقاومت در دایره جغرافیایی و حکومتی خود، هر لحظه مانع از نزدیک شدن آمریکا به ایران می شود.
5. به نظرم با در نظری درگرفتن جمیع این نکات و برخی نکات دیگر امکان توافق امنیت زا ( که پایدار و موثر هم باشد) خیلی پایین است و تنها در صورت موفقیت چشمگیر ایران در جنگ نظامی میسر خواهد بود. حتی با درنظر گرفتن این نکته، صحبتهای امثال آقای فواد ایزدی و خوش چشم و نبویان مرا به شدت نگران می کنند چون حکایت از تداوم جدی جنگ وجودی دارند و در جنگ وجودی، خود بقا یک پیروزی است. یعنی حتی اگر هیچ دستاورد دیگری حاصل شود به ویژه وقتی طرف مقابل شما ، ابرقدرت اول دنیا باشد خود بقا یک پیروزی است. اما ضامن تداوم نیست و نمی تواند مانع از تکرار تجاوز شود.
6. واقعیت آن است که در دو سه سال اخیر یاد گرفتم که به تحلیلهای خودم مطمئن نباشم. لذا اینکه اتفاقات جدیدی بیفتد که میدان را عوض کند نباید از نظر دور داشت. مخصوصا با جریاناتی که از آستین خدا این روزها، بیرون می آید.
البته دوستان میتوانند بهتر نظر بدهند.
@hoafsariakin
۱.۲K
۱۰:۴۲
گذری بر اکثر یادداشتها و مقالات این روزها: بیشتر داده افزا و کمتر یاددهندهحسین افسری اکین (قسمت اول)
این جنگ یک برداشت را در من تقویت کرده است که دوست دارم آن را با شما به اشتراک بگذارم.
به تبع علاقه برای فهم دقیقتر جریانات و اتفاقات و امکان تحلیل ذهنی، هر یادداشت ، مقاله و گزارش ( اعم از موافق و موافق) را دسترسی داشته باشم سعی میکنم بخوانم . اکنون در وضعیت فعلی برداشت خودم را از مجموعه این کلمات و متون بیان میکنم. منظورم آن نیست که جمعبندی و خلاصه ای از این متون ارائه دهم بلکه میخواهم کارکرد کلی این متون (برای ذهن خودم را) بیان کنم. همینجا عرض میکنم منظور نظر من در مورد مطالب، به قصد کاستن و کم ارزش نشان دادن فضیلت صاحبان دانش نیست بلکه عرض میکنم که نوشته ها و بیانات، به واسطه محدودیتهای عصری و فرمی و قالبی ویژگیهایی پیدا کرده اند که نوشته اصحاب فضیلت را محدود کرده است.
1. گویا در عصری هستیم که فشرده نویسی و گزیده نویسی ، رجحان و اولویت نویسندگان برای نوشتن است لذا غیر از توئیتهای چندخطی، حتی اکثرا، یادداشتهای به ظاهر طولانی و مقالات مفصل هم از این قاعده برکنار نیستند.
2. رساندن یک یا چند نکته اصلی، هدف اصلی تقریبا هر یادداشت و مقاله و گزرشی شده است. به ظاهر چنین باید باشد اما یک نکته انحرافی در این روش ایجاد میشود و آن این است که به موضوع از جنبه های مختلف نگریسته نمی شود. تحلیل جامع که تقریبا کمتر ارائه میشود و اکثرا نگاه چندبعدی به خواننده منتقل نمی شود.
3. نویسندگان و گویندگان ( چه موافق یا مخالف نظام) به واسطه محدودیت در حجم پیام قابل ارسال، در چارچوب نظام فکری خود، به گزینش پرداخته و نکات مهم از دیدگاه خود را منتقل می کنند. هر چند برای زمان حال نویسنده، این امر بدیهی به نظر میرسد اما عملا مخاطب را از امکان تحلیل آینده قابل وقوع بر اساس اندیشه گوینده محروم میکند.
4. در جایگاه یک مخاطب جویای تحلیل، باید عرض کنم به نظرم میرسد دانش من پس از خواندن انبوه تحلیل ها ( در انواع مختلف آن) چندان عمیقتر نشده است بلکه به قرینه آن تمثیل- فقط دایره این دریای یک بند انگشتی - گسترده تر میشود بدون آنکه عمق پیدا کند. هر چند نویسندگان و متونی هستند که انصافا ماهیگیری ( روش تحلیل درست اجتماعی- سیاسی- فرهنگی و حتی نظامی) را به جای ماهی فروشی ( دادن اطلاعات لحظه ای منسوخ شونده ناپایدار) یاد می دهند.
5. تنظیم یک مجموعه معرفتی ( در قالب متن یا صوت) که به ارتقای توان تحلیل افراد بیانجامد شاید نکته ای است که از فعالان اندیشهای و تحلیلی حاضر انتظار می رود. به عنوان یک خواننده سابق روزنامه های چاپی ( به نظرم روزنامه های سابق ) در این موضوع از رسانه های دیجیتالی فعلی موثر بودند. روزنامه ها و نشریاتی که هر یک از مقالات و گزارشهای آنها یک کلاس تحلیلی از موضوع مورد بحث بودند. ( هر چند که چندان همسو با اندیشه های انقلاب نبودند )
6. شاید یکی از مشکلات اکثر افراد جامعه ( و به ویژه قشر انقلابی) در گفتگو با غیر خود در آن است که هر چند دارای داده های آماری و میدانی و خبری هستند اما به واسطه دو مورد توان ادامه گفتگو و اقناع طرف مقابل را در خودنمی بینند. مورد اول نداشتن نگاه کلانتر به موضوعات و پیوستگی و همبستگی موضوعات با یکدیگر است. تا مثلا فرد به تاثیر امنیت نظامی در رشد اقتصادی و بالعکس واقف باشد. مورددوم هم ان است که توان تحلیل ذهنی موضوع در حال بحث، مهارتی است که نیاز به پرورش دارد تا بتواند سخنان گفته شده را تحلیل کند. اما ضعف در این مهارت، هم ادامه گفتگو را بلااثر میکند و هم عزت نفس فرد را ارتباطات و گفتگوها کاهش میدهد.
@hoafsariakin
این جنگ یک برداشت را در من تقویت کرده است که دوست دارم آن را با شما به اشتراک بگذارم.
به تبع علاقه برای فهم دقیقتر جریانات و اتفاقات و امکان تحلیل ذهنی، هر یادداشت ، مقاله و گزارش ( اعم از موافق و موافق) را دسترسی داشته باشم سعی میکنم بخوانم . اکنون در وضعیت فعلی برداشت خودم را از مجموعه این کلمات و متون بیان میکنم. منظورم آن نیست که جمعبندی و خلاصه ای از این متون ارائه دهم بلکه میخواهم کارکرد کلی این متون (برای ذهن خودم را) بیان کنم. همینجا عرض میکنم منظور نظر من در مورد مطالب، به قصد کاستن و کم ارزش نشان دادن فضیلت صاحبان دانش نیست بلکه عرض میکنم که نوشته ها و بیانات، به واسطه محدودیتهای عصری و فرمی و قالبی ویژگیهایی پیدا کرده اند که نوشته اصحاب فضیلت را محدود کرده است.
1. گویا در عصری هستیم که فشرده نویسی و گزیده نویسی ، رجحان و اولویت نویسندگان برای نوشتن است لذا غیر از توئیتهای چندخطی، حتی اکثرا، یادداشتهای به ظاهر طولانی و مقالات مفصل هم از این قاعده برکنار نیستند.
2. رساندن یک یا چند نکته اصلی، هدف اصلی تقریبا هر یادداشت و مقاله و گزرشی شده است. به ظاهر چنین باید باشد اما یک نکته انحرافی در این روش ایجاد میشود و آن این است که به موضوع از جنبه های مختلف نگریسته نمی شود. تحلیل جامع که تقریبا کمتر ارائه میشود و اکثرا نگاه چندبعدی به خواننده منتقل نمی شود.
3. نویسندگان و گویندگان ( چه موافق یا مخالف نظام) به واسطه محدودیت در حجم پیام قابل ارسال، در چارچوب نظام فکری خود، به گزینش پرداخته و نکات مهم از دیدگاه خود را منتقل می کنند. هر چند برای زمان حال نویسنده، این امر بدیهی به نظر میرسد اما عملا مخاطب را از امکان تحلیل آینده قابل وقوع بر اساس اندیشه گوینده محروم میکند.
4. در جایگاه یک مخاطب جویای تحلیل، باید عرض کنم به نظرم میرسد دانش من پس از خواندن انبوه تحلیل ها ( در انواع مختلف آن) چندان عمیقتر نشده است بلکه به قرینه آن تمثیل- فقط دایره این دریای یک بند انگشتی - گسترده تر میشود بدون آنکه عمق پیدا کند. هر چند نویسندگان و متونی هستند که انصافا ماهیگیری ( روش تحلیل درست اجتماعی- سیاسی- فرهنگی و حتی نظامی) را به جای ماهی فروشی ( دادن اطلاعات لحظه ای منسوخ شونده ناپایدار) یاد می دهند.
5. تنظیم یک مجموعه معرفتی ( در قالب متن یا صوت) که به ارتقای توان تحلیل افراد بیانجامد شاید نکته ای است که از فعالان اندیشهای و تحلیلی حاضر انتظار می رود. به عنوان یک خواننده سابق روزنامه های چاپی ( به نظرم روزنامه های سابق ) در این موضوع از رسانه های دیجیتالی فعلی موثر بودند. روزنامه ها و نشریاتی که هر یک از مقالات و گزارشهای آنها یک کلاس تحلیلی از موضوع مورد بحث بودند. ( هر چند که چندان همسو با اندیشه های انقلاب نبودند )
6. شاید یکی از مشکلات اکثر افراد جامعه ( و به ویژه قشر انقلابی) در گفتگو با غیر خود در آن است که هر چند دارای داده های آماری و میدانی و خبری هستند اما به واسطه دو مورد توان ادامه گفتگو و اقناع طرف مقابل را در خودنمی بینند. مورد اول نداشتن نگاه کلانتر به موضوعات و پیوستگی و همبستگی موضوعات با یکدیگر است. تا مثلا فرد به تاثیر امنیت نظامی در رشد اقتصادی و بالعکس واقف باشد. مورددوم هم ان است که توان تحلیل ذهنی موضوع در حال بحث، مهارتی است که نیاز به پرورش دارد تا بتواند سخنان گفته شده را تحلیل کند. اما ضعف در این مهارت، هم ادامه گفتگو را بلااثر میکند و هم عزت نفس فرد را ارتباطات و گفتگوها کاهش میدهد.
@hoafsariakin
۱.۱K
۲۳:۰۲
گذری بر اکثر یادداشتها و مقالات این روزها: بیشتر داده افزا و کمتر یاددهندهحسین افسری اکین (قسمت دوم)
7. دست یافتن به جامعه ای که در آن افراد از نگاه کلان فرابخشی ( در حد توان و قابلیت خود) و همچنین مهارت تجزیه و تحلیل و پردازش موضوعات برخوردار باشند هم (1) نیازمند تلاش و فعالیت همه نهادها و ساختارهای مرتبط با این موضوع است و هم (2) نیازمند احساس نیاز خود فرد به داشتن چنین مهارتها و دانشهایی هست. در لایه اول هم آموزش و پرورش، صدا وسیما، فعالان اندیشه ای و کانالهای تولید و توزیع معرفت از هر نوع آن باید تمام ظرفیتهای خود را برای ارتقای این دانشها و مهارتها به کار گیرند و در لایه دوم ، خود انسانهای جامعه، باید به این سطح از ادراک برسند همانگونه که برای ارتقای اقتصادی خود، نیازمند شناخت کار و محیط بازار و فعالیت خود و روندهای مالی هستند برای زندگی متعالیتر و مستقلتر باید از لحاظ دانش شناخت جهانهای پیرامون خود و همچنین مهارت تحلیل و پردازش معرفتها ، باید خود را قوی کنند. زیرا همانطور که ممکن است یک فرد به دلیل ضعف در دانش اقتصادی خود مورد کلاهبرداری قرار بگیرد. در آینده، ضعف در توان تحلیلی باعث می وشد که هر لحظه در معرض دستکاری و سوء استفاده اصحاب قدرت و رسانه قرار بگیرد.
8. برگردیم به سخن ابتدایی بحث و حرف آخر اینکه، برای تداوم و پیروزی جنگ در لایه نظامی و اجتماعی لازم است که در لایه معرفتی و شناختی و ادراکی هم در سطح جامعه و به ویژه ملت مبعوث شده باید به قوه ادراک و تحلیل ( در سطح شناخت حق از باطل، عدالت در مقابل ظلم، صدق از کذب و ایمان از کفر ) مجهز شوند.
9. جامعه اسلامی-ایمانی ایرانی به سپرهای متعددی نیاز دارد. یکی از سپرها و جوشنهای لازم برای آحاد جامعه، یافتن قدرت تحلیل ( فرقان حق از باطل) است و لازم است برا اینکار هر کسی که ذره ای در این موضع صاحب نفس و قلم و بیان و اثر است باید تلاش خود را مضاعف کند.
10. باید اعتراف کنم همین مطلبی که خودم نوشتم تا حدی شامل صفات داخل تیتر همین مطلب میشوند. گویا نفرین عصر حاضر، قفل شدگی انسانها در زمان و دنیای خود نویسنده است. جدا از گذشته و بدون نگاه دقیق به آینده.
@hoafsariakin
7. دست یافتن به جامعه ای که در آن افراد از نگاه کلان فرابخشی ( در حد توان و قابلیت خود) و همچنین مهارت تجزیه و تحلیل و پردازش موضوعات برخوردار باشند هم (1) نیازمند تلاش و فعالیت همه نهادها و ساختارهای مرتبط با این موضوع است و هم (2) نیازمند احساس نیاز خود فرد به داشتن چنین مهارتها و دانشهایی هست. در لایه اول هم آموزش و پرورش، صدا وسیما، فعالان اندیشه ای و کانالهای تولید و توزیع معرفت از هر نوع آن باید تمام ظرفیتهای خود را برای ارتقای این دانشها و مهارتها به کار گیرند و در لایه دوم ، خود انسانهای جامعه، باید به این سطح از ادراک برسند همانگونه که برای ارتقای اقتصادی خود، نیازمند شناخت کار و محیط بازار و فعالیت خود و روندهای مالی هستند برای زندگی متعالیتر و مستقلتر باید از لحاظ دانش شناخت جهانهای پیرامون خود و همچنین مهارت تحلیل و پردازش معرفتها ، باید خود را قوی کنند. زیرا همانطور که ممکن است یک فرد به دلیل ضعف در دانش اقتصادی خود مورد کلاهبرداری قرار بگیرد. در آینده، ضعف در توان تحلیلی باعث می وشد که هر لحظه در معرض دستکاری و سوء استفاده اصحاب قدرت و رسانه قرار بگیرد.
8. برگردیم به سخن ابتدایی بحث و حرف آخر اینکه، برای تداوم و پیروزی جنگ در لایه نظامی و اجتماعی لازم است که در لایه معرفتی و شناختی و ادراکی هم در سطح جامعه و به ویژه ملت مبعوث شده باید به قوه ادراک و تحلیل ( در سطح شناخت حق از باطل، عدالت در مقابل ظلم، صدق از کذب و ایمان از کفر ) مجهز شوند.
9. جامعه اسلامی-ایمانی ایرانی به سپرهای متعددی نیاز دارد. یکی از سپرها و جوشنهای لازم برای آحاد جامعه، یافتن قدرت تحلیل ( فرقان حق از باطل) است و لازم است برا اینکار هر کسی که ذره ای در این موضع صاحب نفس و قلم و بیان و اثر است باید تلاش خود را مضاعف کند.
10. باید اعتراف کنم همین مطلبی که خودم نوشتم تا حدی شامل صفات داخل تیتر همین مطلب میشوند. گویا نفرین عصر حاضر، قفل شدگی انسانها در زمان و دنیای خود نویسنده است. جدا از گذشته و بدون نگاه دقیق به آینده.
@hoafsariakin
۱.۱K
۲۳:۰۳
سه لایه سیاستورزی امور کلان، خطاهای لایه ها و کنشهای مردمیقسمت اولحسین افسری
نوشتن این مطلب برایم کمی دشوار بود و از سوال یکی از عزیزان کلید خورد. اینکه سخنی توسط یک گوینده، اعم از مسئول، تحلیلگر، سیاسی، نظامی و یا مردم عادی مطرح می شود آن را چگونه تحلیل کنیم و نسبت آن را سطوح تحلیل سیاسی چگونه نسبت دهی کنیم.
فهم اندک من از ظواهر جریانات سیاسی ، در مقوله ای نظیر جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران ، آن شده است که سطوح سیاست ورزی امور کلان- از منظر جریان اصلی آن- را در سه لایه می توان تعریف کرد. لازم به ذکر است که هر سطحی از تحلیل، سطحی از ساده سازی موضوع را دارد و این مطلب هم مبرا از آن نیست.
لایه اول سیاست ورزی، سطح عامه است. سطحی که در آن مردم به اظهار نظر و یا کنش اجتماعی، سیاسی می پردازند. لایه دوم سطح سیاست ورزی و دیپلماسی رسمی است که در آن مسئولین با مسئولیت رسمی به تبادلات پیام می پردازند. لایه سوم: هسته پنهان تصمیم گیری های سیاسی است. که در آن تصمیمات اصلی گرفته میشود و اقدامات و تبادلات پیام اساسی صورت می گیرد.
جریان سیاست در لایه تصمیم گیری معمولا از لایه سوم شروع می شود و سپس به لایه دوم (سیاست ورزی و دیپلماسی رسمی) ریزش پیدا می کند و پس از تسری و جریان یافتن در لایه دوم عموما به لایه اول (عموم مردم و جامعه) تسری می یابد. گاه نیز جریانات از لایه اول ( مردم) شروع می شود و تا هسته سخت تصمیم گیری تداوم می یابد.
در مرز بین لایه ها، عوامل و بازیگرانی هستند که به عنوان حامل و واسط بین لایه ها عمل می کنند. مثلا در سطح عامه مردم، رسانه مهمترین نهادی است که جریانات و پیامها را از دو سطح بالاتر ( دیپلماسی رسمی و هسته سخت ) دریافت کرده به مردم منتقل می کنند و برعکس پیامها را از جامعه دریافت کرده و سپس به لایه های بالاتر منتقل می کنند ( البته با قاب بندی مورد نظر خود). در عوامل واسطه ای، نهاد دوم، نهادهای مدنی هستند که هم نقش فعال در جهت دهی به فعالیت های مردمی را دارند و هم نقش واسط و سخنگو برای طبقه مورد نمایدگی خود را دارند. به این دو مورد فقط به عنوان نمونه اشاره شد و نهادهای مهم دیگری هستند که به دلیل محدودیت مطلب از انها عبور میکنیم.
@hoafsariakin1/3
نوشتن این مطلب برایم کمی دشوار بود و از سوال یکی از عزیزان کلید خورد. اینکه سخنی توسط یک گوینده، اعم از مسئول، تحلیلگر، سیاسی، نظامی و یا مردم عادی مطرح می شود آن را چگونه تحلیل کنیم و نسبت آن را سطوح تحلیل سیاسی چگونه نسبت دهی کنیم.
فهم اندک من از ظواهر جریانات سیاسی ، در مقوله ای نظیر جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران ، آن شده است که سطوح سیاست ورزی امور کلان- از منظر جریان اصلی آن- را در سه لایه می توان تعریف کرد. لازم به ذکر است که هر سطحی از تحلیل، سطحی از ساده سازی موضوع را دارد و این مطلب هم مبرا از آن نیست.
لایه اول سیاست ورزی، سطح عامه است. سطحی که در آن مردم به اظهار نظر و یا کنش اجتماعی، سیاسی می پردازند. لایه دوم سطح سیاست ورزی و دیپلماسی رسمی است که در آن مسئولین با مسئولیت رسمی به تبادلات پیام می پردازند. لایه سوم: هسته پنهان تصمیم گیری های سیاسی است. که در آن تصمیمات اصلی گرفته میشود و اقدامات و تبادلات پیام اساسی صورت می گیرد.
جریان سیاست در لایه تصمیم گیری معمولا از لایه سوم شروع می شود و سپس به لایه دوم (سیاست ورزی و دیپلماسی رسمی) ریزش پیدا می کند و پس از تسری و جریان یافتن در لایه دوم عموما به لایه اول (عموم مردم و جامعه) تسری می یابد. گاه نیز جریانات از لایه اول ( مردم) شروع می شود و تا هسته سخت تصمیم گیری تداوم می یابد.
در مرز بین لایه ها، عوامل و بازیگرانی هستند که به عنوان حامل و واسط بین لایه ها عمل می کنند. مثلا در سطح عامه مردم، رسانه مهمترین نهادی است که جریانات و پیامها را از دو سطح بالاتر ( دیپلماسی رسمی و هسته سخت ) دریافت کرده به مردم منتقل می کنند و برعکس پیامها را از جامعه دریافت کرده و سپس به لایه های بالاتر منتقل می کنند ( البته با قاب بندی مورد نظر خود). در عوامل واسطه ای، نهاد دوم، نهادهای مدنی هستند که هم نقش فعال در جهت دهی به فعالیت های مردمی را دارند و هم نقش واسط و سخنگو برای طبقه مورد نمایدگی خود را دارند. به این دو مورد فقط به عنوان نمونه اشاره شد و نهادهای مهم دیگری هستند که به دلیل محدودیت مطلب از انها عبور میکنیم.
@hoafsariakin1/3
۱.۳K
۱۱:۵۲
سه لایه سیاستورزی امور کلان، خطاهای لایه ها و کنشهای مردمیقسمت دومحسین افسری
برای آنکه موضوع کمی شفافتر شود مثالهای زیر را مرور کنیم :1. حمله داعش به سوریه آغاز می شود، تصمیم به دفاع از هیئت حاکمه سوریه در هسته سخت نظام - با پافشاری رهبر شهید انقلاب- گرفته می شود. جامعه و نظام دیپلماسی رسمی هنوز به مرحله همراهی نرسیده اند. شخصی به نام قاسم سلیمانی مامور پیگیری موضوع می شود. و این فرد در لایه سوم حتی تا لایه سفر به روسیه برای متقاعد کردن پوتین می رود. ( کاری که در عرف سیاسی، وظیفه لایه دوم (دیپلماسی رسمی) است اما به هر دلیلی نماینده هسته سخت خود متولی دیپلماسی و میدان می شود. سپس دیپلماسی رسمی با یک فاصله زمانی وارد قضیه میشود و جامعه مدتها بعد، به همراهی با موضوع میپردازد. تا حدی تا مدتها شهدای مدافع حرم تا مدتها، چندان بعد رسانه ای و اجتماعی پیدا نمی کنند تا ظهور امثال شهید حججی سبب اتصال بخشی از بدنه مردم با این سیاست کلی میشود.
2. مساله هسته ای ایران در دهه های 70 و 80 در سطح هسته سخت، به صورت توسعه ای پیش میرود. فشار کشورهای غربی، سبب بروز پاره ای از منازعات داخلی و خارجی میشود. این موضوع از سوی یک جناح سیاسی به عنوان یک مقوله اجتماعی در کنار سایر مقولات مدنی ( تحت عنوان استراتژی فشار از پایین، چانه زنی در بالا) پی گیری میشود. جناح اصلاح طلب حاکم در ایران با همراهی رئیس جمهور سابق، سعی دارد نظام را به سمت تصمیمات همراه کننده با غرب بکشاند. در نهایت ( با استناد به خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی) این هسته سخت ، رهبری را وادار به همراهی در پاره ای مسائل و کوتاه آمدن از برخی موارد میکنند. با نزدیک شدن به زمان اتمام دوره آقای خاتمی و پافشاری رهبر شهید، این رویه تاحدی تغییر می یابد.
3. ماجرای مذاکرات برجام پر از رفت و برگشت های بین لایه ای بین سطح مردم، دیپلماسی رسمی ، و هسته سخت تصمیم گیری است. خوانش این دوره نشان می دهد که هسته سخت تصمیم گیری و در راس ان رهبر شهید بارها و بارها با خواسته های سطح دیپلماسی رسمی همراهی میکند تا اشتباه راهبرد پیشنهادی انها را در عمل نشان دهد و تنها با ذکر نه شرط برجام را می پذیرد که اکثریت آن شروط هیچگاه عملیاتی هم نشدند. اما نتیجه این روند را می توان تا کنون و در این جنگ مشاهده کرد.
@hoafsariakin2/3
برای آنکه موضوع کمی شفافتر شود مثالهای زیر را مرور کنیم :1. حمله داعش به سوریه آغاز می شود، تصمیم به دفاع از هیئت حاکمه سوریه در هسته سخت نظام - با پافشاری رهبر شهید انقلاب- گرفته می شود. جامعه و نظام دیپلماسی رسمی هنوز به مرحله همراهی نرسیده اند. شخصی به نام قاسم سلیمانی مامور پیگیری موضوع می شود. و این فرد در لایه سوم حتی تا لایه سفر به روسیه برای متقاعد کردن پوتین می رود. ( کاری که در عرف سیاسی، وظیفه لایه دوم (دیپلماسی رسمی) است اما به هر دلیلی نماینده هسته سخت خود متولی دیپلماسی و میدان می شود. سپس دیپلماسی رسمی با یک فاصله زمانی وارد قضیه میشود و جامعه مدتها بعد، به همراهی با موضوع میپردازد. تا حدی تا مدتها شهدای مدافع حرم تا مدتها، چندان بعد رسانه ای و اجتماعی پیدا نمی کنند تا ظهور امثال شهید حججی سبب اتصال بخشی از بدنه مردم با این سیاست کلی میشود.
2. مساله هسته ای ایران در دهه های 70 و 80 در سطح هسته سخت، به صورت توسعه ای پیش میرود. فشار کشورهای غربی، سبب بروز پاره ای از منازعات داخلی و خارجی میشود. این موضوع از سوی یک جناح سیاسی به عنوان یک مقوله اجتماعی در کنار سایر مقولات مدنی ( تحت عنوان استراتژی فشار از پایین، چانه زنی در بالا) پی گیری میشود. جناح اصلاح طلب حاکم در ایران با همراهی رئیس جمهور سابق، سعی دارد نظام را به سمت تصمیمات همراه کننده با غرب بکشاند. در نهایت ( با استناد به خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی) این هسته سخت ، رهبری را وادار به همراهی در پاره ای مسائل و کوتاه آمدن از برخی موارد میکنند. با نزدیک شدن به زمان اتمام دوره آقای خاتمی و پافشاری رهبر شهید، این رویه تاحدی تغییر می یابد.
3. ماجرای مذاکرات برجام پر از رفت و برگشت های بین لایه ای بین سطح مردم، دیپلماسی رسمی ، و هسته سخت تصمیم گیری است. خوانش این دوره نشان می دهد که هسته سخت تصمیم گیری و در راس ان رهبر شهید بارها و بارها با خواسته های سطح دیپلماسی رسمی همراهی میکند تا اشتباه راهبرد پیشنهادی انها را در عمل نشان دهد و تنها با ذکر نه شرط برجام را می پذیرد که اکثریت آن شروط هیچگاه عملیاتی هم نشدند. اما نتیجه این روند را می توان تا کنون و در این جنگ مشاهده کرد.
@hoafsariakin2/3
۱.۳K
۱۱:۵۳
سه لایه سیاستورزی امور کلان، خطاهای لایه ها و کنشهای مردمیقسمت سومحسین افسری
نکاتی برای زمان حالدر مورد وضعیت فعلی، براساس نکته فوق، ذکر چند نکته زیر لازم و ضروری است.
1. در نظام اسلامی دو مفهوم اساسی تشکیل دهنده جامعه ایمانی هستند. امت و امام در کنار هم ، قوام بخش جامعه ایمانی هستند. این سطح از دیدگاه امام شهید تا دانجام بالا پنداشته می شود که امت خود تبدیل به امام میشوند. براساس این دیگاه که فراتر از دموکراسی معمول غرب است و به نحوی تباین ذاتی بین مردم ( رای دهندگان) و سیاسیون ( رای گیرندگان تصمیم گیر) قائل می شود جمهوری اسلامی را از لحاظ مفهومی چنان تعریف می شوند که امت و امام گویا هر دو از منبع و منشا واحد نشات گرفته و در سطح بروز و ظهور با هم تباین دارند. بر این اساس، امت تجلی منویات امام می شود و امام تجلی منویات امت. و شاید با این دیگاه بیشتر، رویه آن امام شهید را معنا کرد که علیرغم مخالفت در برخی امور ( مثل برجام ) به همراهی با ان میپردازد تا هم حرف قشری از جامعه را شنیده و در یک روند بلند مدت، جامعه را به سمت شناخت صحیحتر هدایت کند.
2. در این مدل و نگاه، انگاه که امام عادلی که برآمده از امت و شنوای سخن جامعه است ( اشاره به پیامهای رهبر معظم انقلاب در مورد حضور و شنیدن سخن جامعه) همراهی با این امام مهمترین محور رشد جامعه است. براساس این دیدگاه هر سه لایه سیاست ورزان، عموم جامعه و مردم( لایه اول)، دیپلماسی رسمی(لایه دوم) و هسته سخت تصمیم گیران (لایه سوم) باید در مسیر تعیین شده امام حرکت کنند.
3. سخن هر فرد را باید براساس تعلق به لایه وی مورد ارزیابی قرار داد. همانگونه سخنان آقای دکتر عراقچی را باید در قالب دیپلماسی رسمی بین المللی تفسیر کرد و نباید انتظار گفتمان حزب اللهی از آن داشت در کنار آن سخنان تحلیلگران خارج از دستگاه رسمی نباید به عنوان سخنان رسمی تفسیر نشود. در این میان سخنان آقای نبویان به عنوان یک مسئول در لایه دوم ( دیپلماسی رسمی) که در مذاکرات پاکستان حضور رسمی داشته است در همین قالب باید تفسیر کرد. شائبه تخطی لایه دیپلماسی رسمی از شروط دهگانه مصوب در لایه سوم ( هسته سخت ) موضوعی است که باید بررسی شود و هر گونه حمایت از دیپلماسی رسمی باید مشروط به تبعیت امر ولی باشد.
4. وظیفه هر لایه، عمل به وظیفه خود در نظام کلی است. لازم است که لایه دیپلماسی رسمی و هسته سخت، بر طبق اصول نظام حرکت کرده و از این حد تخطی نکنند که تاکنون در اکثر موارد چنین بوده است. ملاک و معیار اصلی در این موضوع، راهبرد کلی تعیین شده توسط رهبری است. و البته رویه رهبر شهید و شنیده ها از رهبر معظم انقلاب آن بوده است که در اکثر موارد با این لایه ها همراهی تام و تمام داشته اند و اتفاقا، خسرانها در نقاطی بوده است که رهبر شهید علیرغم نظر خود به خاطر مصالح عالیه با انان همراهی کرده است.
5. اما برای ما که در سطح عامه جامعه فعالیت و حرکت می کنیم نکته به صورت دیگری هویدا میشود. گاه تندوری ها باعث رنجش رهبری و تاخیر و تغییر خسارت بار در روندها و تصمیمات می شود که در مورد ان میتون به تذکرات رهبری شهید به دانشجویان در مورد شیوه های نقد اشاره کرد. اما در مواردی که مردم شاهد تخطی قطعی در لایه های دوم و سوم میشوند وظیفه اصلی مان امر به معروف است اما در روش اجرا باید براساس یک ملاحظه اساسی انجام شود . ملاحظه اساسی آن است که مردم و قشر انقلابی در شرایط فعلی باید یک مطالبه اساسی را مد نظر قرار دهند و آن تبعیت از مقام رهبری در جامعه است. با توجه به پیچیدگی های امر سیاست، نفس آتش بس یا تداوم جنگ، زمان و نوع مذاکره دارای زوایای نهانی هستند که شاید از لایه دوم هم پپنان باشند. لذا در این موارد گوش به امر ولی بودن، شرط وحدت، همدلی، وفاق و هر نوع انسجام جمعی است.
6. هر چند بر طبق قاعده امر به معروف در لسان حضرت امیر لازم است که اگر مردم نکاتی به ذهنشان می رسد باید به گوش رهبر و امام خود برسانند. رساندن مطلب با داد زدن و شکست حریمها تفاوت دارد. در این رساندن، نمایندگان ولی در جامعه حضور دارند ( اعم از ائمه جمعه، نمایندگان در سازمانها و افرادی که احتمال ارتبط با ولی را دارند ) به جای داد زدن (که شاید در مواردی لازم باشد) صحبت با مسئولین و ارائه دیدگاههای خود، راه حل بهتری به نظر میرسد.
@hoafsariakin3/3
نکاتی برای زمان حالدر مورد وضعیت فعلی، براساس نکته فوق، ذکر چند نکته زیر لازم و ضروری است.
1. در نظام اسلامی دو مفهوم اساسی تشکیل دهنده جامعه ایمانی هستند. امت و امام در کنار هم ، قوام بخش جامعه ایمانی هستند. این سطح از دیدگاه امام شهید تا دانجام بالا پنداشته می شود که امت خود تبدیل به امام میشوند. براساس این دیگاه که فراتر از دموکراسی معمول غرب است و به نحوی تباین ذاتی بین مردم ( رای دهندگان) و سیاسیون ( رای گیرندگان تصمیم گیر) قائل می شود جمهوری اسلامی را از لحاظ مفهومی چنان تعریف می شوند که امت و امام گویا هر دو از منبع و منشا واحد نشات گرفته و در سطح بروز و ظهور با هم تباین دارند. بر این اساس، امت تجلی منویات امام می شود و امام تجلی منویات امت. و شاید با این دیگاه بیشتر، رویه آن امام شهید را معنا کرد که علیرغم مخالفت در برخی امور ( مثل برجام ) به همراهی با ان میپردازد تا هم حرف قشری از جامعه را شنیده و در یک روند بلند مدت، جامعه را به سمت شناخت صحیحتر هدایت کند.
2. در این مدل و نگاه، انگاه که امام عادلی که برآمده از امت و شنوای سخن جامعه است ( اشاره به پیامهای رهبر معظم انقلاب در مورد حضور و شنیدن سخن جامعه) همراهی با این امام مهمترین محور رشد جامعه است. براساس این دیدگاه هر سه لایه سیاست ورزان، عموم جامعه و مردم( لایه اول)، دیپلماسی رسمی(لایه دوم) و هسته سخت تصمیم گیران (لایه سوم) باید در مسیر تعیین شده امام حرکت کنند.
3. سخن هر فرد را باید براساس تعلق به لایه وی مورد ارزیابی قرار داد. همانگونه سخنان آقای دکتر عراقچی را باید در قالب دیپلماسی رسمی بین المللی تفسیر کرد و نباید انتظار گفتمان حزب اللهی از آن داشت در کنار آن سخنان تحلیلگران خارج از دستگاه رسمی نباید به عنوان سخنان رسمی تفسیر نشود. در این میان سخنان آقای نبویان به عنوان یک مسئول در لایه دوم ( دیپلماسی رسمی) که در مذاکرات پاکستان حضور رسمی داشته است در همین قالب باید تفسیر کرد. شائبه تخطی لایه دیپلماسی رسمی از شروط دهگانه مصوب در لایه سوم ( هسته سخت ) موضوعی است که باید بررسی شود و هر گونه حمایت از دیپلماسی رسمی باید مشروط به تبعیت امر ولی باشد.
4. وظیفه هر لایه، عمل به وظیفه خود در نظام کلی است. لازم است که لایه دیپلماسی رسمی و هسته سخت، بر طبق اصول نظام حرکت کرده و از این حد تخطی نکنند که تاکنون در اکثر موارد چنین بوده است. ملاک و معیار اصلی در این موضوع، راهبرد کلی تعیین شده توسط رهبری است. و البته رویه رهبر شهید و شنیده ها از رهبر معظم انقلاب آن بوده است که در اکثر موارد با این لایه ها همراهی تام و تمام داشته اند و اتفاقا، خسرانها در نقاطی بوده است که رهبر شهید علیرغم نظر خود به خاطر مصالح عالیه با انان همراهی کرده است.
5. اما برای ما که در سطح عامه جامعه فعالیت و حرکت می کنیم نکته به صورت دیگری هویدا میشود. گاه تندوری ها باعث رنجش رهبری و تاخیر و تغییر خسارت بار در روندها و تصمیمات می شود که در مورد ان میتون به تذکرات رهبری شهید به دانشجویان در مورد شیوه های نقد اشاره کرد. اما در مواردی که مردم شاهد تخطی قطعی در لایه های دوم و سوم میشوند وظیفه اصلی مان امر به معروف است اما در روش اجرا باید براساس یک ملاحظه اساسی انجام شود . ملاحظه اساسی آن است که مردم و قشر انقلابی در شرایط فعلی باید یک مطالبه اساسی را مد نظر قرار دهند و آن تبعیت از مقام رهبری در جامعه است. با توجه به پیچیدگی های امر سیاست، نفس آتش بس یا تداوم جنگ، زمان و نوع مذاکره دارای زوایای نهانی هستند که شاید از لایه دوم هم پپنان باشند. لذا در این موارد گوش به امر ولی بودن، شرط وحدت، همدلی، وفاق و هر نوع انسجام جمعی است.
6. هر چند بر طبق قاعده امر به معروف در لسان حضرت امیر لازم است که اگر مردم نکاتی به ذهنشان می رسد باید به گوش رهبر و امام خود برسانند. رساندن مطلب با داد زدن و شکست حریمها تفاوت دارد. در این رساندن، نمایندگان ولی در جامعه حضور دارند ( اعم از ائمه جمعه، نمایندگان در سازمانها و افرادی که احتمال ارتبط با ولی را دارند ) به جای داد زدن (که شاید در مواردی لازم باشد) صحبت با مسئولین و ارائه دیدگاههای خود، راه حل بهتری به نظر میرسد.
@hoafsariakin3/3
۱.۳K
۱۱:۵۵
یکی از بهترین انیمه های ژاپنی که دیده ام انیمه حمله به تایتان است و برایش احترام زیادی قائلم. انیمه ای که به اذعان سکوهای انیمیشن، حداقل یکی از ده انیمه مطرح جهانی است و مخاطبان جهانی دارد و دارای بن مایه عجیب فلسفی و انسانی است که هرچند در مواردی با اندیشه اسلامی متعارض است اما بر پایه اختیار انسان و پیروزی خیر بر شر بنا شده است.
جدیدا درباره جنگ بین ایران و آمریکا به نام «حمله به اهریمن» یک انیمه براساس و سبک انیمه حمله به تایتان ساخته شده است و محتوای آن نشان می دهد که سازندگان آن، دقیقا با محتوای این انیمه آشنا بوده اند.
ساخت این انیمه از دو حال خارج نیست. حالت اول آن است که گروهی در ایران آن را بر اساس سبک این انیمه ساخته اند که در این صورت نشان میدهد که گروههای داریم که هم آگاهی به ترندهای انیمه جهانی و محتوای دقیق آن دارند و هم توانمندی ساخت چنین انیمه هایی را دارند که بسیار مایه مباهات می شود و انتخاب این انیمه خودش یک انتخاب دقیق و به روز بوده است.
حالت دومی هست که این انیمه در خود ژاپن یا در حالت کلی خارج از ایران چنین انیمه ای ساخته شده است که باز مایه امیدواری است که صدای ایران توسط گروهی شنیده شده و باز نشر میشود و بازنمایی جنگ ما در این قالب انجام میشود.خلاصه اینکه در هر دو حالت، نشانه هایی از توان فرهنگی ایران و جبهه مقاومت را نشان می دهد. و لذا باید تاکید کرد استفاده دقیق از فرهنگ عامه جهانی راهی است که باید قبلترها شروع میکردیم اما اکنون نیز بسیار عالی است.
به شخصه عرض میکنم هر کس که انیمه حمله به تایتان را دیده باشد انیمه حمله به اهریمن کل داستان جنگ آمریکا و ایران را برایش به گونه ای معنا می بخشد و تعریف میکند که شاید صدها یادداشت نمی تواند انجام دهد. چون نقش ترامپ، دیوارهای تایتان، مبارزان تایتان همگی معنای عمیقی در انیمه اصلی دارند که به درستی برای این جنگ بازنمایی شده اند.
یکی از راههای اصلی اقتدار نظام اسلامی، راه اقتدار فرهنگی است و در این راه دیپلماسی عمومی جهانی براساس فرهنگ عامه بسیار راهگشاست.
و در فرهنگ عامه جهان نبرد خیر و شر، یکی از تم ها و زمینه های اساسی قابل فهم جهانی است که نمونه های مطرح جهانی مثل ارباب حلقه ها، جنگ ستارگان، هری پاتر ، بنیاد و کثیری از آثار مطرح جهانی بر اساس دوگانه خیر و شر بنا شده اند. استفاده از این دوگانه، میتواند برای بیان جنبش مقاومت جهانی با محوریت ایران میتواند موثری باشد.
@hoafsariakin
جدیدا درباره جنگ بین ایران و آمریکا به نام «حمله به اهریمن» یک انیمه براساس و سبک انیمه حمله به تایتان ساخته شده است و محتوای آن نشان می دهد که سازندگان آن، دقیقا با محتوای این انیمه آشنا بوده اند.
ساخت این انیمه از دو حال خارج نیست. حالت اول آن است که گروهی در ایران آن را بر اساس سبک این انیمه ساخته اند که در این صورت نشان میدهد که گروههای داریم که هم آگاهی به ترندهای انیمه جهانی و محتوای دقیق آن دارند و هم توانمندی ساخت چنین انیمه هایی را دارند که بسیار مایه مباهات می شود و انتخاب این انیمه خودش یک انتخاب دقیق و به روز بوده است.
حالت دومی هست که این انیمه در خود ژاپن یا در حالت کلی خارج از ایران چنین انیمه ای ساخته شده است که باز مایه امیدواری است که صدای ایران توسط گروهی شنیده شده و باز نشر میشود و بازنمایی جنگ ما در این قالب انجام میشود.خلاصه اینکه در هر دو حالت، نشانه هایی از توان فرهنگی ایران و جبهه مقاومت را نشان می دهد. و لذا باید تاکید کرد استفاده دقیق از فرهنگ عامه جهانی راهی است که باید قبلترها شروع میکردیم اما اکنون نیز بسیار عالی است.
به شخصه عرض میکنم هر کس که انیمه حمله به تایتان را دیده باشد انیمه حمله به اهریمن کل داستان جنگ آمریکا و ایران را برایش به گونه ای معنا می بخشد و تعریف میکند که شاید صدها یادداشت نمی تواند انجام دهد. چون نقش ترامپ، دیوارهای تایتان، مبارزان تایتان همگی معنای عمیقی در انیمه اصلی دارند که به درستی برای این جنگ بازنمایی شده اند.
یکی از راههای اصلی اقتدار نظام اسلامی، راه اقتدار فرهنگی است و در این راه دیپلماسی عمومی جهانی براساس فرهنگ عامه بسیار راهگشاست.
و در فرهنگ عامه جهان نبرد خیر و شر، یکی از تم ها و زمینه های اساسی قابل فهم جهانی است که نمونه های مطرح جهانی مثل ارباب حلقه ها، جنگ ستارگان، هری پاتر ، بنیاد و کثیری از آثار مطرح جهانی بر اساس دوگانه خیر و شر بنا شده اند. استفاده از این دوگانه، میتواند برای بیان جنبش مقاومت جهانی با محوریت ایران میتواند موثری باشد.
@hoafsariakin
۱.۷K
۱۸:۱۹
پس از یادداشت ضدمردمی عباس عبدی، منتظر عمل و کنش نهادها و گروهها هستیم.
خود مردم داخل میدان، جواب درخور به این فرد خواهند داد اما پاسخ به این سخن امتحانی است برای هر کسی که وسط جنگ ، ادعای وطن دوستی دارد.
۱. قوه قضائیه با نویسنده مطلب چه خواهد کرد؟ (عیار آقای اژهای در حمایت از خیابان)
۲. قوه قضائیه با روزنامه منتشرکننده مطلب که مسئول رسمی اطلاعرسانی در دولت است چه خواهد کرد؟ (نسبت بین دو قوه)
۳. آیا دولت با مدیر روزنامه که مسئولیت اصلی انتشار مطلب ضدمردمی را دارد وی را از مسئولیتش سلب خواهد کرد؟ عیار دولت نسبت به حمایت از خیابان. آیا این حرفها، سخن پنهان دولت است؟
۴. نیروهای اصلاحطلب چه کنشی خواهند داشت؟ نفی؟ نقد؟ سکوت (به معنی رضایت)؟ تایید؟ تبلیغ؟ امتحانی برای امثال آقای خاتمی.
۵. مسئولین انقلابی مثل آقای قالیباف و مشاورانش چه خواهند گفت؟
۶. نیروهای انقلابی مثل پناهیان و غیره چه خواهند گفت؟
۷. امثال پایداری و جلیلی و غیره چطور؟
زمانه ای است که هر کنش سیاسی ، امتحانی برای دیگران است.
اما چند نکته:
۱. با رئیس دانشگاه تهران که وسط جنگ آن بیانیه جعلی را داد چه برخوردی شد؟ سر میز مبارک هستند هنوز یا نه؟
۲. باید باور کنیم انقلاب را لازم نیست به خارج از کشور صادر کنیم. خودش صادر میشود. مردم در خیابان باید صدای انقلاب را به اتاقهای کارشناسان و مدیران ج.ا.ایران دوباره برگردانند. باید صدای انقلاب را به پستوهای عملیات روانی در مجموعههای فرهنگی و رسانهای کشور رساند تا دوباره شعارهای انقلاب را بشنوند. حتی اگر شده برای همین مورد باید در خیابان ماند.
خود مردم داخل میدان، جواب درخور به این فرد خواهند داد اما پاسخ به این سخن امتحانی است برای هر کسی که وسط جنگ ، ادعای وطن دوستی دارد.
۱. قوه قضائیه با نویسنده مطلب چه خواهد کرد؟ (عیار آقای اژهای در حمایت از خیابان)
۲. قوه قضائیه با روزنامه منتشرکننده مطلب که مسئول رسمی اطلاعرسانی در دولت است چه خواهد کرد؟ (نسبت بین دو قوه)
۳. آیا دولت با مدیر روزنامه که مسئولیت اصلی انتشار مطلب ضدمردمی را دارد وی را از مسئولیتش سلب خواهد کرد؟ عیار دولت نسبت به حمایت از خیابان. آیا این حرفها، سخن پنهان دولت است؟
۴. نیروهای اصلاحطلب چه کنشی خواهند داشت؟ نفی؟ نقد؟ سکوت (به معنی رضایت)؟ تایید؟ تبلیغ؟ امتحانی برای امثال آقای خاتمی.
۵. مسئولین انقلابی مثل آقای قالیباف و مشاورانش چه خواهند گفت؟
۶. نیروهای انقلابی مثل پناهیان و غیره چه خواهند گفت؟
۷. امثال پایداری و جلیلی و غیره چطور؟
زمانه ای است که هر کنش سیاسی ، امتحانی برای دیگران است.
اما چند نکته:
۱. با رئیس دانشگاه تهران که وسط جنگ آن بیانیه جعلی را داد چه برخوردی شد؟ سر میز مبارک هستند هنوز یا نه؟
۲. باید باور کنیم انقلاب را لازم نیست به خارج از کشور صادر کنیم. خودش صادر میشود. مردم در خیابان باید صدای انقلاب را به اتاقهای کارشناسان و مدیران ج.ا.ایران دوباره برگردانند. باید صدای انقلاب را به پستوهای عملیات روانی در مجموعههای فرهنگی و رسانهای کشور رساند تا دوباره شعارهای انقلاب را بشنوند. حتی اگر شده برای همین مورد باید در خیابان ماند.
۱.۲K
۱۲:۵۲
آب مایه حیات است اما داستان آب در کربلا، داستان دنیا است.
دنیا با همه جلوهگریهایش وقتی به حد اعلای حیات نزدیک میشود بالاترین مایه حیات خود را از امام و ولی زمانه دریغ میکند تا نشان دهد برای اهل ولایت، دنیا محل دریغ است.
حال بماند که ما از دنیا چه طلب میکنیم و دنیا چه به ما میدهد.
امشب شب تذکر گذر از دنیا است.
دنیایی که می توان از آن به خیمه امام رسید و یا دنیایی که از آن به خرگاه یزید رسید.
#تاسوعا
دنیا با همه جلوهگریهایش وقتی به حد اعلای حیات نزدیک میشود بالاترین مایه حیات خود را از امام و ولی زمانه دریغ میکند تا نشان دهد برای اهل ولایت، دنیا محل دریغ است.
حال بماند که ما از دنیا چه طلب میکنیم و دنیا چه به ما میدهد.
امشب شب تذکر گذر از دنیا است.
دنیایی که می توان از آن به خیمه امام رسید و یا دنیایی که از آن به خرگاه یزید رسید.
#تاسوعا
۳۱۱
۲۰:۵۱