لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل هدی امامی|کوچ توسعه فردیه
۱۴۶ عضو

هدی امامی|کوچ توسعه فردی

نوشته هایی از جنس زندگی و تجربه هایم را اینجا مینویسم
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳۱ فروردین
نظرات شما عزیزان از وبینار فرصت سازی در بحران
قدردان مهربانی هایتانم
undefined۱۱

۳۴۵

۶:۱۳

۲۲ اردیبهشت
بازارسال شده از 🌸می‌آید همچو بهار🦋

خانم امامی 19 فروردین.pdf

۳۱۸.۱۳ کیلوبایت

#پیاده_سخنرانی #هدی_امامی #فرصت_سازی_در_بحران#فروردین_۱۹_۱۴۰۵

۱

۱۶:۳۹

بازارسال شده از 🌸می‌آید همچو بهار🦋

خانم امامی_۲۶ فروردین ۱۴۰۵.pdf

۱.۶۷ مگابایت

#پیاده_سخنرانی #هدی_امامی #فرصت_سازی_در_بحران_۲#فروردین_۲۶_۱۴۰۵

۱

۱۶:۳۹

thumbnail
راستش چند نفر ازشما عزیزان ازم پرسیده بودید: «کجایی؟ چرا این مدت کم‌رنگ شدی؟»
خواستم براتون بگم… این چند وقت، مشغول باز کردن یه کلاف قدیمی تریکو بودم.
یه کلاف کهنه، تهِ کمد مونده بود. نخ‌هاش به هم پیچیده، بعضی جاها گره خورده، بعضی جاها ساییده. هر بار دست می‌بردم سراغش، با خودم می‌گفتم: «الان وقتش نیست، حوصله‌ی گره‌هاشو ندارم.» اما بالاخره نشستم روبه‌روش. آروم. بی‌عجله.
گره‌ها رو یکی‌یکی باز کردم. نه با زور، نه با عجله. با صبر.
و وسط همون باز کردن‌ها فهمیدم این دقیقاً همون کاریه که این روزها با خودم دارم می‌کنم. یه جور سلف‌کوچینگ عمیق.
نشستم پای کلاف‌های قدیمی ذهنم؛ باورها، ترس‌ها، خاطره‌ها، تصمیم‌هایی که سال‌ها پیش گرفتم و هنوز اثرشون مونده. بعضی گره‌ها محکم بودن. بعضیا فقط با یه نفس عمیق باز می‌شدن. بعضیا هم مجبورم کردن چند بار برگردم عقب و مسیر نخ رو دوباره پیدا کنم.
بعد که کلاف صاف شد، شروع کردم بافتن. یه سبد.
سبدی که از همون نخ‌های قدیمی ساخته می‌شه، اما شکلش جدیده. کاربردش جدیده. قراره یه چیزی رو نگه داره، جمع‌وجور کنه، نظم بده.
این روزهای من همین بوده. کم حرف زدن، بیشتر دیدن. کم تولید کردن، بیشتر ساختن درون.
گاهی برای اینکه بتونی کنار بقیه باشی و گره‌های اونا رو باز کنی، باید اول جرئت کنی کلاف خودتو باز کنی. من داشتم همین کارو می‌کردم.
و حالا که سبد داره شکل می‌گیره، حس می‌کنم محکم‌تر از قبل کنار شما می‌ایستم. چون این بار، از دلِ گره‌ها اومدم.بمونه یادگار از این روزهایم#بیست‌دو‌اردیبهشت_۴۰۵

https://ble.ir/hodacoach
undefined۲۹

۳۲۳

۱۶:۴۰

۶ خرداد
thumbnail
#خاطره‌نوشت۱۶خرداد۴۰۴پارسال همچین روز و ساعت هاییسنگ هایم را زده بودمو درچادر منتظر ماست و خیار بهشتیundefined تا اعلام کنند که حاج خانم شدم
تجربه ی بودن پشت اتاق زایمان را داری؟اون لحظه ای که منتظری پرستار از اتاق بیاد بیرون و اعلام کنه مبارکه نوزاد به دنیا اومد ...🥹
لحظه های پارسال من ، این حس غریب انتظار رو داشتاما این بار قرار بود تولد آسمانی خودم رو به خودم اعلام کنند🪆و جالبی ماجرا اینجا بود که ، واقعا ۳۹ سال قبل همچون روزی من به دنیا آمده بودم وآن روز خاص شب تولد زمینی ام هم بود ...بی تاب بودم و نمیدونستم قراره درون من چی بشه؟و دائم از خودم این سوال رو میپرسیدم🪄هدی یعنی قراره بعد از امروز ،چه تحولی در تو اتفاق بیوفته؟

بالاخره در چادر اسمم اعلام شد و من رسما حاج خانم شدم undefined ،به سان کسی که تازه از مادر متولد شده بی گناه و پاکundefined
شکلات های در عکس را به جای کیک تولد و شمعجلویم گرفتم و در سرزمین منا سرزمین آرزوها ،روز تولد زمینی و آسمانی ام آرزو کردم
و باز رفتم سراغ همان سوال 🪄هدی یعنی قراره بعد از این ، چه تحولی در تو اتفاق بیوفته؟
undefined قربانی کردن و متحول شدن و بعد از آن undefinedعید گرفتن و متولد شدن را برای تک تک شما عزیزان آرزو میکنمundefinedعیدتان مبارک
عیدی منچهار جلسه کوچینگ رایگان تقدیم تویی که به دنبال تحول و رشد ات هستیundefined@hodaemamiدر خصوصی درخدمتتان هستم#شش‌خرداد_۴۰۵


https://ble.ir/hodacoach
undefined۷۹

۱.۱K

۹:۲۶

دوستان ممنون از تبریک های تولدundefinedundefinedو ابراز لطفی که بهم داریدفقط یه نکته
این خاطره ی مال پارسال منهundefined
و همون طور که میدونیدتاریخ قمری و شمسی هر سال ده روز جلو می افته یعنیپارسال شب تولدم همزمان با عید قربان افتاده بودundefined و اشتباهی پیش نیومدهامسال همون ۱۷ خرداد تولدمهو فرصت برای سورپرایز و تبریک هستundefined
undefined۱۶
undefined۴

۱۶۶

۱۵:۵۷

هدی امامی|کوچ توسعه فردی
undefined #خاطره‌نوشت۱۶خرداد۴۰۴ پارسال همچین روز و ساعت هایی سنگ هایم را زده بودم و درچادر منتظر ماست و خیار بهشتیundefined تا اعلام کنند که حاج خانم شدم تجربه ی بودن پشت اتاق زایمان را داری؟ اون لحظه ای که منتظری پرستار از اتاق بیاد بیرون و اعلام کنه مبارکه نوزاد به دنیا اومد ...🥹 لحظه های پارسال من ، این حس غریب انتظار رو داشت اما این بار قرار بود تولد آسمانی خودم رو به خودم اعلام کنند🪆 و جالبی ماجرا اینجا بود که ، واقعا ۳۹ سال قبل همچون روزی من به دنیا آمده بودم وآن روز خاص شب تولد زمینی ام هم بود . . . بی تاب بودم و نمیدونستم قراره درون من چی بشه؟ و دائم از خودم این سوال رو میپرسیدم 🪄هدی یعنی قراره بعد از امروز ،چه تحولی در تو اتفاق بیوفته؟ بالاخره در چادر اسمم اعلام شد و من رسما حاج خانم شدم undefined ،به سان کسی که تازه از مادر متولد شده بی گناه و پاکundefined شکلات های در عکس را به جای کیک تولد و شمع جلویم گرفتم و در سرزمین منا سرزمین آرزوها ،روز تولد زمینی و آسمانی ام آرزو کردم و باز رفتم سراغ همان سوال 🪄هدی یعنی قراره بعد از این ، چه تحولی در تو اتفاق بیوفته؟ undefined قربانی کردن و متحول شدن و بعد از آن undefinedعید گرفتن و متولد شدن را برای تک تک شما عزیزان آرزو میکنمundefined عیدتان مبارک عیدی من چهار جلسه کوچینگ رایگان تقدیم تویی که به دنبال تحول و رشد ات هستیundefined @hodaemami در خصوصی درخدمتتان هستم #شش‌خرداد_۴۰۵ https://ble.ir/hodacoach

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

۷ خرداد
thumbnail
صبحت به خیر و نیکیموافقی امروز مثل این برگ خودت رو بسپری به جریان زندگی
خواستی آخر روز بهم پیام بده چه حسی داشتی@hodaemami#نیت‌نوشت
https://ble.ir/hodacoach
undefined۴
undefined۴
undefined۲

۱۸۲

۵:۵۱

۸ خرداد
thumbnail
زندگی همین‌جوری در حرکته… مثل همین جاده. تو این مسیر، چقدر به آینه نگاه می‌کنی؟ تا ببینی تا حالا چقدر جلو اومدی و چی یاد گرفتی؟ خوشحالم که داری راهِ خودت رو می‌ری. امروز توی نگاهت به این جاده، چه تغییری حس می‌کنی#نیت‌نوشت
https://ble.ir/hodacoach
undefined۸

۱۸۶

۱۰:۱۲

۱۴ خرداد
thumbnail
عید غدیر پارسال، در شرایطی برگزار شد که نه امکاناتی در اختیار داشتیم و نه شرایطی آرام و معمولی. در عربستان بودم و هم‌زمان، اولین روز جنگ در ایران آغاز شده بود. دل‌ها نگران بود، قلب‌ها شکسته بود و تنها چیزی که ما را کنار هم نگه می‌داشت، عشق و ارادت به امیرالمؤمنین (ع) بود.
با هماهنگی مدیریت هتل، بزرگ‌ترین اتاق را برای مراسم آماده کردیم. از تخت‌خواب‌ها و ملحفه‌های سفید، فضایی ساده و صمیمی ساختیم. استندی که نام مبارک حضرت را بر خود داشت، با مقوای کارتن‌های آب معدنی و تور سبزرنگ کیسه ی لیموترش‌ها آماده شد. شاید از نگاه ظاهری، هیچ‌چیز مجلل و چشمگیری وجود نداشت؛ اما هر گوشه از آن مراسم با عشق، اخلاص و دلتنگی ساخته شده بود.
آن شب، جشنی گرفتیم که شکوهش نه در تزئینات، بلکه در سوز دل‌های عاشقانه و دعاهایی بود که از قلب‌های شکسته به آسمان می‌رسید. این تصویر، یادگار مراسمی است که در نهایت سادگی برگزار شد، اما برای من یکی از ماندگارترین جشن های غدیری بود؛
و شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های آن شب برای من این بود که شکوفایی به امکانات وابسته نیست. ما در دل محدودیت‌ها، با کمترین ابزار، چیزی خلق کردیم که هنوز در خاطره‌ها زنده است.
در مسیر کوچینگ نیز بارها شاهد همین حقیقت هستم؛ انسان‌ها زمانی که نگاهشان را به توانمندی‌های درونی خود معطوف می‌کنند، می‌توانند فراتر از شرایط، موانع و کمبودها حرکت کنند و نتایجی خلق کنند که پیش‌تر برایشان دور از دسترس به نظر می‌رسید. این باور، هسته اصلی مسیری است که در کوچینگ همراه مراجعانم تجربه می‌کنم؛ تبدیل محدودیت‌ها به فرصت و کشف ظرفیت‌هایی که گاهی سال‌ها پنهان مانده

#غدیر۱۴۰۵https://ble.ir/hodacoach
اگر شما هم در مسیر رشد فردی، عبور از چالش‌های زندگی و پیدا کردن آرامش و معنا در روزهای سخت قدم برمی‌دارید، خوشحال می‌شوم همراهتان باشم.
undefined۲۶

۱۶۶

۹:۴۲