۴۵۰
۲۲:۴۰
۴۵۳
۲۲:۴۰
و در نهایت...
۴۵۲
۲۲:۴۱
۵۳۳
۲۲:۴۱
۵۶۵
۲۲:۴۱
شما بگید...
️کدوم گزینه یا گزینه ها براتون الویته 
(لایک کنید
)
(لایک کنید
۵۸۵
۲۳:۰۴
۵۰۵
۲۱:۳۴
نماهنگ دنیای من 320.mp3
۰۳:۴۶-۸.۷۶ مگابایت
دنیای منه امام حسن بزرگتر از دردای منه ...
۱۹۳
۵:۳۸
قصه از خانهی بیبی خاتون، مادربزرگ محیا و یحیی، شروع شد. بچهها که برای ایام شهادت امام حسن مجتبی(ع)، پیامبر(ص) و امام رضا(ع) به مشهد رفته بودند، مشغول بازی بودند که بیبی سراسیمه وارد حیاط شد:
«بچهها! مهمون داریم، زود بیاین کمک کنیم!»بیبی برای بچهها تعریف کرد که هر سال به نیت امام حسن مجتبی(ع)، میزبان زائران امام رضا(ع) میشود؛ چون کریم اهلبیت، یعنی بسیار بخشنده، بودهاند.
بعد از رفتن مهمانها، بیبی از صندوق قصه، داستان پیرزنی را تعریف کرد که در بیابان با تنها داراییاش، یک بز، از مسافران خسته و گرسنه پذیرایی کرد. سالها بعد، وقتی خودش گرفتار شد، امام حسن(ع) او را شناختند و در جبران آن مهربانی، به او هزار بز و هزار سکه طلا بخشیدند.
بیبی به بچهها گفت:«اگر برای کریم اهلبیت(ع) کار خیری انجام بدیم، خوبیمون بیجواب نمیمونه.»
و چون امام حسن(ع) در بقیع حرم و زائر ندارند، بیبی نذر کرده بود از زائران امام رضا(ع) پذیرایی کند.
در پایان، بچهها با رنگآمیزی پروانهها، برای مزار غریب امام حسن(ع) یک حرم خیالی با گنبد و گلدسته ساختند؛ به امید روزی که با ظهور حضرت مهدی(عج)، حرم ائمه بقیع(ع) دوباره ساخته شود.
۲۶۷
۵:۴۴
به نام خدا۱۹ مرداد ۱۴۰۵ | ویژهبرنامه کریم اهلبیت(ع)
روزمان را در دایرهی صبحگاهی شروع کردیم؛ از تعطیلات آخر هفته گفتیم و بچهها با ذوق از جاهایی که رفته بودند، چیزهایی که دیده بودند و اتفاقهای شیرینی که برایشان افتاده بود تعریف کردند. 🥰بعد هم با آبوهوا و تقویم، ورزش صبحگاهی و صدقه، روزمان را آغاز کردیم.
در اولین زنگ، یک بازی حرکتی با محوریت توپ داشتیم؛ بازیهایی برای تقویت هماهنگی چشم و دست، کنترل و هدایت توپ، دقت، تعادل و مهارتهای حرکتی درشت، در کنار کلی تحرک و شادی.
بعد از آن، قصهی «پیرزن و بز» را به شکل یک نمایش کوتاه برای بچهها اجرا کردیم؛ قصهای از مهربانی و بخشندگی امام حسن مجتبی(ع)، کریم اهلبیت.
در زنگ حیاط بچهها آزادانه بازی کردند.
در زنگ هنر، با گوشپاککن و تکنیک نقطهای پروانهها را رنگ کردیم و با کنار هم قرار دادنشان، یک حرم نمادین برای امام حسن مجتبی(ع) در بقیع ساختیم؛ به امید روزی که حرم ائمه بقیع(ع) دوباره ساخته شود. 
و در پایان، سفرهی احسان امام حسن(ع) که با محبت و همراهی مادران مجمع آماده شده بود، پهش شد و مهمان سفره کریم اهلبیت(ع) شدیم...
روزمان را در دایرهی صبحگاهی شروع کردیم؛ از تعطیلات آخر هفته گفتیم و بچهها با ذوق از جاهایی که رفته بودند، چیزهایی که دیده بودند و اتفاقهای شیرینی که برایشان افتاده بود تعریف کردند. 🥰بعد هم با آبوهوا و تقویم، ورزش صبحگاهی و صدقه، روزمان را آغاز کردیم.
بعد از آن، قصهی «پیرزن و بز» را به شکل یک نمایش کوتاه برای بچهها اجرا کردیم؛ قصهای از مهربانی و بخشندگی امام حسن مجتبی(ع)، کریم اهلبیت.
و در پایان، سفرهی احسان امام حسن(ع) که با محبت و همراهی مادران مجمع آماده شده بود، پهش شد و مهمان سفره کریم اهلبیت(ع) شدیم...
۲۱۷
۶:۰۴