این فیلم را همین چنددقیقه قبل دیدم. در متن ویدیو نوشته بودند تخریب خانهها در بیتلحم توسط صهیونیستها. این ماشینِ سنگینِ لعنتی، در چند دقیقه خانه و دیوارهایی را تخریب میکند که ساختنش سالها طول کشیده است و خاطرات آدمها در بازههای سنی مختلف زیر آوار میماند. تخریب خانهها تلاش برای پاککردن حافظه و نفی بودنِ مردم در آن سرزمین است. هنگامِ دیدن این ویدیو یادِ کتاب "چشم بیتلحم" انتشارات امیرکبیر افتادم.
نویسنده کتاب ابراهیم نصرالله است که روایتِ داستانیِ زندگیِ کریمه عبود، ازاولین زنانِ عکاس فلسطینی را نوشته است. کریمه عبود دوربینش را به سوی مردم، خانهها، زنان، کودکان و زندگی روزمره گرفته و بیتردید اهمیت کتاب در همین زاویه نگاه است: فلسطین را فقط در لحظه جنگ و ویرانی نشان نمیدهد؛ از زندگیهایی حرف میزند که پیش از آمدنِ این لعنتیهای ویرانگر و خونخوار، در این سرزمین جریان داشته است.
فیلم کاملا گویایِ عمقِ فاجعه است. صهیونیستِ ویرانگر، خانه را خراب میکند تا خاطرات و علائمِ زندگی را نابود کند اما دوربینها و داستانها میکوشند آنچه که در حال حذفشدن است را حفظ کنند.
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانیhttps://ble.ir/hosseinegolestani
نویسنده کتاب ابراهیم نصرالله است که روایتِ داستانیِ زندگیِ کریمه عبود، ازاولین زنانِ عکاس فلسطینی را نوشته است. کریمه عبود دوربینش را به سوی مردم، خانهها، زنان، کودکان و زندگی روزمره گرفته و بیتردید اهمیت کتاب در همین زاویه نگاه است: فلسطین را فقط در لحظه جنگ و ویرانی نشان نمیدهد؛ از زندگیهایی حرف میزند که پیش از آمدنِ این لعنتیهای ویرانگر و خونخوار، در این سرزمین جریان داشته است.
فیلم کاملا گویایِ عمقِ فاجعه است. صهیونیستِ ویرانگر، خانه را خراب میکند تا خاطرات و علائمِ زندگی را نابود کند اما دوربینها و داستانها میکوشند آنچه که در حال حذفشدن است را حفظ کنند.
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانیhttps://ble.ir/hosseinegolestani
۷۴
۱۹:۴۸
پست اطلاعنگاشت در کانال بله رسانه رهبرانقلاباسلامی
چندروز قبل رسانه رهبرانقلاب، اطلاعنگاشتی از چهل مطالبه رهبر انقلاب از بیانات ایشان منتشر کرد که حائز اهمیت بود. اگر نگاهی گذرا بخواهیم داشته باشیم، فقط یکبار بهطور مستقیم از فرهنگ، تعلیم و تربیت نام برده شده اما اگر دقیق نگاه کنیم متوجه میشویم بخش زیادی از مطالبات راهبردی ایشان فرهنگی است.
تبیین و روایت قدرت ایران، حرکت امیدوارانه بهسوی آینده، پرهیز از سخنان ناامیدکننده، مقابله با ترس و تردید و بدگمانی، صیانت از وحدت ملی، تعریف نقش برای مردم و مراقبت از انسجام اجتماعی بدون شک در عرصۀ فرهنگ اتفاق میافتند. واقعیت این است که قدرت نظامی و موفقیت اقتصادی تا زمانیکه درست تبیین نشوند به امید و اعتماد عمومی تبدیل نمیشوند.
بهنظرم یکی از مهمترین موارد این فهرست "توجه فراراهبردی به فرهنگ، تعلیم و تربیت" است. فراراهبردی یعنی فرهنگ یکی از چند موضوع/مسئله در کنار اقتصاد، سیاست و امنیت نیست. فرهنگ غالب بر همه آنها است و مشخص میکند مردم پیروزی، شکست، آینده و بحران را چگونه ببینند و چه اقدامی انجام دهند در نسبت با کشور و هموطنانشان.
واقعیت این است که در گام دوم انقلاب، دیگر نباید کار فرهنگی را به برگزاری چند مراسم، چاپ تعدادی کتاب و پرکردن جدول برنامهها محدود کنیم. هر کتاب، فیلم، رسانه، مدرسه و مجموعه فرهنگی باید نسبت خودش را با این چهل مطالبه روشن کند. آیا قدرت ایران را درست روایت میکند؟ آیا به مردم برای حضور و اثرگذاری نقش میدهد؟ آیا....
به میدان آمدن افراد با تمام ظرفیتهایی که دارند در گام دوم، به این معنا نیست که کارهای فراوان و پراکنده انجام بدهند بلکه باید برعکس عمل کرد. یعنی چند مسئله اصلی را بشناسیم و توان خودمان را پای همانها بگذاریم. اگر این مطالبات وارد انتخاب موضوع، برنامهریزی، بودجه، تولید محتوا و ارزیابی کارهای فرهنگیِ ما نشوند، در حد یک اطلاعنگاشت/ پیام/ پست مجازی و... باقی میمانند.
به نظرم میآید این فهرست قبل از آنکه مجموعهای برای خواندن باشند، معیاری برای تشخیص اولویتها هستند. شاید اولین وظیفه ما در حوزه فرهنگ همین باشد که کارهایی که در دست اقدام داریم را در کنارِ این مطالبات بگذاریم و ببینیم چقدر از آنچه انجام میدهیم، واقعاً به ساختن ایرانِ هرچه قویتر کمک میکند....
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانیhttps://ble.ir/hosseinegolestani
چندروز قبل رسانه رهبرانقلاب، اطلاعنگاشتی از چهل مطالبه رهبر انقلاب از بیانات ایشان منتشر کرد که حائز اهمیت بود. اگر نگاهی گذرا بخواهیم داشته باشیم، فقط یکبار بهطور مستقیم از فرهنگ، تعلیم و تربیت نام برده شده اما اگر دقیق نگاه کنیم متوجه میشویم بخش زیادی از مطالبات راهبردی ایشان فرهنگی است.
تبیین و روایت قدرت ایران، حرکت امیدوارانه بهسوی آینده، پرهیز از سخنان ناامیدکننده، مقابله با ترس و تردید و بدگمانی، صیانت از وحدت ملی، تعریف نقش برای مردم و مراقبت از انسجام اجتماعی بدون شک در عرصۀ فرهنگ اتفاق میافتند. واقعیت این است که قدرت نظامی و موفقیت اقتصادی تا زمانیکه درست تبیین نشوند به امید و اعتماد عمومی تبدیل نمیشوند.
بهنظرم یکی از مهمترین موارد این فهرست "توجه فراراهبردی به فرهنگ، تعلیم و تربیت" است. فراراهبردی یعنی فرهنگ یکی از چند موضوع/مسئله در کنار اقتصاد، سیاست و امنیت نیست. فرهنگ غالب بر همه آنها است و مشخص میکند مردم پیروزی، شکست، آینده و بحران را چگونه ببینند و چه اقدامی انجام دهند در نسبت با کشور و هموطنانشان.
واقعیت این است که در گام دوم انقلاب، دیگر نباید کار فرهنگی را به برگزاری چند مراسم، چاپ تعدادی کتاب و پرکردن جدول برنامهها محدود کنیم. هر کتاب، فیلم، رسانه، مدرسه و مجموعه فرهنگی باید نسبت خودش را با این چهل مطالبه روشن کند. آیا قدرت ایران را درست روایت میکند؟ آیا به مردم برای حضور و اثرگذاری نقش میدهد؟ آیا....
به میدان آمدن افراد با تمام ظرفیتهایی که دارند در گام دوم، به این معنا نیست که کارهای فراوان و پراکنده انجام بدهند بلکه باید برعکس عمل کرد. یعنی چند مسئله اصلی را بشناسیم و توان خودمان را پای همانها بگذاریم. اگر این مطالبات وارد انتخاب موضوع، برنامهریزی، بودجه، تولید محتوا و ارزیابی کارهای فرهنگیِ ما نشوند، در حد یک اطلاعنگاشت/ پیام/ پست مجازی و... باقی میمانند.
به نظرم میآید این فهرست قبل از آنکه مجموعهای برای خواندن باشند، معیاری برای تشخیص اولویتها هستند. شاید اولین وظیفه ما در حوزه فرهنگ همین باشد که کارهایی که در دست اقدام داریم را در کنارِ این مطالبات بگذاریم و ببینیم چقدر از آنچه انجام میدهیم، واقعاً به ساختن ایرانِ هرچه قویتر کمک میکند....
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانیhttps://ble.ir/hosseinegolestani
۷۹
۸:۴۷
همراه جدید ما در نشر بینالملل چندروزی میشود که به دستمان رسیده.در روزهای آتی بیشتر به این کتاب خواهم پرداخت
۸۰
۱۳:۳۶
#چطور_کتاب_انتخاب_کنیم ۱
در گفتگوهای قبلی به این سوال چرا کتاب میخوانیم پاسخ دادیم. اما حتی وقتی دلیل خواندنمان را میدانیم هم یک سوال مهم باقی میماند: از میان اینهمه کتاب، کدام کتاب را انتخاب کنیم؟
معمولاً دوست داریم انتخاب کتاب را تصمیمی شخصی بدانیم؛ انگار وارد کتابفروشی میشویم، کتابی را میبینیم و براساس علاقهمان آن را انتخاب میکنیم. اما انتخابهای ما به این سادگی شکل نمیگیرند. پیش از آنکه کتابی را باز کنیم، چیزهای زیادی توجه ما را جلب کردهاند. نام نویسنده و ناشر، طراحی جلد، تبلیغات، پیشنهاد دوستان و معروفیت کتاب. از طرف دیگر، انتخاب کتاب فقط انتخاب بین چند عنوان نیست. گاهی باید میان علاقه و ضرورت تصمیم بگیریم؛ میان کتابی که از خواندنش لذت میبریم و کتابی که احساس میکنیم به آن نیاز داریم. گاهی هم نمیدانیم بهتر است مسیر مطالعاتی مشخصی را ادامه دهیم یا سراغ موضوعاتی جدید برویم؛ کتابی را تا آخر بخوانیم یا وقتی اطلاعاتی به ما نمیدهد آن را کنار بگذاریم.
در این مجموعه که ادامه همان جلسات و مسیر قبلی است تلاش دارم به کمی قبلتر از بازکردن کتاب یپردازم و بگویم انتخابهای ما چگونه شکل میگیرند و چه چیزهایی بر آنها اثر میگذارند و واقعا چگونه میتوانیم انتخاب درستی داشته باشیم!
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانیhttps://ble.ir/hosseinegolestani
در گفتگوهای قبلی به این سوال چرا کتاب میخوانیم پاسخ دادیم. اما حتی وقتی دلیل خواندنمان را میدانیم هم یک سوال مهم باقی میماند: از میان اینهمه کتاب، کدام کتاب را انتخاب کنیم؟
معمولاً دوست داریم انتخاب کتاب را تصمیمی شخصی بدانیم؛ انگار وارد کتابفروشی میشویم، کتابی را میبینیم و براساس علاقهمان آن را انتخاب میکنیم. اما انتخابهای ما به این سادگی شکل نمیگیرند. پیش از آنکه کتابی را باز کنیم، چیزهای زیادی توجه ما را جلب کردهاند. نام نویسنده و ناشر، طراحی جلد، تبلیغات، پیشنهاد دوستان و معروفیت کتاب. از طرف دیگر، انتخاب کتاب فقط انتخاب بین چند عنوان نیست. گاهی باید میان علاقه و ضرورت تصمیم بگیریم؛ میان کتابی که از خواندنش لذت میبریم و کتابی که احساس میکنیم به آن نیاز داریم. گاهی هم نمیدانیم بهتر است مسیر مطالعاتی مشخصی را ادامه دهیم یا سراغ موضوعاتی جدید برویم؛ کتابی را تا آخر بخوانیم یا وقتی اطلاعاتی به ما نمیدهد آن را کنار بگذاریم.
در این مجموعه که ادامه همان جلسات و مسیر قبلی است تلاش دارم به کمی قبلتر از بازکردن کتاب یپردازم و بگویم انتخابهای ما چگونه شکل میگیرند و چه چیزهایی بر آنها اثر میگذارند و واقعا چگونه میتوانیم انتخاب درستی داشته باشیم!
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانیhttps://ble.ir/hosseinegolestani
۸۰
۱۶:۲۲
اسم این کتاب احتمالا در نگاه اول ما را یاد کتابهایی میاندازد که با چند توصیه درباره گفتوگو، محبت و کنترل خشم، راه رسیدن به آرامش در زندگی مشترک، میخواهند راه آرامش را به ما نشان بدهند. اما این کتاب از جای دیگری شروع میکند. سؤالش فقط این نیست که چگونه در خانواده خوشحالتر باشیم بلکه میخواهد بفهمد اصلاً چرا خانواده تا این اندازه در زندگی انسان اهمیت دارد.
کتاب برگرفته از سخنرانیهای شیخ اسماعیل رمضانی است که پس از مباحثه و تنظیم، در کنار هم قرار گرفتهاند. زبان کتاب هم برخلاف بسیاری از کتابهای نظری حوزه خانواده، به زبان سخنرانی است. نویسنده مسئله را با توضیحات دانشگاهی و آکادمیک جلو نمیبرد. از اتفاقهایی حرف میزند که تقریباً همه ما در خانه یا در مواجهه با اطرافیان تجربه کردهایم.
به نظرم کتاب میخواهد بگوید که خانواده فقط جایی برای آسایش، محبت و برطرفکردن نیازهای عاطفی نیست بلکه یکی از مهمترین بسترهای تربیت انسان است.
این کتاب به ما میگوید زندگی مجموعهای از اتفاقهای بیحسابکتاب نیست. از نگاه شیخ اسماعیل رمضانی، هر حادثهای ممکن است بخشی از برنامه تربیتی خداوند برای انسان باشد. خانواده هم طولانیترین و جدیترین بخش این برنامه است. ما ممکن است همکار، دوست یا حتی محل زندگیمان را تغییر بدهیم، اما نسبتهای خانوادگی به این سادگی کنار نمیروند. به همین دلیل، بسیاری از امتحانهای اصلی ما نه در موقعیتهای عجیب و بزرگ، بلکه در برخورد روزانه با همسر، فرزند، پدر، مادر، خواهر و برادر اتفاق میافتند.
ما انسانها معمولا در پسِ اتفاق افتادن مشکلات، غالبا به دنبال مقصر میگردیم. این کتاب اما برای تصمیم درست در چنین مواقعی، دو سوالِ کلیدی مقابل ما میگذارد؛ این اتفاق چه چیزی را در من آشکار کرده است؟ من در برابر آن چه اختیاری دارم و قرار است چه چیزی را یاد بگیرم یا تغییر بدهم؟ این نگاه در کتاب حاکم است و میخواهد خودِ ما را مقابل مسئله قرار بدهد.
خوشبختی در این کتاب هم به معنای خانهای بدون اختلاف و گرفتاری نیست. خانواده خوشبخت، خانوادهای نیست که هیچ حادثهای در آن رخ نمیدهد و همه افراد همیشه از یکدیگر راضی هستند خانواده در این کتاب باید بتواند بجای فرسوده شدن اعضای خانواده به محلی برای رشد آنها تبدیل شود.این کتاب به سراغ تکنیکها و روشهای مرسوم در کتابهایی با این موضوعات نمیرود و مدام در تلاش است که نگاه ما را به اصل خانواده تغییر بدهد.
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانی https://ble.ir/hosseinegolestani
کتاب برگرفته از سخنرانیهای شیخ اسماعیل رمضانی است که پس از مباحثه و تنظیم، در کنار هم قرار گرفتهاند. زبان کتاب هم برخلاف بسیاری از کتابهای نظری حوزه خانواده، به زبان سخنرانی است. نویسنده مسئله را با توضیحات دانشگاهی و آکادمیک جلو نمیبرد. از اتفاقهایی حرف میزند که تقریباً همه ما در خانه یا در مواجهه با اطرافیان تجربه کردهایم.
به نظرم کتاب میخواهد بگوید که خانواده فقط جایی برای آسایش، محبت و برطرفکردن نیازهای عاطفی نیست بلکه یکی از مهمترین بسترهای تربیت انسان است.
این کتاب به ما میگوید زندگی مجموعهای از اتفاقهای بیحسابکتاب نیست. از نگاه شیخ اسماعیل رمضانی، هر حادثهای ممکن است بخشی از برنامه تربیتی خداوند برای انسان باشد. خانواده هم طولانیترین و جدیترین بخش این برنامه است. ما ممکن است همکار، دوست یا حتی محل زندگیمان را تغییر بدهیم، اما نسبتهای خانوادگی به این سادگی کنار نمیروند. به همین دلیل، بسیاری از امتحانهای اصلی ما نه در موقعیتهای عجیب و بزرگ، بلکه در برخورد روزانه با همسر، فرزند، پدر، مادر، خواهر و برادر اتفاق میافتند.
ما انسانها معمولا در پسِ اتفاق افتادن مشکلات، غالبا به دنبال مقصر میگردیم. این کتاب اما برای تصمیم درست در چنین مواقعی، دو سوالِ کلیدی مقابل ما میگذارد؛ این اتفاق چه چیزی را در من آشکار کرده است؟ من در برابر آن چه اختیاری دارم و قرار است چه چیزی را یاد بگیرم یا تغییر بدهم؟ این نگاه در کتاب حاکم است و میخواهد خودِ ما را مقابل مسئله قرار بدهد.
خوشبختی در این کتاب هم به معنای خانهای بدون اختلاف و گرفتاری نیست. خانواده خوشبخت، خانوادهای نیست که هیچ حادثهای در آن رخ نمیدهد و همه افراد همیشه از یکدیگر راضی هستند خانواده در این کتاب باید بتواند بجای فرسوده شدن اعضای خانواده به محلی برای رشد آنها تبدیل شود.این کتاب به سراغ تکنیکها و روشهای مرسوم در کتابهایی با این موضوعات نمیرود و مدام در تلاش است که نگاه ما را به اصل خانواده تغییر بدهد.
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانی https://ble.ir/hosseinegolestani
۱۱۲
۹:۱۷
#چطور_کتاب_انتخاب_کنیم ۲
معمولا گمان میکنیم در انتخاب کتاب آزادهستیم. وارد کتابفروشی میشویم، بینِ قفسهها میگردیم و در نهایت کتابی را که دوست داریم برمیداریم. اما واقعیت چیزِ دیگریست. قبل از رسیدن ما به کتابفروشی، بخشی از مسیرِ انتخاب انجام شده است. ناشری تصمیم گرفته کتابی را منتشر کند، کتابفروشی بعضی عنوانها را در ویترین گذاشته یا در شبکههای اجتماعی یا از طریق سلبریتیها برخی عناوین در ذهن ما ماندهاند. شاید بهتر است اینطوری بگویم: عزیزی کتابی را پیشنهاد میکند، یک کارشناس کتاب درباره یک کتاب صحبت میکند، جایزهای نام یک نویسنده را ماندگار میکند و صفحه اول کتابفروشیهای آنلاین، کتابهایی شبیه خریدهای قبلی به ما نشان میدهند. هرکدام از اینها میتوانند به پیدا کردن کتاب کمک کنند؛ اما باید بدانیم که انتخابهای ما را محدود میکنند.
نمیخواهم بگویم که به هیچ پیشنهادی اعتماد نکنیم. بدون ناشر، کتابفروش، منتقد و توصیه دوستان، پیدا کردن کتابِ خوب خیلی سخت است. آنچه که به نظر من مهم این است این است که ریشه پیشنهاد را شناسایی کنیم. ناشر بر اساس سیاستهای محتوایی و سلیقۀ خودش کتابی را منتشر میکند. کتابفروش ممکن است بعضی آثار را به دلیل فروش بیشتر جلوتر بگذارد یا حتی برعکس، کتابهای کمفروش را پشت ویترین قرار دهد. رسانهها نیز به کتابهایی میپردازند که با فضای فکری که دارند همراه و هممسیر است. حتی دوستی که به ما یک کتاب پیشنهاد میکند براساس علایق و سلیفه خودش است.
اگر ریشههای پیشنهاد را شناسایی نکنیم، ممکن است انتخاب دیگران را انتخاب متسبِ خودمان در نظر بگیریم. ممکن است سالها در محدوده چند ناشر، چند نویسنده و چند صفحه مجازی بمانیم و اصلاً متوجه نشویم چه کتابها، موضوعها و صداهایی بیرون از این محدوده وجود دارند.
انتخاب آگاهانه یعنی همراه با خودِ کتاب، مسیرِ انتخابِ آن را هم ببینیم. چه کسی آن را پیشنهاد کرده است؟ چرا این کتاب بیشتر دیده میشود؟ چه آثاری در بین این شلوغکاریهای رسانهای فرصت کمتری برای دیدهشدن پیدا کردهاند؟ پاسخ به این پرسشها انتخاب ما را عوض نمیکند، اما کمک میکند بفهمیم چه اندازه از آن واقعاً انتخاب خود ما بوده است.
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانی https://ble.ir/hosseinegolestani
معمولا گمان میکنیم در انتخاب کتاب آزادهستیم. وارد کتابفروشی میشویم، بینِ قفسهها میگردیم و در نهایت کتابی را که دوست داریم برمیداریم. اما واقعیت چیزِ دیگریست. قبل از رسیدن ما به کتابفروشی، بخشی از مسیرِ انتخاب انجام شده است. ناشری تصمیم گرفته کتابی را منتشر کند، کتابفروشی بعضی عنوانها را در ویترین گذاشته یا در شبکههای اجتماعی یا از طریق سلبریتیها برخی عناوین در ذهن ما ماندهاند. شاید بهتر است اینطوری بگویم: عزیزی کتابی را پیشنهاد میکند، یک کارشناس کتاب درباره یک کتاب صحبت میکند، جایزهای نام یک نویسنده را ماندگار میکند و صفحه اول کتابفروشیهای آنلاین، کتابهایی شبیه خریدهای قبلی به ما نشان میدهند. هرکدام از اینها میتوانند به پیدا کردن کتاب کمک کنند؛ اما باید بدانیم که انتخابهای ما را محدود میکنند.
نمیخواهم بگویم که به هیچ پیشنهادی اعتماد نکنیم. بدون ناشر، کتابفروش، منتقد و توصیه دوستان، پیدا کردن کتابِ خوب خیلی سخت است. آنچه که به نظر من مهم این است این است که ریشه پیشنهاد را شناسایی کنیم. ناشر بر اساس سیاستهای محتوایی و سلیقۀ خودش کتابی را منتشر میکند. کتابفروش ممکن است بعضی آثار را به دلیل فروش بیشتر جلوتر بگذارد یا حتی برعکس، کتابهای کمفروش را پشت ویترین قرار دهد. رسانهها نیز به کتابهایی میپردازند که با فضای فکری که دارند همراه و هممسیر است. حتی دوستی که به ما یک کتاب پیشنهاد میکند براساس علایق و سلیفه خودش است.
اگر ریشههای پیشنهاد را شناسایی نکنیم، ممکن است انتخاب دیگران را انتخاب متسبِ خودمان در نظر بگیریم. ممکن است سالها در محدوده چند ناشر، چند نویسنده و چند صفحه مجازی بمانیم و اصلاً متوجه نشویم چه کتابها، موضوعها و صداهایی بیرون از این محدوده وجود دارند.
انتخاب آگاهانه یعنی همراه با خودِ کتاب، مسیرِ انتخابِ آن را هم ببینیم. چه کسی آن را پیشنهاد کرده است؟ چرا این کتاب بیشتر دیده میشود؟ چه آثاری در بین این شلوغکاریهای رسانهای فرصت کمتری برای دیدهشدن پیدا کردهاند؟ پاسخ به این پرسشها انتخاب ما را عوض نمیکند، اما کمک میکند بفهمیم چه اندازه از آن واقعاً انتخاب خود ما بوده است.
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانی https://ble.ir/hosseinegolestani
۷۰
۱۴:۳۷
چرا باید کتاب قیاملله را بخوانیم؟#بخش_اول
قیاملله کتابی نیست که صرفا ما را با چند مفهوم دینی و سیاسی آشنا کند. کتاب در تلاش است نسبتی میان ایمان و عمل برقرار کند. قیاملله میخواهد به ما بگوید که انسان مؤمن چه مسئولیتی در برابر وضع جامعه دارد، چگونه باید وارد میدان شود و چگونه حرکتش با وجود نیتِ خوب، به بیعدالتی، هیجانزدگی یا فرسودگی نرسد.
از همین جهت به نظرم مخاطبان اصلی کتاب جوانان، دانشجویان و حتی دانشآموزان یا نوجوانانی هستند که وطن برایشان مهم است و مدام به آینده فکر میکنند و تمایل به گام برداشتن برای ساختنِ آینده دارند اما نمیدانند دقیقا از کجا و چگونه باید شروع کنند. آنچه که بارها دیدهایم برخی با شور و هیجان واردِ کارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی میشوند اما پس از مدتی خسته یا ناامید میشوند یا حتی در اطراف خودمان قطعا میشناسیم افرادی را که بخاطر ترس از اشتباه کردن به میدان نمیآیند.
این کتاب دقیقا در این نقطه ایستاده است. قیاملله فقط شور تزریق نمیکند. به شورِ حاکم در متن، جهت میدهد و از مخاطب میپرسد که چرا وارد میدان شدهای؟ آیا قیام برای خدا را به اعلام یک نیت خوب در ابتدای راه محدود کردهای یا حاضری در تمام مسیر، انگیزهها و رفتار خود را دوباره بسنجی؟ آیا عدالتخواهی را فقط در بلندکردن صدا و آشکارکردن خطاها میبینی یا واقعاً به اصلاح جامعه و ازبینرفتن فساد فکر میکنی؟ آیا میتوانی همزمان با ایستادگی در برابر ظلم، حرمت انسانها، انصاف، قانون و اخلاق را نیز حفظ کنی؟
معتقدم کتاب در تلاش برای شکل دادن به شخصیت و فهم اجتماعی مخاطب است و مدام میکوشد تا به این نسل بگوید چطوری میتوان آیندۀ ایران را ساخت. واقعیتِ آیندۀ ایران دست عزیزانی است که اینروزها در مدرسه، دانشگاه، مسجد، هیئت، میادین، مجموعههای فرهنگی یا گروههای مردمی مشغول فعالیت برایِ ایران هستند. اگر این نسل صرفا مهارت بیاموزد اما نسبت خود را با مردم و مسئولیت اجتماعی نفهمد، ممکن است در آینده مدیر، متخصص موفقی باشد، اما شاید گرهی از مسائل کشور را باز نکند. از طرفی دیگر ممکن است سرشار از آرمان باشد اما عقلانیت، معنویت و شناختِ کافی نداشته باشد که طبیعتا توان و انگیزهاش خیلی زود مصرف خواهد شد.
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانی https://ble.ir/hosseinegolestani
قیاملله کتابی نیست که صرفا ما را با چند مفهوم دینی و سیاسی آشنا کند. کتاب در تلاش است نسبتی میان ایمان و عمل برقرار کند. قیاملله میخواهد به ما بگوید که انسان مؤمن چه مسئولیتی در برابر وضع جامعه دارد، چگونه باید وارد میدان شود و چگونه حرکتش با وجود نیتِ خوب، به بیعدالتی، هیجانزدگی یا فرسودگی نرسد.
از همین جهت به نظرم مخاطبان اصلی کتاب جوانان، دانشجویان و حتی دانشآموزان یا نوجوانانی هستند که وطن برایشان مهم است و مدام به آینده فکر میکنند و تمایل به گام برداشتن برای ساختنِ آینده دارند اما نمیدانند دقیقا از کجا و چگونه باید شروع کنند. آنچه که بارها دیدهایم برخی با شور و هیجان واردِ کارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی میشوند اما پس از مدتی خسته یا ناامید میشوند یا حتی در اطراف خودمان قطعا میشناسیم افرادی را که بخاطر ترس از اشتباه کردن به میدان نمیآیند.
این کتاب دقیقا در این نقطه ایستاده است. قیاملله فقط شور تزریق نمیکند. به شورِ حاکم در متن، جهت میدهد و از مخاطب میپرسد که چرا وارد میدان شدهای؟ آیا قیام برای خدا را به اعلام یک نیت خوب در ابتدای راه محدود کردهای یا حاضری در تمام مسیر، انگیزهها و رفتار خود را دوباره بسنجی؟ آیا عدالتخواهی را فقط در بلندکردن صدا و آشکارکردن خطاها میبینی یا واقعاً به اصلاح جامعه و ازبینرفتن فساد فکر میکنی؟ آیا میتوانی همزمان با ایستادگی در برابر ظلم، حرمت انسانها، انصاف، قانون و اخلاق را نیز حفظ کنی؟
معتقدم کتاب در تلاش برای شکل دادن به شخصیت و فهم اجتماعی مخاطب است و مدام میکوشد تا به این نسل بگوید چطوری میتوان آیندۀ ایران را ساخت. واقعیتِ آیندۀ ایران دست عزیزانی است که اینروزها در مدرسه، دانشگاه، مسجد، هیئت، میادین، مجموعههای فرهنگی یا گروههای مردمی مشغول فعالیت برایِ ایران هستند. اگر این نسل صرفا مهارت بیاموزد اما نسبت خود را با مردم و مسئولیت اجتماعی نفهمد، ممکن است در آینده مدیر، متخصص موفقی باشد، اما شاید گرهی از مسائل کشور را باز نکند. از طرفی دیگر ممکن است سرشار از آرمان باشد اما عقلانیت، معنویت و شناختِ کافی نداشته باشد که طبیعتا توان و انگیزهاش خیلی زود مصرف خواهد شد.
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانی https://ble.ir/hosseinegolestani
۴۹۴
۴:۵۸
چرا باید کتاب قیاملله را بخوانیم؟#بخش_دوم
یکی دیگر از موضوعاتی که این کتاب را مهم میکند عدم تفکیک میانِ عمل و مبانی است. این کتاب از نیت و اخلاص سخن میگوید، اما نیت را به خلوت شخصی انسان محدود نمیکند. درباره جهاد حرف میزند، اما جهاد را به نبرد نظامی محدود نمیکند. به عدالت میپردازد، اما عدالتخواهی را با فریاد و افشاگری یکی نمیکند. از جامعه ایمانی میگوید، اما مؤمن را عنصری منفعل و بیاختیار نمیداند. در نهایت وقتی به فاعل قیام میرسد، مردم را تماشاگر نمیبیند. مردم باید خودشان بفهمند، اراده کنند و برای اصلاحِ امورقیام کنند.
این کتاب را مبانی فکریِ عملیاتی میدانم. ترکیب فکری و عملیاتی در اینجا مهم است. کتاب رهنما یا راهحلی آماده برای حل همه گرههای کشور ندارد و قرار هم نیست بعد از خواندن آن، برای هر موضوعی پاسخ داشته باشیم. کتاب کمی عمیقتر عمل میکند و عملا یک دستگاهی برای فکرکردن در اختیار میگذارد. تماما در تلاش است که قبل از هر کنشی ابتدا نسبتِ میان هدف، نیت، روش، مردم، عدالت، عقلانیت و معنویت را ببینیم.
یکی دیگر از موضوعات حائز اهمیت که کتاب به خوبی به آن پرداخته، محدود ماندن مسئولیتهای اجتماعیِ ما در همان دورانِ دانشگاه است. مجتبی عرب میگوید باید کنشگری را بخشی از زندگی خود ببینیم به گونهای که انگار آن دغدغهها برای تمامِ دوران زندگی ما است و در هر لباس و منصبی که هستیم آن را ادامه رسالتِ خود بدانیم.
پیشنهاد میکنم این کتاب را بعنوانِ مبنای گروهها و جمعهای دوستانه خود در نظر بگیرید و جلساتِ متنخوانی راهاندازی کنید. این کتاب دوازده فصل دارد و میتوان در دوازده جلسه این کتاب را مطالعه کرد. پیشنهاد میکنم هنگام مطالعه این کتاب به این سه سوال بپردازید: نویسنده دقیقاً چه میگوید؟ این مسئله امروز در کجای زندگی و جامعه ما دیده میشود؟ سهم ما برای تغییر آن چیست؟ اصل برگزاریِ گعده برای این کتاب تمرینی برای اندیشیدنِ جمعی و تبدیل معرفت به مسئولیت است. ما در آینده بیشتر از اینکه به کسانی نیاز داشته باشیم تا خوب حرف بزنند، به انسانهایی نیاز داریم که بتوانند درست تشخیص دهند، عادلانه عمل کنند، مردم را جدی بگیرند، در میانه دشواریها دوام بیاورند و از اصلاح امور ناامید نشوند. بیراه نیست اگر بگویم قیام لله میتواند یکی از متنونِ اساسی برایِ تربیت چنین نسلی باشد. نسلی که نه از ترسِ خطا کنار میروند، نه با اولین هیجان وارد هر میدانی میشوند و نه با اولین شکست همهچیز را رها میکنند.
قیاملله میخواهد جوان مؤمن را از نظارهگر حوادث به انسانی مسئول تبدیل کند. انسانی که میفهمد آینده ایران فقط در اتاق مدیران و تصمیماتِ مسئولان ساخته نمیشود. بخشی از این آینده، همین امروز در انتخابها، جمعها، مطالعات، پیوندها و قیامهای کوچک و بزرگ جوانانی شکل میگیرد که تصمیم گرفتهاند سهم خود را در ساختنِ وطن فراموش نکنند.
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانی https://ble.ir/hosseinegolestani
یکی دیگر از موضوعاتی که این کتاب را مهم میکند عدم تفکیک میانِ عمل و مبانی است. این کتاب از نیت و اخلاص سخن میگوید، اما نیت را به خلوت شخصی انسان محدود نمیکند. درباره جهاد حرف میزند، اما جهاد را به نبرد نظامی محدود نمیکند. به عدالت میپردازد، اما عدالتخواهی را با فریاد و افشاگری یکی نمیکند. از جامعه ایمانی میگوید، اما مؤمن را عنصری منفعل و بیاختیار نمیداند. در نهایت وقتی به فاعل قیام میرسد، مردم را تماشاگر نمیبیند. مردم باید خودشان بفهمند، اراده کنند و برای اصلاحِ امورقیام کنند.
این کتاب را مبانی فکریِ عملیاتی میدانم. ترکیب فکری و عملیاتی در اینجا مهم است. کتاب رهنما یا راهحلی آماده برای حل همه گرههای کشور ندارد و قرار هم نیست بعد از خواندن آن، برای هر موضوعی پاسخ داشته باشیم. کتاب کمی عمیقتر عمل میکند و عملا یک دستگاهی برای فکرکردن در اختیار میگذارد. تماما در تلاش است که قبل از هر کنشی ابتدا نسبتِ میان هدف، نیت، روش، مردم، عدالت، عقلانیت و معنویت را ببینیم.
یکی دیگر از موضوعات حائز اهمیت که کتاب به خوبی به آن پرداخته، محدود ماندن مسئولیتهای اجتماعیِ ما در همان دورانِ دانشگاه است. مجتبی عرب میگوید باید کنشگری را بخشی از زندگی خود ببینیم به گونهای که انگار آن دغدغهها برای تمامِ دوران زندگی ما است و در هر لباس و منصبی که هستیم آن را ادامه رسالتِ خود بدانیم.
پیشنهاد میکنم این کتاب را بعنوانِ مبنای گروهها و جمعهای دوستانه خود در نظر بگیرید و جلساتِ متنخوانی راهاندازی کنید. این کتاب دوازده فصل دارد و میتوان در دوازده جلسه این کتاب را مطالعه کرد. پیشنهاد میکنم هنگام مطالعه این کتاب به این سه سوال بپردازید: نویسنده دقیقاً چه میگوید؟ این مسئله امروز در کجای زندگی و جامعه ما دیده میشود؟ سهم ما برای تغییر آن چیست؟ اصل برگزاریِ گعده برای این کتاب تمرینی برای اندیشیدنِ جمعی و تبدیل معرفت به مسئولیت است. ما در آینده بیشتر از اینکه به کسانی نیاز داشته باشیم تا خوب حرف بزنند، به انسانهایی نیاز داریم که بتوانند درست تشخیص دهند، عادلانه عمل کنند، مردم را جدی بگیرند، در میانه دشواریها دوام بیاورند و از اصلاح امور ناامید نشوند. بیراه نیست اگر بگویم قیام لله میتواند یکی از متنونِ اساسی برایِ تربیت چنین نسلی باشد. نسلی که نه از ترسِ خطا کنار میروند، نه با اولین هیجان وارد هر میدانی میشوند و نه با اولین شکست همهچیز را رها میکنند.
قیاملله میخواهد جوان مؤمن را از نظارهگر حوادث به انسانی مسئول تبدیل کند. انسانی که میفهمد آینده ایران فقط در اتاق مدیران و تصمیماتِ مسئولان ساخته نمیشود. بخشی از این آینده، همین امروز در انتخابها، جمعها، مطالعات، پیوندها و قیامهای کوچک و بزرگ جوانانی شکل میگیرد که تصمیم گرفتهاند سهم خود را در ساختنِ وطن فراموش نکنند.
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانی https://ble.ir/hosseinegolestani
۶۷۸
۴:۵۹
#چطور_کتاب_انتخاب_کنیم ۳
به عناوینی که روی کتابها مینویسند دقت کردهاید؟ برندۀ جایزۀ فلان، پروفروشترین کتابِ فلان سایتِ خارجی، ده کتابی که قبل از مرگ باید بخوانید یا ده عنوان پیشنهادِ فلان آدمِ مشهور یا.... اینها بیتاثیر نیستند. بینِ حجمِ کتابهایی که هر سال منتشر میشوند، گاهی همین اطلاعات کمک میکنند کتابی را ببینیم که در حالت عادی به آنها توجهی نمیکردیم.
بهنظر بنده مشکل از جایی شروع میشود که این موارد جایِ انتخابِ درست را میگیرند. پرفروشبودن یک کتاب میخواهد به ما بگوید افراد زیادی آن را خریدهاند و این لزوما به این معنا که حتما آنرا خواندهاند یا از آن رضایت داشتهاند نیست و حتی مشخص نمیکند که کتاب برای ما مناسب است یا خیر. فروش ممکن است نتیجه کیفیت باشد، اما تبلیغاتِ فراوان، شهرتِ نویسنده، تخفیف و شبکه توزیع قوی هم بیتاثیر نیستند.
جوایز ادبی هم بیطرف و بیرون از مناسبات فرهنگی و بعضا سیاسی نیستند. هر جایزه بر اساسِ سیاستِ برگزارکننده در فضای فکریِ خودش داوران و معیارهای اعلامشده برای جایزه اقدام میکند. برگزیدهشدن یک کتاب به ما میگوید که این کتاب قابل توجه است.
نمیش.د بصورت قطعی گفت تبلیغات فریب است. ناشر باید کتابش را معرفی کند و کتاب خوب هم طبیعتا بدون دیدهشدن بهدست مخاطب نمیرسد. مشخصا تبلیغات تلاش میکند میل به خرید را در ما ایجاد کند نه اینکه تصویری کامل و بیطرف از کتاب ارائه دهد. به همین جهت اکثر اوقات ما قبل از آنکه خودِ کتاب را انتخاب کنیم، تصویری که از آن کتاب ساخته شده را انتخاب میکنیم.
برای انتخابِ کتابِ خوب لازم نیست به پرفروشها، جوایز و تبلیغات بدبین باشیم. کافی است آنها را نقطه شروع بدانیم، نه تصمیم و نظر نهایی. اگر خوشمان آمد باید کمی جلوتر برویم. موضوع کتاب را چک کنیم، چندصفحه از آن را بخوانیم و درباره نویسنده، مترجم و ناشر هم کمی تحقیق کنیم.
در نهایت باید بگویم کتابی که هزاران نفر دربارهاش حرف میزنند بعید است چیزی به ما اضافه کند در مقابل، کتابی کمسروصدا میتواند همان کتابی باشد که در مسیرِ مطالعاتی و زندگیِ ما موثر است.
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانی https://ble.ir/hosseinegolestani
به عناوینی که روی کتابها مینویسند دقت کردهاید؟ برندۀ جایزۀ فلان، پروفروشترین کتابِ فلان سایتِ خارجی، ده کتابی که قبل از مرگ باید بخوانید یا ده عنوان پیشنهادِ فلان آدمِ مشهور یا.... اینها بیتاثیر نیستند. بینِ حجمِ کتابهایی که هر سال منتشر میشوند، گاهی همین اطلاعات کمک میکنند کتابی را ببینیم که در حالت عادی به آنها توجهی نمیکردیم.
بهنظر بنده مشکل از جایی شروع میشود که این موارد جایِ انتخابِ درست را میگیرند. پرفروشبودن یک کتاب میخواهد به ما بگوید افراد زیادی آن را خریدهاند و این لزوما به این معنا که حتما آنرا خواندهاند یا از آن رضایت داشتهاند نیست و حتی مشخص نمیکند که کتاب برای ما مناسب است یا خیر. فروش ممکن است نتیجه کیفیت باشد، اما تبلیغاتِ فراوان، شهرتِ نویسنده، تخفیف و شبکه توزیع قوی هم بیتاثیر نیستند.
جوایز ادبی هم بیطرف و بیرون از مناسبات فرهنگی و بعضا سیاسی نیستند. هر جایزه بر اساسِ سیاستِ برگزارکننده در فضای فکریِ خودش داوران و معیارهای اعلامشده برای جایزه اقدام میکند. برگزیدهشدن یک کتاب به ما میگوید که این کتاب قابل توجه است.
نمیش.د بصورت قطعی گفت تبلیغات فریب است. ناشر باید کتابش را معرفی کند و کتاب خوب هم طبیعتا بدون دیدهشدن بهدست مخاطب نمیرسد. مشخصا تبلیغات تلاش میکند میل به خرید را در ما ایجاد کند نه اینکه تصویری کامل و بیطرف از کتاب ارائه دهد. به همین جهت اکثر اوقات ما قبل از آنکه خودِ کتاب را انتخاب کنیم، تصویری که از آن کتاب ساخته شده را انتخاب میکنیم.
برای انتخابِ کتابِ خوب لازم نیست به پرفروشها، جوایز و تبلیغات بدبین باشیم. کافی است آنها را نقطه شروع بدانیم، نه تصمیم و نظر نهایی. اگر خوشمان آمد باید کمی جلوتر برویم. موضوع کتاب را چک کنیم، چندصفحه از آن را بخوانیم و درباره نویسنده، مترجم و ناشر هم کمی تحقیق کنیم.
در نهایت باید بگویم کتابی که هزاران نفر دربارهاش حرف میزنند بعید است چیزی به ما اضافه کند در مقابل، کتابی کمسروصدا میتواند همان کتابی باشد که در مسیرِ مطالعاتی و زندگیِ ما موثر است.
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانی https://ble.ir/hosseinegolestani
۴۶
۱۶:۰۲
#چطور_کتاب_انتخاب_کنیم ۴
موقع انتخاب کتاب معمولا فقط نام نویسنده را میبینیم، اما کتاب فقط حاصل کار نویسنده نیست. ناشر، مترجم، ویراستار و گرافیست نیز در رسیدن آن کتاب به ما نقش داشتهاند و شناخت هرکدام میتواند در فهمِ کتاب به ما کمک کند.
ناشر قبل از آنکه یک کتاب را چاپ کند، از بینِ آثار و پیشنهاداتی که دارد، دست به انتخاب میزند. برخی ناشران حوزه مشخصی دارند و برای ارزیابیِ آثار وقت میگذارند و نسبت به ویرایش، ترجمه و آمادهسازی کتاب حساساند. نام چنین ناشری قابلاعتماد است. چون بهمرور میفهمیم چه سلیقه و معیاری برای انتخابهایش دارد.
باید دقت کنیم که اعتماد به ناشر نباید به انتخاب تمام کتابهایش ختم شود. ناشران ممکن است در کنار آثار مهم، کتابهایی متوسط یا صرفاً پرفروش منتشر کنند. سابقه خوب یک ناشر دلیل مناسبی برای دقیقتر دیدن کتاب است نه دلیلی قطعی برای خریدن کتاب از آن ناشر.
در کتابهای ترجمهشده، مترجم مهم است. ما اثر نویسنده را با زبانی که مترجم برای او ساخته است میخوانیم. مترجمِ قوی میتواند معنا، لحن و فضای اثر را به زبان فارسی منتقل کند و ترجمهای ضعیف ممکن است کتابی مهم را ناشیانه و نادرست ترجمعه و به ما نشان بدهد. مقایسه چند صفحه از ترجمههای مختلف، گاهی بیشتر از هر چیزِ دیگری به انتخاب کمک میکند.
طراحی جلد هم معمولا اولین مواجهه ما با کتاب را شکل میدهد. جلد خوب میتواند حالوهوای اثر را منتقل کند و مخاطب مناسبش را بهسوی آن بکشاند. اما بین زیبایی جلد و کیفیت متن رابطهای یقینی وجود ندارد. گاهی طراحی حرفهای، کتابی معمولی را مهمتر از آنچه هست نشان میدهد و گاهی اثری ارزشمند با جلدی ضعیف از دید ما بیرون میماند.
ناشر، مترجم و طراح جلد میتوانند ما را به کتاب نزدیک کنند، اما هیچکدام جای خود کتاب را نمیگیرند. دقت به این موارد به معنای عدم نیاز به بررسیِ کتاب نیست بلکه قرار است اینها راهِ رسیدن ما را به کتاب کوتاهتر کنند.
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانی https://ble.ir/hosseinegolestani
موقع انتخاب کتاب معمولا فقط نام نویسنده را میبینیم، اما کتاب فقط حاصل کار نویسنده نیست. ناشر، مترجم، ویراستار و گرافیست نیز در رسیدن آن کتاب به ما نقش داشتهاند و شناخت هرکدام میتواند در فهمِ کتاب به ما کمک کند.
ناشر قبل از آنکه یک کتاب را چاپ کند، از بینِ آثار و پیشنهاداتی که دارد، دست به انتخاب میزند. برخی ناشران حوزه مشخصی دارند و برای ارزیابیِ آثار وقت میگذارند و نسبت به ویرایش، ترجمه و آمادهسازی کتاب حساساند. نام چنین ناشری قابلاعتماد است. چون بهمرور میفهمیم چه سلیقه و معیاری برای انتخابهایش دارد.
باید دقت کنیم که اعتماد به ناشر نباید به انتخاب تمام کتابهایش ختم شود. ناشران ممکن است در کنار آثار مهم، کتابهایی متوسط یا صرفاً پرفروش منتشر کنند. سابقه خوب یک ناشر دلیل مناسبی برای دقیقتر دیدن کتاب است نه دلیلی قطعی برای خریدن کتاب از آن ناشر.
در کتابهای ترجمهشده، مترجم مهم است. ما اثر نویسنده را با زبانی که مترجم برای او ساخته است میخوانیم. مترجمِ قوی میتواند معنا، لحن و فضای اثر را به زبان فارسی منتقل کند و ترجمهای ضعیف ممکن است کتابی مهم را ناشیانه و نادرست ترجمعه و به ما نشان بدهد. مقایسه چند صفحه از ترجمههای مختلف، گاهی بیشتر از هر چیزِ دیگری به انتخاب کمک میکند.
طراحی جلد هم معمولا اولین مواجهه ما با کتاب را شکل میدهد. جلد خوب میتواند حالوهوای اثر را منتقل کند و مخاطب مناسبش را بهسوی آن بکشاند. اما بین زیبایی جلد و کیفیت متن رابطهای یقینی وجود ندارد. گاهی طراحی حرفهای، کتابی معمولی را مهمتر از آنچه هست نشان میدهد و گاهی اثری ارزشمند با جلدی ضعیف از دید ما بیرون میماند.
ناشر، مترجم و طراح جلد میتوانند ما را به کتاب نزدیک کنند، اما هیچکدام جای خود کتاب را نمیگیرند. دقت به این موارد به معنای عدم نیاز به بررسیِ کتاب نیست بلکه قرار است اینها راهِ رسیدن ما را به کتاب کوتاهتر کنند.
گفتوگو به بهانه کتاب | نوشتههای حسین گلستانی https://ble.ir/hosseinegolestani
۴۳
۱۴:۱۹