دورهمی مجازی و شاید حلالیت اخر
این جلسه از طریق Google Meet انجام میپذیرد. با این حال، خواهشمندیم اپلیکیشن بله را نیز بر روی تلفن همراه خود نصب فرمایید، تا در صورت اجرای طرح اینترنت ملی، بتوانیم لینک جلسه را از آن طریق در اختیارتان قرار دهیم.
حضور گرم شما، زینتبخش این لحظات خواهد بود.دلتنگیها را واگویه میکنیم و اگر حقی بر گردن یکدیگر مانده، به حلالیت میرسیم.
ble.ir/join/ACmFYav6QB
این جلسه از طریق Google Meet انجام میپذیرد. با این حال، خواهشمندیم اپلیکیشن بله را نیز بر روی تلفن همراه خود نصب فرمایید، تا در صورت اجرای طرح اینترنت ملی، بتوانیم لینک جلسه را از آن طریق در اختیارتان قرار دهیم.
حضور گرم شما، زینتبخش این لحظات خواهد بود.دلتنگیها را واگویه میکنیم و اگر حقی بر گردن یکدیگر مانده، به حلالیت میرسیم.
ble.ir/join/ACmFYav6QB
۴۵۴
۱۶:۲۸
#هوسة
۳۴۰
۱۶:۳۲
#هوسة
۳۴۳
۱۶:۳۵
من نه آن رندم که تَرکِ شاهد و ساغر کنممحتسب داند که من این کارها کمتر کنم
من که عیبِ توبهکاران کرده باشم بارهاتوبه از مِی وقتِ گُل دیوانه باشم گر کنم
عشق دردانهست و من غَوّاص و دریا میکدهسر فروبُردم در آن جا تا کجا سر بَرکُنم
لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نامِ فِسقداوری دارم بسی یا رب، که را داور کنم؟
بازکَش یک دَم عِنان ای تُرکِ شهرآشوبِ منتا ز اشک و چهره راهت پُر زر و گوهر کنم
من که از یاقوت و لَعلِ اشک دارم گنجهاکِی نظر در فیضِ خورشیدِ بلنداختر کنم
چون صبا مجموعهٔ گل را به آبِ لطف شستکج دلم خوان، گر نظر بر صفحهٔ دفتر کنم
عهد و پیمانِ فلک را نیست چندان اعتبارعهد با پیمانه بندم، شرط با ساغَر کُنم
من که دارم در گدایی گنجِ سلطانی به دستکِی طمع در گردشِ گردونِ دونپَرور کنم
گر چه گَردآلودِ فقرم، شرم باد از همتمگر به آبِ چشمهٔ خورشید دامن تَر کنم
عاشقان را گر در آتش میپسندد لطفِ دوستتنگ چشمم گر نظر در چشمهٔ کوثر کنم
دوش لعلش عشوهای میداد حافظ را، ولیمن نه آنم کز وی این افسانهها باور کنم
من که عیبِ توبهکاران کرده باشم بارهاتوبه از مِی وقتِ گُل دیوانه باشم گر کنم
عشق دردانهست و من غَوّاص و دریا میکدهسر فروبُردم در آن جا تا کجا سر بَرکُنم
لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نامِ فِسقداوری دارم بسی یا رب، که را داور کنم؟
بازکَش یک دَم عِنان ای تُرکِ شهرآشوبِ منتا ز اشک و چهره راهت پُر زر و گوهر کنم
من که از یاقوت و لَعلِ اشک دارم گنجهاکِی نظر در فیضِ خورشیدِ بلنداختر کنم
چون صبا مجموعهٔ گل را به آبِ لطف شستکج دلم خوان، گر نظر بر صفحهٔ دفتر کنم
عهد و پیمانِ فلک را نیست چندان اعتبارعهد با پیمانه بندم، شرط با ساغَر کُنم
من که دارم در گدایی گنجِ سلطانی به دستکِی طمع در گردشِ گردونِ دونپَرور کنم
گر چه گَردآلودِ فقرم، شرم باد از همتمگر به آبِ چشمهٔ خورشید دامن تَر کنم
عاشقان را گر در آتش میپسندد لطفِ دوستتنگ چشمم گر نظر در چشمهٔ کوثر کنم
دوش لعلش عشوهای میداد حافظ را، ولیمن نه آنم کز وی این افسانهها باور کنم
۳۱۸
۱۶:۵۸
بازارسال شده از 🟣اطلاعات جلسات🟣
دستورالعمل برای پایان جنگ
استغفار حقیقی و اشک بر سیدالشهدا ﷺجهت را برای ما مشخص میکند؛ لااقل برای اولیاء خدا مشخص میکند. شاید حدودا سال شصت و سه بود نماز آیت الله اراکی در فیضیه حضور داشتم یک سیدی که از قدمای شاگردان ایشان، بود اینطور که در ذهنم هست یزدی بودند، یک عینک درشتی هم داشت. بلند شد گفت: من از جانب آقای اراکی دارم صحبت میکنم، از جانب خودم بلند نشدم به این جمعیت چیزی بگویم؛ آقای اراکی فرمودند: اگر میخواهید جنگ تمام شود، "حرمت نان را حفظ کنید" ؛ ولی آن موقع برایم سوال بود نان و نگه داشتن حرمت نان چه ربطی به جنگ دارد؟! چه ربطی دارد به این بمبارانهایی که صدام خبیث انجام میدهد؟چه ربطی دارد بین بمباران و کشتهها و حرمت نان؟! این سوالات را دیگر باید از اولیاء خدا پرسید.
بخشی از بیانات یکی از شاگردان سلوکی مرحوم سعادتپرور (ره)
استغفار حقیقی و اشک بر سیدالشهدا ﷺجهت را برای ما مشخص میکند؛ لااقل برای اولیاء خدا مشخص میکند. شاید حدودا سال شصت و سه بود نماز آیت الله اراکی در فیضیه حضور داشتم یک سیدی که از قدمای شاگردان ایشان، بود اینطور که در ذهنم هست یزدی بودند، یک عینک درشتی هم داشت. بلند شد گفت: من از جانب آقای اراکی دارم صحبت میکنم، از جانب خودم بلند نشدم به این جمعیت چیزی بگویم؛ آقای اراکی فرمودند: اگر میخواهید جنگ تمام شود، "حرمت نان را حفظ کنید" ؛ ولی آن موقع برایم سوال بود نان و نگه داشتن حرمت نان چه ربطی به جنگ دارد؟! چه ربطی دارد به این بمبارانهایی که صدام خبیث انجام میدهد؟چه ربطی دارد بین بمباران و کشتهها و حرمت نان؟! این سوالات را دیگر باید از اولیاء خدا پرسید.
۱
۵:۵۳
آتشبس
در این شرایط آتش بس نه تنها به نفع ماست بلکه حکایت از دست بالای ما در این جنگ 12 روزه داشته است یعنی علیرغم تمام شهادتها و صدمات و خسارتهای روحی و روانی به دلایل مختلف ما برد لازم را داشتیم. اولا به دلیل تسلیحاتی که بر سر اسرائیل خراب می شد.دوم به دلیل وحدت کلمه سران دولت و کشور و رهبری که تا کنون و بعد از انقلاب سابقه نداشته حتی بین شهید رجائی و امام هم در این حد نبود.سوم به دلیل حضور عجیب مردم و بیخیالی انها نسبت به همه صدمات و ترسها و مشکلات سختی که داشتند و این به دلیل روحیه خاص ایرانی بود که ریشه ای عجیب دارد. توی حمله ها زیاد مشاهده میشد که مردم با فلاسک چایی بالای پشت بام بودند هرچند که خیلی از افراد هم از شهرها خارج شدند اما در مجموع اوضاع روانی به هم ریخته نبود.چهارم به دلیل حضور طیف وسیعی از جریانات چپ و راست تا ضد انقلاب و سلطنت طلب تا کار به جائی رسید که از مسیح علینژاد نقل شد که ما ده سال عقب افتادیم وبعضی گفتند بیست سال.الان حتی اگر اسرائیل دوساعت دیگر شروع به زدن کند هم ما چیزی را از دست نمی دهیم چون ما چند برابر می زنیم!و خیلی از دلائل دیگر که نشان از برد و دست بالای ایران دارد.
من تمام شرایط مختلف جنگ و جهاد و انقلاب و سال 88 و جنبش مهسا و خیلی از شرایط دیگر را دیده و از نزدیک شاهد بودم. هیچ زمانی در وضعیت کلی ایران از جهت دفاعی و اوضاع مردم در مقابل دشمنان خارجی و اتحاد آنها و حمایت از نیروهای مسلح این همه نقاط مثبت وجودنداشته است. روشن است که منظورم اقتصاد و سیاست و مانند اینهانیست.حتی با دهه 60 و زمانی که شهادتها مردم را یکپارچه کرده بود هم قابل مقایسه نیست. این را از روی تحلیل نمی گویم بلکه همه اینها مشاهدات من است. دلیل من این است که در آن زمان جنبههای احساسی و انگیزشهای روانی بسیار بیشتر از درک و تعقل بود و هرگز این مقدار تعقل در عموم جامعه وجود نداشت. به اضافه اینکه اگرچه در آن زمان اکثریتی قوی دارای این عواطف و احساسات بودند اما اقلیتی محکم و ناراضی وجود داشت که کاملا نگاهی متفاوت داشتند در حالی که امروز در میان عقلای ایرانی -داخل و خارج- اگرچه هنوز نگاه و صدای متفاوت وجود دارد اما هژمونی به وجود آمده را هم نمیتوان نادیده گرفت و این برای اولین بار است و اگر با عمق تعقلی ان اضافه کنیم باید گفت که حتی در زمان انقلاب 57 هم وجود نداشته است.
بالاترین نعمت جمهوری اسلامی که خداوند داده عقل مسئولین ان نیست؛ بلکه بی عقلی شدیدتر دشمنان ان است! هر زمان که جمهوری اسلامی در سخت ترین شرایط ضعف قرار می گیرد یک دشمن به کلی احمق از نقطه ای وارد می شود که تمام ضعفهای ایران کنار می رود و نقاط قدرت ان بالا می آید:بعد از انقلاب اگر مجاهدین خلق هیچ کار نمی کردند قطعا اینده کشور یکجا دست انان بود به دلیل قدرت سازمان دهی و امکان جذب احاد جامعه و حمایت احساسی بینظیری که داستند اما از همان اول بر مسیری رفتند که شکست آن قطعی بود.در ابتدای دهه 60 اگر هیچ نوع اقدامی در مقابل حاکمیت انجام نمیشد، بدون تردید مسیر جمهوری به سوی قدرت گرفتن امثال بنی صدر پیش می رفت . اما با شهادتهای دهه 60 یک دهه جمهوری اسلامی بیمه شد! و در نتیجه ان در مسیری قرار گرفت که دیگر هیچکس نمی توانست آن را عوض کند (مگر خودش!).الان هم مشکلات کشور کم نبود و هیچ چشم انداز روشنی هم برای اقتصاد و سیاست و غیر ان وجود نداشت و شاید اکنون نیز وجودنداشته باشد. در این شرایط یک دفعه اسرائیل مثل نعمت اسمانی رسید و کشور شاهد وضعیتی شد که خوشبین ترین ادمها هم در خواب نمی دیدند. از جهاتی میتوان گفت که بعضی از حالات عمومی و همراهیها و مانند ان در چهل سال اخیر بیسابقه بود حتی در زمان جنگ هم مثل ان وجود نداشت و این را از مشاهداتم و به دلائل مختلفی میگویم که جای بحث ان نیست.
امادر تحلیل شرایط و وضعیت نظرات درست و غلط بسیار است و اصولا فضای مردم ایران همیشه نظر و حرف و حدیث بسیار زیاد است و این اگرچه از جهاتی خوب است ولی باعث میشود که مطالب نادرست هم زیاد باشد و انسان را به تردید و دودلی بیندازد. اما ما باید به سلاح درک و مشاهده مسلط بشویم به قول مرحوم اقای قاضی سالک باید اجتهاد در امور ضروری خود داشته باشد وگرنه در مسیر زندگی روحی و در منازل بالاتر گرفتار می شود (نقل به مضمون با توسعه در محتوا)
اما ترس از اینکه دشمن خیانت کند ودوباره حمله کند و مسائلی از این دست؛ به نظرم نباید ترس داشت چون هرزمان که آنها امکانی پیدا کنند حمله آنها قطعی است و تردیدی نیست. از جهت جنگ و درگیری با کشورهای دیگر همین صلح مسلح باید اتفاق بیفتد. شیعه باید مثل کسی باشد که در قلعه ای هست و گرگها دور وبر او اماده دریدن هستند هم قلعه را باید برای زندگی محکم کند و هم بداند که گرگها جائی نمی روند و تا ظهور حضرت هستند. هم باید به درستی برای
در این شرایط آتش بس نه تنها به نفع ماست بلکه حکایت از دست بالای ما در این جنگ 12 روزه داشته است یعنی علیرغم تمام شهادتها و صدمات و خسارتهای روحی و روانی به دلایل مختلف ما برد لازم را داشتیم. اولا به دلیل تسلیحاتی که بر سر اسرائیل خراب می شد.دوم به دلیل وحدت کلمه سران دولت و کشور و رهبری که تا کنون و بعد از انقلاب سابقه نداشته حتی بین شهید رجائی و امام هم در این حد نبود.سوم به دلیل حضور عجیب مردم و بیخیالی انها نسبت به همه صدمات و ترسها و مشکلات سختی که داشتند و این به دلیل روحیه خاص ایرانی بود که ریشه ای عجیب دارد. توی حمله ها زیاد مشاهده میشد که مردم با فلاسک چایی بالای پشت بام بودند هرچند که خیلی از افراد هم از شهرها خارج شدند اما در مجموع اوضاع روانی به هم ریخته نبود.چهارم به دلیل حضور طیف وسیعی از جریانات چپ و راست تا ضد انقلاب و سلطنت طلب تا کار به جائی رسید که از مسیح علینژاد نقل شد که ما ده سال عقب افتادیم وبعضی گفتند بیست سال.الان حتی اگر اسرائیل دوساعت دیگر شروع به زدن کند هم ما چیزی را از دست نمی دهیم چون ما چند برابر می زنیم!و خیلی از دلائل دیگر که نشان از برد و دست بالای ایران دارد.
من تمام شرایط مختلف جنگ و جهاد و انقلاب و سال 88 و جنبش مهسا و خیلی از شرایط دیگر را دیده و از نزدیک شاهد بودم. هیچ زمانی در وضعیت کلی ایران از جهت دفاعی و اوضاع مردم در مقابل دشمنان خارجی و اتحاد آنها و حمایت از نیروهای مسلح این همه نقاط مثبت وجودنداشته است. روشن است که منظورم اقتصاد و سیاست و مانند اینهانیست.حتی با دهه 60 و زمانی که شهادتها مردم را یکپارچه کرده بود هم قابل مقایسه نیست. این را از روی تحلیل نمی گویم بلکه همه اینها مشاهدات من است. دلیل من این است که در آن زمان جنبههای احساسی و انگیزشهای روانی بسیار بیشتر از درک و تعقل بود و هرگز این مقدار تعقل در عموم جامعه وجود نداشت. به اضافه اینکه اگرچه در آن زمان اکثریتی قوی دارای این عواطف و احساسات بودند اما اقلیتی محکم و ناراضی وجود داشت که کاملا نگاهی متفاوت داشتند در حالی که امروز در میان عقلای ایرانی -داخل و خارج- اگرچه هنوز نگاه و صدای متفاوت وجود دارد اما هژمونی به وجود آمده را هم نمیتوان نادیده گرفت و این برای اولین بار است و اگر با عمق تعقلی ان اضافه کنیم باید گفت که حتی در زمان انقلاب 57 هم وجود نداشته است.
بالاترین نعمت جمهوری اسلامی که خداوند داده عقل مسئولین ان نیست؛ بلکه بی عقلی شدیدتر دشمنان ان است! هر زمان که جمهوری اسلامی در سخت ترین شرایط ضعف قرار می گیرد یک دشمن به کلی احمق از نقطه ای وارد می شود که تمام ضعفهای ایران کنار می رود و نقاط قدرت ان بالا می آید:بعد از انقلاب اگر مجاهدین خلق هیچ کار نمی کردند قطعا اینده کشور یکجا دست انان بود به دلیل قدرت سازمان دهی و امکان جذب احاد جامعه و حمایت احساسی بینظیری که داستند اما از همان اول بر مسیری رفتند که شکست آن قطعی بود.در ابتدای دهه 60 اگر هیچ نوع اقدامی در مقابل حاکمیت انجام نمیشد، بدون تردید مسیر جمهوری به سوی قدرت گرفتن امثال بنی صدر پیش می رفت . اما با شهادتهای دهه 60 یک دهه جمهوری اسلامی بیمه شد! و در نتیجه ان در مسیری قرار گرفت که دیگر هیچکس نمی توانست آن را عوض کند (مگر خودش!).الان هم مشکلات کشور کم نبود و هیچ چشم انداز روشنی هم برای اقتصاد و سیاست و غیر ان وجود نداشت و شاید اکنون نیز وجودنداشته باشد. در این شرایط یک دفعه اسرائیل مثل نعمت اسمانی رسید و کشور شاهد وضعیتی شد که خوشبین ترین ادمها هم در خواب نمی دیدند. از جهاتی میتوان گفت که بعضی از حالات عمومی و همراهیها و مانند ان در چهل سال اخیر بیسابقه بود حتی در زمان جنگ هم مثل ان وجود نداشت و این را از مشاهداتم و به دلائل مختلفی میگویم که جای بحث ان نیست.
امادر تحلیل شرایط و وضعیت نظرات درست و غلط بسیار است و اصولا فضای مردم ایران همیشه نظر و حرف و حدیث بسیار زیاد است و این اگرچه از جهاتی خوب است ولی باعث میشود که مطالب نادرست هم زیاد باشد و انسان را به تردید و دودلی بیندازد. اما ما باید به سلاح درک و مشاهده مسلط بشویم به قول مرحوم اقای قاضی سالک باید اجتهاد در امور ضروری خود داشته باشد وگرنه در مسیر زندگی روحی و در منازل بالاتر گرفتار می شود (نقل به مضمون با توسعه در محتوا)
اما ترس از اینکه دشمن خیانت کند ودوباره حمله کند و مسائلی از این دست؛ به نظرم نباید ترس داشت چون هرزمان که آنها امکانی پیدا کنند حمله آنها قطعی است و تردیدی نیست. از جهت جنگ و درگیری با کشورهای دیگر همین صلح مسلح باید اتفاق بیفتد. شیعه باید مثل کسی باشد که در قلعه ای هست و گرگها دور وبر او اماده دریدن هستند هم قلعه را باید برای زندگی محکم کند و هم بداند که گرگها جائی نمی روند و تا ظهور حضرت هستند. هم باید به درستی برای
۲۸۹
۱۴:۵۸
زندگی خودبرنامه ریزی کند و هم از "گرگهایگرسنه همیشه آماده" غافل نشود. این اولین و مهمترین دستور اهل بیت برای ماست که متاسفانه همیشه ما یک جنبه ان را در نظر میگیریم: یا فکر زندگی هستیم و از دفاع و امادگی برای مرگ وشهادت غافل میشویم ویا برعکس از جنگ وجهاد میگوئیم و زندگی را فراموش میکنیم و این همان دلیلی است که از هردوآنها بازمیمانیم!اما حرف از رژیمچنج در این شرایط و در اثر این جنگ؛ به نظرم حرف افراد ضعیف و بی عقل دشمنان است وگرنه عاقلتر های انها نه تنها این را نمی گویند بلکه حتی افرادی با هوش متوسط یا کم مثل مسیح علینژاد صحبت از عقب ماندن ده ساله می زنند و بعضی بیست سال!اگر قرار است رژیم چنج اتفاق بیفتد پس چرا آتش بس!کو این نیرویی که قرار است چنج کند؟! دستگاهی که تمام سران نظامی ان در چندساعت هوا میروند و چند ساعت بعد با قوی ترین هژمونی نظامی جهان درگیر میشود وبه اعتراف بی بی سی والجزیره تخریبی در ان کشور ایجاد می کند که هرگز سابقه ای نداشته چگونه قرار است چنج شود؟!
من اطلاعاتی از پشت پرده ندارم و نمیدانم حملات امریکا چه تخریبی داشته اما بعضی از مقایسات واطلاعات عادی و منطقی که از آنها درمیاید باعث میشود که نسبت به ادعاهای ترامپ و امریکائیها کاملا ناباور و مشکوک باشم. در حمله به سید حسن و شهادت او که امریکا تمام نیروی خود را -به اعتراف اسرائیل- گذاشت بمب ها کمتر از 60 متر عمق برد داشت و افراد را با گاز توانستند به شهادت برسانند و الان رئیس آژانس می گوید که فوردو نیم مایل زیر زمین است یعنی 800 متر!! منکه هنوز باور ندارم که اینها چه مقدار در تخریب فوردو موفق بودهاند! اتفاقا در ان شب من و خانواده بالای پشت بام خواب بودیم و اصلا صدایی نشنیدیم و انها که بیدار بودند هم صدای ضعیفی شنیدند؛ پس این 30 تن بمب هیچ صدا و لرزش و انعکاسی نداشته؟!گرگها از بیرون و درون نظام و در عرصه جامعه و اقتصاد و سیاست تا ظهور حضرت پشت دروازه های ما در کمین هستند. هرگز نباید ایمن بود و آن خطرات درونی خطرناکتر است و اصلا مشکل هرچه هست درونی است و اگر ما از اول بر اساس عقل و منطق عمل میکریم بسیاری از مشکلات امروز را شاهد نبودیم و الان نیز مهم ترین کار این است که مسئولین ما این پیروزی را به حساب خود ننویسند، وحدت ملی را حفظ کنند، دیگرانی که از نظر آنها غیر خودی هستند را به عرصه جامعه و داخل نظام دعوت کنند و توجه کنند که همین حمایت آنها در نقطه حساس نشان از سلامت و صداقت آنان است. این عقلانی رفتار کردن شرط این است که این پیروزی مانند همه پیروزیهای ما مصادره نشود و تبدیل به منافع جناحی نشود.وظایف ما از جمله وظایف دفاعی و آمادگیهای روانی و امنیتی ربطی به صلح وجنگ ندارد و همیشه ضروری است. تا کنون هم در این آمادگیها سستی و انحراف زیادی صورت گرفته و نیرویی که باید برای جلوگیری از نفوذ موساد صرف بشود در جهت منافع جناحی و خفه کردن آدمهای مفید و نقد آنها هزینه شده است.اما مهم ترین مساله در این است که اصل امادگی ما در ترتیبات حفاظتی نیست اگرچه آنها هم لازم است. اساسی ترین مسئله و تفاوت نگاه ایرانی و شیعی این است که قدرت و حفاظت اصلی ما در حفظ کلمه حق و توسعه درست ان و منحرف نشدن از این مسیر به سوی منافع تنگ نظرانه و فسادهای مالی و بیتقوایی مدیریتی باشد .اگر به جای اکتفا به حفاظت فیزیکی و توسعه موشکی و سلاح -که اینها در جای خود ارزشمند است- توجه به حفظ اصول و جلوگیری از انحراف کشور وحکومت باشد، با شهادت یکی نفر بعدی اماده تر از میشود و هیمنطور امادگی و استعداد وتعقل وتوجه وتقوا بالاتر و بالاتر میرود تا برسد به ان 313 نفر که امکان ظهور حضرت و پیروزی نهایی فراهم شود وگرنه وقتی که ما دعای فرج میخوانیم اما در انگیزهها و انحرافات شخصی و جناحی و خودخواهی و تنگنظری به نام دین غرق هستیم هیچ راه معقولی وجود نخواهد داشت.
من اطلاعاتی از پشت پرده ندارم و نمیدانم حملات امریکا چه تخریبی داشته اما بعضی از مقایسات واطلاعات عادی و منطقی که از آنها درمیاید باعث میشود که نسبت به ادعاهای ترامپ و امریکائیها کاملا ناباور و مشکوک باشم. در حمله به سید حسن و شهادت او که امریکا تمام نیروی خود را -به اعتراف اسرائیل- گذاشت بمب ها کمتر از 60 متر عمق برد داشت و افراد را با گاز توانستند به شهادت برسانند و الان رئیس آژانس می گوید که فوردو نیم مایل زیر زمین است یعنی 800 متر!! منکه هنوز باور ندارم که اینها چه مقدار در تخریب فوردو موفق بودهاند! اتفاقا در ان شب من و خانواده بالای پشت بام خواب بودیم و اصلا صدایی نشنیدیم و انها که بیدار بودند هم صدای ضعیفی شنیدند؛ پس این 30 تن بمب هیچ صدا و لرزش و انعکاسی نداشته؟!گرگها از بیرون و درون نظام و در عرصه جامعه و اقتصاد و سیاست تا ظهور حضرت پشت دروازه های ما در کمین هستند. هرگز نباید ایمن بود و آن خطرات درونی خطرناکتر است و اصلا مشکل هرچه هست درونی است و اگر ما از اول بر اساس عقل و منطق عمل میکریم بسیاری از مشکلات امروز را شاهد نبودیم و الان نیز مهم ترین کار این است که مسئولین ما این پیروزی را به حساب خود ننویسند، وحدت ملی را حفظ کنند، دیگرانی که از نظر آنها غیر خودی هستند را به عرصه جامعه و داخل نظام دعوت کنند و توجه کنند که همین حمایت آنها در نقطه حساس نشان از سلامت و صداقت آنان است. این عقلانی رفتار کردن شرط این است که این پیروزی مانند همه پیروزیهای ما مصادره نشود و تبدیل به منافع جناحی نشود.وظایف ما از جمله وظایف دفاعی و آمادگیهای روانی و امنیتی ربطی به صلح وجنگ ندارد و همیشه ضروری است. تا کنون هم در این آمادگیها سستی و انحراف زیادی صورت گرفته و نیرویی که باید برای جلوگیری از نفوذ موساد صرف بشود در جهت منافع جناحی و خفه کردن آدمهای مفید و نقد آنها هزینه شده است.اما مهم ترین مساله در این است که اصل امادگی ما در ترتیبات حفاظتی نیست اگرچه آنها هم لازم است. اساسی ترین مسئله و تفاوت نگاه ایرانی و شیعی این است که قدرت و حفاظت اصلی ما در حفظ کلمه حق و توسعه درست ان و منحرف نشدن از این مسیر به سوی منافع تنگ نظرانه و فسادهای مالی و بیتقوایی مدیریتی باشد .اگر به جای اکتفا به حفاظت فیزیکی و توسعه موشکی و سلاح -که اینها در جای خود ارزشمند است- توجه به حفظ اصول و جلوگیری از انحراف کشور وحکومت باشد، با شهادت یکی نفر بعدی اماده تر از میشود و هیمنطور امادگی و استعداد وتعقل وتوجه وتقوا بالاتر و بالاتر میرود تا برسد به ان 313 نفر که امکان ظهور حضرت و پیروزی نهایی فراهم شود وگرنه وقتی که ما دعای فرج میخوانیم اما در انگیزهها و انحرافات شخصی و جناحی و خودخواهی و تنگنظری به نام دین غرق هستیم هیچ راه معقولی وجود نخواهد داشت.
۳۰۹
۱۴:۵۸