چیزی را کم دارم،شاید امید،شاید فراموشی،شاید یک دوست و شاید خودم را...
۵۹
۲۱:۴۷
۵۷
۲۱:۴۸
همه آرام گرفتند و
شب از نیمه گذشت؛
آنچه در خواب نشد،
چشم من و فکر تو بود...
شب از نیمه گذشت؛
آنچه در خواب نشد،
چشم من و فکر تو بود...
۶۱
۲۱:۴۹
چه بر من گذشت که ، اینگونه ویران شدم؟..
۶۲
۲۱:۵۱
dejavu
۶۲
۲۱:۵۳
از کودکی آرزو بر جوانی کردیم
جوان شدیم، اما جوانی نکردیم.
جوان شدیم، اما جوانی نکردیم.
۶۶
۲۱:۵۵
تو لایق عشق من نبودی و امیدوارم هرگز در تمام زندگیات کسی را پیدا نکنی که حتی ذرهایبه من اندازهی من دوستت داشته باشد..۳۶۵ روز بدون تو | اکیرا
۶۸
۲۱:۵۶
۶۷
۲۱:۵۶
من شعر نوشتم کِ دلش رامِ مَنِ خسته شود.
او شعر مرا برد کِ دل از کسِ دیگر ببرد.
او شعر مرا برد کِ دل از کسِ دیگر ببرد.
۶۶
۲۱:۵۸
دیگر آن «حالا چرا» معنی ندارد شهریارهر زمان برگردد او ، جان را فدایش میکنم....
۶۶
۲۱:۵۹