بازارسال شده از 𝗌𝗍𝖺𝗋 𝖻𝗈𝗒
حرفهایم تمام شدهاند ، مثل خودم .
۱
۶:۵۴
بازارسال شده از
مثࢦ ماة ࢪۏشن کࢪڐۍ شب ٺإࢪیکمﯡ
۱
۹:۲۶
بازارسال شده از
ولی بوسیدنِ گردنت > > >
۱
۹:۲۶
بازارسال شده از
شبی که ماه کامل و ستارهها چشمک زدن ، زیر آسمون تاریکِ شب ، میبوسمت .
۱
۹:۲۶
بازارسال شده از
اگر مرگم فرآ رسید و یکدیگر رآ ندیدم فرآموش نکن که من دیدآرِ تورآ بسیآر آرزو کردم . . .🪷
۱
۹:۲۶
بازارسال شده از
И я думаю, что я твой навсегда.
۱
۹:۲۶
بازارسال شده از
ۊ من فڪڔ ميڪنم ٺآ ابد مٺعلق بة ٺۊعم ، ، ،
۱
۹:۲۶
بازارسال شده از
آسمان چۺم اۊ آئینة ڪيښٺ ؟
۱
۹:۲۶
بازارسال شده از
اگڔ عۺقمۊن بڔة بآلآ ښخڔة نميزآرم ݒڔٺ ۺـہ . . .
۱
۹:۲۶
بازارسال شده از 𝗌𝗍𝖺𝗋 𝖻𝗈𝗒
دۊښٺݒ دآڔم امآ ٺۊ مآلة من نیښٺي..
۱
۲۰:۳۷