حق شفعه در علم حقوق ایران و همچنین در فقه به این معنی است که هرگاه اموال غیرمنقول قابل تقسیمی مانند یک ملک بین دو نفر به صورت مشاع مشترک باشد و یکی از دو شریک سهم خود را به شخص سومی بفروشد،در این حالت برای شریک دیگر حق شفعه به وجود میآید به این ترتیب که شریک میتواند مبلغی را که شخص سوم به شریک خود داده را به وی بدهد و سهم و حق وی را تملک کند.
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۵:۲۰
الف)دعوا مستند به سندرسمی باشد.
ب)خواسته در معرض تضییع یا تفریط باشد:در معرض تضییع یا تفریط بودن را خواهان باید اثبات کند.
ج)دعوا مستند به اسناد تجاری واخواست شده باشد.
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۱۱:۵۸
ما همه کلمه قرض را شنیده ایم و همه ما وسایل و اسباب خودمان را به دیگری قرض داده ایم یا چیزی از دیگری قرض گرفته ایم . در قانون هم به این کار می گویند قرض و تحت عنوان قرارداد قرض از آن بحث می شود که اغلب در موارد قروض کلان منعقد می شود .
تعریف عقد قرض در قانون مدنی به ترتیب زیر در ماده ۶۴۸ قانون مدنی آمده است : " قرض عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگر تملک می کند که طرف مزبور مثل آن را از حیث مقدار و جنس و وصف رد نماید ... " . بنابراین طبق قانون در قرارداد قرض ما بخشی از مال خود را به دیگری می دهیم تا از آن استفاده کند ولی همان فرد باید خود آن مال را به ما برگرداند .
از بین رفتن مال موضوع قرض
اگر مالی که قرض گرفته شده است گم ، تلف و یا ناقص شود ، کسی که مال را قرض گرفته است باید مثل آن را برای قرض دهنده تهیه کند و به او بدهد و در صورتی که امکان تهیه مثل آن وجود نداشته باشد باید قیمت آن را پرداخت کند .علاوه بر این کاهش یا افزایش ارزش پول ، تاثیری در عقد قرض ندارد و قرض گیرنده باید همان مال و به همان مقداری که قرض کرده است را به قرض دهنده برگرداند .
زمان مطالبه قرض
اگر برای عقد قرض مهلتی تعیین شده باشد ، قرض دهنده تنها زمانی می تواند برای مطالبه قرض خود به مدیون مراجعه کند که مدت مهلت مقرر به سر آمده باشد . و قبل از آن نمی تواند طلب خود را مطالبه کند . هم چنین در موقع مطالبه قاضی می تواند در صورتی که ضروری دید بری قرض گیرنده مهلت تعیین کند و یا اقساطی برای او در نظر بگیرد .
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۱۵:۰۵
استعلام:
نظر به تشکیل پروندههاي قضایی متعدد به سبب بروز اختلافات بین سازندگان ساختمان با همسایه همجوار درخصوص عدم جواز ورود جهت نماکاري دیوار کناري ساختمان در حال احداث و ضرورت اتخاذ تدابیرپیشگیرانه در این خصوص، خواهشمند است اعلام فرمایید آیا دعواي الزام همسایه به فراهم آوردن امکاندسترسی متعارف به ساختمان از مسیر ملک مجاور، مسموع است؟
پاسخ:
در صورت اختلاف بین سازندگان ساختمان با مالک ملک مجاور و عدم موافقت مالک با ورود به ملک ويبراي اقداماتی چون نصب داربست؛ چنانچه مطابق مقررات شهرسازي و معماري، نماکاري در ضلع مشرف بهساختمان همسایه الزامی و ضروري باشد و یا حفظ بنا و دفع ضرر جانی و مالی اقتضاي آن را داشته باشد وانجام این امر بدون نصب داربست در ملک مجاور به نحو متعارف میسر و مقدور نباشد، با عنایت به حاکمیتقاعده لاضرر الزام مالک ملک مجاور جهت استفاده از ملک وي براي نصب داربست در مدت زمانی متعارفبراي انجام نماکاري با منعی مواجه نیست.
نظریه مشورتی شماره 7/1401/1103 مورخ 1402/03/10
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۴:۳۸
اگر ملک تجاری باشد، حتما باید دعوای تخلیه در دادگاه عمومی مطرح شود
اگر ملک مسکونی باشد، برای تخلیه چنانچه سه شرط زیر وجود داشته باشد، باید دادخواستی با عنوان "صدور دستور تخلیه" به شورای حل اختلاف داد:۱/مدت اجاره منقضی شده باشد.۲/یا در صورت شرط عدم انتقال به غیر اجاره داد باشد. ۳/یا مستاجر از پرداخت بیش از سه ماه مبلغ اجاره، امتناع ورزد.۴/یا محل مورد اجاره را مورد استفاده (غیر مشروع) کرده باشد و یا به هر علت دیگر…
اما چنانچه تخلیه ملک مسکونی به دلایل فوق نباشد، باید دادخواست با عنوان "تقاضای صدور حکم تخلیه" به شورای حل اختلاف تقدیم شود
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۱۸:۴۹
اگر ملک تجاری باشد، حتما باید دعوای تخلیه در دادگاه عمومی مطرح شود
اگر ملک مسکونی باشد، برای تخلیه چنانچه سه شرط زیر وجود داشته باشد، باید دادخواستی با عنوان "صدور دستور تخلیه" به شورای حل اختلاف داد:۱/مدت اجاره منقضی شده باشد.۲/یا در صورت شرط عدم انتقال به غیر اجاره داد باشد. ۳/یا مستاجر از پرداخت بیش از سه ماه مبلغ اجاره، امتناع ورزد.۴/یا محل مورد اجاره را مورد استفاده (غیر مشروع) کرده باشد و یا به هر علت دیگر…
اما چنانچه تخلیه ملک مسکونی به دلایل فوق نباشد، باید دادخواست با عنوان "تقاضای صدور حکم تخلیه" به شورای حل اختلاف تقدیم شود
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۱۸:۴۹
انواع مرور زمان :
مرور زمان تعقیب :یعنی از زمان وقوع جرم تا انقضای مواعد مذڪور در ماده ۱۰۵ ق.م.ا تقاضاے تعقیب نشده باشد
مرور زمان صدور حڪم:عبارت است از تاریخ آخرین اقدام تعقیبی یا تحقیقی تا انقضای مذڪور در ماده ۱۰۵ منتهی به صدور حکم قطعی نشده باشد.
نڪته اولمرور زمان تعقیب و صدور حڪم فقط در جرایم ((تعزیری)) قابل اجرا است. بنابراین جرایم مستوجب حد و قصاص و دیه مشمول مرور زمان تعقیب و صدور حڪم نمی شود
نڪته دوماگر هیچ اقدام تعقیبی انجام نشده باشد مبدٵ محاسبه مرور زمان تعقیب تاریخ وقوع جرم است.
((مرور زمان تعقیب وصدور))
مرور زمان شڪایت:عبارت است از اینڪه متضرر از جرم با گذشت ((یڪ سال)) از تاریخ اطلاع از وقوع جرم شڪایت نڪند ڪه در این حالت دیگر شڪایت ڪیفرے قابل استماع نخواهد بود
نڪته اولمرور زمان شڪایت فقط در جرایم ((تعزیری)) قابل اعمال است. بنابراین جرایم مستوجب حدود ،قصاص و دیات مشمول مرور زمان شڪایت نمی شوند.
نڪته دوممرور زمان شڪایت فقط در جرایم تعزیرے قابل گذشت جریان دارد لذا مقررات سقوط حق شڪایت شامل جرایم تعزیرے قابل گذشت نمی شود
نڪته سوماگر متضرر از جرم، قبل از انقضای مدت یڪ سالہ مرور زمان شڪایت فوت ڪند و دلیلی بر صرف نظر ڪردن وی از طرح شڪایت نباشد. هریڪ از ورثه وی در مهلت ((شش ماه)) از تاریخ وفات حق شڪایت دارند
▒▒ مرور زمان اجراے مجازات:عبارت است از انقضاے مواعد مذڪور در قانون از زمان صدور حڪم صادره قابلیت اجرایی نخواهد داشت
نڪته اولمرور زمان اجراے مجازات مانع اجراے مجازات مے شود ولے آثار محڪومیت به قوت خود باقی است.
نڪته دومهرگاه اجراے مجازات شروع و به هر علتی قطع شود.تاریخ شروع مرور زمان تاریخ اجراے مجازات است.
نڪته سومدر صورت محڪومیت قطعی متعدد ، شروع به اجراے هریڪ از محڪومیت ها قاطع مرور زمان سایر مجازات هاست و باعث می شود سایر مجازات ها مشمول مرور زمان نشود.(به استناد ماده۱۱۰)
نڪته چهارمدر صورت تعلیق اجراے مجازات، اگر مجرم شرایط تعلیق را رعایت نڪند، تاریخ لغو قرار تعلیق مبدٵ مرور زمان خواهد بود.. در صورت حڪم به آزادے مشروط نیز به همین طریق اعمال خواهد شد
▓▓ ((مرور زمان اجرا))
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۸:۴۳
طرق عادی اعتراض به رأی:
واخواهی:واخواهی مطلقا در صورت پذیرش و درخواست توقیف مانع اجرای حکم است.
تجدیدنظر:علی الاصول تجدیدنظر خواهی مانع اجرای حکم است مگر در دعوی تصرف عدوانی و برخی دعاوی دیگر
طرق فوق العاده اعتراض به رأی:
فرجام:اگر محکوم به مالی باشد=محکوم له تامین می دهد تا حکم اجرا شود.اگر محکوم به غیرمالی باشد=محکوم علیه تامین می دهد تا اجرا به تاخیر بیفتد.
اعاده دادرسی: اگر محکوم به مالی باشد=محکوم له تامین می دهد تا حکم اجرا شود.اگر محکوم به غیرمالی باشد=با قبول اعاده دادرسی بدون دادن تامین اجرا متوقف می شود.
اعتراض ثالث: اعم از اینکه محکوم به مالی باشد یا غیرمالی معترض ثالث باید تامین بدهد که دادگاه قرار تاخیر اجرای حکم را تا مدت معین صادر می کند. ( تجدید مهلت مجاز است )
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۱۶:۲۹
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۵:۳۸
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۵:۳۸
اعاده دادرسی با توجه به نحوه اقامه آن به دو نوع تقسیم میشود:
1- برابر بند الف ماده 432 قانون آیین دادرسی مدنی، اگر متقاضی اعاده دادرسی به طور مستقل آن را درخواست کند، این درخواست، اعاده دادرسی اصلی محسوب میشود. یعنی چنانچه بدون اینکه دعوایی در جریان رسیدگی باشد، یکی از طرفین حکمی که سابقا صادر شده است، درخواستی را به عنوان اعاده دادرسی مطرح کند، این درخواست، اعاده دادرسی اصلی بود که باید ضمن دادخواست به دادگاه صلاحیتدار تقدیم شود.
2- در مقابل اعاده دادرسی اصلی، اعاده دادرسی طاری قرار دارد که در بند ب همان ماده به آن اشاره شده است. اعاده دادرسی طاری در ضمن دادرسی مطرح میشود؛ این در حالی است که در اعاده دادرسی اصلی پروندهای در حال رسیدگی نیست تا ضمن آن اعاده دادرسی مطرح شود.
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۱۸:۲۶
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۱۲:۳۱
قیم کسی است که بیشترامور مالی فرزند را بر عهده دارد.
قیمومت به معنی سرپرستی، قیّم بودن است. قـَیــِّم یعنی سرپرست و تکیهگاه.
قیم توسط قاضی برای نگهداری طفل صغیر یا دیوانه یا غیر رشید انتخاب شده باشد و در اصطلاح به آن امین حاكم گفته میشود.
قیم چه شرایطی برای قیمومیت دارد?
طبق قوانین اسلامی اگر برای طفل صغیری كه مسلمان است قیم انتخاب میشود، باید قیم وی نیز مسلمان باشد؛ زیرا كفار نمیتوانند قیم یك فرد مسلمان شوند.قیم باید عاقل، بالغ، بصیر و آگاه به مورد مد نظر باشد،قیم باید دارای اهلیت کامل و شایستگی اخلاقی و قابل اعتماد باشد،
اشخاص ذیل صلاحیت قیمومیت ندارند و نمی توانند آن را عهده دار شوند:
کسانی که خود تحت ولایت یا قیمومت هستند.کسانی که به علت ارتکاب جنایت یا یکی از جنحههای ذیل به موجب حکم قطعی محکوم شده باشند: سرقت- خیانت در امانت- کلاهبرداری- اختلاس- هتک ناموس یا منافیات عفت- جنحه نسبت به اطفال- ورشکستگی به تقصیر.کسانی که حکم ورشکستگی آنها صادر و هنوز عمل ورشکستگی آنها تصفیه نشده است.کسانی که معروف به فساد اخلاق باشند.کسی که خود یا اقربای طبقه اول او دعوایی بر محجور داشت.
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۶:۱۴
رجوع شاهد از شهادت در دادگاه قبل از صدور حکم....
شاهد در هر مرحله از رسیدگی میتواند از شهادت خود برگردد.
در صورتی که در طول جلسات رسیدگی و قبل از اینکه قاضی بخواهد حکم صادر نماید شاهد به هر نحو متوجه شود که شهادت او اشتباه بوده و این موضوع را به دادگاه اطلاع دهد در این صورت به شهادت ترتیب اثر داده نمیشود.
در ماده 1319 قانون مدنی به موضوع رجوع از شهادت پرداخته است. « در صورتی که شاهد از شهادت خود رجوع کند ، یا معلوم شود بر خلاف واقع شهادت داده است ، به شهادت او ترتیب اثر داده نمیشود .»بر این اساس شهادتی که از آن رجوع شود برای دادگاه معتبر نیست. در نتیجه اگر هم حکمی بر مبنای این شهادت صادر شده باشد این حکم قابل تجدید نظر است. در این صورت اگر شاهد از شهادت خود رجوع کند شخص میتواند از دادگاه تجدید نظر بخواهد که رای صادر شده در دادگاه بدوی را بررسی کند. در مرحله بررسی مجدد مسئله شهادت بیاثر خواهد بود.
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۲:۳۸
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۱۸:۳۶
صلاحیت رسیدگی به پرونده ها در شورای حل اختلاف با نام دادگاه صلح به شرح ماده ۱۲ چنین است.
ماده ۱۲- صلاحیتهای دادگاه صلح به شرح زیر است:۱- دعاوی مالی تا نصاب یک میلیارد (۱,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰) ریالتبصره- رئیس قوه قضائیه میتواند نصاب مذکور در این بند را هر سه سال یک بار با رعایت تناسب تغییر شاخص سالانه که از سوی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام میشود، تعدیل کند.
۲- دعاوی حقوقی تصرف عدوانی، مزاحمت و ممانعت از حق
۳- دعاوی راجع به جهیزیه، مهریه و نفقه تا نصاب مقرر در بند (۱) این ماده درصورتیکه مشمول ماده (۲۹) قانون حمایت خانواده مصوب ۱/۱۲/۱۳۹۱ نباشد
۴- دعاوی و درخواستهای مربوط به تخلیه عین مستأجره و تعدیل اجارهبها بهجز دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب یا پیشه یا تجارت
۵- اعسار از پرداخت محکومبه درصورتیکه دادگاه صلح نسبت به اصل دعوی رسیدگی کرده باشد.
۶- حصر ورثه، تحریر ترکه، مهر و موم و رفع آن
۷- تأمین دلیل
۸- تقاضای سازش موضوع ماده (١٨۶) قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی) مصوب ۲۱/۱/۱۳۷۹
۹- جنبه عمومی و خصوصی کلیه جرائم غیر عمدی ناشی از کار یا تصادفات رانندگی
۱۰- جرائم عمدی تعزیری مستوجب مجازات درجه هفت و هشت
۱۱- دعاوی اصلاح شناسنامه، استرداد شناسنامه، اصلاح مشخصات مدرک تحصیلی (بهاستثنای مواردی که در صلاحیت دیوان عدالت اداری است)، الزام به اخذ پایان کار، اثبات رشد، الزام به صدور شناسنامه، تصحیح و تغییر نام تبصره ۱- به کلیه جرائم مذکور در این ماده مستقیماً و بدون نیاز به کیفرخواست در دادگاه صلح رسیدگی میشود. تبصره ۲- دادگاه صلح با حضور رئیس یا دادرس علیالبدل رسمیت مییابد. دادگاه صلح با رضایت طرفین، پرونده را برای حصول سازش به عضو یا اعضای شورا که در دادگاه مستقر میباشند یا شعبه شورا یا میانجیگری ارجاع میدهد. چنانچه حداکثر ظرف دو ماه موضوع منتهی به سازش شود، مراتب صورتجلسه و جهت اتخاذ تصمیم به قاضی دادگاه صلح اعلام میشود تا طبق مقررات اقدام کند. در صورت عدم حصول سازش، قاضی دادگاه صلح مطابق قانون، به موضوع رسیدگی کرده و مبادرت به صدور رأی مینماید.تبصره ۳- دادگاه صلح میتواند در ساعات غیر اداری یا در روزهای تعطیل نیز به دعاوی رسیدگی نماید و استقرار آن در محل شورا بلامانع است. تبصره ۴- در صورت حدوث اختلاف بین دادگاههای صلح و همچنین سایر مراجع قضائی و غیر قضائی به ترتیب زیر اقدام میشود:الف- در مورد دادگاههای صلح واقع در حوزههای قضائی شهرستانهای یک استان و نیز اختلاف بین دادگاه صلح با دادسراها یا دادگاههای حقوقی یا کیفری یا بخش حوزه قضائی یک استان، حل اختلاف با دادگاه تجدیدنظر آن استان است.ب- در مورد دادگاههای صلح واقع در حوزههای قضائی دو استان و نیز اختلاف بین دادگاه صلح و دادسراها یا دادگاههای حقوقی یا کیفری یا بخش حوزه قضائی دو استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استانی است که مرجع قضائی آن استان آخرین قرار عدم صلاحیت را صادر نموده است.پ- در مواردی که دادگاه صلح به صلاحیت مراجع غیر قضائی، از خود نفی صلاحیت کند، پرونده برای تعیین صلاحیت به دادگاه تجدیدنظر استان ارسال میشود، تشخیص آن مرجع لازمالاتباع است.تبصره ۵- آرای دادگاه صلح، قطعی است مگر در موارد زیر که قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان است:الف- دعاوی موضوع بند (۱) این ماده درصورتیکه خواسته بیشتر از نصف نصاب مذکور در آن بند باشد.ب- موارد موضوع بند (۹) این ماده نسبت به دیه یا ارش، درصورتیکه میزان یا جمع آنها بیش از یک دهم دیه کامل یا معادل آن باشد.پ- موارد مذکور در بندهای (۲)، (۳) و (۴) این ماده.ت- موارد موضوع بند (۵) این ماده مشروط به اینکه اصل دعوا قابل اعتراض باشد.ث- جنبه عمومی جرائم غیر عمدی موضوع بند (۹) درصورتیکه مجازات قانونی آن درجه شش یا بیشتر باشد.ج- جرائم عمدی تعزیری که مجازات قانونی آنها حبس درجه هفت باشد.
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۱۳:۱۷
اجاره سند منع قانونی ندارد، اغلب در دو جهت مورد استفاده قرار می گیرد . وثیقه و رهن
اجاره برای وثیقه؛ بطور بسیار خلاصه در اجاره سند برای وثیقه مالک متعهد می شود ، متهم یا محکوم را تحویل مقام قضایی نماید ، در صورت عدم تحویل یا عدم امکان یا توانایی تحویل متهم یا محکوم ، وثیقه ضبط و مزایده برگزار و تا میزان وثیقه از مال مورد وثیقه بعلاوه خسارات دادرسی در وجه صندوق دولت پرداخت ، و مابقي به مالک مسترد می شود
اجاره برای رهن ؛ در این صورت سند انتقال رهن بنام مرتهن تنظیم می شود و در صورت عدم اجرای تعهد از طرف شخص ثالث، مرتهن از طریق اجرای ثبت ، سند را به اجرا گذاشته و مزایده برگزار و پس از کسر هزینه های اجرا تا میزان رهن کسر و ما بقی به مالک مسترد می شود یا انتقال مالکیت مشاعی صورت می گیرد
قیمتی برای اجاره سند اعم از وثیقه یا رهن تعیین نشده است . بستگی به توافق طرفین دارد عملا از رایگان تا سالانه ۱۵ درصد مبلغ وثیقه یا رهن متغیر است
هر چند اجاره سند در دیدگاه عام امری نکوهیده است ولی از دیر باز بوده و هست و خواهد بود و یک حق مالی است که مالک می تواند اعمال حق کند
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۱۵:۱۸
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۱۵:۱۸
بر اساس مصوبه جدید مجلس، کلیه اشخاص غیرتجاری انتقالدهنده «عین» یا «حقواگذاری محل» در خصوص انتقال داراییهای زیر مشمول مالیات بر عایدی سرمایه هستند:
۱- املاک با انواع کاربری و حق واگذاری محل۲- انواع خودرو سواری دارای شماره انتظامی (پلاک) شخصی۳- انواع طلا، نقره، پلاتین و مسکوکات آنها و جواهرآلات۴- انواع ارز
نرخ مالیات بر عایدی سرمایه بسته به نوع دارایی مورد معامله و مدت زمان نگهداری آن متفاوت است. در حوزه املاک، اگر زمان نگهداری این دارایی کمتر از یک سال باشد، سود حاصل از فروش آن مشمول مالیات ۶۰ درصدی میشود.
مدت نگهداری خودرو، طلا و ارز کمتر از یک سال، نرخ مالیات بر سود انتقال آن ۳۰ درصد، بین یک تا دو سال ۲۰ درصد و بیش از دو سال ۱۰ درصد است.
》 فقط مانده از نفس کشیدن
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۱۸:۵۱
بر اساس مصوبه جدید مجلس، کلیه اشخاص غیرتجاری انتقالدهنده «عین» یا «حقواگذاری محل» در خصوص انتقال داراییهای زیر مشمول مالیات بر عایدی سرمایه هستند:
۱- املاک با انواع کاربری و حق واگذاری محل۲- انواع خودرو سواری دارای شماره انتظامی (پلاک) شخصی۳- انواع طلا، نقره، پلاتین و مسکوکات آنها و جواهرآلات۴- انواع ارز
نرخ مالیات بر عایدی سرمایه بسته به نوع دارایی مورد معامله و مدت زمان نگهداری آن متفاوت است. در حوزه املاک، اگر زمان نگهداری این دارایی کمتر از یک سال باشد، سود حاصل از فروش آن مشمول مالیات ۶۰ درصدی میشود.
مدت نگهداری خودرو، طلا و ارز کمتر از یک سال، نرخ مالیات بر سود انتقال آن ۳۰ درصد، بین یک تا دو سال ۲۰ درصد و بیش از دو سال ۱۰ درصد است.
》 فقط مانده از نفس کشیدن
@hoqooqdan_Ebrahim_rahimi
۱۸:۵۱