عکس پروفایل ايثارگران بدانندا

ايثارگران بدانند

۶۲۱ عضو
بنیاد بی صاحب است ؟
اعتراض شدید به تداوم تضییع حقوق معیشتی خانواده شهدای غیرایرانی و درخواست تعیین تکلیف فوری
آقای موسویبا سلام
undefinedپرداخت مستمریِ ناچیز خانواده شهدای غیرایرانی که آیین نامه آن میراث دوران مرحوم حجت‌الاسلام شهیدی است، اکنون به دستاویزی برای آزار روحی و معیشتی این عزیزان تبدیل شده است. جای تأسف است که این «آب‌باریکه معیشتی» ابتدای هر سال به بهانه‌های واهی قطع می‌شود و مسئولین امر، به‌جای تکریم، خانواده‌های شهدا را درگیر پروسه‌های فرسایشیِ پیگیریِ حق مسلم خود می‌کنند.
undefinedدر دوره ریاست آقای اوحدی، موضوع به صورت مکتوب مطرح و ایشان نیز با اذعان به ضرورتِ استمرار و اصلاح پرداخت‌ها، دستورات لازم را به آقای عبداللهیان صادر کردند و مستندات مربوطه نیز به خانم اولادقباد تحویل شد. با این حال، علی‌رغم وعده‌های مکرر، نه تنها در مبلغ ناچیز آن تجدید نظری نشد، بلکه از ابتدای امسال همان پرداختیِ اندک نیز مجددا" قطع شده و در سکوت کامل بنیاد، معیشت این خانواده‌ها به مخاطره افتاده است.
undefinedوضعیت موجود، نشان‌دهنده نوعی بی‌مدیریتی و رهاشدگی در ساختار بنیاد است که شایسته نهادی با این نام و رسالت نیست. ادامه این روند و به گروگان گرفتن معیشت خانواده‌های شهدا، بیش از آنکه ناشی از کمبود منابع باشد، حاکی از بی‌توجهیِ تعمدی به حقوق ایشان است.
لذا خواهشمند است :۱. دستور فرمایید پرداخت‌های معوقه از ابتدای سال، برقرار و واریز گردد.۲. دلیلِ قطعِ مکرر این مستمری‌ها شفاف‌سازی شود.۳. نسبت به اصلاح این مبلغ ناچیز اقدام شود .
کانال ایثارگران بدانند در پیام رسان های ایرانی با لینک های زیر در خدمت ایثارگران: دوستان را به کانال دعوت کنید .
https://eitaa.com/setad1395 ایتا
https://ble.ir/yammoj بله

۸۸

۱۰:۴۵

این تحلیل ساختاری و تاریخی از روند دگرگونی‌های اداری و مدیریتی بنیاد شهید و امور ایثارگران، با استفاده از واژگان دقیق حقوقی-اداری، ساختار دانشگاهی و لحنی قاطع و نقدآمیز (آسیب‌شناختی) تدوین شده است:

# تحلیل ساختاری-تاریخی روند تطور بنیاد شهید و امور ایثارگران: از پویایی نهادی تا چالش‌های مدیریتی معاصر
مقدمه: تبارشناسی ساختار اداری پیش از تجمیع
بنیاد شهید و امور ایثارگران پیش از اجرای طرح تجمیع نهادهای ایثارگری درآن، در هر سه نهاد از انسجام ساختاری، کارآمدی عملیاتی و پویایی قابل‌توجهی در ارائه خدمات به جامعه هدف برخوردار بود. در فاز نخستِ تجمیع و در دوران مدیریت جناب آقای دکتر دهقان، به دلیل حضور و استمرار مسئولیت مدیران باتجربه و تکنوکرات‌های پیشین، این حرکت رو به رشد و شتابِ توسعه‌ای نهاد حفظ گردید. بدنه کارشناسی کارآمد مانع از بروز شوک‌های اداری ناشی از ادغام شد و ثبات نسبی را تضمین کرد.
بحرانِ پسا‌گذار: تحلیل علل ریزش کارآمدی و زوال بدنه کارشناسی
با خاتمه دوران مدیریت دکتر دهقان و خروج تدریجی نیروهای متخصص، باسابقه و آشنا به قوانین ایثارگری از چرخه تصمیم‌گیری، بنیاد شهید با بحران خلاء تخصصی مواجه شد. پیامد مستقیم این پدیده، موارد زیر بود:
افول پویایی نهادی: کاهش انگیزه سازمانی و کندی در ارائه خدمات تخصصی.
بحران جانشین‌پروری: عدم کادرسازی مناسب و جایگزینی مدیرانِ غیرمتخصص به جای بدنه سنتی و مجرب.
انفعال در اجرای اسناد بالادستی: تبدیل شدن سازمان از یک نهاد پویا و مطالبه‌گر به یک سازمان بوروکراتیک، منفعل و مستهلک.

نقطه عطف تاریخی: واکاوی جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام (دوم دی‌ماه ۱۳۹۱)
یکی از فرازهای سرنوشت‌ساز در تاریخ قانون‌گذاری حوزه ایثارگران، جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام در تاریخ ۱۳۹۱/۱۰/۰۲ است. در این جلسه :

۱. موضع‌گیری ریاست وقت بنیاد: آقای زریبافان (رئیس وقت بنیاد) تلاش گسترده‌ای به کار بست تا مانع از تصویب «قانون جامع خدمات‌رسانی به ایثارگران» شود؛ اقدامی که منافع مادی و معنوی جامعه ایثارگری را به شدت تهدید می‌کرد.
۲. ایستادگی صنف کارشناسی نمایندگان ایثارگران: مدیران باسابقه و پیشین بنیاد که به عنوان نمایندگان جامعه ایثارگری در جلسه حضور داشتند، با تکیه بر دانش حقوقی و اشراف بر قوانین حمایتی، در برابر این رویکرد انقباضی ایستادگی کردند.
۳. مصالحه قانونی مشروط: نمایندگان ایثارگران موافقت خود با تصویب قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران را مشروط به «اصلاح تبصره ۲ ماده ۲ قانون جامع» نمودند. این ایستادگی فنی سرانجام به بار نشست و پس از تصویب قانون جامع در مجمع تشخیص مصلحت نظام، اصلاحیه مورد نظر در مهرماه سال ۱۳۹۲ نیز به تصویب نهایی رسید تا حقوق مکتسبه ایثارگران تضییع نگردد.

تراجع ساختاری در دهه اخیر و وضعیت کنونی
پس از عبور از این برهه تاریخی، فرآیند انتصابات در سطوح عالی بنیاد شهید از معیارهای شایسته‌سالاری و تخصص‌گرایی فاصله گرفت. رؤسای منصوب‌شده در دوره‌های بعدی، عموماً فاقد تراز مدیریتی متناسب با شأن، حساسیت و ابعاد استراتژیک این نهاد معظّم بودند.

پیامدهای این دوره از مدیریت‌ها عبارتند از:
فقدان برنامه‌ریزی استراتژیک و کنش‌گری فعال: نبود اراده یا توانایی برای اصلاح قوانین معطل‌مانده یا ارتقای سطح معیشتی و درمانی جامعه هدف.
سقوط آزاد جایگاه نهادی: تنزل جایگاه حمایتی بنیاد به ضعیف‌ترین حد خود در تاریخ تأسیس این نهاد.
بحران پاسخگویی: ایجاد نارضایتی عمیق و انباشته در میان جانبازان، آزادگان و خانواده‌های معظم شهدا به دلیل ناکارآمدی‌های مکرر اجرایی، درمانی و معیشتی.

نتیجه‌گیری و چشم‌اندازبنیاد شهید و امور ایثارگران امروز در یکی از بحرانی‌ترین دوران‌های حیات اداری خود به سر می‌برد. گذار از این وضعیت اسفبار و پیشگیری از سقوط کامل این نهاد ارزشی، مستلزم بازگشت به رویکرد کارشناسی، استفاده از تجارب نخبگانِ جامعه ایثارگری و انتصاب مدیرانی در تراز ملی، دغدغه‌مند و متخصص است؛ مدیرانی که منافع ایثارگران را بر مصالح موقت اداری و بودجه‌ای ترجیح دهند.

کانال ایثارگران بدانند در پیام رسان های ایرانی با لینک های زیر در خدمت ایثارگران: دوستان را به کانال دعوت کنید .
https://eitaa.com/setad1395 ایتا
https://ble.ir/yammoj بله

۱۰۵

۱۲:۱۴

# غارت جیب جانبازان به بهانه‌ی «تأخیرهای تحمیلی»؛
وقتی « جانباز » جریمه می‌شود
آنچه امروز در پرونده‌ی واردات خودروی جانبازان می‌گذرد، نه یک فرآیند اداری ساده، بلکه یک «تعدی آشکار» به حقوق مکتسبه‌ی کسانی است که بیشترین سهم را در حفظ امنیت این مرز و بوم داشته‌اند. در حالی که مدیریت ناکارآمد، بروکراسی فرسوده و حوادث قهری فرآیند ترخیص را در سال گذشته به بن‌بست کشانده بود، اکنون دولت تمامِ هزینه‌ی این مشکلات را در قالب تعرفه‌های جدید از جیب جانباز مطالبه می‌کند.
۱. عدم امکان ترخیص خودروها در بنادر؛ جریمه جانباز
سال گذشته، کشور درگیر بحران‌های امنیتی و تنش‌های نظامی بود؛ بنادر در آستانه‌ی بمباران بودند و زیرساخت اینترنت - که شاهرگ واردات است - قطع یا دچار اختلال شدید شد. پرسش اینجاست: وقتی امکان تأمین امنیت بنادر و پایدارسازی شبکه اینترنت نیست ، چرا تاوان مالی آن را باید جانباز بپردازد؟
انتقال زمان ترخیص به سال جدید و افزایش تعرفه ها و سایر هزینه ها ، «انتخاب» جانباز نبود، بلکه «تحمیل» ناشی از عدم امکان ترخیص خودرو توسط شرکتها و شماره‌گذاری بود. طبق قانون، هزینه ناشی از «تأخیر حاکمیتی» نباید بر عهده‌ی ذینفع باشد. افزایش ۲ تا ۳ میلیارد تومانی هزینه‌ها، عملاً یک «مالیات اجباری بر بدشانسی» است که دولت از جانبازان می‌گیرد!

۲. فریب بزرگ: مغالطه‌ی «سود ناشی از گرانی خودرو»
تنها بهانه‌ی مضحک برای توجیه این دزدی آشکار از جیب جانبازان، افزایش قیمت خودرو در بازار است. اما بیایید این دروغ بزرگ را از منظر علم اقتصاد کالبدشکافی کنیم:
کاهش ارزش پول ملی سود نیست! افزایش قیمت خودرو ناشی از کاهش ارزش ریال است. وقتی ارزش پول ملی سقوط می‌کند، قیمت اسمی دارایی‌ها بالا می‌رود، اما قدرت خرید واقعی کاهش می‌یابد.
* کیسه دوختن برای جیب تهی: دولت تورمی را ایجاد کرده که خود عامل اصلی گرانی است؛ حالا به بهانه‌ی همین گرانی (که خودش مسبب آن بوده)، تعرفه‌ها و عوارض را بالا برده تا از جیب جانباز، کسری ها را جبران کند. این یعنی جانباز باید هم تاوان تورم را بدهد و هم تاوان تعرفه‌ی گمرکی دولتی را که نمی‌تواند ارزش پولش را حفظ کند!
۳. ترازوی ناعادلانه؛ سود برای دولت، ضرر برای ایثارگراگر قیمت خودرو افزایش یافته، هزینه‌های معیشتی، جانباز هم ۱۰ برابر شده است. اینکه دولت افزایش قیمت اسمی خودرو را به عنوان «رانت» یا «سود» در بوق و کرنا کند تا افزایش هزینه‌های ۳ میلیارد تومانی ترخیص را توجیه کند، یک فرار رو به جلو و بی‌اخلاقی محض است. این حقیقت تلخ است.
مطالبات نهایی و خط قرمزها:
۱. محاسبه بر اساس نرخ زمان ورود: تمامی خودروهایی که به دلیل اختلالات سال گذشته (جنگ، قطعی اینترنت و بروکراسی گمرکی) ترخیص نشده‌اند، باید مشمول تعرفه‌ها و عوارض سال گذشته باشند.۲. توقف نگاه تجاری به پرونده رفاهی: واردات خودرو برای جانبازان یک طرح رفاهی و جبرانی است، نه یک منبع درآمدی برای گمرک و دولت.۳. پذیرش مسئولیت فورس‌ماژور: دولت باید رسماً بپذیرد که اختلالات امنیتی و زیرساختی، عامل تأخیر بوده و نباید بابت این تأخیر، ریالی اضافه از جانبازان دریافت شود.
نمی‌توان با یک دست شعار حمایت از ایثارگران داد و با دست دیگر، با استفاده از ترفندهای تعرفه‌ای، میلیاردها تومان از دارایی آن‌ها را به بهانه‌ی نوسانات ارزی و افزایش تعرفه ها مصادره کرد. این نه تدبیر است و نه عدالت؛ این عین ظلم در حق کسانی است که خود آماج ظلمِ جنگ بوده‌اند.
### تحلیل فنی :از منظر حقوق عمومی، وقتی دولت به دلیل شرایط اضطراری یا عدم توانایی فنی، فرآیند اداری را طولانی می‌کند، حق قانونی برای بهره‌برداری مالی از این تأخیر را ندارد. این اقدام عملاً مصداق (دارا شدن ناعادلانه) توسط دولت است. تحمیل هزینه‌ی ۲ تا ۳ میلیارد تومانی به بهانه تغییر سال مالی، در حالی که منشاء تأخیر «ترک فعل» یا «ناتوانی دستگاه‌های متولی» بوده، در هر دادگاه صالحه و تخصصی محکوم به ابطال است.

کانال ایثارگران بدانند در پیام رسان های ایرانی با لینک های زیر در خدمت ایثارگران: دوستان را به کانال دعوت کنید .
https://eitaa.com/setad1395 ایتا
https://ble.ir/yammoj بله

۶۸

۶:۵۱

منشور سرخ ایستادگی؛ نهضت حسینی، مرز میان ادعا و عمل
تجدید میثاق با مکتب هیهات من الذلهپیروی از مکتب اباعبدالله الحسین (ع)، نه در کلام، که در پیوند ناگسستنی با حریت و آزادگی است. آن کس که بر آستانِ حسین (ع) سر می‌ساید، هرگز در برابر تعدی و زور، سر خم نخواهد کرد. اگر فریاد «یا حسین» ما با ایستادگی در برابر ظلم گره نخورد، سینه‌زنی در زیر علم ایشان، ادعایی بی‌بنیاد و طنینی تهی از حقیقت است.
فصل‌الخطاب آزادگیما وارثانِ مکتبی هستیم که در آن «مرگ سرخ»، بر «زیستن با ننگ و تحمیل» ارجحیت دارد. لذا اعلام می‌داریم: نه باج می‌دهیم؛ که سهم‌خواهیِ ظالمان، توهین به شرافت انسانی ماست.
نه زور می‌پذیریم؛ که آیین ما آیینِ استواری و صلابت در برابر زیاده‌خواهان است.
* نه زیر بار تحمیل می‌رویم؛ که اراده ما برخاسته از ایمانی است که جز در برابر آفریدگار، به خاک نمی‌افتد.
پیمانِ خونینتا آخرین قطره خون و تا پای جان، بر سر آرمان‌های حق‌طلبانه خویش ایستاده‌ایم. ما را از سختی‌ها نترسانید، چرا که در مکتب ما، کربلا تنها یک واقعه نیست، بلکه نقشه راهی است برای هر آن کس که نمی‌خواهد به بندگیِ غیرِ خدا درآید.
بر مدارِ حریت
«ما را به مِهرِ حسین (ع) آزموده‌اند؛ همان که آموخت مرگ با عزت، بهْ از زندگی با ذلت است. پیرویِ ما از علمِ سرخِ عاشورا، پیمانی است برای ناپذیریِ ظلم. ما نه اهلِ باج دادنیم و نه مردِ عقب‌نشینی در برابر تحمیل. در مسیرِ احقاقِ حق، ایستاده‌ایم؛ با صلابت، بی‌واهمه و تا پای جان.»

۴۸

۹:۳۲

تخفیف ۴۰ درصدی مدرسه برای فرزندان جانباز زیر ۲۵ درصد - تسنیمhttps://www.tasnimnews.ir/fa/news/1405/03/04/3600047/تخفیف-40-درصدی-مدرسه-برای-فرزندان-جانباز-زیر-25-درصد

۴۱

۹:۳۸

ببینید|لالایی خواندن مادران خرمشهری در سوگ فرزندانشان - تسنیمhttps://www.tasnimnews.ir/fa/news/1405/03/03/3599089/ببینید-لالایی-خواندن-مادران-خرمشهری-در-سوگ-فرزندانشان

۴۱

۹:۴۱

آناتومیِ انجماد در بنیاد؛ از «ناشنواییِ مصلحتی» تا «موتِ بالینیِ مدیریت»
undefinedاگر نظام اداری کشور را به یک بیمارستان تشبیه کنیم، بنیاد شهید و امور ایثارگران باید حیاتی‌ترین بخش آن، یعنی «اورژانس» باشد؛ جایی که ضربانِ تصمیم‌گیری باید با نبضِ بحران‌ها تنظیم شود. اما واقعیتِ تلخِ امروز، حکایت از فاجعه‌ای عمیق‌تر دارد. سخن دیگر بر سر «ناشنوایی» مسئولان نیست؛ چرا که ناشنوایی حداقل بر وجودِ یک کالبدِ زنده دلالت دارد که شاید روزی بشنود. مسئله امروز، «فقدانِ حیاتِ مدیریتی» است.
undefinedبرخی می‌گویند گوش شنوایی برای شنیدن فریاد استیصالِ ایثارگران وجود ندارد، اما حقیقت، گزنده‌تر است: مدیریت در برخی لایه‌های بنیاد به یک «جنازه‌ی اداری» بدل شده است؛ کالبدی بی‌حس که نه می‌بیند، نه می‌شنود و نه تکانی به خود می‌دهد. مدیرِ بی‌تفاوت در وضعیتی شبیه به «موتِ بالینی» به سر می‌برد؛ نه از تضییعِ آشکارِ حقوقِ قانونی ایثارگر به رگِ غیرتش برمی‌خورد و نه از تماشایِ رنجِ جسمانیِ او، اراده‌ای برای حرکت در او پدید می‌آید.
undefinedیادمان نرود، تدبیرِ والای امام شهیدان در فرمانِ تجمیع نهادهای ایثارگری، برای دمیدنِ روحِ «سرعت و اقتدار» در کالبد خدمت‌رسانی بود. آن فرمان، قرار بود «قلبِ تپنده» نظام در حمایت از ایثارگران باشد، نه اینکه به ساختاری صلب و بی‌حس تبدیل شود که حتی با علم به بحران، قادر به واکنشی ساده نباشد.
بنیاد شهید، امروز بیش از هر زمان به یک «عملیاتِ احیا» (CPR) نیاز دارد. undefinedنشستن بر صندلیِ ریاستی که در آن، فریادِ استمدادِ ایثارگر هیچ انعکاسی در حسِ چشایی، بینایی و شنواییِ مدیر ندارد، چیزی جز اشغالِ غاصبانه سنگرِ خدمت نیست. تحول در بنیاد، با مدیرانی که «میز» را به عنوان «تابوتِ مسئولیت» برگزیده‌اند، محال است. ما به مدیرانی نیاز داریم که:
۱. دارایِ «حواسِ فعالِ انقلابی» باشند: دردی را که ایثارگر می‌کشد، در عمقِ جانِ خود حس کنند.۲. شجاعتِ «تکان خوردن» داشته باشند: مدیری که از ترسِ از دست دادن مقام، در برابرِ انسدادِ بوروکراتیک سکوت می‌کند، از پیش مرده است. عدالت‌خواهی، جسارت می‌خواهد و مدیرِ بنیاد باید جسورترینِ مدیران باشد.۳. قانون را از احتضار خارج کنند: بندهایِ قانونی که سال‌هاست به دلیل بی‌تحرکیِ مدیران به کما رفته‌اند، باید با اراده‌ای پولادین به اجرا درآیند.
undefinedخلاصه آنکه، وقتِ آن رسیده است که تعارفاتِ اداری را کنار بگذاریم. مدیری که در برابر تضییع حق، «جنازه‌وار» سکوت و سکون اختیار کرده، تیشه به ریشه آرمانِ امام و شهیدان می‌زند. بنیاد جایِ «ماندن» نیست، جایِ «دویدن» است؛ و هر کسی که توانِ این دویدنِ اورژانسی را ندارد، باید پیش از آنکه تاریخ و خونِ شهدا درباره‌اش قضاوت کنند، این سنگرِ مقدس را رها کند.
میزِ بنیاد، جایِ حیاتِ محض است، نه انجمادِ ابدی.

کانال ایثارگران بدانند در پیام رسان های ایرانی با لینک های زیر در خدمت ایثارگران: دوستان را به کانال دعوت کنید .
https://eitaa.com/setad1395 ایتا
https://ble.ir/yammoj بله

۴۷

۹:۵۳

thumbnail

۴۲

۱۰:۲۱

متن نامه فوق را یکی از مدیران محترم بنیاد فرستاده است
# فاجعه مدیریتی در بنیاد شهید؛ گروگان‌گیری معیشت خانواده شهدای غیرایرانی در پیچ‌وخم «کد یکتا»#
undefinedدر حالی که صیانت از کرامت و تأمین معیشت خانواده معزز شهدا، به‌ویژه میهمانان عزیز و مجاهدان غیرایرانی، باید اولویت نخست نهادهای متولی باشد، صدور اطلاعیه‌هایی با محتوای «قطع حقوق به دلیل عدم دریافت کد یکتا»، نشان‌دهنده یک «انسداد تدبیر» در لایه‌های مدیریتی است. قطع منبع درآمدی خانواده‌ای که در غربت و شرایط سخت اقتصادی به‌سر می‌برد، آن هم به بهانه فرآیندهای اداری که وظیفه اطلاع‌رسانی و تسهیل آن بر عهده خودِ نهاد است، توجیه ناپذیر است.
### نقد فنی و حقوقی بر عملکرد ابلاغی:
۱. فقدان پیوست اطلاع‌رسانی و میدانی:مدیران مربوطه ادعا کرده‌اند که این موضوع «مکرراً» اعلام شده است، اما بازخورد میدانی و بی‌اطلاعی مطلق خانواده‌ها نشان می‌دهد که سیستم اطلاع‌رسانی بنیاد صرفاً به بوق‌های تبلیغاتی یا ابلاغیه‌های داخلی بسنده کرده و عملاً در رساندن پیام به ذینفعان ناتوان بوده است. قطع حقوق پیش از اطمینان از دریافت پیام توسط تک‌تک خانواده‌ها، مصداق بارز سوءمدیریت است.
۲. بدعت در اجرای طرح همسان‌سازی:در کدام پروتکل مدیریتی یا استاندارد اداری در جهان، برای اجرای طرحی حمایتی مانند «همسان‌سازی حقوق» که هدف آن بهبود وضعیت است، اصل مستمری را قطع می‌کنند؟ این اقدام(متناقض‌نما)، نشان از فقدان سواد سیستمی در بخش اجرایی دارد. همسان‌سازی باید به صورت موازی محاسبه و در فیش حقوقی اعمال شود، نه اینکه بهانه‌ای برای انسداد کامل واریزی‌ها گردد.
۳. ناکارآمدی در تعامل بین‌دستگاهی:الزام خانواده‌ها به مراجعه حضوری به دفاتر وکالت مستقر در فرمانداری‌ها برای دریافت «کد یکتا»، آن هم در شرایطی که بنیاد شهید دارای دیتابیس جامع ایثارگران است، نشان‌دهنده عدم تعامل هوشمند بین بنیاد و وزارت کشور است. چرا باید هزینه ناهماهنگی دو نهاد دولتی را خانواده شهید با سفره خالی پرداخت کند؟
مطالبات فوری:
وصل فوری مستمری‌ها: هرگونه به‌روزرسانی اطلاعاتی یا اجرای طرح همسان‌سازی باید بدون قطع جریان مالی فعلی انجام شود. معیشت مردم آزمایشگاه طرح‌های اداری نیست.
برقراری میز خدمت سیار: بنیاد موظف است به جای فراخوان خانواده‌های داغدیده به راهروهای فرمانداری، با اعزام تیم‌های عملیاتی یا تسهیل فرآیند سیستمی، نسبت به صدور کد یکتا برای این عزیزان اقدام نماید.
* پاسخگویی و عذرخواهی رسمی: مدیرانی که با بی‌تدبیری موجب بروز مشکل و ایجاد فشار روانی بر خانواده‌های شهدای غیرایرانی شده‌اند، باید نسبت به این رویکرد غیرانسانی و غیرحرفه‌ای پاسخگو باشند.
نتیجه‌گیری:نام این نوع مدیریت، «مدیریت پشت‌میزی و بیگانه‌با‌واقعیت» است. قطع حقوق به بهانه همسان‌سازی یا کد آماری، نه تنها یک خطای اداری، بلکه یک «ترک فعل» بزرگ است که عدالت اجتماعی و تکریم ایثارگران را خدشه‌دار می‌کند.

کانال ایثارگران بدانند در پیام رسان های ایرانی با لینک های زیر در خدمت ایثارگران: دوستان را به کانال دعوت کنید .
https://eitaa.com/setad1395 ایتا
https://ble.ir/yammoj بله

۶۵

۱۰:۲۱

پول بدشانسی یا هزینه اجباری برای ترخیص خودرو جانبازان! - تسنیمhttps://www.tasnimnews.ir/fa/news/1405/03/05/3601016/پول-بدشانسی-یا-هزینه-اجباری-برای-ترخیص-خودرو-جانبازان

۵۶

۱۱:۰۷