جزوه آموزشی NLP.pdf
۵۲۵.۴۲ کیلوبایت
با خوندن این pdf یاد میگیرید:
اگر این محتوا براتون مفید بود، ذخیرهش کنید و برای دوستاتون هم بفرستید تا اونها هم با دنیای NLP آشنا بشن.
#هوش_مصنوعی #پردازش_زبان_طبیعی #NLP #ChatGPT #یادگیری_ماشین #MachineLearning #برنامه_نویسی #هولوسن
۵۸
۱۴:۰۲
"نمونه کار ندارم و نمیدونم چطور باید وارد بازار کار بشم"
جواب
یه برند یا کسبوکار توی حوزهای که دوست داری انتخاب کن و براش یه پروژه انجام بده، انگار واقعاً مشتریت بوده.میتونی حتی پروژه رو مستقیماً براش بفرستی یا داخل پیج و گیتهابت منتشر کنی یا دموشو بذاری توی پیج اینستاگرامت و بنویسی:«اگر این پروژه برای من سفارش داده میشد، اینطوری انجامش میدادم.»همین میتونه تبدیل به یک نمونهکار حرفهای بشه.
لازم نیست اول کار مشتری داشته باشی.برو سایتهای فریلنسری، پروژههای مناسب سطح خودت رو پیدا کن و دقیقاً همونها رو برای خودت انجام بده.بعد تصور کن کارفرما ازت خواسته این پروژه رو تحویل بدی.
افراد فقط خروجی پروژه رو نمیبینن.بنویس:
۴۸
۱۰:۲۵
هولوسن
سوال پر تکرار: "نمونه کار ندارم و نمیدونم چطور باید وارد بازار کار بشم" جواب
برای یک کسبوکار واقعی نمونهکار بساز یه برند یا کسبوکار توی حوزهای که دوست داری انتخاب کن و براش یه پروژه انجام بده، انگار واقعاً مشتریت بوده. میتونی حتی پروژه رو مستقیماً براش بفرستی یا داخل پیج و گیتهابت منتشر کنی یا دموشو بذاری توی پیج اینستاگرامت و بنویسی: «اگر این پروژه برای من سفارش داده میشد، اینطوری انجامش میدادم.» همین میتونه تبدیل به یک نمونهکار حرفهای بشه. 







پروژههای برند هدفت رو بازسازی کن وقتی دوست داری با یک شرکت یا شخص خاص همکاری کنی، یکی از پروژهها یا محصولاتش رو بررسی کن و با ایده و سبک خودت نسخهی بهتری از اون رو پیادهسازی کن. تحلیل کن، ایرادهاش رو پیدا کن و با خلاقیت خودت دوباره بساز. 







روی پروژههای شخصی کار کن حتماً لازم نیست پروژه برای یک مشتری باشه. اگر هر روز یا هر هفته روی یک پروژهی شخصی کار کنی، بعد از چند ماه هم رزومه داری، هم تجربه. مثلاً:
وبسایت شخصی
سیستم مدیریت هزینه
فروشگاه اینترنتی
اپلیکیشن یادداشت پروژهای که یکی از مشکلات خودت رو حل میکنه یا اگر کاری رو داری تکراری انجام میدی برنامه اش رو بنویسی. 







پروژههای سایتهای فریلنسری رو شبیهسازی کن لازم نیست اول کار مشتری داشته باشی. برو سایتهای فریلنسری، پروژههای مناسب سطح خودت رو پیدا کن و دقیقاً همونها رو برای خودت انجام بده. بعد تصور کن کارفرما ازت خواسته این پروژه رو تحویل بدی. 







در پروژههای Open Source مشارکت کن توی GitHub هزاران پروژهی متنباز وجود داره. حتی اگر فقط یک باگ کوچیک رفع کنی یا یک قابلیت ساده اضافه کنی، تجربهی ارزشمندیه و میتونه داخل رزومهات قرار بگیره. 







یک مشکل واقعی رو حل کن به جای ساخت پروژههای تکراری مثل ماشینحساب یا ToDo List، یک مشکل واقعی رو حل کن. پروژههایی که کاربرد واقعی داشته باشن همیشه ارزش بیشتری دارن. ما روی گوشیمون ماشین حساب داریم، توی بازار پروژه ها بزرگترن. 







کیفیت مهمتر از تعداد پروژههاست داشتن ۳ پروژهی حرفهای، مستندسازیشده و تمیز، خیلی بهتر از ۲۰ پروژهی ساده و با ایده تکراریه. 







از هوش مصنوعی کمک بگیر اگر ایده نداری، از هوش مصنوعی بخواه نقش یک کارفرما رو بازی کنه و برات پروژه تعریف کنه. مثلاً بگو: «مثل یک کارفرمای واقعی، یک پروژه مناسب سطح من تعریف کن و تمام نیازمندیها و سناریوهای پروژه رو بنویس.» بعد دقیقاً همون پروژه رو انجام بده. حتما توجه کن کدش رو خودت اول توسعه بدی! 







اگر نمیدونی چه پروژهای برای رزومه مناسبه... یکی از مزیتهای دورههای پروژهمحور هولوسن اینه که به جای پروژههای تکراری و آموزشی، روی پروژههای واقعی و نزدیک به نیاز بازار کار کار میکنی. در واقع هم مهارت کسب میکنی، هم در پایان دوره چند پروژهی قابل ارائه برای رزومه و مصاحبهی شغلی داری. بعلاوه پروژه نهایی دوره یک پروژه کامل و واقعیه و میتونی هر پروژه دیگه ای رو هم بزنی








️ فقط نتیجه رو منتشر نکن، مسیر رو هم نشون بده افراد فقط خروجی پروژه رو نمیبینن. بنویس:
مشکل پروژه چی بود؟
چه راهکاری انتخاب کردی؟
چه چالشهایی داشتی؟
چطور رفعشون کردی؟ این کار اعتماد خیلی بیشتری ایجاد میکنه. پورتفولیو هم داشته باش و حتما بهصورت مستمر داخل LinkedIn فعالیت کن و درباره پروژههات محتوا منتشر کن.
اگر این پست برات مفید بود، حتماً لایکش کن و برای دوستات هم بفرست تا اونها هم ازش استفاده کنن.
سایت هولوسن: holosen.net
اینستاگرام: nulldevelopr
بله : @holosen
تلگرام: nulldeveloper
این پست رو که داشتم مینوشتم حیفم اومد این تجربه خودمو نذارم براتون 
سالهای اولی که دنبال کار و پروژه میگشتم، شرایط اصلا مثل الان نبود.
نه این همه سوشال مدیا وجود داشت، نه هوش مصنوعی بود، نه سایتهای فریلنسری به شکل امروزی بود. اونموقع حتی اینستاگرام هم درست درمون نبود یعنی هنوز قابلیت استوری گذاشتن هم اضافه نکرده بود...
تنها راهی که به ذهنم رسید این بود که برم سراغ گوگل.
شروع کردم دنبال شرکتها و کارخانهها گشتن ببینم کدومها سایت دارن، کدومها حضور آنلاین دارن تو اون زمان وقتی یه کارخونه یا شرکت سایت داشت و یکم روی سئوش کار کرده بود، میتونستیم امیدوار باشیم که صاحبای شرکت به دیجیتال مارکتینگ و سایت و سئو اهمیت میدن.
با علی نشستیم و شروع کردیم لیست کردن شرکتها و کارخانههای متوسط:سنگبریها، شیشهسازیها، تولیدکنندههای چسب، شرکتهای صنعتی، لیزر CO2 و...
بعد کاری کردیم که شاید امروز کمتر کسی حاضر باشه واقعا انجام بده.
هر روز مینشستیم سایت این شرکتها رو کامل زیر و رو میکردیم تماس میگرفتیم و میگفتیم ما سایت شما رو کامل بررسی کردیم یه سری ایرادات و جای بهبود داره اگر تمایل دارید فایل SWOT رو براتون ارسال کنیم.
معمولا وقتی زنگ میزدیم با بخش فروش باید سر و کله میزدیم تا مارو به ارتباط بدن به صاحب کارا. یعنی دسترسی به صاحب برند واقعا سخت بود. سرتونو درد نیارم یه سری هاشون جوابشون مثبت بود و چکار کردیم؟
از فرانتاند گرفته تا بکاند، سرعت سایت، تجربه کاربری، ساختار صفحات، سئو، محتوا و هر ایرادی که پیدا میکردیم رو درمیآوردیم. جالا نه فقط ایرادها، نقاط قوت سایت رو هم بررسی میکردیم و برای هر مشکل، یک راهحل پیشنهادی میدادیم که مثلا فلان جا جای بهبود داره. باورتون نمیشه حتی اونموقع بهشون میگفتم ببین دامنه .ir داری ولی دیدم .com نخریدی یعنی واقعا با تمام وجودم هررر نکته ای بود رو بی منت براشون مینوشتم و بصورت مختصر راه حل میدادم.
آخر فایل هم خیلی ساده نوشته بودیم:
«ما این موارد رو بررسی کردیم و میتونیم برای بهبود سایت و حضور آنلاین شما کمک کنیم.» و راه ارتباط هم نوشته بودیم.
بعد همه این موارد رو داخل یک تمپلیت که با فتوشاپ طراحی کرده بودیم، بهصورت مرتب مینوشتیم.
دو ماه تموم کارمون این شده بود و اینکه تماس بگیریم و ارتباط بگیریم که ما سایتتون رو بررسی کردیم اگر که تمایل دارید گزارش تحلیل سایت SWOT رو براتون ارسال کنیم.
و جواب داد.
همین مسیر باعث شد اولین قرارداد کاریمون رو با یک برند تولید چسب ببندیم.
اونجا فهمیدم برای گرفتن پروژه همیشه لازم نیست منتظر بمونی کسی بیاد و بهت کار بده. بعضی موقع ها باید خودت مسئله پیدا کنی، ارزش ایجاد کنی و به مشتری نشون بدی که چرا به تو نیاز داره.
بعلاوه اینکه حتی اگر اونموقع برای همکاری تمایل نشون ندادن اون ارتباط و اعتماد ساخته شد با خیلی هاشون، به همین علته که میگم از لینکدین غافل نشید. اونموقع واقعا ابزاری نبود اما الان قبل از هر چیزی میتونی مستقیم با فاندرا یا تیم لید ها توی لینکدین ارتباط بگیری...
خلاصه که شاید الان ابزارها عوض شده باشن، اما این قانون هنوز هم تغییری نکرده: اول ارزش، بعد اعتماد، بعد همکاری.مشتری، کارفرما یا هر شرکتی دنبال نیرویی هست که واقعا بتونه مشکلشو حل کنه و قابل اعتماد باشه.
ارزشی که قبل از قرارداد خلق میکنید، بعضی موقع ها از خود قرارداد ارزشمندتره
سالهای اولی که دنبال کار و پروژه میگشتم، شرایط اصلا مثل الان نبود.
نه این همه سوشال مدیا وجود داشت، نه هوش مصنوعی بود، نه سایتهای فریلنسری به شکل امروزی بود. اونموقع حتی اینستاگرام هم درست درمون نبود یعنی هنوز قابلیت استوری گذاشتن هم اضافه نکرده بود...
تنها راهی که به ذهنم رسید این بود که برم سراغ گوگل.
شروع کردم دنبال شرکتها و کارخانهها گشتن ببینم کدومها سایت دارن، کدومها حضور آنلاین دارن تو اون زمان وقتی یه کارخونه یا شرکت سایت داشت و یکم روی سئوش کار کرده بود، میتونستیم امیدوار باشیم که صاحبای شرکت به دیجیتال مارکتینگ و سایت و سئو اهمیت میدن.
با علی نشستیم و شروع کردیم لیست کردن شرکتها و کارخانههای متوسط:سنگبریها، شیشهسازیها، تولیدکنندههای چسب، شرکتهای صنعتی، لیزر CO2 و...
بعد کاری کردیم که شاید امروز کمتر کسی حاضر باشه واقعا انجام بده.
هر روز مینشستیم سایت این شرکتها رو کامل زیر و رو میکردیم تماس میگرفتیم و میگفتیم ما سایت شما رو کامل بررسی کردیم یه سری ایرادات و جای بهبود داره اگر تمایل دارید فایل SWOT رو براتون ارسال کنیم.
معمولا وقتی زنگ میزدیم با بخش فروش باید سر و کله میزدیم تا مارو به ارتباط بدن به صاحب کارا. یعنی دسترسی به صاحب برند واقعا سخت بود. سرتونو درد نیارم یه سری هاشون جوابشون مثبت بود و چکار کردیم؟
از فرانتاند گرفته تا بکاند، سرعت سایت، تجربه کاربری، ساختار صفحات، سئو، محتوا و هر ایرادی که پیدا میکردیم رو درمیآوردیم. جالا نه فقط ایرادها، نقاط قوت سایت رو هم بررسی میکردیم و برای هر مشکل، یک راهحل پیشنهادی میدادیم که مثلا فلان جا جای بهبود داره. باورتون نمیشه حتی اونموقع بهشون میگفتم ببین دامنه .ir داری ولی دیدم .com نخریدی یعنی واقعا با تمام وجودم هررر نکته ای بود رو بی منت براشون مینوشتم و بصورت مختصر راه حل میدادم.
آخر فایل هم خیلی ساده نوشته بودیم:
«ما این موارد رو بررسی کردیم و میتونیم برای بهبود سایت و حضور آنلاین شما کمک کنیم.» و راه ارتباط هم نوشته بودیم.
بعد همه این موارد رو داخل یک تمپلیت که با فتوشاپ طراحی کرده بودیم، بهصورت مرتب مینوشتیم.
دو ماه تموم کارمون این شده بود و اینکه تماس بگیریم و ارتباط بگیریم که ما سایتتون رو بررسی کردیم اگر که تمایل دارید گزارش تحلیل سایت SWOT رو براتون ارسال کنیم.
و جواب داد.
همین مسیر باعث شد اولین قرارداد کاریمون رو با یک برند تولید چسب ببندیم.
اونجا فهمیدم برای گرفتن پروژه همیشه لازم نیست منتظر بمونی کسی بیاد و بهت کار بده. بعضی موقع ها باید خودت مسئله پیدا کنی، ارزش ایجاد کنی و به مشتری نشون بدی که چرا به تو نیاز داره.
بعلاوه اینکه حتی اگر اونموقع برای همکاری تمایل نشون ندادن اون ارتباط و اعتماد ساخته شد با خیلی هاشون، به همین علته که میگم از لینکدین غافل نشید. اونموقع واقعا ابزاری نبود اما الان قبل از هر چیزی میتونی مستقیم با فاندرا یا تیم لید ها توی لینکدین ارتباط بگیری...
خلاصه که شاید الان ابزارها عوض شده باشن، اما این قانون هنوز هم تغییری نکرده: اول ارزش، بعد اعتماد، بعد همکاری.مشتری، کارفرما یا هر شرکتی دنبال نیرویی هست که واقعا بتونه مشکلشو حل کنه و قابل اعتماد باشه.
ارزشی که قبل از قرارداد خلق میکنید، بعضی موقع ها از خود قرارداد ارزشمندتره
۴۷
۱۴:۱۸
هولوسن
این پست رو که داشتم مینوشتم حیفم اومد این تجربه خودمو نذارم براتون
سالهای اولی که دنبال کار و پروژه میگشتم، شرایط اصلا مثل الان نبود. نه این همه سوشال مدیا وجود داشت، نه هوش مصنوعی بود، نه سایتهای فریلنسری به شکل امروزی بود. اونموقع حتی اینستاگرام هم درست درمون نبود یعنی هنوز قابلیت استوری گذاشتن هم اضافه نکرده بود... تنها راهی که به ذهنم رسید این بود که برم سراغ گوگل. شروع کردم دنبال شرکتها و کارخانهها گشتن ببینم کدومها سایت دارن، کدومها حضور آنلاین دارن تو اون زمان وقتی یه کارخونه یا شرکت سایت داشت و یکم روی سئوش کار کرده بود، میتونستیم امیدوار باشیم که صاحبای شرکت به دیجیتال مارکتینگ و سایت و سئو اهمیت میدن. با علی نشستیم و شروع کردیم لیست کردن شرکتها و کارخانههای متوسط: سنگبریها، شیشهسازیها، تولیدکنندههای چسب، شرکتهای صنعتی، لیزر CO2 و... بعد کاری کردیم که شاید امروز کمتر کسی حاضر باشه واقعا انجام بده. هر روز مینشستیم سایت این شرکتها رو کامل زیر و رو میکردیم تماس میگرفتیم و میگفتیم ما سایت شما رو کامل بررسی کردیم یه سری ایرادات و جای بهبود داره اگر تمایل دارید فایل SWOT رو براتون ارسال کنیم. معمولا وقتی زنگ میزدیم با بخش فروش باید سر و کله میزدیم تا مارو به ارتباط بدن به صاحب کارا. یعنی دسترسی به صاحب برند واقعا سخت بود. سرتونو درد نیارم یه سری هاشون جوابشون مثبت بود و چکار کردیم؟ از فرانتاند گرفته تا بکاند، سرعت سایت، تجربه کاربری، ساختار صفحات، سئو، محتوا و هر ایرادی که پیدا میکردیم رو درمیآوردیم. جالا نه فقط ایرادها، نقاط قوت سایت رو هم بررسی میکردیم و برای هر مشکل، یک راهحل پیشنهادی میدادیم که مثلا فلان جا جای بهبود داره. باورتون نمیشه حتی اونموقع بهشون میگفتم ببین دامنه .ir داری ولی دیدم .com نخریدی یعنی واقعا با تمام وجودم هررر نکته ای بود رو بی منت براشون مینوشتم و بصورت مختصر راه حل میدادم. آخر فایل هم خیلی ساده نوشته بودیم: «ما این موارد رو بررسی کردیم و میتونیم برای بهبود سایت و حضور آنلاین شما کمک کنیم.» و راه ارتباط هم نوشته بودیم. بعد همه این موارد رو داخل یک تمپلیت که با فتوشاپ طراحی کرده بودیم، بهصورت مرتب مینوشتیم. دو ماه تموم کارمون این شده بود و اینکه تماس بگیریم و ارتباط بگیریم که ما سایتتون رو بررسی کردیم اگر که تمایل دارید گزارش تحلیل سایت SWOT رو براتون ارسال کنیم. و جواب داد. همین مسیر باعث شد اولین قرارداد کاریمون رو با یک برند تولید چسب ببندیم. اونجا فهمیدم برای گرفتن پروژه همیشه لازم نیست منتظر بمونی کسی بیاد و بهت کار بده. بعضی موقع ها باید خودت مسئله پیدا کنی، ارزش ایجاد کنی و به مشتری نشون بدی که چرا به تو نیاز داره. بعلاوه اینکه حتی اگر اونموقع برای همکاری تمایل نشون ندادن اون ارتباط و اعتماد ساخته شد با خیلی هاشون، به همین علته که میگم از لینکدین غافل نشید. اونموقع واقعا ابزاری نبود اما الان قبل از هر چیزی میتونی مستقیم با فاندرا یا تیم لید ها توی لینکدین ارتباط بگیری... خلاصه که شاید الان ابزارها عوض شده باشن، اما این قانون هنوز هم تغییری نکرده: اول ارزش، بعد اعتماد، بعد همکاری. مشتری، کارفرما یا هر شرکتی دنبال نیرویی هست که واقعا بتونه مشکلشو حل کنه و قابل اعتماد باشه. ارزشی که قبل از قرارداد خلق میکنید، بعضی موقع ها از خود قرارداد ارزشمندتره
یادش بخیر...
۶۰
۱۴:۱۹
هولوسن
این پست رو که داشتم مینوشتم حیفم اومد این تجربه خودمو نذارم براتون
سالهای اولی که دنبال کار و پروژه میگشتم، شرایط اصلا مثل الان نبود. نه این همه سوشال مدیا وجود داشت، نه هوش مصنوعی بود، نه سایتهای فریلنسری به شکل امروزی بود. اونموقع حتی اینستاگرام هم درست درمون نبود یعنی هنوز قابلیت استوری گذاشتن هم اضافه نکرده بود... تنها راهی که به ذهنم رسید این بود که برم سراغ گوگل. شروع کردم دنبال شرکتها و کارخانهها گشتن ببینم کدومها سایت دارن، کدومها حضور آنلاین دارن تو اون زمان وقتی یه کارخونه یا شرکت سایت داشت و یکم روی سئوش کار کرده بود، میتونستیم امیدوار باشیم که صاحبای شرکت به دیجیتال مارکتینگ و سایت و سئو اهمیت میدن. با علی نشستیم و شروع کردیم لیست کردن شرکتها و کارخانههای متوسط: سنگبریها، شیشهسازیها، تولیدکنندههای چسب، شرکتهای صنعتی، لیزر CO2 و... بعد کاری کردیم که شاید امروز کمتر کسی حاضر باشه واقعا انجام بده. هر روز مینشستیم سایت این شرکتها رو کامل زیر و رو میکردیم تماس میگرفتیم و میگفتیم ما سایت شما رو کامل بررسی کردیم یه سری ایرادات و جای بهبود داره اگر تمایل دارید فایل SWOT رو براتون ارسال کنیم. معمولا وقتی زنگ میزدیم با بخش فروش باید سر و کله میزدیم تا مارو به ارتباط بدن به صاحب کارا. یعنی دسترسی به صاحب برند واقعا سخت بود. سرتونو درد نیارم یه سری هاشون جوابشون مثبت بود و چکار کردیم؟ از فرانتاند گرفته تا بکاند، سرعت سایت، تجربه کاربری، ساختار صفحات، سئو، محتوا و هر ایرادی که پیدا میکردیم رو درمیآوردیم. جالا نه فقط ایرادها، نقاط قوت سایت رو هم بررسی میکردیم و برای هر مشکل، یک راهحل پیشنهادی میدادیم که مثلا فلان جا جای بهبود داره. باورتون نمیشه حتی اونموقع بهشون میگفتم ببین دامنه .ir داری ولی دیدم .com نخریدی یعنی واقعا با تمام وجودم هررر نکته ای بود رو بی منت براشون مینوشتم و بصورت مختصر راه حل میدادم. آخر فایل هم خیلی ساده نوشته بودیم: «ما این موارد رو بررسی کردیم و میتونیم برای بهبود سایت و حضور آنلاین شما کمک کنیم.» و راه ارتباط هم نوشته بودیم. بعد همه این موارد رو داخل یک تمپلیت که با فتوشاپ طراحی کرده بودیم، بهصورت مرتب مینوشتیم. دو ماه تموم کارمون این شده بود و اینکه تماس بگیریم و ارتباط بگیریم که ما سایتتون رو بررسی کردیم اگر که تمایل دارید گزارش تحلیل سایت SWOT رو براتون ارسال کنیم. و جواب داد. همین مسیر باعث شد اولین قرارداد کاریمون رو با یک برند تولید چسب ببندیم. اونجا فهمیدم برای گرفتن پروژه همیشه لازم نیست منتظر بمونی کسی بیاد و بهت کار بده. بعضی موقع ها باید خودت مسئله پیدا کنی، ارزش ایجاد کنی و به مشتری نشون بدی که چرا به تو نیاز داره. بعلاوه اینکه حتی اگر اونموقع برای همکاری تمایل نشون ندادن اون ارتباط و اعتماد ساخته شد با خیلی هاشون، به همین علته که میگم از لینکدین غافل نشید. اونموقع واقعا ابزاری نبود اما الان قبل از هر چیزی میتونی مستقیم با فاندرا یا تیم لید ها توی لینکدین ارتباط بگیری... خلاصه که شاید الان ابزارها عوض شده باشن، اما این قانون هنوز هم تغییری نکرده: اول ارزش، بعد اعتماد، بعد همکاری. مشتری، کارفرما یا هر شرکتی دنبال نیرویی هست که واقعا بتونه مشکلشو حل کنه و قابل اعتماد باشه. ارزشی که قبل از قرارداد خلق میکنید، بعضی موقع ها از خود قرارداد ارزشمندتره
۶۰
۱۴:۱۹
LLM چیه؟
اگه تا حالا از ChatGPT، Gemini یا Claude استفاده کردی، یعنی با یه LLM سر و کار داشتی.
LLM یا «مدل زبانی بزرگ» یه نوع هوش مصنوعیه که با خوندن حجم خیلی زیادی از متنها، یاد میگیره زبان آدمها رو بفهمه و متنهای جدید تولید کنه.
به کمک LLM میتونی سؤال بپرسی، متن بنویسی، ترجمه انجام بدی، خلاصهسازی کنی، کد تولید کنی و کلی کار دیگه.
توی این اینفوگرافیک خیلی ساده با مفهوم LLM، کاربردهاش و معروفترین مدلهای زبانی آشنا میشی.
تو از کدوم مدل بیشتر استفاده میکنی؟ ChatGPT، Gemini، Claude، DeepSeek یا یه مدل دیگه؟لایک و اشتراک یادت نره

سایت هولوسن: holosen.net
اینستاگرام: nulldevelopr
بله : @holosen
تلگرام: nulldeveloper
#LLM #هوش_مصنوعی #ChatGPT #Gemini #ClaudeAI #DeepSeek #مدل_زبانی #یادگیری_ماشین #تولید_محتوا #فناوری_AI
اگه تا حالا از ChatGPT، Gemini یا Claude استفاده کردی، یعنی با یه LLM سر و کار داشتی.
LLM یا «مدل زبانی بزرگ» یه نوع هوش مصنوعیه که با خوندن حجم خیلی زیادی از متنها، یاد میگیره زبان آدمها رو بفهمه و متنهای جدید تولید کنه.
به کمک LLM میتونی سؤال بپرسی، متن بنویسی، ترجمه انجام بدی، خلاصهسازی کنی، کد تولید کنی و کلی کار دیگه.
توی این اینفوگرافیک خیلی ساده با مفهوم LLM، کاربردهاش و معروفترین مدلهای زبانی آشنا میشی.
#LLM #هوش_مصنوعی #ChatGPT #Gemini #ClaudeAI #DeepSeek #مدل_زبانی #یادگیری_ماشین #تولید_محتوا #فناوری_AI
۶۷
۱۰:۲۲
یه کامپیوتر چند تا منبع اصلی در اختیار برنامهها و کاربرا میذاره.سیستمعامل این منابع رو مدیریت میکنه تا هم استفاده ازشون بهینه باشه، هم امنیت حفظ بشه و هم همه بهصورت منصفانه بهشون دسترسی داشته باشن. وقتی توی یه برنامه متغیر تعریف میکنیم، از یه کلاس instance میسازیم، تابع صدا میزنیم یا حتی یه thread جدید ایجاد میکنیم، همهی این کارها نیاز به حافظه دارن و هر کدوم یه بخشی از رم رو اشغال میکنن. برای همین خیلی مهمه که یه برنامهنویس بدونه حافظهای که در اختیار داره چطوری کار میکنه و قراره کجا استفاده بشه.بهطور کلی، موقع اجرای برنامه با دو نوع حافظهی اصلی سر و کار داریم: Stack و Heap.هر کدوم از این دوتا یه کاربرد جدا دارن و برای نگهداری نوع خاصی از دادهها در طول اجرای برنامه به کار میرن.
CPU (واحد پردازش مرکزی)
CPU همون بخشیه که دستورات رو اجرا میکنه و روند اجرای برنامه رو کنترل میکنه؛ یعنی میگه کد از کجا شروع بشه، کِی کدوم تابع اجرا بشه و جریان برنامه چطوری جلو بره.
حافظه اصلی (RAM)
RAM جاییه که هم Stack داخلش قرار داره هم Heap.به بخشهایی از RAM که فقط موقع اجرای برنامه استفاده میشن میگن volatile memory، یعنی با خاموش شدن برنامه یا سیستم، اطلاعاتش از بین میره.
متغیرهای Global و Static
همهی متغیرهای global و static که توی کدمون تعریف میکنیم، داخل بخشی به اسم Data Segment ذخیره میشن.
مثلاً:
int global_var; // داخل data segmentstatic int static_var = 10; // اینم همونجا
این بخش از حافظه:
موقع شروع برنامه ساخته میشه
موقع پایان برنامه از بین میره
بهصورت خودکار پاک میشه
اندازهش ثابته
اندازهش موقع کامپایل و بر اساس تعداد متغیرهای global، static و string literalها مشخص میشه
Stack
Stack بخشی از حافظهست که برای نگهداری این چیزها استفاده میشه:
متغیرهای محلی
پارامترهای توابع
اطلاعات مربوط به فراخوانی توابع (مثل آدرس برگشت)
Stack با الگوریتم LIFO کار میکنه، یعنی «آخرین ورودی، اولین خروجی».
Call Stack چیه؟
Call Stack یه ساختاره که ردگیری میکنه چه توابعی پشت سر هم صدا زده شدن.هر بار که یه تابع اجرا میشه، یه stack frame جدید میره روی Stack.وقتی تابع تموم میشه، stack frame مربوط بهش برداشته میشه.
فرض کن این کد رو داریم:function one(){ // وقتی one صدا زده میشه // یه stack frame جدید برای one ساخته میشه two();}
function two() { // frame تابع two میاد روی frame تابع one three();}
function three() { // frame تابع three میاد بالاتر از two console.trace("Call Stack"); // این خط کل Call Stack رو نشون میده // ترتیبش: three -> two -> one}// بعد از تموم شدن three، frame اون حذف میشه// بعد two حذف میشه// بعد one حذف میشه// و Stack خالی میشه
️نکته مهم اینه که:
دادههای Stack فقط تا وقتی تابع در حال اجراست وجود دارن
Stack خودش با صدا زدن و تموم شدن توابع بزرگ و کوچیک میشه
لازم نیست دستی حافظه Stack رو آزاد کنیم
Pointer و Stack
Pointerها متغیرهایی هستن که آدرس حافظه رو نگه میدارن.
وقتی یه تابع تموم میشه:1- همه متغیرهای Stack مربوط بهش از بین میرن
2- stack pointer برمیگرده عقب
اگه از داخل یه تابع، آدرس یه متغیر محلی رو برگردونیم، خیلی خطرناکه:
int* foo() { int local = 42; // روی stack return &local; // اشاره به متغیر stack (خطرناک!)}// اینجا local از بین رفته و pointer نامعتبره
️Stack اندازهی محدودی داره که توسط سیستمعامل تعیین میشه (معمولاً چند صد کیلوبایت تا چند مگابایت برای هر thread).اگه بیشتر از حدش استفاده کنیم ، Stack Overflow اتفاق میافته.
اشتراک و
لایک یادت نره
سایت هولوسن: holosen.net
اینستاگرام: nulldevelopr
بله : @holosen
تلگرام: nulldeveloper
#هوش_مصنوعی #برنامه_نویسی #آنالیز_داده #ماشین_لرنینگ #پایتون #کاتلین #جت_پک #جنگو #آموزش_برنامه_نویسی #XML #JSON #جاوا #heap #stack
CPU همون بخشیه که دستورات رو اجرا میکنه و روند اجرای برنامه رو کنترل میکنه؛ یعنی میگه کد از کجا شروع بشه، کِی کدوم تابع اجرا بشه و جریان برنامه چطوری جلو بره.
RAM جاییه که هم Stack داخلش قرار داره هم Heap.به بخشهایی از RAM که فقط موقع اجرای برنامه استفاده میشن میگن volatile memory، یعنی با خاموش شدن برنامه یا سیستم، اطلاعاتش از بین میره.
همهی متغیرهای global و static که توی کدمون تعریف میکنیم، داخل بخشی به اسم Data Segment ذخیره میشن.
مثلاً:
int global_var; // داخل data segmentstatic int static_var = 10; // اینم همونجا
این بخش از حافظه:
Stack بخشی از حافظهست که برای نگهداری این چیزها استفاده میشه:
Stack با الگوریتم LIFO کار میکنه، یعنی «آخرین ورودی، اولین خروجی».
Call Stack یه ساختاره که ردگیری میکنه چه توابعی پشت سر هم صدا زده شدن.هر بار که یه تابع اجرا میشه، یه stack frame جدید میره روی Stack.وقتی تابع تموم میشه، stack frame مربوط بهش برداشته میشه.
فرض کن این کد رو داریم:function one(){ // وقتی one صدا زده میشه // یه stack frame جدید برای one ساخته میشه two();}
function two() { // frame تابع two میاد روی frame تابع one three();}
function three() { // frame تابع three میاد بالاتر از two console.trace("Call Stack"); // این خط کل Call Stack رو نشون میده // ترتیبش: three -> two -> one}// بعد از تموم شدن three، frame اون حذف میشه// بعد two حذف میشه// بعد one حذف میشه// و Stack خالی میشه
Pointerها متغیرهایی هستن که آدرس حافظه رو نگه میدارن.
وقتی یه تابع تموم میشه:1- همه متغیرهای Stack مربوط بهش از بین میرن
2- stack pointer برمیگرده عقب
اگه از داخل یه تابع، آدرس یه متغیر محلی رو برگردونیم، خیلی خطرناکه:
int* foo() { int local = 42; // روی stack return &local; // اشاره به متغیر stack (خطرناک!)}// اینجا local از بین رفته و pointer نامعتبره
#هوش_مصنوعی #برنامه_نویسی #آنالیز_داده #ماشین_لرنینگ #پایتون #کاتلین #جت_پک #جنگو #آموزش_برنامه_نویسی #XML #JSON #جاوا #heap #stack
۳۵
۹:۵۹
یکی از چیزهایی که اوایل یادگیری برنامهنویسی ممکنه کمی گیجکننده باشه، ترتیب اجرای توابعه.
تا وقتی همه کدهامون پشت سر هم نوشته شده باشن، داستان ساده است، برنامه از بالا شروع میکنه و خطبهخط جلو میره.اما از لحظهای که یک تابع رو صدا میزنیم، ماجرا کمی فرق میکنه!
فرض کنید برنامه به یک خط میرسه که داخلش یک تابع فراخوانی شده. همون لحظه اجرای اون قسمت رو موقتاً نگه میداره، وارد بدنهی تابع میشه، دستوراتش رو اجرا میکنه و اگر مقداری برگردونه (return)، نتیجه رو تحویل میده. بعد دوباره برمیگرده همون جایی که تابع صدا زده شده بود و ادامهی برنامه رو اجرا میکنه.
یعنی برنامه مدام بین بخشهای مختلف کد رفتوآمد میکنه تا در نهایت کارش تموم بشه.
با args میتونیم هر تعداد آرگومان خواستیم به تابع بدیم و داخل تابع روی همهشون پیمایش کنیم.def total(*numbers): result = 0 for n in numbers: result += n return result
print(total(10, 20, 30, 40))اینجا همهی عددهایی که موقع فراخوانی تابع فرستادیم، داخل متغیر numbers قرار میگیرن (به شکل یک تاپل) و خیلی راحت میتونیم با یک حلقه روی اونها حرکت کنیم و هر کاری خواستیم انجام بدیم.
این فقط یکی از نکتههای مهم پایتونه. توی دوره شوالیه پایتون این مفاهیم رو با مثالهای واقعی و تمرینهای کاربردی یاد میگیری.
مشاهده دوره
#شوالیه_پایتون #پایتون #آموزش_پایتون #برنامه_نویسی #کدنویسی#Python #PythonLearning #PythonTips #Programming #Coding
۲۳
۱۵:۳۷
کارفرماها معمولاً با دیدن یک پورتفولیوی خوب، خیلی سریعتر به تواناییهای فنی، نحوه فکر کردن و سبک حل مسئلهی شما اعتماد میکنن. حتی اگر سابقه کار نداشته باشی، یک پورتفولیوی حرفهای میتونه نقش تجربه کاری رو تا حد زیادی برات ایفا کنه.
اگر هدفت استخدام شدن به عنوان تحلیلگر داده یا گرفتن پروژه فریلنسریه، ساخت پورتفولیو یک انتخاب نیست، یک ضرورت محسوب میشه.
#تحلیل_داده #DataAnalytics #DataAnalyst #پورتفولیو #نمونه_کار #برنامه_نویسی #Python #SQL #PowerBI #Tableau #استخدام #بازار_کار #یادگیری_داده #دیتا_آنالیزر
۲۶
۱۷:۲۰
جزوه_خواندن_دكتر_پوشنه_پرتال.pdf
۲.۹ مگابایت
لایک هم یادت نره
۲۰
۷:۲۴