۹
۱۱:۰۲
با چهار گروه بحث نکن رها کن ....
۸
۱۹:۰۳
من از آن دسته پزشکانی هستم که در التهابهای مکرر گوش خارجی، مخصوصاً در دختران نوجوان، خیلی سریع نگاهی به ناخنشان می کنم.
چون واقعیت این است که گاهی چیزی که در دست بیمار میبینم، آنقدر واضح و قانعکننده است که بهراحتی میتواند علت التهابهای مکرر گوش خارجی باشد؛ حتی مشکلاتی که اگر ادامه پیدا کند، میتواند به عفونتهای جدیتر اطراف گوش هم منجر شود، نه فقط خود گوش!
مدتی پیش دختر نوجوانی حدود ۱۶ ساله به مطب آمد که هر چند وقت یکبار دچار آبسه و التهاب مکرر گوش خارجی میشود. مادرش از من میپرسید:«دکتر، چرا دخترم مدام این مشکل را پیدا میکند؟»
از دختر پرسیدم:«گوشَت را دستکاری میکنی؟»
مثل حدود ۹۹٪ بیماران، سریع جواب داد:«نه، اصلاً!»
چون معمولاً فکر میکنند منظور پزشک این است که آیا با گوشش کاری مثل بازی PUBG یا کار خاصی انجام میدهد!
سؤال دوم که همیشه آماده دارم:«پس وقتی گوشت خارش میگیرد، چه کار میکنی؟»جواب میدهد:«این کار را میکنم دکتر!»و با ناخن مصنوعی که چند سانتیمتر بلند است، گوشش را میخاراند!
ناخنی که از نظر تئوری انگار میتواند از یک گوش وارد شود، از کنار شریان کاروتید و ساقه مغز عبور کند، از گوش دیگر بیرون بیاید، از پنجره رد شود و حتی همسایه را زخمی کند!
نکته دینی: ناخن های کاشته شده و مصنوعی مانع وضو ونماز صحیح است.
اما توصیه درمانی ساده و مؤثر در بسیاری از این موارد:ناخنها را کوتاه کنید.حالا سؤال:«دکتر، پس آزمایش قند خون لازم نیست؟»
قند خون چه ارتباطی دارد خانم؟ وقتی علت واضحی مثل آسیب مکرر با ناخن داریم، اول باید همین عامل را اصلاح کنیم!
زیر ناخنها باکتریهایی مثل استافیلوکوک طلایی (Staphylococcus aureus) زندگی میکنند. این باکتری یک میکروب طبیعی پوست است و وجود آن زیر ناخنها بسیار شایع است، چون زیر ناخن محیطی کوچک، مرطوب و سخت برای تمیز کردن کامل وجود دارد.
وقتی بیمار با ناخن گوش را میخاراند، حتی اگر زخم قابل مشاهدهای ایجاد نشود، آسیبهای کوچک پوستی (Microtrauma) ایجاد میشوند و همین راه ورود باکتری را فراهم میکند؛ نتیجه میتواند التهاب، عفونت و تشکیل آبسه در مجرای گوش خارجی باشد.
گاهی سادهترین توصیهها مثل کوتاه کردن ناخن و پرهیز از دستکاری گوش، مؤثرتر از شروع بررسیهای پیچیده هستند.
این متخصص اطفال نوشته بود جالب بود
چون واقعیت این است که گاهی چیزی که در دست بیمار میبینم، آنقدر واضح و قانعکننده است که بهراحتی میتواند علت التهابهای مکرر گوش خارجی باشد؛ حتی مشکلاتی که اگر ادامه پیدا کند، میتواند به عفونتهای جدیتر اطراف گوش هم منجر شود، نه فقط خود گوش!
مدتی پیش دختر نوجوانی حدود ۱۶ ساله به مطب آمد که هر چند وقت یکبار دچار آبسه و التهاب مکرر گوش خارجی میشود. مادرش از من میپرسید:«دکتر، چرا دخترم مدام این مشکل را پیدا میکند؟»
از دختر پرسیدم:«گوشَت را دستکاری میکنی؟»
مثل حدود ۹۹٪ بیماران، سریع جواب داد:«نه، اصلاً!»
چون معمولاً فکر میکنند منظور پزشک این است که آیا با گوشش کاری مثل بازی PUBG یا کار خاصی انجام میدهد!
سؤال دوم که همیشه آماده دارم:«پس وقتی گوشت خارش میگیرد، چه کار میکنی؟»جواب میدهد:«این کار را میکنم دکتر!»و با ناخن مصنوعی که چند سانتیمتر بلند است، گوشش را میخاراند!
ناخنی که از نظر تئوری انگار میتواند از یک گوش وارد شود، از کنار شریان کاروتید و ساقه مغز عبور کند، از گوش دیگر بیرون بیاید، از پنجره رد شود و حتی همسایه را زخمی کند!
نکته دینی: ناخن های کاشته شده و مصنوعی مانع وضو ونماز صحیح است.
اما توصیه درمانی ساده و مؤثر در بسیاری از این موارد:ناخنها را کوتاه کنید.حالا سؤال:«دکتر، پس آزمایش قند خون لازم نیست؟»
قند خون چه ارتباطی دارد خانم؟ وقتی علت واضحی مثل آسیب مکرر با ناخن داریم، اول باید همین عامل را اصلاح کنیم!
زیر ناخنها باکتریهایی مثل استافیلوکوک طلایی (Staphylococcus aureus) زندگی میکنند. این باکتری یک میکروب طبیعی پوست است و وجود آن زیر ناخنها بسیار شایع است، چون زیر ناخن محیطی کوچک، مرطوب و سخت برای تمیز کردن کامل وجود دارد.
وقتی بیمار با ناخن گوش را میخاراند، حتی اگر زخم قابل مشاهدهای ایجاد نشود، آسیبهای کوچک پوستی (Microtrauma) ایجاد میشوند و همین راه ورود باکتری را فراهم میکند؛ نتیجه میتواند التهاب، عفونت و تشکیل آبسه در مجرای گوش خارجی باشد.
گاهی سادهترین توصیهها مثل کوتاه کردن ناخن و پرهیز از دستکاری گوش، مؤثرتر از شروع بررسیهای پیچیده هستند.
این متخصص اطفال نوشته بود جالب بود
۱۸
۲۰:۱۶
ما در هر جایگاهی که باشیم، با انسانها روبرو هستیم.
برای برقراری ارتباط با دیگران، چه در حوزه عاطفی و چه در کسبوکار، باید انسان را بشناسیم. شناخت دیگران در گرو شناخت خودمان است.
تنها مسیری که مقابل ماست، خودمان هستیم و تنها عاملی که میتواند ما را متوقف کند، خود ما هستیم. 
فاکتورهای انسانی میتوانند باعث شکست شوند. تا زمانی که نقاط ضعف و قوت خود را نشناسیم و بر روی خود کار نکنیم، نمیتوانیم دیگری را بشناسیم و در نتیجه محکوم به شکست در روابط عاطفی و ارتباط با دیگران خواهیم بود.
مسیر تغییر از همینجا آغاز میشود: تحمل روبرو شدن با خود، مواجهه با ناآگاهیها، دردها و ترسهایی که داریم و داشتیم.
داشتن تفکر نقاد، همدلی و ارتباط موثر، ارتباطی عمیق با زخمها و گرههای درونی انسان دارد. 
جلسه درمان جایی است که افراد متوجه میشوند مسیر رشد از درون خودشان آغاز میشود.
وقتی با مراجعین صحبت میکنم، در هر جلسه من نیز میآموزم؛ زیرا دنیای درون انسانها مانند یک کتاب است که نکات آموزندهای برای ما دارد. من با صحبت با مراجع گویا یک کتاب را ورق زدم مراجع مینویسد و من می خوانم . 
ما رفتار انسانها را مشاهده میکنیم و تحلیل میکنیم، اما از ترسها، شکستها و گذشته فرد خبر نداریم.
تنها توقع داریم که فرد به درستی رفتار کند که البته توقع بیجایی نیست. اما یادآوری میکنیم که ما تنها بر روی خود کنترل داریم، نه بر روی دیگران.
بنابراین با شفقت، پذیرش و تعهد به مسئولیت خود به سمت تغییر و رشد پیش میرویم و آرامش را تجربه میکنیم؛ زیرا آگاه شدهایم که نمیتوانیم پدر، مادر، همسر یا حتی فرزندمان؛مدیر کارفرما آدم های مجازی وو را کنترل کنیم. 
وقتی از زندان باورهای اشتباهی که خودمان ایجاد کردهایم رها شویم، متوجه خواهیم شد که این زندان وجود دارد و باید برای آزادی تلاش کنیم.
ازندانی که زندان بانش خودمان هستیم زندان باورها وافکاری که خانواده، رسانهها، اخبار و مدارس و اجتماع به ما دادهاند.
زمانی که آگاه میشویم دردهای ما از تاریکی ناشی میشود، باید چراغ را روشن کنیم.
نور در مقابل تاریکی است و این آگاهی ممکن است دردآور باشد، اما رهایی از آن زیباست. 
آرام میشویم، نگرانی نداریم و خود و دیگران را درک میکنیم.
دست از قضاوت برمیداریم و سرزنش نمیکنیم؛ تحقیر نمیکنیم و حمایت میکنیم، نه محکوم.
این یعنی شفقت و صلح با خود و دیگران.
فهیمه لطفی مشاوره خانواده (فردی مهارت زندگی و..)
فاکتورهای انسانی میتوانند باعث شکست شوند. تا زمانی که نقاط ضعف و قوت خود را نشناسیم و بر روی خود کار نکنیم، نمیتوانیم دیگری را بشناسیم و در نتیجه محکوم به شکست در روابط عاطفی و ارتباط با دیگران خواهیم بود.
مسیر تغییر از همینجا آغاز میشود: تحمل روبرو شدن با خود، مواجهه با ناآگاهیها، دردها و ترسهایی که داریم و داشتیم.
جلسه درمان جایی است که افراد متوجه میشوند مسیر رشد از درون خودشان آغاز میشود.
ما رفتار انسانها را مشاهده میکنیم و تحلیل میکنیم، اما از ترسها، شکستها و گذشته فرد خبر نداریم.
وقتی از زندان باورهای اشتباهی که خودمان ایجاد کردهایم رها شویم، متوجه خواهیم شد که این زندان وجود دارد و باید برای آزادی تلاش کنیم.
زمانی که آگاه میشویم دردهای ما از تاریکی ناشی میشود، باید چراغ را روشن کنیم.
آرام میشویم، نگرانی نداریم و خود و دیگران را درک میکنیم.
۱۷
۱۵:۳۸
سلام خواستم یک هشدار مهم بدهم 



بخصوص مادر وپدرانی که نوجوان دارند مراقبت کنند.
آنقدر جستوجو نکنید؛ آنقدر درگیر گوگل و ChatGPT نشوید.ما انسانیم، نه ربات.کمکم باید درباره پیامدهای وابستگی افراطی به فناوری و جستوجوی مداوم اطلاعات هم صحبت کنیم. ChatGPT بر اساس دادههایی که دریافت کرده و الگوهایی که از اطلاعات آموخته است پاسخ میدهد؛ بنابراین قرار نیست هر چیزی که میگوید، حقیقت مطلق باشد. چرا باید هر پاسخی را بدون فکر، بررسی و تحلیل بپذیریم؟مغز انسان برای فکر کردن، حل مسئله، تصمیمگیری، تحمل ابهام و یادگیری ساخته شده است. اگر برای هر سؤال ساده، هر تصمیم کوچک و هر مسئلهای فوراً سراغ موتور جستوجو یا هوش مصنوعی برویم، بخشی از فرصت تمرین این تواناییها را از خودمان میگیریم.از طرف دیگر، در افرادی که زمینه اضطراب یا وسواس دارند، جستوجوی مکرر و اطمینانخواهی میتواند به یک چرخه معیوب تبدیل شود:اضطراب → جستوجو و سؤالپرسیدن → اطمینان موقت → بازگشت تردید → جستوجوی دوباره.این چرخه نهتنها لزوماً مشکل را حل نمیکند، بلکه میتواند اضطراب و رفتارهای اطمینانخواهانه را تقویت کند.اما یک موضوع مهم دیگر را هم نباید فراموش کنیم:انسان به ارتباط انسانی نیاز دارد.ما نیاز داریم حرف بزنیم، شنیده شویم، با دیگری گفتوگو کنیم، اختلاف نظر داشته باشیم، سؤال بپرسیم، پاسخ بدهیم، تجربه کنیم و از تعامل با آدمهای واقعی یاد بگیریم.مراجعهکنندهای میگفت:«حتی به ChatGPT میگم ظهر چی بپزم!»
شاید بامزه به نظر برسد، اما پشت این جمله یک سؤال جدی وجود دارد:اگر برای هر تصمیم کوچک، مغزمان را از تصمیمگیری معاف کنیم، چه زمانی قرار است فکر کردن و حل مسئله را تمرین کند؟زندگی فقط دریافت اطلاعات نیست.زندگی یعنی ارتباط انسانی، گفتوگو، تجربه کردن، اشتباه کردن، تصمیم گرفتن، تحمل ناکامی، حل مسئله و یاد گرفتن از تجربه.ما همین حالا هم تحت فشارهای روانی و اجتماعی زیادی زندگی میکنیم. اگر در کنار این فشارها، ارتباطات انسانی، تفکر مستقل و مهارتهای شناختی و عاطفی خودمان را هم به فناوری واگذار کنیم، باید نسبت به پیامدهایش جدیتر فکر کنیم.
یک اصل مهم را نباید فراموش کنیم:فناوری نباید جای فکر کردن، تجربه کردن و ارتباط انسانی را بگیرد.قبل از اینکه برای هر مسئلهای جستوجو کنیم، کمی فکر کنیم.قبل از اینکه برای هر تصمیمی از یک ابزار کمک بگیریم، از خودمان بپرسیم:«من خودم چه فکر میکنم؟»و گاهی به جای پرسیدن از یک صفحه، با یک انسان واقعی حرف بزنیم.مغز باید فکر کند.مغز باید حل مسئله کند.و انسان، به انسان نیاز دارد.شاید اگر قرار است نگران آینده این نسل باشیم، یکی از نگرانیهای جدی ما همین باشد؛ نسلی که در میان حجم عظیمی از اطلاعات، ممکن است فرصت تجربه کردن، فکر کردن، ارتباط گرفتن و زندگی کردن را از دست بدهد. حتی فرصت صحبت کردن راهم از دست می دهند .
ما به اندازه کافی تنها هستیم کار را پیچیده تر نکنید .
فهیمه لطفی مشاوره خانواده
دارای پروانه سازمان نظام
(فردی ؛اموزش مهارت زندگی ...)
https://t.me/hello_calm
آنقدر جستوجو نکنید؛ آنقدر درگیر گوگل و ChatGPT نشوید.ما انسانیم، نه ربات.کمکم باید درباره پیامدهای وابستگی افراطی به فناوری و جستوجوی مداوم اطلاعات هم صحبت کنیم. ChatGPT بر اساس دادههایی که دریافت کرده و الگوهایی که از اطلاعات آموخته است پاسخ میدهد؛ بنابراین قرار نیست هر چیزی که میگوید، حقیقت مطلق باشد. چرا باید هر پاسخی را بدون فکر، بررسی و تحلیل بپذیریم؟مغز انسان برای فکر کردن، حل مسئله، تصمیمگیری، تحمل ابهام و یادگیری ساخته شده است. اگر برای هر سؤال ساده، هر تصمیم کوچک و هر مسئلهای فوراً سراغ موتور جستوجو یا هوش مصنوعی برویم، بخشی از فرصت تمرین این تواناییها را از خودمان میگیریم.از طرف دیگر، در افرادی که زمینه اضطراب یا وسواس دارند، جستوجوی مکرر و اطمینانخواهی میتواند به یک چرخه معیوب تبدیل شود:اضطراب → جستوجو و سؤالپرسیدن → اطمینان موقت → بازگشت تردید → جستوجوی دوباره.این چرخه نهتنها لزوماً مشکل را حل نمیکند، بلکه میتواند اضطراب و رفتارهای اطمینانخواهانه را تقویت کند.اما یک موضوع مهم دیگر را هم نباید فراموش کنیم:انسان به ارتباط انسانی نیاز دارد.ما نیاز داریم حرف بزنیم، شنیده شویم، با دیگری گفتوگو کنیم، اختلاف نظر داشته باشیم، سؤال بپرسیم، پاسخ بدهیم، تجربه کنیم و از تعامل با آدمهای واقعی یاد بگیریم.مراجعهکنندهای میگفت:«حتی به ChatGPT میگم ظهر چی بپزم!»
یک اصل مهم را نباید فراموش کنیم:فناوری نباید جای فکر کردن، تجربه کردن و ارتباط انسانی را بگیرد.قبل از اینکه برای هر مسئلهای جستوجو کنیم، کمی فکر کنیم.قبل از اینکه برای هر تصمیمی از یک ابزار کمک بگیریم، از خودمان بپرسیم:«من خودم چه فکر میکنم؟»و گاهی به جای پرسیدن از یک صفحه، با یک انسان واقعی حرف بزنیم.مغز باید فکر کند.مغز باید حل مسئله کند.و انسان، به انسان نیاز دارد.شاید اگر قرار است نگران آینده این نسل باشیم، یکی از نگرانیهای جدی ما همین باشد؛ نسلی که در میان حجم عظیمی از اطلاعات، ممکن است فرصت تجربه کردن، فکر کردن، ارتباط گرفتن و زندگی کردن را از دست بدهد. حتی فرصت صحبت کردن راهم از دست می دهند .
ما به اندازه کافی تنها هستیم کار را پیچیده تر نکنید .
فهیمه لطفی مشاوره خانواده
دارای پروانه سازمان نظام
(فردی ؛اموزش مهارت زندگی ...)
https://t.me/hello_calm
۱۳
۱۶:۴۴
4_5900002737793273521.mp3
۳۱:۰۶-۲۸.۷ مگابایت
پادکست مُنیاز - خودآگاهیخودآگاهی چیست؟ چه فرقی بین بررسی درون و خودآگاهی وجود دارد؟
به جای چرا بگو چگونه
@httpstmehello_calm
@httpstmehello_calm
۹
۱۴:۲۴
سلام بر ارامش /مشاوره
پادکست مُنیاز - خودآگاهی خودآگاهی چیست؟ چه فرقی بین بررسی درون و خودآگاهی وجود دارد؟
به جای چرا بگو چگونه @httpstmehello_calm
یک ری اکشن نشان بدهید ببینم اصلا کسی توجه می کنه؟
۸
۱۹:۴۹
بازارسال شده از روانشناسی
Mohammad Esfahani - Ta Residi.mp3
۰۲:۵۷-۷.۱ مگابایت
*تا به شوقت شعله ور شد عشق نهانی منهر غم آمد سرنیامد صبر جوانی من
تارسیدی جان خسته دل به هوای تو بستاز هوایم تا پریدی جای تو گریه نشست
گریه می گوید حال دلم را گرچه می دانیاز لب بسته من تو بخوان شرح پریشانی
ای که از من خوش گرفتی دل به دام آشنایینیمه جانی مانده اما شکوه دارم از جدایی
گریه می گوید حال دلم را گرچه می دانیاز لب بسته من تو بخوان شرح پریشانی
ای که از من خوش گرفتی دل به دام آشنایینیمه جانی مانده اما شکوه دارم از جدایی
۱
۷:۰۲
یکی از قشنگترین شکرگزاری هایی که دیدم اینه:
خدایا شكرت بابت چیزهایی که قدرشو نمیدونیم ولی ازمون نمیگیریشون !شکرت مهربانم
سلام روزت زییا
خدایا شكرت بابت چیزهایی که قدرشو نمیدونیم ولی ازمون نمیگیریشون !شکرت مهربانم
سلام روزت زییا
۷
۱۰:۲۱
سلام بر ارامش /مشاوره
یک ری اکشن نشان بدهید ببینم اصلا کسی توجه می کنه؟
ممنونماز این همه محبت
۷
۱۰:۲۱